ازدواج زنی با يك مار!
زنی به نام بيمبالا داس كه در ايالت اوريساى هندوستان، عاشق مارى شده بود، در مراسم سنتی ويژه هندوها و در حضور دو هزار نفر ميهمان، با اين خزنده ازدواج كرد.
البته در مراسم پيوند كه كاهنان هندی به سرود خوانی مشغول بودند، آقا داماد ( مار ) از محل خود كه در تپه مجاور زندگي مي كرد، بيرون نيامد و عروس خانم مجبور شد به جاى همسر واقعی خود، يك مار برنجی را در مراسم به عنوان نماد استفاده كند.
**
فليپ لام، بازيكن تيم ملی فوتبال آلمان در ديـــــدار افتتاحيه هجدهمين دوره جام جهانی، موفق شد در حضور بيش از 66 هزار تماشاگر در ورزشگاه آرنا آليانز، توپ را درون دروازه كاستاريكا جاى دهد. اين ديدار در پايان با برتري 4 بر 2 به سود آلمان پايان يافت.
**
با صدايم تو را می فريبم
نويسنده: جو. الن ديميتريوس
مترجم: بهزاد رحمتی
بلندی صدا
گه گاه صدايي بم و طنين افكن ميشنويم كه با صداهاي عادي تفاوت دارد. به احتمال قوي شخصي كه چنين صدايي دارد, از آن براي مقاصد خاصي استفاده ميكند. شواهد نشان ميدهد كه اشخاصي كه صداي بلند و طنينافكن دارند, قصدشان كنترل اطرافيان و محيط پيرامون بوده, بدين وسيله ابراز وجود كرده و سلطهي خود را مينمايانند. گهگاه از اين حربه براي تحت الشعاع قرار دادن صداهاي ديگران استفاده شده و اين چنين گونهي ديگري از برتريجويي و كنترلگري اعمال ميشود. قطع نظر از برخي از تفاسير حاشيه اي, از ديگر كاركردهاي اين حالت اين است كه شخص به دنبال كسب خودباوري و اعتماد به نفس است. از سوي ديگر, فرد بدين وسيله اطرافيان خود را مجاب كرده و... ( براي مطالعه ي بيشتر, اينجا را كليك كنيد. )
در سال 1930 ميلادى، فيفا اعلام كرد كه هر كشورى سه بار فاتح جام جهاني شود، جام ژول ريمه براى هميشه به آن كشور تعلق خواهد گرفت. اين مهم توسط برزيل در سال 1970 محقق شد تا مالك هميشگي اين جام لقب بگيرد. جام ژول ريمه در سال 1983 دوباره به سرقت رفت و تا كنون اثرى از آن پيدا نشده است.
و اما جام جهاني كنوني فوتبال، تقريباً 5 كيلوگرم وزن و 36 سانتي متر درازا دارد و براى جام جهاني 1974 توسط هنرمند ايتاليايی سيلويو گازانيگا طراحي و ساخته شـد. طبق قوانين فيفا، هر كشورى به مقام قهرماني جام جديد دست يابد، مي تواند آن را تا جام جهاني بعدى در اختيار داشته باشد، ولي در آن هنگام بايد جام را به فيفا تحويل دهد و جامي شبيه به آن را براى يادبود دريافت كند.
**
افسانه های گـيلان
افسانه ي سِـهره ( خائوسي؛ خوپوسه؛ خبيسه )
بازنويسي: محمود پاينده لنگرودی
جوان تهيدستي, عاشقِ دختر پادشاه شد. راه چاره را در آن ديد كه خود به خواستگاري پيش شاه برود و به مراد دل برسد. چنين كرد و به بارگاه پادشاه راه يافت و ماجراي عشق خود را بيان كرد و از پادشاه خواست كه او را به دامادي بپذيرد. پادشاه گفت: مي پذيرم اما, با يك شرط! جوان گفت: چه شرط؟ پادشاه گفت: شرطش اين است كه يك تكه چوب براي من بياوري كه نه كج باشد و نه راست! جوان پذيرفت و به گوشه اي پناه برد و از خدا خواست كه او را پرنده اي كند تا به همه ي بيشه ها و جنگل ها پرواز كند و آن تكه چوب دلخواه را بيابد و به حضور پادشاه بياورد.
خداوند او را سِـهره ي دور پرواز كرد و به سوي بيشه ها و جنگل ها, پر باز كرد و هنوز كه هنوز است هر پاره چوب را مي بيند, به آن نوك مي زند و اين سر و آن سرش را نگاه مي كند و به زمين مي اندازد و به سراغ پاره چوب بعدي مي رود و با آرزوي انجام دادن شرط و عروسي با دختر پادشاه!! از اين شاخه به آن شاخه پر مي كشد.
**
عــــشق
و اين هم واژه عــشق، از نگاه بزرگان انديشه:
Y عشق، شيريست قوی پنجه و مي گويد فاش
هر كه از جان گذرد، بگذرد از بيشه ي ما ( اديب نيشابوری )
Y عشق روزي كه خيمه برپا كرد
ز دلِ عـاشقان طناب گرفت ( حاجی علی )
Y در طريق عشق، خار از پا كشيدن مشكل است
ريشه در دل مي كند، خاري كه از پا مي رود ( صائب تبريزی )
Y هرجا كه عشق خيمه زند، جاي عقل نيست. ( سعدی )
Y عـشق واقعي، تنها با ديده ي دل عيان است نه ديده ي سر؛ از همين روست كه چشم هايت پيوسته تو را به سراب عشق مي كشانند. ( آنتوان دوسنت اگزوپری )
Y هنگامي كه فقر از در وارد شود، عشق از پنجره فرار خواهد كرد. ( ويليام شكسپير )
Y عشق ، اساساً يك نوع عـذاب است؛ امّـا محروم بودن از آن « مرگ » است. ( ويليام شكسپير )
Y ازدواج، هميشه به عشق پايان داده است. ( ناپلئون بناپارت )
Y عشق ، قوي ترين لـشكر است؛ چون در يك لحظه بر قلب و بر مغز و جسم هجوم مي آورد. ( ولـتـر )
Y عشاق واقعی، عشق خود را همچون گل زيبايي پنهان مي كنند تا كسي آن را نچيند. ( دانيل استيل )
Y من از عشق بدم مي آيد؛ چون يك بار عاشق شدم و مـادرم را فراموش كردم! ( مارك تواين )
Y پسران عشق را به بازي مي گيرند، دختران با عشق زندگي مي كنند. ( محمد حجازی )
Y جوانان « عشق زنده » را مي كُشند؛ پيران « عشق مرده » را در خيال زنده مي كنند. ( محمد حجازی )
Y گرفتاري عشق از اين است كه دو عاشق، نه يكديگر را به يك طور دوست دارند و نه به يك اندازه. ( محمد حجازي )
Y بعضي از افراد، از اين در هراسند كه پس از رخت بر بستن زيبايي، عشق نيز از ميان مي رود، اما برعكس؛ زيبايي زماني رنگ مي بازد كه عشق از بين رفته باشد. ( لئو بوسكاليا )
Y كسي كه عشق مي كارد، اشــك درو مي كند. ( پلينی )
Y تنـها يك شادي واقعي در زندگي وجود دارد: عشق ورزيدن و معشوق بودن. ( جرج سندز)
Y عفيف ترين كلامي كه من در عمر خود شنيدام، اين است: « در عشق واقعی، اين روح است كه جـسم را در بر مي گيرد. ( نيـچه )
Y عشق چون آيد گريزد عقل و هوش
كس ميان عاشقان هـشيار نيست ( سپهر لاهيجی )
و :
Y عشق را خواهي كه تا پايان بري
زشت بايد ديد و انگار خـوب
زهر بايد خورد و انگاريد قند ( رابعه ی قُزداری )
جان كلام: « بيا دعا كنيم قلب عــشق نشكند! »
***
ديدگاه بزرگان انديشه پيرامون خوشبختی
1. احساس خوشبختی در آدمي به سه عامل بستگي دارد: ذات, موقعيت و ميزان تسلط. (دكتر مارتين سليگمن )
2. " دست كم سه نوع احساس خوشبختي و شادكامي وجود دارد: در پايين ترين سطح, شامل مردم عادي است كه خوشبختي و شادماني در پي لذت هاي گذرا جستجو مي كنند. و در سطحي بالاتر, شادي و سعادت, برابر با كردار خوب است و اما در عالي ترين سطح, احساس خوشبختي, در پي يك زندگي متفكرانه حادث خواهد شد. " ( ارسطو )
3. خوشبختي آن است كه وقتي به گذشته باز مي گردي افسوس زمان هاي از دست رفته را نخوري ( ارسطو )
4. خوشبختي, پروانه است؛ اگر او را دنبال كنيد, از شما مي گريزد, ولي اگر آرام بنشينيد, روي سر شما خواهد نشست. ( ديويد هيوم )
5. " آمادگي داشتن و استفاده از فرصت ها, مجموعاً چيزي را به وجود مي آورند كه آن را خــوشبختي مي ناميم. " ( آنتونی رابينز )
6. خوشبخت كسي است كه يا به كتاب هاي خوب دسترسي داشته باشد و يا به دوستاني اهل كتاب. ( ويكتور هوگو )
7. خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش كردن گذشته, غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده. ( موريس مترلينگ )
8. كمي عقل سليم, اندكي اغماض و قدري خوش خلقي داشته باشيد؛ آن وقت خواهيد ديد در اين دنيا چقدر آسوده و خوشبخت ايد. ( سامرست موام )
9. اين قانون طبيعت است كه هيچكس به تنهايي نمي تواند خوشبخت باشد، بلكه خوشبختي و سعادت را بايد در سعادت و خوشبختي ديگران جستجو كرد. ( ويليام شكسپير )
10. خوشبختي، ميزان استعداد انسان در بهره مندي از موهبت هاست. ( لين پيترز )
11. خوشبختي، هنرِ يافتن يك چيز مثبت در هر چيز منفي است. خوشبختي در مسير آرزوي چيزهايي كه نداريم نيست، بلكه خوشبختي با همه ي چيزهايي هست كـه داريم. ( لين پيترز )
12. خوشبختي يگانه چيزي است كه مي توانيم بي آن كه خود داشته باشيم، ديگران را از آن برخوردار كنيم. ( كارمن سيلوا )
13. يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آن است كه تقســـيمش كنيم. ( پول شرر )
14. يكي از بهترين راه هاي خوشبختي نيز اين است كه شخص نسبت به كوچك ترين نعمت ها شكرگزار باشد. (هرشل )
**
اين زوج، 78 سال پيش در چنين روزهايي با يكديگر ازدواج كردند. مرد 98 ساله در مورد راز تداوم اين زندگي مشترك مي گويد: ما هرگز چشم در چشم هم نمي اندازيم و با آن كه هر روز اختلافات لفظی كوچك با هم پيدا مي كنيم، اما اجازه نمي دهيم كه اين اختلافات به درازا بكشد.
همسر 97 ساله وى نيز در اين مورد مي گويد: رمز يك زندگی طولانی و پايدار، بخشش و خنده بسيار است.
**
بر پايه ى پژوهش هاى علم روانشناسی، از طريق نوع شكلات مصرفي افراد مي توان نسبت به شخصيت آنان پي برد.
دكتر موراى لانجهام، روانشناس ايرلندى در كتاب خود موسوم به " درمان با شكلات، سفر براى كشف درون خود " به تشريح شخصيت افراد پرداخته و آورده است: كساني كه دوست دارند شكلات را با شير ميل كنند، عاشق زندگي در روياها هستند و كساني كه شكلات تيره اى رنگ را دوست دارند، افراد كارى، مادى و قادر به حل مشكلات به شمار مي روند.
دوستداران شكلات تيره رنگ، بسيار علاقه مند به اطلاع از آينده، اما دوستداران شكلات با رنگ سفيد، داراى نوعي احساس درونی مبني بر مقاومت در برابر سختي ها هستند.
علاقه مندان به شكلات سفيد رنگ باور دارند كه توانايي نفوذ زياد و تاثير شديد بر جهان پيرامون خود را دارند. افرادى كه شكلات بيضوى شكل دوست دارند، اشخاص اجتماعي و داراى شهرت زياد هستند. افرادى هم كه شكلات آغشته به قهوه دوست دارند، افرادى داراى فكر باز هستند، اما بي صبر و ناپخته عمل مي كنند.
راستي علاقه مند به چه نوع شكلاتي مي باشيد؟!!
**
معرفي و خوانش چند داستان كوتاه خارجی
منبع: پايگاه رسمي انتشارات سوره مهر
1. دوشيزه / اميل زولا / ترجمه: محمود گودرزی
2. عقده اديپ من / فرانک اکانر / مترجم : فرشيد عطايی
3. اقدام خواهد شد - هاينريش بل
4. سپاسگزارم خانم لانگستون هيوز / ترجمه سيد حامد حسينی بافقی
5. راز ميان دو نفر / كونتين رينولدز / مترجم: محمد حياتي
6. صدای چکمه / کريستال آريو گاست / ترجمه:يوسف حيدری ترکمانی
7. يك جوك ناجور / هاجين / مترجم : فرشيد عطائی
8. در پارك مجازات / نوشته : مارتين فزور / ترجمه : بهروز مرادی
9. سرپناه / آنا زگرس/ترجمه: سهراب برازش
10. داستان يك خاله بيچاره / هاروكی موراكامی / ترجمه: فرشيد عطايی
11. قلب بزرگ / واختانگ آنانيان / مترجم : همايون نوراحمر
12. چيزهايي كه هرگز در مورد پدرم نمي دانستم / نوشته : حنيف قريشی / ترجمه : فرشيد عطايی
13. نامه يك همسر / سرگئی ورونين sergei voronin / ترجمه: همايون نوراحمر
14. ققنوس / سيلوسا تاون سند وارنر/برگردان: سيد حامد حسينی بافقی
**
اعتماد زاده، متولد 1293 شهر رشت بود و در دوران زندگي خود ده ها عــــنوان كتاب ترجمه و تاليف كرد. از جمله: اتللو، هملت،كمدى انسانی، ژان كريستف، جان شيفته، دن آرام، زمين نوآباد، در باره ترجمه و ...
وى در سال 1347 به همراه جلال آل احمد، كانون نويسندگان ايران را بنا نهاد.
يادش گرامي!
**
برندگان توپ طلايی فوتبال در جام هاى جهانی:
þ جام جهاني 2002 كره – ژاپن: اوليور كان ( آلمان )
þ جام جهاني 1998 فرانسه: رونالدو ( برزيل )
þ جام جهاني 1994 آمريكا: روماريو ( برزيل )
þ جام جهاني 1990 ايتاليا: سالواتوره شيلاچی ( ايتاليا )
þ جام جهاني 1986 مكزيك: ديه گو مارادونا ( آرژانتين )
þ جام جهاني 1982 اسپانيا: پائولو روسي ( ايتاليا )
گفــتني است سالواتوره اسكيلاچي و پائولو روسي، هر دو از ايتاليا به ترتيب در سال هاي 1990 و 1982تنها بازيكناني بوده اند كه تاكنون موفق به دريافت همزمان توپ طلايي بهترين بازيكن و آقای گل مسابقات جام جهانی شده اند.
**
كفش طلايی ( آديداس )، جايزه اى است كه در پايان هر دوره از جام جهانی فوتبال، به زننده بيشترين تعداد گل يا آقاى گل مسابقات اهدا مي شود.
تا كنون در 17 دوره مسابقات جام جهانی فوتبال، يعني از سال 1930 اوروگوئه تا 2002 كره – ژاپن، در نهايت بيست و پنج نفـر برنده ى كفش طلايي بوده اند كه در اين ميان، " جاست فونتين فرانسوى " در جام جهاني 1958 سوئد با 13 گل، ركورد بيشترين گل زده در جام هاى جهاني را به خود اختصاص داده است.
برندگان كفش طلايی فوتبال در جام هاى جهاني:
þ جام جهانی 2002 كره – ژاپن: رونالدو ( برزيل ) با 8 گل
þ جام جهانی 1998 فرانسه: داوور سوكر ( كرواسي ) با 6 گل
þ جام جهاني 1994 آمريكا: هيسترو استويچكف ( بلغارستان ) و اولگ سالنكو ( روسيه ) با 6 گل
þ جام جهاني 1990 ايتاليا: سالواتوره اسكيلاچی ( ايتاليا ) با 6 گل
þ جام جهاني 1986 مكزيك: گرى لينكر ( انگليس ) با 6 گل
þ جام جهاني 1982 اسپانيا: پائولو روسی ( ايتاليا ) با 6 گل
þ جام جهانی 1978 آرژانتين: ماريو كمپس ( آرژانتين ) با 6 گل
þ جام جهاني 1974 آلمان: گرگورز لاتو ( لهستان ) با 7 گل
þ جام جهاني 1970 مكزيك: گرد مولر ( جمهورى فدرال آلمان ) با 10 گل
þ جام جهاني 1966 انگليس: اوزه بيو ( پرتغال ) با 9 گل
þ جام جهاني 1962 شيلي: فلوريان آلبرت ( اتريش)، والنتين ايوانف، درزان جركوويچ ( يوگسلاوى )، لئونل سانچ ( شيلي )، واوا ( برزيل) و گارينچا، هريك با 4 گل
þ جام جهاني 1958 سوئد: جاست فونتين ( فرانسه ) با 13 گل
þ جام جهاني 1954 سوئيس: ساندرو كوكسيس ( اتريش ) با 11 گل
þ جام جهاني 1950 برزيل: آدمير ( برزيل) با 9 گل
þ جام جهاني 1938 فرانسه: لئونيداس ( برزيل) با 8 گل
þ جام جهاني1934 ايتاليا: اولدريچ نجدلي، ادموند كونن (آلمان) و آنجلو شياويو ( ايتاليا) هريك با 4 گل
þ جام جهاني1930 اروگوئه: گيلرمو استابيل (آرژانتين ) با 8 گل
**
طاق كسرى كی و چگونه ساخته شد!؟
بنايي كه در آن زمان ميتوانست با طاق كسرى مقايسه شود كاخ اپدنه داريوش در تخت جمشيد بود. مقصود ما از آن زمـان، دوران بعـد از هخامنشی است زيرا عقيده داريم كه طاق كسرى در زمان اشكانيان برپا شده است. در واقع اشكانيان سازندگان فعالي بودهاند. امروز بسياري از ساختمان هاى اشكاني را به ساسانيان نسبت ميدهند و سپس ميگويند متاســفانه از اشكانيان بنايي باقي نمانده، در واقع اين خلاف واقع است. همين طاق كسرى متعلق به زمان اشكانيان است و ما آن را جز افتخارات دوران ساسانی ميدانيم..
بناي ديگرى را كه به ساسانيان نسبت ميدهند كاخ اردشير در فيروزآباد است. اين كاخ نيز در زماني ساخته شده كه اردشير هنوز پادشاه نشده بود. بنابراين نميتوان آن را به عنوان ساختمان ساساني معرفي نمود.
در مغرب ايران بناهاى متعدد از زمان اشكانيان موجود است. مانند كاخ الحضر و ابنيه «دورا اروپوس» در كنار فرات و كاخي كه در روى ويرانههاى شهر آشور ساخته شده و امروز «ماكتی» از آن نيز در موزه فردريك بران موجود است.
بنابراين ملاحظه ميشود كه تعداد ابنيه دوران اشكاني آن طور كه ما تصور ميكنيم كم نيست. به اين ابنيه بايد كاخي را كه اخيراً دانشنمدان شوروى در اشگآباد (عشق آباد) از زير خاك بيرون آوردهاند اضافه نمود.
اكنون موقع آن است كه ابنيه دوران بعد از هخامنشي (اشكاني – ساساني) را با ساختمان هاى دوران هخامنشي مقايسه نماييم و جستجو كنيم به چه به علت بلافاصله پس از سقوط حكومت هخامنشي سبك ساختمان تالارهاى بزرگ ستون دار با سقف افقي به كلي متروك شد و به جاى آن ساختمان هاى آجرى با پوشش طاقهاى تخم مرغي شكل و گنبد معمول گرديد.
كاخ آپدنه تخت جمشيد با تمام عظمتي كه داشت مناسب با آب و هوا و سنن ايران نبود. ملاحظه فرموديد كه فردوسي ميگويد انوشيروان به معمار رومي گفت مي خواهم كاخي بسازى كه من و اعقاب من بتوانيم در آن زندگي كنيم و باد و باران نتواند بر آن گزندى برساند.
در واقع بالا بردن كاخي مانند آپدنه داريوش در تخت جمشيد مخارج و وقت زياد لازم داشت. مدت زياد طول كشيد تا سنگ تراشان تخته سنگ هاى بزرگ را از كوه رحمت جدا كردند و با زحمت زياد آن را بالاى صفه تخت جمشيد رسانيدند و سپس آن را تراشيده صاف كردند و چوب بست هاى محكمي فراهم آوردند و قطعات بزرگتر را در قسمت پايينتر قرار دادند و قطعات كوچك تر را از ميان چوب بستها با طناب بالا كشيدند و روي قطعات بزرگ نشاندند تا ارتفاع ستون به حدود 20 متر رسيد و 72 ستون به اين طريق زير سقف افقي تالار آپدنه قرار داده شد. گاهي طناب پاره ميشد و خطراتي كارگران سنگتراش را تهديد ميكرد و بالاخره وقتي داريوش بزرگ وفات يافت هنوز كاخ آپدنه تمام نشده بود و مدت پانزده سال شاهنشاه با قامت در تالار كوچك «تَچَر» و كاخ «سه دروازه» قناعت كرد...
ترين هاى جام جهانی فوتبال؛ از نگاه آمار
به بهانه ى آغاز هيجدهمين دوره برگزارى پيكارها ى جام جهانی فوتبال 2006 به ميزبانی آلمان، نگاهي داريم به ترين هاى اين جام در هفده دوره گذشته:
ü پرافتخارترين تيم فوتبال جهان: تيم ملی فوتبال برزيل با كسب پنج عنوان قهرماني به سال هاى 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002
ü ناكام ترين فيناليست براى عنوان قهرمانی: تيم ملي فوتبال آلمان كه به سـال هاى 1966، 1982، 1986 و 2002 به فينال مسابقات راه يافت، اما با شكست در برابر حريفان خود، نايب قهرمان شد.
ü بيشترين تعداد حضور در جام جهانی: تيم فوتبال برزيل كه در تمامي دوره ها حـضور داشته داشته است. تيم ملی فوتبال ايتاليا و آلمان نيز با 15 دوره حضور در رده ى دوم قرار گرفته اند.
ü بيشترين گل زده يك تيم: برزيل با 191 گل زده در 87 مسابقه
ü كمترين گل زده يك تيم: زئير ( كنگو فعلي )، اندونزى ، كانادا، استراليا، چين و يونان بدون گل زده
ü بهترين خط حمله: مجارستان با 87 گل زده در 32 بازى
ü برترين خط دفاع: زئير و هائيتي با 14 گل خورده در 3 بازى
ü بالاترين تفاضل گل: برزيل با 109+
ü پايين ترين تفاضل گل: مكزيك با 36-
ü بهترين گلزن در يك دوره: ژوست فانتين از تيم ملی فرانسه 13با گل زده در جام جهاني 1958
ü بهترين گل زن در تمام دوره ها: گرد مولر از تيم ملي فوتبال آلمان با 14 گــل زده در دو جام - 1970 با 10 گل و 1974 با 4 گل زده
ü بهترين گل زن در يك بازى: اوگ سالنكو از روسيه با 5 گل در مقابل كامرون در جام 1994
ü پرگل ترين دوره جام جهاني فوتبال: 1998 فرانسه - 171 گل در 64 مسابقه
ü كم گل ترين دوره جام جهانی فوتبال: 1930 اوروگوئه – 18 گل
ü پرگل ترين بازى: پيكار دو تيم ملي فوتبال اتريش و سوئيس در جام جهاني 1954 با نتيجه 7 بر 5 به سود اتريش
ü پرگل ترين مسابقه فينال جام جهاني فوتبال: پيكار دو تيم برزيل و سوئد در جام جهاني 1985 با نتيـجه 5 بر 2 به سود برزيل
ü كم گل ترين مسابقه فينال جام جهانی فوتبال: ديدار تيم هاى برزيل و ايتاليا در جام جهاني 1994 كه در پايان وقت قانوني و اضافي، بدون گل پايان يافت.
ü سريع ترين گل جام جهانی فوتبال: گل هاكان شوكور، مهاجم تركيه به كره جنوبي در جام جهاني 2002
ü بيشترين كارت قرمز: 22 اخراجي در جام 1998 فرانسه
ü كمترين كارت قرمز: 1970 مكزيك كه هيچ بازيكني كارت قرمز نگرفت و از زمين بازى اخراج نشد.
ü پرافتخارترين مربی: ويتوريو پوتسو، مربي تيم ملي فوتبال ايتاليا كه دو بار در سال هاى 1934 و 1938 ايتاليا را قهرمان جهان كرد.
**
رستوران ال بولی اسپانيا؛ برترين رستوران دنيا
بــر پايه ى نظر سنجی مجله رستوران بريتانيا، رستوران ال بولی به عنوان برترين رستوران جهان برگزيده شد.
مشتريان اين رستوران، به نگام صرف غذا، با بيست نوع اغذيه مختصر پذيرايي مي شوند. رستوران ال بولي در سواحل شمالي بارسلون قرار دارد و تنها شش ماه از سال باز است و تا پايان سال 2006 ميلادى ميز رزرو شده است.
گفتني است كشور فرانسه با 10 رستوران در بين 50 رستوران نخست جهان در اين فهرست برترى آشكارى در بين ساير كشورها دارد.
فهرست بهترين رستوران هاى جهان:
1. رستوران ال بولي؛ بارسلون اسپانيا
2. رستوران اردك چاق؛ انگلستان
3. رستوران پي ير گانير؛ فرانسه
4. رستوران لاندرى فرانسوى؛ كاليفرنيا آمريكا
5. رستوران تتسويا؛ استراليا
6. رستوران برادر؛ فرانسه
7. رستوران لويی پانزدهم؛ موناكو فرانسه
8. رستوران پرسه؛ آمريكا
9. رستوران آرزاك؛ اسپانيا
**
تمدن باستان ايلام در جلگه انشان (انزان) و در دامنه كوه هاى شرقي خوزستان پرورش يافت. در دنياى قديم در هزاره سوم قبل از ميلاد تنها سه مملكت ايلام و سومر و آكاد شهرت جهاني داشتند و هنوز از تمدن بابل و آشور و ملل گوناگون خاورميانه خبرى نبود. بنابراين هر كوششي كه براى كشف زندگي اين ملل انجام ميگيرد ارزنده و حايزاهميت ميباشد...
تپه ابوفندوا معرف تمدنهاى گوناگون از هفت هزار سال پيش به بعد ميباشد و دو تپه ديگر معرف تمدن مردم ايلام است. آرامگاه سلاطين ايلامي مكشوفه در هفت تپه يكي از قديمی ترين نمونههاى طاق هلالی بيضی شكل در تاريخ معمارى بشرى است.
در قسمت اول آرامگاه هفت اسكلت كشف شده و بعضي ازآنها پوشيده شده است از قراين برميآيد كه وقتي اين اجساد را به داخل آرامگاه ميآوردند ابتدا روى سكوى مخصوص شستشو ميدادند و بعد بطور منظمي مدفون ميساختند و روى اجساد را گل اخرى ميريختند. در قسمت وسط آرامگاه سه اسكلت و در انتهاى آن يازده اسكلت ديگر نيز كشف شده است.
سپس اعضاى هيات به ديدار معبدى رفتند كه بوسيله راهرو به آرامگاه متصل ميشد. ديوارهاى معبد از خشت خام است ولي تمامي سطح ديوارهاى گچاندود شده و بر روي گچ نقوشي وجود داشته است. رئيس هيئت حفارى علمي در هفت تپه ضمن توضيحاتي اظهار داشت كه هيئت ضمن خاكبردارى متوجه شد كه معبد دو طبقه است و ...
**
دهكده «زيارت»، در ده سه فرسنگي جنوب «گرگان» است، در دل كوه و جنگل. راه گرگان به زيارت از درهيي ميگذرد كه هر دو سويش با درختهای جنگلی پوشيده است. درختهای «توسكا» و «آلش» و انواع گل و گياهها و بوتهها و پيچكها …. برفراز ارتفاعات دوردست، كه گاه به گاه از خلال شاخهبرگها ميتوان ديد، درختان سرو كوهي روييده است كه تكه ابرها پيكر لطيف خود را بر آن ميسايند. در كنار راه، رودخانهيي كه چون سيلاب از دره سرازير شده است، غرش كنان و كفآلود بر سنگهاي كوچك و بزرگ ميغلتد. كمي بعد وقتي كه دره تنگتر ميشود، ناگزير بايد رودخانه زد و تا مسافتي از آب عبور داد. اما بالاتر از آن، در نزديكيهاي ده، دره گشوده مي شود و راه از رودخانه بلندتر ميافتد. اينك، دورنماي زيارت را از روبرو ميتوان ديد كه با خانههاي دو آشكوبه چوبين و مزارعي كه هر قطعه را با پرچين محصور كردهاند بردامن كوه افتاده است.
زيارت، كم و بيش دويست خانوار جمعيت دارد. براي چنين جمعيتي، زمين زير كشت در آن كوه و جنگل كم است. گاو و گوسفند هم آنقدر نيست كه كفاف معيشت را بدهد. از اين روي، زيارتيها، در هر بهار و تابستان، اشكوب بالايي خانههاي خود را به گرگانيهايي اجاره ميدهند، كه در ماههاي گرم، شهر را رها ميكنند و براي ييلاق به زيارت ميآيند، و خود با زن و بچههايشان به اشكوب پايين خانهها منتقل ميشوند كه آن را از كاه و هيزم خالي كرده اند...
وقتي كه جوان زيارتي به دختري دل ببندد، اين دلبستگي را با رفتار و گفتارش نرمنرمك به پدر و مادر خود ميفهماند. آنها، چنانكه از ازدواج فرزندانش با آن دختر راضي باشند، هر يك جداگانه با پدر و مادر عروس آينده صحبت خواهند كرد تا از آنها قول موافق بگيرند. بعد هم شبي را براي تعيين مقدار مهريه و برگزاري مقدمات عقد انتخاب ميكنند. براي انتخاب اين شب كه خود آن شب را «قند شكني» مينامند، از روضهخوانها «ساعت» سوال ميكنند تا بفهمند كه چه وقت خوش يمن است.
چند روز پس از شب «قندشكني» مردم ده كه از اين موضوع مطلع شدهاند، براي صرف شام در خانه داماد جمع ميشوند. زنها و مردها، جدا از هم، در اتاق و ايوانها به دور هم مينشينند و شام ميخورند. بعد از شام، پدر داماد با چند نفر از پيرمرداني كه خود انتخاب كردهاست به خانه عروس ميروند تا مراسم «قندشكني» را ترتيب بدهند. پشت سر آنان، مادر داماد و چند زن از بستگان داماد لباسهاي عروس و دوكله قند و مقداري شيريني را در چند سيني را كه «خانچه» (خوانچه) ناميده ميشود و با دستمال ميپوشانند به سر ميگيرند و به خانه عروس ميروند. در اين حال، جمعي از زنان و كودكان هم با شادماني بدنبالشان راه ميافتند و «شادباش» «شادباش» گويان با ساز و دهل به خانه عروس ميرسند.
در يكي از اتاقهاي خانه عروس، پدر داماد و پدر عروس و پيرمردان و ملايي كه خطبه عقد خواهد خواند، دور هم مينشينند و به چاي نوشيدن و قليان كشيدن و گفتگو مشغول ميشوند، تا وقتي كه خانچهها به خانه عروس برسد. آنوقت، خانچههاي را كه كله قندها و شيريني در آن است، جلو ملا مي گذارند. ملا از پدر عروس و داماد ميخواهد كه صحبتهايشان را درباره مهريه عروس شروع كنند مهريهها معمولاً در حدود هزار تومان تعيين ميشود كه سيصد تومان از آن پدر داماد به پدر عروس نقد ميپردازد تا مقداري از جهزيه و لوازم عروسي را از آن پول تهيه كنند. بعد از آن، ملا، دستمال از روي خانچه برميدارد و از پدر عروس اجازه ميگيرد تا كله قندها را به هم بكوبد و بشكند.
وقتي كه ملا به قندشكستن مشغول ميشود ، همه حاضران، «مبارك باد» «خدا مبارك كند» ميگويند. يك نفر، شيرينيهاي روي خانچه را ميانشان قسمت ميكند و همه به خوردن شيريني و نوشيدن چايي مشغول ميشوند. از همان شيرينيهاي خانچه، در ميان زنها هم قسمت ميكنند كه جدا از مردها جمع شدهاند.
ساعتي بعد، مردم خانه عروس را ترك ميكنند پدر و مادر و خويشان داماد هم به خانههاي خودشان ميروند و مراسم «قندشكني» تمام ميشود.
از «قندشكني» تا عروسي كه معمولاً در اواخر تابستان و بعد از درو و خرمنكوبي به راه ميافتد، بيش از يكسال فاصله ميگذارند. در اين مدت داماد بايد در روزهاي عيد نوروز و عيد قربان براي عروس هدايايي بفرستد. البته، داماد، تا پيش از عروسي، ظاهراً نبايد بيشتر از معمول با عروس معاشرت داشته باشند. وقتي كه شب عروسي نزديك ميشود. بار ديگر داماد و پدر و مادر و برادرها، يك روز صبح زود، به قصد خريدن مقداري از وسيلههاي زندگي براي داماد و همچنين براي خريدن برنج و قند و چاي و تنباكو، با چند اسب و قاطر به گرگان ميروند و بعد از ظهر برميگردند.
از چند روز پيش از آنكه عروس را به خانه داماد بياورند، در خانه داماد، همه روزه، برنج و خورش ميپزند، و شبها مردم ده براي صرف شام در آنجا جمع ميشوند. بعد از شام هم تا مدتي به چاي نوشيدن و قليان كشيدن مشغول خواهند شد
دو روز پيش از آنكه عروس به خانه داماد برود، او را با ساقدوشهايش به حمام ميفرستند و فردايش داماد به حمام ميرود. داماد كه از حمام بيرون آمد، يكي از بستگانش او را صميمياش به استراحت و «خوش و بش» بگذراند. همان شب در خانه داماد شام ميدهند و مردم هر كس به فراخور حالش براي داماد در يك سيني كه در وسط مجلس ميگذارند پول ميريزند
شبي كه عروس را بايد به خانه داماد ببرند، چند ساعت پيش از آن، قسمتي از اشيا و وسيلههاي زندگي آينده عروس و داماد را از خانه داماد براي بازديد به خانه عروس ميفرستند. چند نمد، چند جاجيم، وگليم، يك صندوق چوبي، يك جفت گوشواره، و چند قطعه لباس، مقداري هم خردريزهاي ديگر مثل قوري و پياله و ظرفهاي مسي و چراغ … اين اشيا را جواناني را كه از بستگان و دوستان داماد هستند به دوش ميشكند و با نواي ساز و دهل و با شادماني به خانه عروس ميرسانند. مادر و پدر و بستگان عروس، اشيا را بازديد ميكنند تا بدانند كه اشياء فرستاده شده طبق قول و قرارهاي پيشين است يا نه؟
و يكي دو ساعت بعد، پيش از آن كه عروس را به خانه داماد ببرند، اجازه ميدهند كه دوباره همه آن اشياء به اضافه اشيايي كه پدر و مادر عروس براي فرزندشان تهيه ديدهاند به خانه داماد بازگردانده شود. با همان ساز و دهل.
اول شب، عروس را در حالي كه كارواني از زنان و مردان و جوانان و كودكان، او را با شادماني و ساز و دهل همراهي مي كنند، به سوي خانه داماد ميبرند. چند زن از بستگان عروس دستهايش را ميگيرند تا او را در راه رفتن كمك كنند.
و چند زن ديگر هم پيشاپيش او آيينه و چراغ نگه ميدارند. عروس در اين حال با چارقد سرخي كه رويش انداختهاند پوشيده است. پسر بچهها و دختران، زنان، همه با غلغله و شادي و سرور بر نواي ساز و دهل مي افزايند.
وقتي كه اين كاروان به خانه داماد نزديك شد، داماد با ساقدوش خود، روبروي عروس و همراهان او ظاهر ميشود. و چند پرتقال را كه از پيش آماده كرده است از فاصله سي چهل متري به سوي عروس پرت مي كند. اما، مرداني كه با عروس بستگي دارند و همراه او آمده اند، در همين حال با «چوقا» (قبا)هاي خود كه از تن كندهاند. عروس را محصور ميكنند تا پرتقالهايي كه داماد پرت ميكند به او نخورد. در اين حال، جوانان و كودكان، با هلهله و شادماني، در پي به دست آوردن پرتقالهاي پرت شده، به سر و كول هم ميافتند و بر شلوغي ميافزايند.
پس از اين مصاف، كاروان عروس، همچنان با نواي ساز و دهل به خانه داماد نزديكتر ميشود. كنار درگاه خانه داماد، كه از اين پس مسكن و خانه عروس نيز خواهد شد، خروس يا برهاي را در پيش پاي عروس قرباني ميكنند كه بايد شب زفاف را در آن اتاق به سر ببرد.
در آن حال، يكي از پيرمردان ده كه در نزد خانوادههاي عروس و داماد محترمتر است، داماد را به همان اتاق ميبرد تا عروس و داماد را دست به دست هم بدهد و آنها را براي سالهايي كه در پيش دارند به هم بسپرد. در حالي كه بيرون از اتاق، زنهاي ده با فريادهاي شادمانه خود، «شادباش»، «شادباش» گويان بر شعف و شوق قلبي عروس و داماد ميافزايند.
چند لحظه ديگر، خانه از مردم خالي ميشود. فقط چند زن از بستگان عروس در آن باقي ميمانند. اينها و بستگان داماد منتظر خواهند شد تا داماد از خلوتي كه با عروس دارد بيرون آيد. با بيرون آمدن داماد، زنها به طشت و تابههاي مسي ميكوبند، يا اينكه مردي تيري از تفنگ خالي ميكند و يا به هر شكل و ترتيبي باشد سرو صداي ديگري راه مي اندازند كه در همه ده پيچيده ميشود.
نيمه شب، ساقدوش، داماد را به حمام ميبرد. عروس را هم، همان شبانه، زنها با آب گرم در خانه ميشويند. تا به اين ترتيب، عروس و داماد، براي استقبال از نخستين روز زندگي مشتركشان تطهير شوند.
براي اطلاعات بيشتر، اينجا را كليك كنيد.
**
چندى پيش داشتم از مانيتور رايانه ى شخصی ام، فيلم سينمايی دكتر ژيواگو Doctor Zhivago بر اساس رمان مشهور بوريس پاستراك كه جايزه نوبل ادبيات را برايش به ارمغان آورد، تماشا مي كردم.
اين رمان جذاب و خواندنی گرچه در شوروى سابق ممنوع اعلام شده بود، اما در غرب مورد تحسين و استقبال گسترده اى قرار گرفت. بر همين اساس، ديويد لين، كارگردان برجسته ى انگليسي، به سال 1965 ميلادى از روى رمان ياد شده، فيلمي كلاسيك به همين نام را ساخت.
فيلم سينمايی دكتر ژيواگو، پرسش هاى بسيارى را در ذهن تماشاگر به وجود مي آورد؛ پرسش هايي چون: انقلاب روسيه براى چه بود؟ اين انقلاب به كجا انجاميد؟ و مهم تر از همه، بر چه كسي تاثير نهاد؟
**
منبع: روزنامه اطلاعات / سي و يكم ارديبهشت ماه سال هشتاد و پنج خورشيدى
مشاهده رنگ هاى زيبا و چشم نواز، از عالي ترين تجربياتي است كه انسان در طول شبانه روز، آن را تجربه مي كند. به اطراف خود نگاه كنيد: رنگ ها همه جا هستند، ما را احاطه و در بر گرفته اند. ما زندگي را از دريچه رنگ ها، شكل ها و البته صداها مي بينيم.
رنگ هاى مختلف در زنـدگي ما از بسيارى جهات تاثيرگذارند، به عنوان مثال: رنگ قرمز، عموماً به هنگام رانندگي يا استفاده از دستگاه هاى صنعتي و... توجه ما را به خطرها جلب مي كند.
ما هنگام مشاهده مراتع سرسبز، احساس شادابي مي كنيم.
هنگامي كه درياى آبی را مي بينيم، احساس آرامش مي كنيم.
يك اتاق تاريك در ما احساس وجود رمز و راز و يا ترس ايجاد مي كند.
اتاقي با رنگ آميزى سفيد، احساس تازگي و تميزى را در ما القا مي كند.
اگر رنگ ها در زندگي ما تاثير دارند، اين سووال پيش مي آيد كه تاثير درماني آن ها بر بيماران چيست؟
رنگ درمانی، يك شيوه ى درماني پيوسته و بي وقفه است كه شامل به كارگيرى رنگ ها در درمان بيمارى هاي مختلف جسمي و اختلالات احساسي يا رواني است.
در رنگ درماني از مجموعه اى از اصول هارموني رنگ ها و تركيب آن ها براى بهبودى بيماران استفاده مي شود.
متخصصين رنگ درماني معتقدند كه هر عضو بدن، انرژى مشخصه ى خود را دارد و اختلالات هر عضو را مي توان با به كارگيرى رنگي هم تراز با انرژى آن عضو در محدوده ى مشخص و يا كل بدن به سمت بهبودى پيش برد.
رنگ ها در واقع امواج الكترومغناطيس پر انرژى با طول موج هاى قابل رويت هستند. سلول هايي مخروطي شكل كه در شبكيه چشم قرار دارند، اين امواج را به رنگ قابل تشخيص در ذهن تبديل مي كنند.
ايـن سلول ها به سه دسته تقسيم مي شوند: گروهي براى تحريك شدن توسط رنگ آبي، گروهي براى رنگ سبز و گروه ديگرى براى رنگ قرمز. ميزان يا شدت تحريك هر يك از آن ها در آن واحد مي تواند رنگ هاى گوناگوني را در ذهن ما تداعي كند.
در سراسر زندگي، ما با دريايي از رنگ ها احاطه شده ايم. آن ها بر احساسات و سلامتي ما تاثير مي گذارند. براى مثال زمينه هاى آبي، آرامش دهنده بوده و تواند براي پايين آوردن فشار خون مورد استفاده قرار گيرند. زمينه هايي به رنگ آبي، همچنين توانايي خوابيدن را در انسان افزايش داده و يا احساس درد را كاهش مي دهند.
در مقابل، هنگامي كه در معرض نور قرمز قرار داشته باشيد، تاثير متضادى را احساس مي كنيد. زمينه هايي به رنگ قرمز مي تواند باعث بالا رفتن فشار خون شود و افزايش سازندگي آدرنالين خون را موجب شود. به دنبال آن شما يقيناً احساس ترس يا استرس خواهيد كرد.
بنابر اين مشاهده مي كنيد كه استفاده صحيح از رنگ ها مي تواند يك فضاى مناسب يا نامناسب براى زندگي ايجاد كند. در اينجا اشاره اى داريم به كاربردهاى بعضي از رنگ ها:
1. رنگ زرد، ذهن انسان را تحريك مي كند، بنابر اين معمولاً مناسب ترين رنگ ها براى اتاق مطالعه يا درس است.
2. رنگ آبي، موجب آرامش شما مي شود و تسكين دهنده بوده، بنابر اين براى اتاق خواب مناسب تر است.
3. رنگ سفيد، نشانگر تهي بودن، فضاى باز و تميزى است، لذا براى حمام يا سرويس هاى بهداشتي بسيار مناسب است. بايد دقت كنيد كه تا جاى ممكن از اين رنگ برا اتاق مطالعه استفاده نكنيد.
پس فراموش نكنيد كه استفاده درست از رنگ ها مي تواند آرامش را به زندگي شما به ارمغان آورد.
خوش رنگ باشيد.
فراموش نگنيد كه استفاده درست از رنگ ها مي تواند آرامش را به زندگي شما به ارمغان آورد.
بايد دقت كن