نمي خواستم نامِ چـنگيز را بدانم
محمدِ خواجه و تيمور لنگ,
خِفَت چشنده گان را.
مي خواستم نامِ تـــو را بدانم.
و تنها نامي را كه مي خواستم
ندانستم. ( احمد شاملو )
***
امروز, 20 ژوئن مقارن با سي و دومين سالمرگ بروس لي ستاره و بازيگر افسانه اي هنرهاي رزمي جهان مي باشد. مرگ مشكوك او در بيستم ژوئن 1973 ميلادي, در سن 33 سالگي با بازتاب جهاني گسترده اي همراه بود.
بروس لي كه نام اصلي اش " لي يون كم " بود, در 27 نوامبر 1940 ميلادي در سانفرانسيسكو ي آمريكا از پدر و مادري چيني تبار به دنيا آمد. و در سه سالگي, همراه خانواده اش رهسپار هنگ كنگ شد. بروس لي پس از آموختن كونگ فو, در تعدادي از فيلم هاي رزمي هنگ كنگي موسوم به " اژدهاي كوچك " نقش آفريني كرد.
در سال 1973 با بازي در فيلم, " اژدها وارد مي شود ", به شهرت, محبوبيت و ثروت كلاني دست يافت. " بازگشت اژدها "( 1973 ), آخرين فيلم كامل به بازيگري و كارگرداني اش مي باشد. " بازي مرگ " آخرين فيلم ناتمام بروس لي مي باشد. اين فيلم با چند صحنه ي اضافي در سال 1987 ميلادي به نمايش درآمد.
با گذشت بيش از سه دهه, حقيقت مرگ او هنوز در پرده ي ابهام مي باشد. پزشكي قانوني علت مرگ وي را نارسايي مغزي گزارش كردند. جسدش را بدون هيچ گونه جراحتي در حالت خواب, واقع در آپارتمانش در هنگ كنگ پيدا كردند.
پسرش, باندون لي نيز كه بازيگر فيلم هاي حادثه اي بود, در سر صحنه ي فيلمي در سال 1994 ميلادي به اشتباه! توسط يك گلوله شليك شده ي سلاحي درگذشت. مرگ او نيز مانند مرگ پدرش, شايعاتي را در پي داشت.
**
ارنست اينگمار برگمن, Ingmar Bergman Ernst كارگرداني براي همه ي عصرها
فيلم سينمايي " تــــوت فــــرنگي هاي وحـــــــــشي " Wild Strawberries , ساخته ي اينگمـــــار بــــــــرگمن كه آن را در سال 1957 ميلادي ساخته است, از نگاه منتقدان سينمايي, به يكي از 10 فــــــــــــــــيلم برتر همه ي اعصار ONE OF THE 10 BEST FILMS OF ALL TIMES شناخته شده است. فيلمي كه زندگي يك فيزيكدان مسن و تصويرهاي ذهني و آشفته اش را به تصوير مي كشاند.
اينگمار برگمن در 14 جولاي 1918 ميلادي در كشور سوئد به دنيا آمد. پدرش يك كشيش بود. او نخستين فيلمش را در سال 1945 ميلادي به نام " كريس " ساخت. وي پس از فيلم " خانه بازي " كه آن را در سال 1949 ميلادي ساخت, به آفرينش شاهكارهاي سينمايي همت گماشت. اولين فيلم بسيار موفق او به زباني انگليسي, " فريادها و نجواها " نام دارد كه منتقدان سينمايي جهان از آن به نيكي ياد مي كنند. آخرين فيلم سينمايي به كارگرداني برگمن, " فاني و آلكساندر " ( 1983 ) نام دارد كه يك اثر خانوادگي است و در ستايش زندگي و زيبايي هايش مي باشد.
جايزه هاي سينمايي برگمن:
1- پنج بار نامزد اسكار بهترين فيلمنامه
2- سه بار نامزد اسكار بهترين كارگرداني
3- نامزد اسكار بهترين فيلم سينمايي خارجي سال براي فيلم " فــريادها و نجواها "
4- نامزد اسكار بهترين فــــيلم سينمايي خارجي سال براي فيلم " فاني و آلكساندر " , " چشمه باكرگي " ( 1959 )
5- نامزد اسكار بهترين فــــيلم سينمايي خارجي سال براي فيلم " همچون در يك آيينه " ( 1960 )
6- جايزه ايروينگ تالبرگ از سوي آكادمي اسكار در سال 1970 ميلادي.
برخي از فيلم هاي مطرح برگمن:
مردي با يك چتر ( 1946 ), سرزمين آرزو ( 1947 ), آينده با من است ( 1948 ), زندان ( 1949 ), رازهاي زنان ( 1953 ), تابستاني با مونيكا ( 1953 ), شب عريان ( 1954 ), درسي در عشق ( 1954 ), لبخندهاي يك شب تابستاني ( 1957 ), چشم شيطان ( 1960 ), صحنه يك ازدواج ( 1974 ), چهره به چهره ( 1976 ), سونات پاييزي
**
N تاثير اولين نگاه:
مجله ي " پرسونال ريلاشن شيپ ژورنال " به نقل از پژوهش گران نوشت: انسان ها در همان دقيقه هاي نخستين ديدار با يكديگر تصميم شان را براي نوع رابطه اي كه بعدها برقرار خواهند كرد, مي گيرند.
اين محققان مي گويند: نگاه هايي كه قرار است به عشق ختم شود, براي طرفين ارزش دارد و شخص نمي خواهد زمــان را از دست بدهد و در همان نگاه نخست, آرزوهايش را براي تداوم اين عشق, پيش بيني مي كند.
اولين نگاهي كه در هم گره مي خورد, متوجه ي آرزوهاست و نوع رابطه اي كه فرد مي تواند داشته باشد را پيش بيني مي كند و كمك مي نمايد كه تصميم بگيرد آيا خواهان ادامه ي علاقه به طرف مي باشد و يا نه. اگر در نگاه نخست, پيش بيني منفي باشد, ارتباطات محدود و پيشرفت اين ارتباط, با مشكل مواجه خواهد گشت.
**
N دوبيتي:
اي ريشه ي تو هميشه در خون دلــم
بي روي تو تشنه است جيحون دلـــم
كافي ست كه يك لحظه نگاهم بكني
تا زنده شود دوباره مجنون دلــــــــــــم ( شهرام رسولي )
( جبران خليل جبران ) برگردان: آرش حجازي
روزي, زيبايي و زشتي در ساحل دريايي به هم رسيدند و به هم گفتند: بيا در دريا شنا كنيم.
در آب شنا كردند و زماني گذشت و زشتي به ساحل بازگشت و جامه هاي زيبايي را پوشيد و رفت. زيبا نيز از دريا بيرون آمد و تن پوشش را نيافت. از برهنگي خويش شرم كرد و به ناچار, لباس زشتي را پوشيد و به راه خود رفت.
تا اين زمان نيز, مردان و زنان, اين دو را با هم اشتباه مي گيرند؛ اما اندك افرادي هم هستند كه چهره ي زيبايي را مي بينند و فارغ از جامه هايي كه بر تن دارد او را مي شناسند و برخي نيز چهره ي زشتي را مي شناسند و لباس هايش او را از چشم اينان پنهان نمي دارد.
**
ÿ لينكستان
فرهنگي و هنري:
مايکل جکسون، ستاره عالم پاپ، که از جمله به اتهام آزار جنسی يک پسربچه 13 ساله در کاليفرنيا تحت محاکمه بود از کليه اتهامات وارده تبرئه شده است.
فهرست اتهامات وارده به مايکل جکسون
جورج لوکاس به جايزه موسسه فيلم آمريکا دست يافت
پزشكي:
پاسخ به سوالات پزشکی، دندانپزشکی، تغذیه و ...!
حادثه:
يک ايرانی در آلمان خود و دوست دخترش را کشت
اجتماعي:
خبرنگار بی بی سی نشان افتخار ملکه بريتانيا را دريافت کرد
ثروتمندان جهان هنوز راغب به حمايت از فقرا نيستند
تاريخي:
ناوگان دریایی داریوش بزرگ کشف شد
ادبيات داستاني:
بوف کور صادق هدايت
داستانهاي چخوف مجموعه اي از داستان هاي كوتاه آنتوان چخوف
نامه هاي فروغ فرخزاد به پرويز شاپور
رايانه و اينترنت:
گالري قالب وبلاگ
دنيای کامپيوتر
مهدی رودکی
مژده
سرگردون
علوم رايانه
یک قالب شیک و زیبا و البته رایگان برای سیستم بلاگر!
توصیههایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت اول)
توصیههایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت دوم)
توصیههایی برای داشتن یک وبلاگ خوب و موفق (قسمت سوم)
شما هم « دات کام » شوید!
آموزش وبلاگی؛ ارسال مطالب به صورت روزانه براى اعضا
آموزش وبلاگی؛ سرویس Blogrolling را بهتر بشناسيم!
Y عشق و انواع آن در قلمروی روانشناسی(1)
( برگرفته از كتاب: " زمينه روانشناسی هيلگارد " ( جلد دوم ) تاليف ريتا ال. اتكينسون و همكاران / مترجم ها: دكتر حسن رفيعي, دكتر محسن ارجمند, دكتر مرسده سميعي / ناشر: انتشارات ارجمند )
عشق Love , صرفاً دوست داشتن شديد نيست. اغلب, آدم هايي را مي شناسيم كه خيلي دوستشان داريم, ولي عاشقشان نيستيم و گاه نيز, به كساني برخورده ايم كه در خود جاذبه اي حتي شورانگيز به آن ها احساس كرده ايم, ولي چندان دوستشان نداشته ايم. پژوهش نيز مويد اين تجارب روزمره است. يكي از نخستين پژوهش گراني كه به مطالعه ي عشق پرداخت, جملاتي تدوين كرد كه دوست داشتن و عشق را از نظر افراد نشان داد و به اين ترتيب مقياس هاي جداگانه اي براي سنجش هريك طراحي كرد. ( رابين؛ 1973 ميلادي )
جمله هاي مربوط به مقياس دوست داشتن نشان مي داد كه طرف مقابل از نظر آزمودني چه قدر دوست داشتني, محترم, قابل قبول, پخته و داراي قضاوت درست است و جمله هاي مربوط به مقياس عشق, سه مضمون اصلي را مي سنجيد: احساس دلبستگي ( = زندگي بدون... برايم سخت است ), احساس مراقبت ( = براي ... تقريباً هر كاري برايم سخت است ), و احساس اعتماد ( = فكر مي كنم عملاً در مورد هر چيزي مي توانم به... اعتماد كنم ). همبستگي اين دو مقياس, صرفاً در حد متوسط بود. 56/0 در مورد مردان و 36/0 در مورد زنان.
عشق و ازدواج:
عشق, مفهومي قديمي است, ولي اعتقاد به لزوم آن براي ازدواج, اعتقادي متاخر است و به هيچ وجه جهاني نيست. در برخي فرهنگ هاي غير غربي هنوز ازدواج رابطه اي قراردادي يا مالي تلقي مي شود كه هيچ ربطي به عشق ندارد. حتي در غرب هم رابطه ي عشق و ازدواج عملاً در سي سال اخير به اين استحكام رسيده است. در سال 1967 ميلادي از عده اي دانشجو پرسيده شد: " اگر مردي ( يا زني ) همه ي ويژگي هاي دلخواه شما را داشته باشد, تنها به شرط عاشقش نبودن, آيا حاضريد با او ازدواج كنيد؟ " در حدود 65 درصد از مردان و فقط 24 درصد زنان پاسخ منفي دادند. ( عملاً فقط 4 درصد پاسخ مثبت دادند و اكثر زنان پاسخي ندادند.)
دوره ي جديد نهضت زنان در آن زمان تازه آغاز شده بود و احتمال آن هست كه زنانِ آن روزگار بيشتر از زنان امروز, ازدواج را لازمه ي امنيت مالي خود مي دانستند. در تكرار اين زمينه يابي در سال 1984 ميلادي, 85 درصد از مردان . نيز زنان گفتند كه از ازدواج بي عشق سرباز خواهند زد.
عشق شورانگيز Passionate Love و عشق همنشينانه Companionate Love
چندين جامعه پژوه كوشيده اند انواع مختلف عشق را از هم تميز دهند. يكي از پذيرفته ترين افتراق ها, ميان عشق شورانگيز و عشق همنشينانه است.
عشق شورانگيز بنا به تعريف, حالت روحي عميقي است كه در آن " حساسيت و احساسات جنسي, خلق بالا و درد, اضطراب و آرامش, نوعدوستي و حسد, با هم و به صورت ملغمه اي از احساسات وجود دارد."
گفته اند كه عشق شورانگيز, احساسي است مركب از برانگيختگي جسمي و تصور اين كه برانگيختگي مزبور را محبوب در فرد به وجود آورده است.
اما عشق همنشينانه, بنا به تعريف " محبتي است كه به كساني احساس مي كنيم كه زندگيمان عميقاً با زندگي آنان درآميخته است. " مشخصه هاي عشق همنشينانه: اعتماد, مراقبت, سعه ي صدر در برابر معايب و ويژگي هاي منحصر به فرد همنشين و به لحاظ هيجاني, داشتن روحيه اي گرم و محبت آميز به جاي شور عميق است. به مرور زمان كه رابطه اي ادامه مي يابد, وابستگي متقابلي ميان طرفين پيدا مي شود و امكان شكل گيري هيجاني عميق ميان آنان عملاُ بيشتر مي شود. شاهد اين پديده آن است كه وقتي زوج هاي قديمي موقتاً از هم جدا مي شوند, عميقاً احساس تنهايي مي كنند و براي هم دلتنگ مي شوند, يا وقتي كه يكي از آن دو از دست مي رود, ديگري نوعاً روحيه اش خراب مي شود. زوج هاي همنشين به مرور زمان چنان با عادات روزمره, هماهنگ و سازگاري پيدا مي كنند كه در عمل هيجان هاي شديد ميان آن ها معمولاً به شكل متناقض گونه اي اندك خواهد بود.
در زمينه يابي پيش بسياري از مردان و زنان جوان گفته بودند كه تهي شدن ازدواج از عشق, دليل كافي براي خاتمه دادن به ازدواج است. البته جواناني كه عشق را صرفاً با مولفه ي شورانگيز آن برابر دانسته اند, احتمالاً از فقدان آن ناراحت خواهند شد؛ ولي اكثر زوج هاي موفق قديمي بر عناصر همنشينانه ي رابطه ي خود تاكيد مي كنند و نظريه و پژوهش نيز دلالت بر آن دارد احساسات شديدي كه مشخصه ي عشق شورانگيز است, بعيد است در طول زمان دوام يابد. جرالدي, نويسنده ي قرن شانزدهم نيز به اين نكته اشاره كرده است: " سرگذشتِ رابطه ي عاشقانه, داستان غمبار نبرد آن با زمان است. "
اين پديده در پژوهشي روشن شد: در اين پژوهش, زوج هاي قديمي را در ايالات متحده امريكا كه افراد به دليل عشق با هم ازدواج مي كنند, و ژاپن, كه ازدواج ها را والدين افراد تعيين مي كنند, با يكديگر مقايسه كردند. همان طور كه انتظار مي رفت, ابراز اوليه عشق و علاقه ي جنسي در زوج هاي امريكايي بيشتر از زوج هاي ژاپني بود, اما ميزان آن در هر دو گروه به تدريج كاهش مي يافت, به طوري كه پس از ده سال, ديگر هيچ تفاوتي ميان دو گروه ديده نمي شد. با اين حال, بسياري از زوج هاي شركت كننده در اين پژوهش از ازدواج خود كه به عشق همنشينانه ي عميقي تكامل يافته بود, رضايت كامل داشتند؛ عشقي كه مشخصه هايش وجود ارتباط و گفت و گو ميان طرفين, تقسيم برابر كارها, و تقسيم عادلانه ي قدرت تصميم گيري بود.
منطق اخلاقي اين پديده آن است كه عشق شورانگيز ممكن است در ابتدا براي طرفين بسيار هيجان انگيز باشد, اما عوامل دراز مدتي كه يك رابطه ي ديرپاي خوب را شكل مي دهند, چندان مهيج نيستند. ايجاد چنين رابطه اي بي شك مستلزم تلاش بيشتر است و بيش از آن كه به شور و هيجان نياز داشته باشد, به عدالت بستگي دارد. در واقع, شايد نوعي تناقض ذاتي ميان عشق شورانگيز و عشق همنشينانه در كار باشد كه به آن خواهيم پرداخت.
آشنايي, تشابه و جاذبه ی جنسی:
اكثر افراد هم جنس هاي خود را به عنوان زوج عشقي و جنسي بر نمي گزينند. به همين ترتيب, پسرها و دخترهاي تربيت شده در خانه هاي اشتراكي اسرائيل هم بندرت با يكديگر ازدواج مي كنند, چون احساس مي كنند زيادي با هم آشنايند و به خواهر و بردار شبيه ترند تا به عشاق بالقوه يكديگر. پس شايد واقعيت آن است كه گرچه آشنايي و تشابه, محرك دوستي و سنخيت است, درجاتي از نا آشنايي يا عدم تشابه نيز لازم است تا جرقه ي عشق شورانگيز يا جاذبه ي جنسي زده شود.
داريل بم, نظريه اي در باره ي رشدِ جاذبه ي جنسي مطرح كرده است كه تقسيم كار بر پايه ي جنسيت و هنجارهاي مربوط به نقش هاي جنسي در اكثر فرهنگ ها باعث مي شود كه پسرها و دخترها, اغلب دركي بسيار متفاوت پيدا كنند. هر چه آن ها به فعاليت ها و بازي هاي گروهي ويژه ي جنس خود بپردازند, با همسالان همجنس خود بيشتر از همسالان جنس مخالف شان آشنا مي شوند. در نتيجه, اكثر بچه ها احساس راحتي بيشتري با بچه هاي همجنس خود و احساس ناراحتي بيشتري در مواجهه با جنس مخالف خواهند كرد.
طبق نظريه ي بم, در مرحله ي بعد, اين ناراحتي سبب برانگيختگي عمومي ( غير جنسي ) مي شود؛ يعني دخترها بر اثر اين نوع ناراحتي, نوعاً در حضور پسرها, ترس يا تشويش مختصري پيدا مي كنند و پســرها نيز, معمولاً در حضور دخترها, دستپاچه مي شوند, يا آن ها را تحقير مي كنند ( " دخترهاي اكبيري! " ). در نهايت, نظريه ي بم با تعميم يافته هاي پژوهشي ( شورآفريني با تحريك بيروني ) اين نكته را طرح مي كند كه برانگيختگي عمومي دوران كودكي در سال هاي بعد, يعني مدت ها پس از فراموش شدنِ دليل اوليه ي آن, به برانگيختگي شهواني يا جاذبه جنسي استحاله مي يابد. در نتيجه, بچه هاي داراي جنسيت معمول, تدريجاً به افراد جنس مخالف احساس جاذبه مي كنند و در عين حال, به افراد همجنس خود احساس دوستي و آرامش غير شهواني مي يابند. به اين ترتيب است كه " جنس متفاوت, شهوت انگيز مي شود ".
از پژوهش هاي انجام شده بر مردان و زنان همجنس باز نيز شواهد ديگري در تاييد اين نظريه به دست آمده است. آنان بسيار بيشتر از مردان و زنان غير همجنس باز گزارش كرده اند كه در كودكي از فعاليت هاي نوعي جنس مخالف لذت مي برده اند, با همسالاني از جنس مخالف " اُخت " بوده اند و حتي در دبستان هم احساس مي كرده اند كه با هم سالان همجنس خود " تفاوت " دارند؛ يعني همجنس بازان هم مثل غير همجنسبازان, زوج هاي عشقي و جنسي خود را از ميان عشاق بالقوه ي ناآشناتر و " متفاوت " تر خود برمي گزينند.
Y عشق و انواع آن در قلمروي روانشناسي (2)
( برگرفته از كتاب: " زمينه روانشناسي هيلگارد " ( جلد دوم ) تاليف ريتا ال. اتكينسون و همكاران / مترجم ها: دكتر حسن رفيعي, دكتر محسن ارجمند, دكتر مرسده سميعي / ناشر: انتشارات ارجمند )
نظريه سه بعدي عشق:
از تركيب هاي مختلفي ميان ابعاد سه گانه عشق, هشت نوع رابطه عاشقانه به وجود مي آيد:
|
تعهد |
شور |
صميميت |
نوع عشق |
|
كم |
كم |
كم |
فقدان عشق |
|
كم |
كم |
زياد |
دوستي |
|
كم |
زياد |
كم |
عشق بلهوسانه |
|
كم |
زياد |
زياد |
عشق دل انگيز |
|
زياد |
كم |
كم |
عشق بي روح |
|
زياد |
كم |
زياد |
عشق همنشينانه |
|
زياد |
زياد |
كم |
عشق ناصميمانه |
|
زياد |
زياد |
زياد |
عشق تما عيار |
از زمان طرح افتراق ميان دو نوع عشق شورانگيز و همنشينانه, دسته بندي هاي مشابه, ولي متمايز تري هم مطرح شده است طبق يكي از اين دسته بندي ها, عشق داراي سه مولفه است: صميميت, شور و تعهد. صميميت, مولفه اي است هيجاني و عبارت است از داشتن احساسات نزديك و مشترك. شور, مولفه اي انگيزشي است كه هر دو عنصر جاذبه جنسي و احساس دل انگيز " عاشق شدن " را در بر مي گيرد. تعهد, مولفه اي شناختي است كه نيت فرد را براي حفظ و دوام رابطه نشان مي دهد. تركيب هاي مختلف اين سه مولفه به هشت نوع رابطه مي انجامد كه در جدول بالا آمده است كه بر اساس آن, عشق شورانگيز, طبق اين طرح واره بر دو نوع است: عشق بلهوسانه و عشق دل انگيز. مشخصه ي مشترك اين دو, شور فراوان و تعهد اندك است. اما تفاوت اين دو, در ميزان صميميت است كه در عشق بلهوسانه, اندك و در عشق دل انگيز, فراوان است. مشخصه ي عشق همنشينانه هم, صميميت و تعهد فراوان, و در مقابل, شور اندك است.
سبك هاي دلبستگي:
طبق دسته بندي جديدي از عشق, سبك هاي مختلف عشق در بزرگسالان تكرار سه نوع دلبستگي يي است كه نوزادان به مراقب اصلي خود نشان مي دهند. دلبستگي توام با احساس امنيت, دلبستگي بدونِ احساس امنيت و توام با دوري گزيدن و دلبستگي بدون احساس امنيت و توام با اضطراب و دودلي. اگر كودك را از مراقب اصلي خود كه معمولاً مادر است, جدا كنيد, كودك دلبسته ي داراي احساس امنيت با بازگشت مادر مي كوشد با او تعامل برقرار كند؛ كودك دلبسته ي بدون احساس امنيت و دوري گزين با بازگشت مادر, آشكارا از تعامل با او دوري مي گزيند و كودك دلبسته ي بدون احساس امنيت و مضطرب و دودل در مراجعت مادر به او, مقاومت از خود نشان مي دهد ( مثلاً فغان مي كند تا مادر بغلش كند. ولي وقتي هم كه مادر بغلش مي كند, باز خشمگينانه دست و پا مي زند تا پايينش بگذارد).
دو پژوهش گر براي ارزيابي اين نكته كه آيا روابط عاشقانه بزرگسالان هم بازتابي از همين الگوهاست يا نه, روشي را تدوين كردند. آنان هر الگو را در قالب توصيف هاي كوتاهي مطرح كردند و از آزمودني ها خواستند كه ببينند كدام توصيف بيشترين انطباق را با آن ها دارد:
( داراي احساس امنيت ) نزديك شدن به ديگران برايم نسبتاً آسان است و به راحتي مي توانم به ديگران تكيه كنم و اجازه دهم ديگران هم به من تكيه كنند. اغلب نگران آن نيستم كه نكند ديگران تركم كنند يا نكند كسي با من زيادي صميمي شود.
( دوري گزين ) صميميت با ديگران برايم تا حدودي ناراحت كننده است؛ برايم سخت است كه به آن ها كاملاً اعتماد كنم, يا به خودم اجازه دهم كه به آنان تكيه كنم. وقتي كسي خيلي نزديك من مي شود, عصبي مي شوم؛ كسي هم كه عاشق من مي شود, اغلب توقع دارد بيشتر از حدي كه برايم راحت است, با من صميمي شود.
(دودل ) به نظرم ديگران آن اندازه صميميتي را كه من مي خواهم, دوست ندارند. اغلب نگرانم كه نكند طرف مقابلم واقعاً عاشقم نباشد, يا نخواهد رابطه اش را با من ادامه دهد. دلم مي خواهد در معشوقم كاملاً ذوب شوم و اين خواسته گاهي ديگران را از من مي ترساند.
از نمونه ي بزرگي از بزرگسالان خواسته شد كه سبك هاي عاشقي خود را شناسايي كنند. حدود 56 درصد از آن ها در طبقه ي افراد داراي احساس امنيت مي گنجيدند. 25 درصد دوري گزين و 19 درصد هم مضطرب و دودل بودند. اين ارقام بسيار مشابه ارقامي است كه در مطالعات انجام شده بر كودكان به دست آمده است. پژوهشگران همچنين دريافتند كه رابطه ي بزرگسالان داراي احساس امنيت با والدينشان در كودكي گرمتر و محبت آميز تر از دو گروه ديگر بوده است. بزرگسالان دوري گزين اغلب مي گفتند كه مادري سرد و طرد كننده داشته اند. اين يافته ها نيز با يافته هاي به دست آمده از مطالعات انجام شده بر كودكان, همخواني دارد.
پژوهش تازه تري حاكي از آن است كه شايد افراد دوري گزين بر دو نوع باشند: كساني كه مي كوشند مستقل و خود بسنده باشند و اهميت روابط صميمانه و اتكا به ديگران را ناديده مي گيرند و كساني كه به داشتن روابط نزديك به ديگران علاقه دارند, ولي مي ترسند مبادا ديگران آنان را آزرده سازند.
راز ركوردشكني زندگي مشترك انساني
هشتادمين سالگرد ازدواج پرسي اوراسميت و همسر صد ساله اش فلورنس كه در اول ژوئن 1925 ميلادي زندگي مشترك خود را آغاز كردند, در رسانه هاي گروهي كشورهاي بسياري, بازتاب ويژه اي داشت.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس, راز بزرگ آنان در اين بود كه اجازه ندادند حتي يك كدورت و ناراحتي كوچك, زندگي شان را خراب كند. فلورنس در اين مورد مي گويد: " راز موفقيت مان, كار سخت و حل سريع اختلافات و مشاجره ها بود. ما هرگز از پوزش خواهي نسبت به هم دريغ نمي ورزيديم. همسرم, عشق و تمام زندگي من است. البته ما اكنون در اين سن و سال دعوا نمي كنيم, تنها زماني كه مي خواهم سريال هاي تلويزيوني را تماشا كنم, حرف مان مي شود, چون او از آن ها متنفر است.
گفتني است, پيش از اين, يك زوج ژاپني ركود زندگي مشترك جهان را به مدت 78 سال و 296 روز از خود به يادگار گذاشته بودند.
**
كتابخانه ديجيتالي نيويورك
كتابخانه عمومي نيويورك كه در زمره ي يكي از بزرگ ترين كتابخانه هاي دنيا مي باشد, قرار است 700 عنوان كتاب خود را به صورت ديجيتالي – شنيداري, در اختيار اعضاي خود قرار دهد.
به گزارش آسوشيتدپرس, مسوولان كتابخانه بزرگ نيويورك اعلام داشتند از اين پس اعضاي اين كتابخانه, قادر خواهند بود علاوه بر امكانات شنيداري كتاب مورد نظر, متن و عكس كتاب مورد علاقه ي خود را نيز به طور كامل بر روي سي دي و رايانه ي شخصي خود لــود كنند.
· جوايز سال سينمايي ام. تي. وي 2005 ميلادي
· بهترين فيلم سال: ناپلئون ديناميت
· بهترين بازيگر مرد سال: لئوناردو دي كاپريو
· بهترين بازيگر زن سال: ليندسي لوهن
· بهترين گروه بازيگر: ليندسي لوهن, راشل مك آدامز, ليسي چابارت و آماندآ سيفيلد در فيلم " دختران ناخن خشك "
· بهترين بازيگر نقش منفي سال: بن استيلر
· بهترين صحنه نبرد سال: نبرد ميان اوما تورمن و داريل هانا در فيلم " بيل را بكش 2 "
· بهترين بازيگر كمدي سال: داستين هافمن
· بهترين جايزه " نسل ام. تي. وي " : تام كروز
· بهترين صحنه اكشن: " روزي پس از فردا " از رونالدآ مريخ
2 ازدواج زنان عربستاني با مردان مسن و پولدار:
بر پايه ي نظرسنجي نشريه " الوطن " روي دختران مجرد 18 تا 24 ساله عربستاني نشان مي دهد 50 درصد آنان حاضرند با مردان پير و ثروتمند, حتي اگر همسن پدرانشان باشند, ازدواج كنند. به باور آنان, اين مردان از لحاظ مالي و اخلاقي, آماده ي پذيرش مسووليت هاي زندگي هستند.
بر اساس اين نظرسنجي, 30 درصد اين دختران مجرد عربستاني كه مردان مسن را ترجيح مي دهند, گفته اند به مردان جوان اعتــماد ندارند؛ 20 درصد نيز گفته اند مردان پير با زنان با احترام رفتار مي كنند.
گفتني است, عربستان در زمره ي كشورهايي مي باشد كه زنانش در انزواي مطلق به سر مي برند و به حقوق و آزادي هاي اجتماعي آنان, توجهي نمي شود.
روزگاراني كه مردان اين ديار, داشتن دختر را نــــنگ مي پنداشتند و زنـده به گورش مي كردند.
لينكستان
ÿ تول بار جدید گوگل، ترجمه و غلطگیری هم میکند
ÿ آموزش روش جستجو در گوگل (google)
ÿ نیویورک تایمز Aboat.com راخرید
ÿ گوگل محبوبترين موتور جستجوي فارسي زبانان دنياست
ÿ تعداد تصاویر دیتابیس عکس یاهو
ÿ ساختن وب سایت ضد فیلتر رایگان در کمتر از 10 دقیقه
ÿ در مورد دانشگاه مجازي در ايران بيشتر بدانيد
ÿ جستجوی چند گانه موتور های جستجو به کمک Turbo Scout
ÿ درآمد سالانه 180000 دلاری یک سایت از قرار دادن آگهی های متنی گوگل
ÿ دعوت به سایت پرشین گیگ با 1 گيگابايت فضا
ÿ چگونه مشت يك سايت را باز كنيم؟
ÿ استفاده ازتلفن هاي همراه سلامت انسان را تهديد نمي كند
ÿ همه چیز درباره صندوق پست صوتی
ÿ شركتهاى موفق جهان چگونه استخدام مىكنند؟
ÿ بناهاي معروف امريکايي را از نزديک ببينيد
ÿ با فناوري جديد، سرعت اينترنت 15 برابر ميشود
ÿ تغيير ادرس وبلاگ شما به YourName.Co.Sr
ÿ مصاحبه BBC با سارا دختر خواننده در تهران
ÿ چه کسانی به شما لینک داده اند ؟
ÿ آپلود فایل روی یک سرور رایگان
ÿ نرم افزارهای آمار گیری از صفحات وب
Y هزار بار عشق پيرانه سري
بر پايه ي آماري كه انجمن جراحان پلاستيك و زيبايي آمريكا ارايه داده است, عده افراد بالاي 65 سال كه خواهان جراحي هاي مختلف پلاستيك, مانند ليپوساكشن, كشيدن پوست, جراحي چهره و بيني هستند, روز به روز فزوني مي يابد.
البته, اين ها نشانه هاي خوبي از افزايش عشق به زندگي است و از منظر جامعه شناسان, بسيار اميدوار كننده است.
**
G دشمني ريشه دار ارسطو با ايرانيان
شايد خيلي از ما ايرانيان ندانيم كه ارسطو, فيلسوف يوناني قرن چهارم قبل از ميلاد كه تاليفات زيادي از وي به جا مانده است, دشمن سرسخت ايرانيان بوده است.
ارسطو, آموزگار اسكندر مقدوني بوده است. كتاب معروف " سياست " وي به بررسي هدف دولت و جايگاه انسان ها در آن دوران مي پردازد و نظريه هايي را كه به اسكندر آموخته است, تبيين مي كند؛ يعني اين كه برخي انسان ها و ملت ها, ذاتـاً برده بدنيا مي آيند كه در زمره ي آنان, بربرها, غير يوناني ها و ايرانيان هستند.
اسكندر مقدوني تحت تاثير افكار ارسطو در مورد لزوم حكومت يونانيان بر بربرها, در سال 334 قبل از ميلاد در سن 22 سالگي با سپاهي, متجاوز از 37 هزار نفر, به ايران زمين تاخت.
**
Y پيوند آسماني بر بلنداي عشق
يك زوج نپالي بر فراز اورست, بلندترين قله دنيا, پيمان ازدواج بستند.
به گزارش بي.بي.سي, آن دو مدت كوتاهي ماسك هاي اكسيژن را برداشتند تا حلقه هاي گل پلاستيكي را دور گردن يكديگر بيندازند. اين مراسم كه بيش از ده دقيقه بر فراز قله اورست ادامه يافت, داماد پودر قرمزي را به پيشاني عروس ماليد.
**
G جامه ي سربازان ايران باستان
هرودوت در كتاب تـــواريخ خود, شرح كوتاهي در مورد جامه و سلاح پياده نظام ايران باستان آورده است:
" لباس سپاهيان ايران مركب است از كلاه نرم نمدي, رادي گلدوزي شده ي آستين دار, زرهي با زنجيرهايي شبيه فلس ماهي كه بسان كت روي ردا مي پوشيدند و شلوار. به عنوان اسلحه, يك سپر حصير بافت سبك, يك تيردان, يا تركش, زوبين كوتاه, كماني سخت و محكم با تيرهايي از جنس ني و خنجرهايي آويخته به كمر داشتند. "
**
Y پروانه ي شمع شب
از: داوود خاني خليفه محله
تابستان؛ در شبي تازه نفس، ايوان بالاخانه، شمعي را بر افروختم و روي تخت دراز كشيدم و دست ها زير سر، محو تماشاي نور لرزان شمع.
بيرون، باد غريبي توي برگ هاي درختان بلند و قطور نارون ولوله مي كرد و گاه، پرنده اي با صدايي غمبار مي خواند و لرزي ناپيدا در تن آدم مي ريخت.
هنوز چند دقيقه اي نگذشته بود كه نگاهم متوجه ي پروانه اي زيبا و سبكبال شد كه در پرتو نور شمع، با شوق فراواني، بال افشاني مي كرد.
توي آسمان، ماه از ابر درآمده بود و هاله اي زيبا، دور تا دورش را گرفته بود.
پروانه ي رنگين و سبكبال، آن قدر گرد شمع چرخيد و چرخيد و بال هاي لطيفش را به شعله هاي سوزان شمع كوبيد تا محو گرمي شمع شب افروز، سوخت و سوخت و در پاي معشوق افتاد!...
در هنگامه اي كه ماه, پشت يک تکه ابر پنهان شده بود و سياهی شب، روي درختان ديرسال پرده ی سياهی كشيده بود و در چنبره ی سکوت و خاموشی, پرنده ای غريب, بر شاخسار درختی آوای حزن آلودی می نواخت؛ آرام آرام, نور كمرنگ شمع بر كالبد سوخته ي پروانه، سايه روشني زد و براي هميشه به خاموشي گراييد...
تا عــشق به پروانه درآموخته اند
زو در دلِ شـمع، آتش افروخته اند
پروانه و شمع اين هنــر آموخته اند
كز روي موافقت به هم سـوخته اند. ( خاقاني شرواني )
**
" ارباب حلقه ها "؛ بهترين موسيقي فيلم تاريخ سينما
موسيقي متن سه گانه بسيار موفق " ارباب حلقه ها ", اثر " هوارد شور " به عنوان بهترين موسيقي متن تاريخ سينما برگزيده شد.
در نظر سنجي شبكه ي راديويي كلاسيك اف. ام, براي انتخاب برترين موسيقي هاي متن تاريخ سينما, " جنگ هاي ستاره اي " جان ويليامز, دوم شد و " گلادياتور " هانس زيمر بالاتر از " فهرست شيندلر " در رده ي سوم ايستاد.
افسانه های گـيلان
افسانه ي سِـهره ( خائوسي؛ خوپوسه؛ خبيسه )
بازنويسي: محمود پاينده لنگرودی
جوان تهيدستي, عاشقِ دختر پادشاه شد. راه چاره را در آن ديد كه خود به خواستگاري پيش شاه برود و به مراد دل برسد. چنين كرد و به بارگاه پادشاه راه يافت و ماجراي عشق خود را بيان كرد و از پادشاه خواست كه او را به دامادي بپذيرد. پادشاه گفت: مي پذيرم اما, با يك شرط! جوان گفت: چه شرط؟ پادشاه گفت: شرطش اين است كه يك تكه چوب براي من بياوري كه نه كج باشد و نه راست! جوان پذيرفت و به گوشه اي پناه برد و از خدا خواست كه او را پرنده اي كند تا به همه ي بيشه ها و جنگل ها پرواز كند و آن تكه چوب دلخواه را بيابد و به حضور پادشاه بياورد.
خداوند او را سِـهره ي دور پرواز كرد و به سوي بيشه ها و جنگل ها, پر باز كرد و هنوز كه هنوز است هر پاره چوب را مي بيند, به آن نوك مي زند و اين سر و آن سرش را نگاه مي كند و به زمين مي اندازد و به سراغ پاره چوب بعدي مي رود و با آرزوي انجام دادن شرط و عروسي با دختر پادشاه!! از اين شاخه به آن شاخه پر مي كشد.
**
عجايب هشتگانه بناهاي تاريخي گيلان
برگرفته از كتاب: " از آستارا تا اِستارباد " تاليف: دكتر منوچهر ستوده
در سراسر پهنه ي گيلان از كوه و دشت, به بناهاي تاريخي و آثار قديمي بسياري بر مي خوريم. شايد در هيچ يك از نواحي ايران, به اندازه ي گيلان بقاع متبرك نباشد. بعضي از اين بناها. چندين بار رو به خرابي رفته و بارها تجديد بنا شده اند و در اين تعمير و مرمت, شكل اصلي و قديمي خود را از دست داده اند.
برخي از آن ها بر اثر رشد شهرها و توسعه ي خيابان ها و نوسازي هاي ديگر, به دستور شهرداري ها و ساير اولياي امور بي اطلاع, يكسره از ميان رفته و اثري از آن ها به جاي نمانده است. پاره اي از اين ابنيه, به علت دور بودن از شهرها و تعديات ماموران از همه جا بي خبر, ساليان دراز در مقابل باران ها و رطوبت فراوان گيلان ايستادگي كرده و تا امروز, پايدار و استوار مانده اند و با زبانِ گويايي, هنرمندي معماران و ساير اهل فن را شرح مي دهند. اين بناها كه قديمي ترين و عجيب ترين بناهاي گيلان هستند, نگارنده ( دكتر منوچهر ستوده ) به نام عجايب هشت گانه بناهاي تاريخي گيلان خوانده است. اينك نام آن ها:
1- مقبره ي تاج الدين محمود خيوي در لمير محله آستارا, مورخ 732 هجري قمري.
2- مسجد بسيار قديمي در كيش خاله ديناچال به نام " اسپيه مزگت " كه ظاهراً تاريخ بناي آن به قرن چهارم هجري مي رسد.
3- قلعه رودخان در بيست و سه كيلومتري جنوب فومن كه در سال 918 هجري قمري به امر اميره حسام الدين بن اميره دباج از سلاطين اسحقي تجديد بنا شده است.
4- مناره آجري مناره بازار گسكر در 500 متري بقعه ي آقا سيد زكي.
5- مقبره ي شيخ تاج الدين ابراهيم, معروف به شيخ زاهد گيلاني در دهكده ي شيخانور بر سر راه لاهيجان به لنگرود.
6- گنبد آجري پير محله, در دهكده ي پير محله رانكوه در 10 كيلومتري جنوب رودسر.
7- سر تربت امام, نزديك خرابه هاي شار سمام؛ مورخ 883 هجري قمري.
8- پل آجري انبوه, كه تمام آب شاهرود از زير يك دهانه آن مي گذرد. ( ييلاق رودبار)
**