کارنامه سیاسی آنگلا مرکل؛ نخستین زن صدراعظم آلمان:
ü متولد 17 ژوئیه سال 1954 میلادی هامبورگ.
ü فارغ التحصیل رشته فیزیک دانشگاه لایپزیک.
ü تصدی سمت معاون سخنگوی دولت وقت آلمان شرقی در زمان نخست وزیری لوتار دی مایتسیر در سال 1990 میلادی.
ü وزیر امور زنان و خانواده در کابینه دولت هلموت کهل در سال های 1991 تا 1994 میلادی.
ü وزیر محیط زیست امنیت راکتور و دفاع از طبیعت آلمان در سال های 1994 تا 1998 میلادی.
ü معاون دبیر فراکسیون حزب دموکرات مسیحی در بوندستاک در سال های 1991 تا 1998 میلادی.
ü دبیر کل حزب دموکرات مسیحی آلمان در سال های 1998 تا 2000 میلادی.
ü عهده دار رییس فراکسیون حزب دموکرات مسیحی آلمان در پارلمان از سال 2002 میلادی.
ü دانستني هاي كوتاه و جالب:
ü ارنست همینگوی, رمان نویس نامدار آمریکایی در سال های جوانی, بوکسور آماتوری بود.
ü طی یک نظر سنجی در سایت شبکه بی. بی. سی, نلسون ماندلا محبوب ترین سیاستمدار دنیا لقب گرفت.
ü به اسناد گزارش سازمان ملل در سال 2005 میلادی, کشور امارات متحده عربی با 4/4 درصد, بیشترین نرخ رشد جمعیت جهان را داراست.
ü برپایه آمار سال 2000 میلادی, توکیو با جمعیتی بالغ بر 000/400/26 نفر, پرجمعیت ترین شهر جهان شناخته شد.
ü برخورد کشتی تایتانیک با یک کوه یخی شناور در 14 آوریل 1912 میلادی, منجر به مرگ 1500 نفر از سرنشینان آن گردید. تایتانیک, 46000 تن وزن داشت.
ü کوفی انان؛ دبیر کل سازمان ملل متحد: روزانه 30 هزار کودک در جهان, قربانی فــقر می شوند.
ü تعریفی از تجارت الکترونیکی: تجارت الکترونیکی, انجام هرگونه کارهای تجاری و بازرگانی به گونه ی Online و با کاربر شبکه ی رایانه ای می باشد و خرید و فروش کلی یا جزیی کالاها چه به صورت محسوس و یا غیر محسوس و ارایه سرویس دهی های گوناگون به مشتریان و دیگر امور بازرگانی را دربر می گیرد.
در این روش نوین, بازرگانان می توانند فارغ از مرزهای جغرافیایی, محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به همه ی متقاضیان و خریداران در سراسر دنیا, عرضه کنند.
ü از سوی انجمن نویسندگان جمهوری ارمنستان و رهبر مذهبی ارامنه جهان, جایزه بزرگ ترجمه در کشور ارمنستان, موسوم به گانتق در سال 2005 میلادی به احمد نوری زاده, شاعر و مترجم ایرانی و بنیانگزار ارمنی شناسی فارسی اعطا شد.
ü اتانازي Euthanasia به معني مرگ خوب, يا مرگ راحت كه در تعريف شوراي اخلاقي و قضايي انجمن پزشكان آمريكا عبارت است از: " عمل ايجاد مرگ در بيماري غيرقابل درماني كه درد و عذاب وي غيرقابل تحمل و درمان مي باشد, به شيوه اي نسبتاً سريع و بي درد به دلايل دلسوزانه. "
اتانازي كه از آن " به مرگي " و " مرگ سبز " نيز نام برده مي شود, در حال حاضر در دو كشور بلژيك و سوئيس, براي تسريع مرگ بيماران لاعلاج, قانوني شمرده مي شود.
ü سازمان بهداشت جهانی World Health Organization : هر سال حدود يک ميليون انسان خودکشی میکنند. آمار خودکشی در جهان, ۱۶ نفر به ازای هر صدهزار نفر است و بطور متوسط در هر ۴۰ ثانيه يکنفر خودکشی میکند. پيشبينی میشود در سال ۲۰۲۰ اين تعداد به ۱،۵ ميليون نفر در سال برسد.
ويژگي هاي اقتصادي – اجتماعي ايران در سال 2005 ميلاد
(بر پايه ي ويژگي هاي آماري اقتصادي- اجتماعي ايران توسط سازمان ملل متحد در 15 اكتبر 2005 ):
þ جمعيت ايران: 000/500/69 نفر.
þ نرخ رشد جمعيت ايران در سال 2005 ميلادي: 1/1 درصد.
þ نسبت شهرنشيني ايران در سال 2003 ميلادي: 67 درصد.
þ نرخ رشد جمعيت شهري در طي سال هاي ( 2000 تا 2005 ): هر سال 3/2 درصد.
þ نرخ باروري كل براي زنان ايراني: 08/2 درصد؛ يعني هر زن ايراني در طول دوره زندگي خود, 08/2 نوزاد به دنيا مي آورد.
þ درصد زنان ايراني كه در سنين 15 تا 19 سالگي, بچه به دنيا مي آورند: 2 درصد.
þ زايمان هاي بهداشتي در ايران: 90 درصد.
þ روش هاي مدرن پيشگيري از بارداري زنان ايراني: 56 درصد.
þ روش هاي سنتي پيشگيري از بارداري زنان ايراني: 17 درصد.
þ عدم پيشگيري از بارداري در ميان زنان ايراني: 27 درصد.
þ سهم آموزش از توليد ناخالص داخلي: 3/11 درصد.
þ سهم هزينه سلامت از توليد ناخالص داخلي: 9/2 درصد.
þ دسترسي ايرانيان به آب آشاميدني بهداشتي: 93 درصد.
þ ميزان مرگ و مير نوزادان ايراني: 31 در هزار نفر.
þ شاخص اميد به زندگي براي مردان ايراني: 5/69 سال.
þ شاخص اميد به زندگي براي زنان ايراني: 5/72 سال.
þ نرخ مرگ و مير مادران ايراني در حين زايمان: 76 در يكصد هزار نفر.
þ وضعيت تحصيلي كودكان و نوجوانان ايراني: 94 درصد كودكان ايراني, دوره ابتدايي را مي گذرانند. 80 درصد پسران و 75 درصد دختران ايراني, دوره متوسطه را نيز پشت سر مي گذرانند.
þ نرخ بيسوادي در ايران براي مردان بالاي 15 سال: 17 درصد.
þ نرخ بيسوادي در ايران براي زنان بالاي 15 سال: 30 درصد.
þ ميزان شيوع ويروس ايدز در ميان مردان ايراني: 1/0 درصد.
þ ميزان شيوع ويروس ايدز در ميان زنان ايراني: كمتر از 1/0 درصد.
**
گفتني است, بر پايه ي آمار منتشر شده ي سازمان ملل متحد در 15 اكتبر 2005 ميلادي, كشور امارات متحده عربي با 4/4 درصد, ركورد بيشترين نرخ رشد جمعيت در جهان را دارا مي باشد.
بنابر اين گزارش, در سال 2005 ميلادي, 19 كشور جهان توانسته اند به رشد منفي دست يابند كه بيشتر آنان را كشورهاي اروپايي تشكيل مي دهند. همچنين كشورهاي آلمان, ژاپن, اسلواكي و اسلووني به رشد جمعيت صفر دست يافته اند.
نگاهي گذرا به تخت جمشيد / بافت شهر تاريخي يزد / مجموعه باستاني فيروزآباد فارس
**
نگاهي گذرا به تخت جمشيد:
بر پايه ي نوشته اي از: محمود موسوي
ويرانههاي تخت جمشيد در 60 كيلومتري شمال شيراز و دامنه كوه «رحمت» واقع شده است. تخت جمشيد را داريوش اول هخامنشي بنيان گذاشت.
آثار باقيمانده در تخت جمشيد عبارتند از: دروازه ملل، دروازه ناتمام، كاخ صد ستون، كاخ آپادانا، كاخ تچر، كاخ هديش، كاخ اردشير سوم، كاخ حرمسرا، كاخ خزانه 65، ديوار دفاعي، كاخ مركزي، پلكان ورودي، مقبره هاي هخامنشي66، سنگ نبشتهها و كتيبههاي شاهان هخامنشي، عمارت چهارستوني پايين صفـّه و بقاياي شهر هخامنشي (پارسه) در قسمت جنوبي تخت.
از مهمترين اسناد تاريخي موجود در تخت جمشيد، نقوش پلكان شرقي كاخ آپاداناست كه اقوام و ملل تابعه دولت هخامنشي را در لباس هاي محلي خود و هنگام حمل هدايا به دربار هخامنشي نشان داده است.
**
بافت شهر تاريخي يزد؛ بزرگ ترين مجموعه خشتي جهان:
بافت تاريخي يزد با مساحتي نزديك به 1700 هكتار, شامل: بازارهاي قديمي, مساجد, مدارس ديني و خانه هاي مسكوني كه قدمت برخي از آنان به 600 سال پيش باز مي گردد و در نوع خود چشمگير مي باشد, بزرگترين مجموعه خشتي جهان لقب گرفته است.
**
مجموعه باستاني فيروزآباد فارس :
فيروزآباد فارس, نخستين شهر و پايتخت ساسانيان پس از استخر است. مجموعه تاريخي فيروزآباد, عبارتند از:
1. شهر پلان مدور «اردشير خوره» يا شهر گور.
2. مجموعه كاخ اردشير اول.
3. ميل بلند آجري مشهور به ميل آتش.
4. نقوش برجسته ساساني مربوط به اردشير اول در تنگ تنگاب فيروزآباد.
5. قلعه دختر بر فراز كوهي در نزديكي تنگه تنگاب.
**
پرجمعيت ترين شهرهاي دنيا / طولانی ترین رودخانه های دنيا
**
پرجمعیت ترین شهرهای جهان ( بر پایه آمار سال 2000 میلادی ):
ردیف نام شهر نام کشور جمعیت (نفر )
1. توکیو ژاپن 26400000
2. مکزیکوسیتی مکزیک 18100000
3. سائوپائلو برزیل 18000000
4. نیویورک آمریکا 16700000
5. بمبئی هند 16100000
6. لو آنجلس آمریکا 13200000
7. کلکته هندوستان 13100000
8. شانگهای چین 12900000
9. داکا بنگلادش 12500000
10. دهلی هند 12400000
11. بوئنوس آیرس آرژانتین 12000000
12. جاکارتا اندونزی 11000000
13. اوزاکا ژاپن 11000000
14. بیجینگ چین 10800000
15. ریوده ژانیرو برزیل 10700000
16. کراچی پاکستان 10000000
17. مانیل فلیپین 10000000
18. سئول کره جنوبی 9900000
19. پاریس فرانسه 9600000
20. قاهره مصر 9500000
**
طولانی ترین رودخانه های جهان:
رديف نام رودخانه درازای تقریبی ( کیلومتر )
1. نیل ( آفریقا ) 6695
2. آمازون ( آمریکای جنوبی ) 6400
3. یانگ تسه ( آسیا ) 6300
4. می سی سی پی – مسیوری (آمریکای شمالی ) 5970
5. ینیسی – آنگارا ( آسیا ) 5550
6. هوآنگ هی ( رودخانه زرد – آسیا ) 5464
7. اب – ارتیش ( آسیا ) 5410
8. ریو پارانا- ریو گرانده ( آمریکای جنوبی ) 4500
9. آمور- شیلکا ( آسیا ) 4416
10. لنا ( آسیا ) 4400
**
نخستين قربانيان صدام حسين:
در ادامه عمليات كاوش در مناطق صحرايي غرب و جنوب غرب عراق, يك گور دسته جمعي با 800 جسد در منطقه السماوه كشف شد.
اجساد كشف شده, نخستين قربانيان صدام حسين هستند كه 23 سال پيش ( 1982 ميلادي ) به طور دسته جمعي تيرباران و در محلي به نام القصيبه در صحراهاي السماوه در نزديكي مرز عربستان دفن شده اند.
پيش بيني مي شود اين اجساد كشف شده, متعلق به خانواده هايي باشد كه در سال 1980 به ايران تبعيد شدند و رژيم صدام, فرزندان آنان را به عنوان گروگان نگه داشت.
صدام, ديكتاتور سنگدل و بيرحم عراقي تنها در سال 1980 ميلادي, بيش از 000/10 نفر از فرزندان خانواده هاي تبعيدي به ايران را به طرز وحشيانه اي كشته بود.
**
دانستني هاي كوتاه و جالب:
ü مصرف زياد اسيد فوليك كه به مقدار فراوان در پرتغال، ليمو و سبزيجاتِ سبز يافت ميشود, ميتواند خطر ابتلا به آلزايمر را به نصف كاهش دهد.
ü سالانه در کشور هندوستان بیش از 900 فیلم سینمایی تولید می شود و صنعت سینما در این کشور, به گونه ی مستقیم و غیر مستقیم, پنج میلیون فرصت شغلی ایجاد می کند.
درآمد سینما در هند, تنها در سال 2004 میلادی, چهار میلیارد و پانصد میلیون دلار گزارش شده بود.
ü آدانا: شهری باستانی در جنوب مرکزی ترکیه, شامل خرابه های یک دژ نظامی, که به دستور هارون الرشید, خلیفه عباسی در قرن 782 میلادی ساخته شد.
ü به تازگي, دانشمندان با بررسي دي ان اي صدها گونه سيب زميني, پي برده اند كه سيب زميني در سال هاي 1570 ميلادي از آمريكاي جنوبي به اسپانيا برده شده و سپس در سراسر اروپا رايج شده است. و توسط كاشفان انگليسي به آمريكا راه يافته است.
ü منطقه كشمير, كه به زلزله خيز ترين منطقه جهان لقب گرفته است, بر روي محل برخورد صفحات تكتونيكي اروپا, استراليا و هند قرار گرفته است و برخورد همين صفحات تكتونيكي در حدود پنجاه ميليون سال پيش, رشته كوه هيماليا را پديد آورده است.
ü نقاشي باکره صخره ها, اثر لئوناردو داوينچی, نقاش قرن 15 و 16 ميلادی, تصوير زنی است که با دست باز بر روی زمين زانو زده و داوينچی قصد ترسيم صحنه اي را داشته است که مردم در حال ستايش مسيح, کودک اند اما او اين طرح را نيمه کاره رها کرده و تصوير ديگری بر روی آن کشيده است.
داوينچی, تابلوی "باکره صخره ها" را در سال 1483 برای نصب در محراب کليسايی در ميلان کشيده بود. عده ای باور دارند که اين تابلو " بارداری مريم مقدس" را تصوير کرده است و عده ای ديگر بر اين باورند که اين تابلو نمايانگر لحظه تعميد عيسی مسيح توسط يحيی است.
ü جايزه ادبي بوكرمن, معتبرترين جايزه ادبي انگلستان مي باشد كه هر دو سال يك بار به يك نويسنده زنده كه اثرش به انگليسي نوشته و يا ترجمه شده است, داده مي شود.
ü گوردن لونان, مشهورترين جاسوس كانادايي كه در دهه ي پنجاه ميلادي براي اتحاد جماهير شوروي سابق جاسوسي مي كرد و در سال 1947 دستگير و به 5 سال زندان نيز محكوم شده بود, سرانجام در اكتبر سال جاري و در سن نود سالگي در پي زمين خوردگي در منزلش, درگذشت.
ü تا پايان سال 2005 ميلادي و در ميان 773 برنده جايزه نوبل در رشته هاي گوناگون؛ لارونس براگ, در سال 1915 و در سن 25 سالگي, جوان ترين برنده جايزه نوبل ( فيزيك ) را از آن خود كرده است. همچنين, ريموند ديويس جي آر, در سال 2002 ميلادي و در سن 88 سالگي با دريافت جايزه نوبل فيزيك, لقب پيرترين برنده جايزه نوبل را به خود اختصاص داده است.
از: علي بلوك باشي
ايرانيان باستان روزهاي بسياري از سال را به انگيزه هاي گوناگون جشن ميگرفتند، و به شادي برميخاستند، و با پايكوبي و دست افشاني و نغمه سرايي دل خوش ميداشتند. از جشنهاي زيبا و بنام آنان، يكي جشنهاي دوازدهگانه بود، كه در هر ماه از سال به روزي كه نام آن ماه با آن روز برابر مي آمد، دست از كار بر ميگرفتند و به سور و شادي ميپرداختند. بنا براين با گذشت يك سال, دوازده بار روز شادماني ميداشتند، و هر يك را چنين ميخواندند: فروردينگان، ارديبهشتگان، خردادگان، تيرگان، مردادگان، شهريورگان، مهرگان، آبانگان، آذر جشن، دي جشن، بهمنگان يا بهمنجه و مردگيران يا مژده گيران...
گفتاری ارزشمند و خواندنی پیرامون: جشن های دوازده گانه ایرانیان, توصيف جشنهاي مهم در هر ماه سال، جايگاه نوروز درزمان هخامنشيان، ساسانيان و ملكشاه سلجوقي، نابساماني گاهشماري، اصلاح تقويم جلالي يا ملكي، تحقيقي درباره پيدايش نوروز، نوروز عامه، نوروز خاصه با استناد به قديمترين كتب و منابع در اين باب ـ مراسم نوروزي: هفتسين، شب سوري (چهارشنبه سوري):خارسوزي، قاشقزني، فالگوش نشيني ـ آتش افروز (حاجي فيروز) ـ نمايش ها و بازيهاي اين روزها، سيزده بدر و مختصري درباره نحسی سیزده.
برای خوانش این گفتار ارزشمند و خواندنی, اینجا را کلیک کنید.
تلفات جنگ جهاني دوم 1945 - 1939
Microsoft Encarta Reference Library 2005 :منبع
مترجم: داوود خاني خليفه محله
| كشته شدگان غير نظامي | اسيران جنگي | مجروحان نظامي | كشته شدگان نظامي | نيروي نظامي | كشور |
|
متــــــــفقــــين | |||||
| __ | 26250 | 39750 | 23250 | 680000 | استراليا |
| 75000 | برآورد نگرديده | 14500 | 7750 | 800000 | بلژيك |
| __ | __ | 4250 | 1000 | 200000 | برزيل |
| __ | 9750 | 53250 | 37500 | 780000 | كانادا |
| 4 | برآورد نگرديده | 1762000 | 1324500 | 5000000 | چين |
|
310000 |
__ |
8000 |
6750 |
180000 |
چكوسلواكي |
|
__ |
__ |
برآورد نگرديده |
4250 |
15000 |
دانمارك |
|
140000 |
__ |
__ |
__ |
__ |
استوني |
|
300000 |
765000 |
390000 |
205750 |
5000000 |
فرانسه |
| 337000 |
برآورد نگرديده |
50000 |
16250 |
150000 |
يونان |
|
__ |
79500 |
64250 |
24250 |
2394000 |
هندوستان |
|
120000 |
__ |
__ |
__ |
__ |
لاتويا |
|
170000 |
__ |
__ |
__ |
__ |
ليتواني |
|
236250 |
برآورد نگرديده |
2750 |
13750 |
500000 |
هلند |
|
__ |
8500 |
19250 |
12250 |
157000 |
نيوزيلند |
|
5500 |
برآورد نگرديده |
برآورد نگرديده |
4750 |
25000 |
نروژ |
|
6028000 |
__ |
530000 |
320000 |
1000000 |
لهستان |
|
__ |
14500 |
14250 |
8750 |
140000 |
آفريقاي جنوبي |
|
60500 |
172500 |
277000 |
264500 |
4683000 |
انگلستان |
|
__ |
105000 |
671750 |
405500 |
16353750 |
آمريكا |
|
7720000 |
برآورد نگرديده |
5000000 |
13600000 |
20000000 |
شوروي سابق |
|
1355000 |
__ |
425000 |
305000 |
3741000 |
يوگسلاوي |
تلفات جنگ جهاني دوم 1945 - 1939
| كشته شدگان غير نظامي | اسيران جنگي | مجروحان نظامي | كشته شدگان نظامي | نيروي نظامي | كشور |
|
مـــتحـــديــن | |||||
|
145000 |
برآورد نگرديده |
800000 |
380000 |
800000 |
اتريش |
|
__ |
__ |
250000 |
79000 |
250000 |
فنلاند |
|
3063000 |
630000 |
10000000 |
3300000 |
10000000 |
آلمان |
|
280000 |
__ |
350000 |
147500 |
350000 |
مجارستان |
|
93000 |
1478000 |
4500000 |
262500 |
4500000 |
ايتاليا |
|
953000 |
11600 |
برآورد نگرديده |
1140500 |
برآورد نگرديده |
ژاپن |
|
145000 |
برآورد نگرديده |
600000 |
300000 |
600000 |
روماني |
گفتاری خواندنی از روستای پاکده رودبار, همراه با عکس هایی از دورنمای روستا, چند سنگ مزار, نمایی از یک خانه قدیمی, نقاشی یک زن پاکده ای, کوزه های گلی, خرمن کوبی و...
**
پــــــاكده
از: هوشنگ پور کریم ( مجله هنر و مردم / دوره3، ش 27, دي 43 )
پاكده؛ در پاي كوهي افتاده است كه آفتاب پشت آن كوه غروب مي كند. در سه سوي ديگر ده, زمين هاي زير كشت به شيب تند درههايي مي رسد كه آبادي را در ميان دارد از بزرگترين اين درهها در مشرق رود خانه كوچك و باريك جيرنده ميگذرد...
دهكده همسايه شمالي پاكده, جيرنده است كه از آن مي توان پاكده را تماشا كرد . در جنوب پاكده, دهكده سنگرود افتاده ، كه با پاكده دو فرسنگ فاصله دارد؛ ميان اين دو ده كوه بزرگي است و آن كوه چراگاه گله است . در مشرق پاكده و در كنار رودخانه اي جيرنده دهكده كوچك آسكابُن ساخته شده است كه بيش از بيست خانوار جمعيت ندارد اينها چند دهكده دهستان فاراب است. در سه دهستان «فاراب» ، «پيركوه» و «خُرگام» روي هم شصت و چند دهكده بزرگ و كوچك كوهستاني قرار دارد، كه همه را به نام «آمارلو»مي خوانند و آن بخشي از شهرستان رودبار و در مشرق همان شهرستان است...
برای خوانش این گفتار ارزشمند, اینجا را کلیک کنید.
جامههاي پارسيان در دوره هخامنشيان
نوشته ی: يحيي ذكاء
منبع: مجله هنر و مردم / ( دوره 2-3، ش 15-26 (دي 42 - آذر 43 ).
**
ايرانيان به شاخهاي از مردم آريايي نژاد منسوبند كه در هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد مسيح در سرزمين هايي كه امروزه ،ايران و هند و تركستان شرقي و اروپاي غربي ناميده ميشود, نشيمن گرفته زبان «آريايي»يا «هند و ژرمني»را در اين سرزمين ها پراكنده ساختند.
آريايياني كه به سرزمين ايران درآمده بودند، خود به چند تيره بزرگ بنام :ماد، پارس، پارت و سكايي تقسيم ميشدند. هر يك از اين تيرهها پس از جنگ و چيره در آمدن بر بوميان ،شهرها و ديهها و كشتزارهاي ايشان را از چنگشان به در آورده، مردمش را زير دست گردانيدند و براي هميشه در آن سرزمين ها نشيمن گرفتند.
مادها سوي غرب و شمال غربي ايران را برگزيده نام خود را بر روي آن سرزمين نهادند .
پارتها سوي مشرق و شمال شرقي را برگزيدند و سرزمينشان را به نام خود خواندند.
سكاها در جاهاي گوناگون از جمله كرانههاي شمالي درياي خزر و قفقاز و سيستان پراكنده شدند و نام خود را به سرزمين اخير دادند.
پارسيان در مهاجرت خود ،نخست در غرب و جنوب درياچه «اروميه»(رضائيه )جايگزين شده سپس...
نوشتاری بسیار ارزشمند و خواندنی پیرامون تاريخچه مختصري از ورد آريائيها به سرزمين ايران، مادها، اولين فرمانروايان پارسي، پارسيان و همسايگان آنها، پارسها قبل از سلطنت "كوروش"، نقش لباس در عهد باستان نزد طبقات مختلف مرد، وضع پوشاك پارسيان قبل از سلطنت كوروش، جامه پارسي زمان كوروش، رواج پرورش اسب و سواركاري و در نتيجه دگرگوني جامه پارسي و مناسب گردانيدن آن با نياز وقت, پوشاك مادها، معمول شدن جامه مادي نزد پارسيان، وصف لباس كوروش و رنگ آن از گزنفون، كهنترين نمونه جامه پارسي، تحول لباس پارسي در عهد داريوش بزرگ، مدارك و اسناد باستاني درباره اقتباس از جامه مادي، لباس شكار پارسيان, معرفي قباي پارسي يك چينه و دوچينه و افراد و سمتهايي كه مجاز به استفاده بودند، شرحي بر "ردا" يا "بالاپوش" زمستاني, جنس و رنگ و آرايشهاي پارسي: پيشرفت هنر بافندگي و مرغوبيت پارچههاي ايراني، پارچه هديهاي از جانب اسرابه دربار، پارچه بافي بانوان، انواع پارچههاي ايراني از نظر جنس، شرحي بر پيدايش انواع پارچه بافي، راز پرورش كرم پيله، داستان انتقال ابريشم از چين به هند، اسنادي درباره پرورش نوغان، رنگ لباس پارسها و معاني آنها، به همراه عکس ها و تصاویری جالب
برای خوانش این اثر ماندگار, قسمت های زیر را کلیک کنید:
زندگي قشقايي ها
از: حسين كسبيان ( مجله هنر و مردم / دوره1، ش4 , بهمن41)
**
يكي از ايل هاي بزرگ ايران كه هنوز چادر نشين هستند، ايل قشقائي است كه جمعيت آن نزديك به 30هزار خانوار, يعني 150هزار نفر است. اين ايل از پنج طايفة بزرگ «دره شوري»، «شش بلوكي»، «كشكولي بزرگ و كشكولي كوچك و قراچه »، «فارسيمدان»، «عمله» و برخي تيره هاي مستقل مانند، « صفي خاني »، «گله زن» و «يلمهاي » تشكيل شده است...
قشقايي ها پيوسته ميان سرزمين هاي سردسير سميرم شش ناحيه، دامنة كوه دنا، سرحد چهاردانگه، كام فيروز، كاكان و پيرامون شهرهاي آباده، شهرضا، اردكان، كوه مرّهَ تا سرزمين هاي گرمسير كرانههاي خليج فارس و پيرامون بهبهان، ماهور ميلاتي، كازرون، فراشبند، قير، كازرين، خنج، افزر، خشت، فيروزآباد، خواجهاي، دشتي و دشتستان براي رفتن به ييلاق و قشلاق كوچ مي نمايند و ...
نوشتاري ارزشمند و خواندني پيرامون جمعيت، طايفه هاي مختلف ايل قشقائي، وجه تسميه طايفه عمله ـ شكل سازماني ايل قشقايي، شغل ايل بگي يا ايلخاني، توصيف واژه قاچقائي ـ سرزمين محل زندگي اين ايل و شويه زندگي آنان، قشقائي خاكي و بادي ـ شكل و اندازه و ساختمان چادرهاي ايلي ـ توصيف كامل پوشاك و سربند زنان، و لباس و كلاه مردان ـ پيشهمردم ايل، تقسيم كار بين زن و مرد و تيرهها ـ دبستان هاي عشايري، آداب و رسوم، رقصها، باورهاي مردم، نژاد، مذهب به همراه عكس هايي تاريخي از كوچ قشقائيها, لباس و زيور يك دختران ايل, مراسم جشن و عروسي زنان و مردان قشقائي و...
براي خوانش اين نوشتار ارزنده, اينجا را كليك كنيد.
دانشگاه های برتر دنیا ( بر پایه ینظر سنجی کارشناسان دانشگاه ژاوو تانگ چین ):
1. دانشگاه هاروارد آمریکا.
2. دانشگاه کمبریج انگلستان.
3. دانشگاه استنفورد آمریکا.
4. دانشگاه کالیفرنیا آمریکا.
5. انستیتو فن آوری ماساچوست آمریکا.
6. انستیتو فن آوری کالیفرنیا آمریکا.
7. دانشگاه کلمبیا آمریکا.
8. دانشگاه پرینستون آمریکا.
9. دانشگاه شیکاگو آمریکا.
10. دانشگاه آکسفورد انگلستان.
**
گزارش جهانی جوان 2005 میلادی سازمان ملل متحد:
ü 500 میلیون جوان در سراسر جهان با درآمدی کمتر از دو دلار در روز.
ü 13 میلیون جوان در سراسر دنیا, محروم از تحصیل.
ü 88 میلیون جوان در سراسر جهان, بیکار.
ü 10 میلیون نفر از جوانان دنیا, مبتلا به بیماری ایدز.
**
شعري از هايكو, بهترين آهنگساز تاريخ سينماي جهان, آلوده ترين رودخانه ايران
**
شعري از هايكو:
حتي پيش عاليجناب هم
از سر بر نمي دارد مترسك
كلاه بافته اش را.
**
جان ويليامز؛ بهترين آهنگساز تاريخ سينماي جهان:
جان ويليامز, آهنگساز پرآوازه سينماي هاليوود, موفق شد تا جايزه بهترين آهنگساز تاريخ سينماي دنيا را با ساخت موسيقي فيلم جنگ هاي ستاره اي, از آن خود كند.
**
سفيدرود؛ آلوده ترين رودخانه ايران:
سازمان حفاظت محيط زيست: سفيدرود با تخليه 1840 تن نيترات و فسفات و 296/15 تن انواع حشره كش, آلوده ترين رودخانه ايران در سواحل خزر است.
**
كوتاه از دنياي پزشكي:
ü خنده, نشانه هاي آسم را شدت مي بخشد. اين مساله ممكن است با سريع نفس نفس زدن در ارتباط باشد.
ü شماري از پزشكان هلندي پس از پژوهش هاي فراوان اعلام داشتند كه زنان چپ دست, 40 درصد بيش از زنان راست دست در معرض ابتلا به سرطان سينه هستند.
ü يافته هاي پژوهشگرانِ دهان و دندانِ دانشگاه پورتلند, نشان مي دهد افراد بزرگسالي كه دندان هاي عقل خود را نگه مي دارند, بيش از كساني كه دندان هاي عقلشان را مي كشند, با خطر بيماري هاي لثه, زايمان پيچيده و ديگر خطرهايي كه سلامت آنان را تهديد مي كنند, روبرو هستند.
ü استفاده از رژيم غذايي مناسب مانند رژيم هاي حاوي مقادير كافي اسيد فوليك كه در سبزي ها و شماري از ميوه ها و غلات يافت مي شود, از افت توانايي هاي شناختي در سالمندي جلوگيري مي كند.
ü مادراني كه ميزان اسيد فوليك در بدن آنان كم است, نوزاداني با وزن كم به دنيا مي آورند.
ü مصرف شماري از ميوه ها و سبزيجات, به ويژه گل كلم, باعث تقويت حافظه در انسان و پيشگيري از فراموشي يا آلزايمر مي شود.
ü عصاره انار, بدليل داشتن بالاي تركيبات آنتي اكسيدان در پيشگيري مردان به سرطان پروستات و يا كاهش اين بيماري, موثر مي باشد.
شاد و شنگ باشيد.
زن تالشى در آيينه تاريخ
دكتر نوشين آقاجانى چوبر
**
قسمت اول:
تالش، سرزمينى است كه در روزگاران كهن به منطقه وسيعى گفته مى شد كه از شمال با آلبانياى قفقاز و از شرق به درياى خزر و از جنوب به اسپيه رو يا سپيدرود و از آن به حدود مارليك يا عمارلوى كنونى مى رسيد و از غرب نيز دشت و پهنه اردبيل، مغان و منطقه كوهستانى نير و سراب را در بر مى گرفت.
تالشان خيلى قبل از كاسى ها و آريايى ها و كيمرى ها و اسكيت ها و به زمانى كه پروفسور ساموئل كريمر از آن به عنوان «ادوار قهرمانى و دوران كوچ هاى باستانى ملت ها» نام مى برد، از آن سوى كوهستان قفقاز به مناطق جنوب سرازير شدند و در اولين برخورد اين سرزمين سبز و پرآب و نعمت كوهستانى را با شكارگاه هاى فراوان آن برگزيدند. آن ها روزگار خود را با چادرنشينى و شكار و كشاورزى ابتدايى مى گذراندند، آفتاب و آتش را مى پرستيدند. اجاق، كانون آتش را در وسط چادرهاى مدور خود برپا مى كردند و با افراد خانواده به دور آن مى نشستند.»(۱)
وجود زن در ايجاد همبستگى و گردآوردن و تشكيل كانون خانواده اهميت بسزايى داشته است. در ساختن اشياى فلزى تزيينى و ادوات جنگى نيز مهارت داشتند. در اين دوره زن ها نقش اصلى و مهم را در زندگى و تشكيل كانون خانوادگى به عهده داشتند. «در اجتماعات اوليه قسمت اعظم ترقيات اقتصادى به دست زنان اتفاق افتاده است و تمام كارهاى خانواده از قبيل زاييدن، نوزادان خود را بزرگ كردن، كلبه يا خانه خوب نگاه داشتن، از جنگل ها و مزارع خوراكى به دست آوردن، پختن و پاك كردن، تهيه لباس و كفش، حتى حمل ساز و برگ و باروبنه خانواده، به عهده زن بوده است.» (۲) در اين دوره نقش مرد بسيار كم رنگ ديده مى شود. وقتى ما صحبت از زن دوران كهن مى كنيم، زن تالش باستان مورد نظر ما است. مى دانيم كه «در طى قرن هاى متوالى كه مردان دائماً با طريقه هاى كهن خود به شكارورزى اشتغال داشتند، زن در اطراف خيمه، كشاورزى را توسعه داده و هزاران هنر خانگى را ايجاد مى كرد كه هر يك، روزى پايه صنايع بسيار مهمى شده است.
زن اوليه از پنبه و به گفته يونانيان درخت پشم، ريسمان و پس از آن پارچه را اختراع كرده است و نيز زن است كه سبب ترقى فن دوخت و دوز، نساجى، كوزه گرى و سبدبافى و درودگرى و خانه سازى شده و هم اوست كه غالب اوقات به كار تجارت پرداخته است.»(۳) زن تالش اين شيوه را تاكنون نيز حفظ كرده و امروزه نيز با ريسيدن پشم و كنف و پس از آن بافتن جوراب و شال و گليم به اقتصاد خانواده خود كمك مى كند.
«زنان از حيث ... بردبارى، چاره انديشى و شجاعت دست كمى از مرد نداشتند و هرگاه ضرورت پيدا مى كرد، در راه فرزندان و عشيره خود تا حد مرگ مى جنگيده اند.»(۴) به شهادت تاريخ، زنان علاوه بر انجام امور ظريف و روزمره زندگى، در سوارى، تيراندازى و شكار، در تاخت و تاز و جنگ هاى قبيله اى از سرعت و مهارت بسزايى برخوردار بودند و بهتر از مردان مى جنگيدند، حتى در امور سياست نيز عملاً مداخله داشتند و تا آن حد نيرومند بودند كه حق انتخاب رئيس را نيز داشتند.
«در ازمنه قديم، سلاطين تالش زن بودند و زن ها آنقدر با جسارت و جرأت بودند كه با چماق به جنگ ببر مى رفتند و آن جانور را از پاى در مى آوردند.» (۵) و يا «آمازون ها زنان جنگجوى افسانه اساطيرى كه پستان راست خود را مى سوزاندند تا آسان تر از كمان تيراندازى كنند.»(۶)
دياكونوف مى نويسد: «قومى را مى شناسم به نام ساورومات كه در آن زمان زنان بر آن حكومت مى كردند و كاهنان و جنگاورانشان زنان بودند، اين زنان سلحشور ساورومات را هرودوت، از بازماندگان همان آمازون ها مى دانسته و اكنون، وضع تدفين آنان را بر اثر حفرياتى كه در ناحيه سفلاى رود ولگا و منطقه مجاور اورال به عمل آمده مى دانيم و فرهنگ اين قوم مدنيتى بوده كه از سمت جنوب غربى، ظاهراً ناحيه تالش شمالى و حاجى طرخان كنونى را در بر مى گرفته و سلاحشان گذشته از تير و كمان، خنجر و شمشير بوده و چون ظاهراً سپر را با چون و چرم مى ساخته اند، اثرى از آن باقى نمانده كه در حفريات مكشوف شود.»(۷)
زن تالشى در آيينه تاريخ
دكتر نوشين آقاجانى چوبر
**
قسمت دوم:
كادوس ها يا تالشان باستان يكى از همان مردم تاريخ ساز اوليه هستند كه شيوه و روش زندگى شان مى تواند از نظر زيست و جامعه شناسى، تشكل هاى اوليه اجتماعى و فرهنگ و آداب و هنر و اقتصاد ابتدايى براى پژوهشگران اهل فن و محققان باستان شناس مصدر مطالعه و تحقيق قرار گيرد.
تالشان دوران كهن، مردمانى جنگجو و سوار كارانى ماهر بوده اند، اسب در ميان اين جنگجويان جاى بس ارزشمندى داشت و بنا به اعتقادات اين قوم، تالشان در حين تدفين امرا و بزرگان خود، اسب آنان را نيز طى تشريفاتى قربانى كرده، با زين و برگ به همراه صاحبانشان در گور دفن مى كردند.
زنان تالشى، در عهد باستان در جنگ ها شركت مى كردند و به يارى مردان خود مى شتافتند. در كاوشى محلى كه بيش از سه دهه قبل در كوه هاى تالش انجام شده بود، در يكى از گورهاى دلمن ها در بين خرده استخوان هاى فك و جمجمه و غيره علاوه بر دهنه اسب و ركاب، اشياى زينتى زنانه همچو النگو و گوشواره و حلقه هاى آويز فلزى و مقادير زيادى منجوق و سنگهاى زينتى كشف شد كه حكايت از زن بودن صاحب گور مى كرد. زنان تالشى، در دوران قديم از مقام مهم و احترام برانگيزى برخوردار بودند و «نسبت فرزند از جانب مادر نگاه داشته مى شده و ارث نيز از طريق مادر مى رسيده و در انتخاب همسر، الگو مادر دختر مدنظر قرار مى گرفته است.»(۸)
در كهن ترين مكتوب مدون ما ايرانيان، اوستا نيز كه در سده دهم پيش از ميلاد مسيح(ع) يعنى سه هزار سال پيش به رشته تحرير درآمده، زن در سراسر زندگى هم دوش مرد است و همه جا نام و ستايش بانوان و دوشيزگان در كنار نام و نيايش مردان است.(۹) در بخش بزرگى از «آبان يشت»، اين كتاب آسمانى از آناهيتا(۱۰) يا ناهيد سخن رفته است. «در كلمه اردوى، سور آناهيتا كه نام كامل ناهيد است، اين نام مركب از جز ارد به معنى برآمدن و فزودن و باليدن است به اضافه كلمه سور به معنى قوى و قادر و در زبان سانسكريت به معنى نام آور دلير است.»(۱۱)
وجود «دغدو» مادر زرتشت كه از ارج و مقام ممتازى برخوردار بود، در بين ايرانيان علاوه بر مقام ممتاز، نامى مقدس به شمار مى رفته است و در خانواده هاى ايرانى زنان كلانتر و بزرگوار را دغدو خطاب مى كردند كه اگر دقت شود، هم اكنون نام «دودو» در خانواده هاى تالشى به مادربزرگ ها و زنها و دختران عزيز خانواده اطلاق مى شود كه يادگار همان ارج و قرب زنان در عهد باستان است.
از همان روزگار، در خانواده تالشان مادر حرف اول را مى زده و مادر شاهى رواج داشته است. در روزگاران بعد كم كم شرايطى به وجود آمد كه ديده ها به طرف مرد معطوف شد و جامعه به سوى مرد سالارى پيش رفت. با وجود آنكه نقش حساس و مهم زن كه در حل مسائل امور و مشكلات خانواده و تلاش در كليه مراحل زندگى شركت داشته، مرد جسورانه، نقش و چهره خود را بيشتر در صحنه زندگى ظاهر ساخته و در مقايسه با زن مقام اول را به خود اختصاص داده است. به قول ويل دورانت:
«كانون خانوادگى را زن به وجود آورده و اوست كه به مرد ادب آموخته و هنر معاشرت و آداب معاشرت را كه بنيان روانشناسى و ملات مدنيت است تعليم كرده است. آنگاه كه صنعت كشاورزى پيشرفت كرده و مفصل تر شده و به دست آوردن عايدى بيشتر گرديده، جنس قوى تر به تدريج استيلاى خود را بر آن وسعت داده تا با توسعه دامدارى، منبع تازه ثروتى به دست مرد افتاده و به اين ترتيب زندگانى نيرومند و باثبات تر شده است، حتى كشاورزى كه در نظر مرد شكارورز عصر قديم پيش پا افتاده به شمار مى رفت در پايان كار، مرد را به تمامى به طرف خود جلب كرد و سيادت اقتصادى را كه براى زن از اين عمل حاصل شده بود، از چنگ وى بيرون آورد. زن تا آن هنگام، حيوان را اهلى كرده بود، مرد حيوان را در كشاورزى به كار انداخت و بدين ترتيب سرپرستى عمل كشاورزى را خود در دست گرفت و مخصوصاً چون گاوآهن اسباب خيش زدن شد و نيروى عضلانى بيشترى براى به كار انداختن آن لازم بود. اين عمل انتقال سرپرستى، كشاورزى را از زن به مرد تسهيل كرد.»(۱۲)
با تصويرى كه از زن تالشى دوران باستان ارائه شد، ممكن است اين سؤال پيش آيد كه آيا اكنون زن امروز تالشى قادر به انجام آن كارها نيست...؟! آيا او در حين تفكر و تعقل در امور زندگى و نحوه اداره خانه و كاشانه خود فاقد قدرت جسمانى لازم است؟ آيا ديگر توان مبارزه با مشكلات حاد و روزمره را از دست داده و توانايى تربيت فرزندان سالم و قوى را ندارد و حس همدردى، همكارى و مشاركت را از دست داده است؟!
بايد گفت اينطور نيست، زن تالشى نه فقط تمام استعدادهاى باستانى خود را حفظ كرده، بلكه قوى تر از قبل و خردمندتر، باهوش تر و باتجربه تر از نسل هاى گذشته خود، رشد كرده و به عرصه رسيده است و در عصر حاضر تواناييهاى كلى زنان و جرأت و جسارت آنان در همه فنون و شؤون زندگى كم و بيش مشهود است، به جرأت مى توان گفت زن تالشى تمامى توانايى و استعدادهاى ممتاز و خلاق را در خود جمع كرده و در كسب علوم و دانش و فن و در هنر، اقتصاد خانواده، در ورزش و كليه زمينه هاى زندگى اجتماعى توانايى خود را نشان داده است و در صورتى كه اراده كند، قادر خواهد بود خود را بالا بكشد و با زيور علم و خرد و اخلاق، شرف و فداكارى خويشتن را به عالى ترين درجات مادى و معنوى برساند و حس تحسين و اعجاب جامعه خود را برانگيزد.
ويل دورانت مى نويسد: «زيادتر بودن حس همكارى زن در تغيير وضع اجتماعى بيشتر مؤثر بوده تا تربيت فرهنگ و ملاحظات جهات اخلاقى.»(۱۳)
حقيرشمارى زن تالشى و ضعيف و ناتوان پنداشتن او اكنون به صورت سنتى غلط در جامعه براى خود جايى باز كرده، متأسفانه اين امر بر بعضى آحاد و افراد چنين مشتبه گشته كه عنصر زن براى زايش، نگهدارى و پرستارى از كودكان و انجام امور خاص و متعارف منزل وظيفه اى بر عهده دارد و انجام كارهاى خارج از خانه و به اصطلاح خشن خاص مردان است.
اندكى به گذشته بنگريم، به عصرى كه مقام زن سير قهقرايى مى پيمايد و تنزل شأن او به حدى مى رسد كه وجودش مايه ننگ و خفت شده و زنده به گور مى شود، جاى تعجب نيست. اين كردار ماحصل فكر و انديشه و نگرش آن جامعه است كه بتدريج به صورت سنتى متعارف درآيد و تحقير و تقبيح زن در عرف جامعه پسنديده جلوه كند و هويت اصلى او مخدوش گردد. اين چنين دژخويى و انديشه ها از بشر ضعيف جاى تأمل نيست. آنگاه كه خورشيد وجود حضرت پيامبر(ص) را ظاهر مى سازد تا دنياى تاريك جهل و ظلمت را در هم بكوبد و دل ها و افكار وجود آدمى را با سلاح دين و نور ايمان از زنگارها و آلايش ها بزدايد و پاك گرداند. آدمى را از بدعت هاى غلط و نادرست و سنت هاى متحجر و نامردمى برحذر دارد و به ارزش والاى انسان و فرزندان آدمى واقف سازد و زنجير سنت هاى اسارت را ازپاى انسان بگسلد.
دين مبين اسلام، درباره شخصيت زن و احترام و نقش او در زندگى به تفصيل بحث كرده است.
حتى آنجا كه درمورد برابرى حقوق اجتماعى زن و مرد و عدم تبعيض بين آنان در قرآن كريم، آيه ۱۳ سوره حجرات به وضوح مطرح ساخته (ان اكرمكم عندالله اتقيكم) و ضمن اشاره به يكى بودن منشأ آدمى، همه انسان ها را از هرگروه و رنگ و جنس كه باشند، از تفاخر و امتياز بر يكديگر ازلحاظ نژاد و نسب برحذر داشته و بزرگوارترين انسان را نزدخويش، با تقوى ترين آنها مى داند.
متأسفانه، هم اكنون نيز داشتن فرزند پسر، مايه افتخار و غرور و داشتن فرزند دختر، مايه سرافكندگى و مصيبت است و اين انديشه مى رود تا به صورت سنتى زشت در جامعه تعميم يابد.
بايد سنت هاى غلط رايج را از قوانين صحيح دينى جدا ساخت. زيرا دين مبين اسلام با وجود تفكر غلط سنت هاى رايج فرزند دختر را مايه خير و بركت مى داند و تقدم بر توجه و رسيدگى به نيازهاى مادى و عاطفى او را سفارش مى كند.
زن تالشى در آيينه تاريخ
دكتر نوشين آقاجانى چوبر
قسمت سوم
درجامعه ايران، نقش سازنده زنان درحال فراموشى است. بويژه در تالش، مرد فراموش كرده كه زن تالشى در كوهستان و جنگل با پوشاك خشن و شال و جوراب وساق بند پشمى در برف و سرماى زمستان در تعليف گوسفندان و چهارپايان خود شب را تا صبح در تلاش و تكاپوى معاش با مرد خود سهيم بوده است و هرگز در مبارزه با طبيعت، از پا ننشسته است و يا زن جلگه نشين تالشى در كاشت و داشت و برداشت برنجزار و مزرعه چه نقش مهمى دارد.
آدام اولئاريوس ،۱۴ موقعى كه به سرزمين گيلان و تالش پامى نهد، اوضاع و احوال ساكنان آنجا را اين گونه توصيف مى كند: «درتمام ايران ايالتى وجودندارد كه زن هاى آنجا مانند زن گيلانى كار كنند و جنب و جوش داشته باشند كار اصلى آنان بافندگى و ريسندگى و تهيه دوشاب است. زن كشاورزى مى كند كه بيشتر برنجكارى است. دراين كار وظيفه مرد و زن از يكديگر جدا و مشخص شده است. مرد، زمين را با گاو نر شخم مى زند و كرت بندى مى كند. زن ها بايد بذر را بر سر به سوى شاليزار حمل كنند. زن، بايد گياهان هرزه را وجين كند، مرد موظف است برنجزار را آبيارى كند و محصول را برچيند و زن بايد اين محصول را بسته بندى كند. مرد محصول را به خانه مى برد و زن بايد آن را بكوبد و غربال كند.»۱۵
همچنين در شرح آداب و رسوم آنان مى نويسد: «زيباترين زنان درميان تالشى هاديده مى شود كه برخلاف ساير زن هاى ايرانى درملأ عام پوشيده ظاهر نمى شوند، دوشيزگان موى خود را در بيست و چهار گيسو بافته اند كه بدون سرانداز بر شانه هاى آنان افتاده است. زنان دامن كوتاه به تن دارند كه پيراهنشان روى آن افتاده است.»۱۶ تصورمى رود به علت بارش مداوم باران و گل آلود شدن زمين و يا به فراخور كار سخت در كوهستان و جلگه و مسؤوليت خطير تكاپوى زندگى ناچار لباس كوتاه مى پوشيده اند تا آزادتر به تلاش خود ادامه دهند. هم اكنون پوشش زنان تالشى درهنگام كار و زمان كوچ اين گونه است.
ماحصل آن كه سهم زن و مرد تالشى، همچون تمام ايرانى ها، متفقاً در زندگى مشترك و تربيت اولاد، تحصيل، امرارمعاش و فعاليت اجتماعى يكسان و مساوى بوده، تاجايى كه لطمه به اساس زندگى مشترك هم نزنند، زن دركنار شوهرو شوهر در جوار زن، دوش به دوش هم بايد به حركت و فعاليت ادامه دهند.
درحال حاضر، براى اين كه رفتار و عادتى زشت در جامعه سنت نشود و ارزش ها و توانايى هاى زن به دليل تفكرات غلط و رايج زير سؤال نرود وظيفه اى بس بزرگ و خطير بر عهده رسانه هاى گروهى و مطبوعات است كه موظف هستند جامعه را از به وجود آمدن انديشه هاى نادرست و توهين آميز به انسان برحذر دارند و نقش حساس زن و ازجمله زن تالش را درتشكيل زندگى و تربيت اولاد و تأثير و انتقال خوى و روش هاى نيكو و انديشه هاى درست مادر، در شكل گيرى يك انسان (دختر ياپسر) بنمايانند و همچنين توانايى هاى زن را درعرصه هاى گوناگون علمى جامعه يادآور شوند.
اين نهادهاى ارتباطى موظفند اذهان جامعه را از آلايش انديشه هاى نادرست و مخرب برحذر داشته،نقش خلاق و شخصيت تواناى زن ايرانى را آن گونه كه هست، در اذهان ترسيم كنند.
باتوجه به اين كه زن در پس روى اجتماعى خود، درطول زمان، خود نيز مقصر بوده است؛ بنابراين، اشاره به اين نكته ضرورى است كه زمانى اين كارها و تلاش هاى همه جانبه به نتيجه مطلوب خواهدرسيد كه زنان ما نيز نسبت به توانايى ها و استعدادهايشان ايمان آورده، به خودباورى رسيده باشند.
منابع:
۱. عبدالكريم آقاجانى تالش، تاريخ تالش، چاپ اول، انتشارات آنا
۲. ويل دورانت، تاريخ تمدن. ج ا، ترجمه احمدآرام،پاشايى، آريان پور، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ سوم، تهران: ۱۳۷۰
۳. همان كتاب
۴. همان كتاب
۵. صفحه وسيعى درجنوب غربى درياى خزر كه قسمت شمالى آن اكنون جزو خاك جمهورى آذربايجان است و درعهد باستان نياكان تالشى هاى كنونى يعنى كادوس ها درآنجا مى زيسته اند و تالش خاستگاه زنان آمازون بوده است.
۶. دياكونوف، تاريخ ماد، ترجمه كريم كشاورز، انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ سوم
۷. همان كتاب.
۸. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج،۱ ترجمه احمدآرام.
۹. يشت ها در اوستا
۱۰. ناهيد زنى است جوان، بلندبالا، برومند و زيبا و نيكوسرشت... بر بالاى گردونه خويش، مهار چهاراسب يكرنگ و يك قد را دردست مى گرفته و مى رانده. اسب هاى گردونه وى عبارتند از: باد و باران و ژاله و ابر، در بلندترين طبقه آسمان جاى آرام اوست. به فرمان ناهيد از فراز آسمان باران، تگرگ و ژاله و برف فروبارد. به انسان قدرت تحمل دهد. از اثر استغاثه پارسيان و پرهيزكاران، از ملك ستارگان يا از بلندترين قله كوه هكر به سوى نشيب مى شتابد. نطفه مردان مشيمه زنان را پاك كند و زايش را آسان سازد. شير را تصفيه نمايد و به گله و رمه بيفزايد.
۱۱. باستانى پاريزى. خاتون هفت قلعه. انتشارات اميركبير. چاپ دوم
۱۲. ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج،۱ ترجمه احمد آرام
۱۳. همان كتاب.
۱۴. نماينده فردريش سوم، دوك ايالت هلشتاين در زمان شاه طهماسب صفوى در نيمه قرن ۱۷ م. (۱۰۵۷ ق- ۱۶۳۷م)
۱۵. سفرنامه آدام اولتاريسوس، ترجمه احمد بهپور، سازمان انتشاراتى و فرهنگ ابتكار، چاپ اول، ۱۳۶۳
۱۶. همان كتاب.با نگاهى گذرا به نقش زن در جامعه كنونى.
نگاهی گذرا به بازارهای هفتگی گیلان:
هرچند از پیشینه ی بازارهای هفتگی گیلان اطلاعات مشخصی در دست نیست, اما با پدید آمدن شهرها و روستاهای گیلان و با شکل گیری داد و ستد و معاملات پایاپای در بین گیلک ها, بازارهای هفتگی گیلان رواج یافت.
بازارهای هفتگی گیلان با نام هایی مانند: شنبه بازار, یکشنبه بازار, دوشنبه بازار و..., با توجه به ویژگی های مساعد آب و هوایی و تولید انواع محصولات کشاورزی, به باور شماری از پژوهشگران موجبات زندگی شهرنشینی در گیلان را فراهم آورده است.
**
شماری از بازارهای هفتگی گیلان:
شنبه: اسالم, بندر انزلی, پاشاکی, پیربازار, دهشال, شبخوس لات, گوراب پس, لنگرود, لولمان, ماسال, لشت نشا
یکشنبه: چوبر, خلیفه آباد, صومعه سرا, خمام, دستک, رودسر, کوچصفهان, گشت رودخان
دوشنبه: آستانه اشرفیه, خشکبیجار, رحیم آباد, سنگر, شفت, شلمان, ضیابر, کپورچال, گوراب زرمیخ, هنده خاله, کومله, سیاهکل
سه شنبه: اباتر, املش, پاشاکی, پره سر, چهارده, فومن
چهارشنبه: پونل, چابکسر, چوکام, حسن رود, رضوانشهر, رودبنه, کسما, کوچصفهان, کیاشهر, لنگرود, واجارگاه
پنجشنبه: آستانه اشرفیه, بازار جمعه ( تولم ), خشکبیجار, زیباکنار, سیاهکل, شاقاجی, شاندرمن, طاهرگوراب, کلاچای, نوخاله, هشتپر
**
خرید و فروش برخی از محصولات و کالاها در بازارهای هفتگی گیلان, در فصل های مختلف سال:
پنیر, کره, ماست, عسل, شلتوک و برنج, دام و ماکیان, گاو, گوساله, گوسفند, اسب, سبزیجات, گیاهان دارویی, زیتون, کوزه سفالی, چینی,انواع پلاستیک, ماهیان دودی و انواع ماهیان دریایی و پرورشی, پوشاک, انواع میوه, مرغ, تخم مرغ محلی, لباس, پارچه, کیف و کفش, انواع صنایع دستی, انواع لوازم خانگی, خشکبار, ترشیجات, مرکبات, ازگیل و انواع میوه های محلی مانند: گلابی وحشی و... ، مرغابي ، انواع پرندگان شكاري ، و نيز فرآورده هاي صنعتي و بافته هاي حصيري و سفالي و تورهاي ماهيگيري, چاي ، طيور ، نيشكر ، ابريشم, بادام زمینی, فندق و...
**