گيلان شناسی: از شاليزار تا عروس بران

عکاس: داوود خانی خليفه محله
منبع: خبرگزاری ميراث فرهنگی
در گيلان، زمان پيش از جشن عروسي با موعد وجين شاليزار كه همزمان شود، خانواده داماد با خانواده عروس به كار در شاليزار مي پردازند. به اين سنت، گيشه ياور (ياوري عروس) مي گويند. آنها به همراه خود هدايايي چون «كمردود»، «دستانه» و «پابره» براي عروس مي برند. اين هدايا در واقع لباس كار گيلاني ها است و وظايف عروس جوان را نيز به او ياد آوري مي كند. اين رسم در شرق گيلان «گيشه بجار» نام دارد. در اين آئين در هنگام نشا كردن سبزينه برنج در بهار، پدر و مادر عروس براي كمك در كار كشت به مزرعه داماد مي روند و عروس نيز از پي آنان با ساز و نقاره به مزرعه پدر داماد مي آيد. در اين هنگام داماد به نشانه سپاسگزاري به همه همراهان عروس يك قواره پارچه ميدهد و به عروس نيز هديه اي ويژه تعلق مي گيرد.
به غير از اين آئين كه مربوط به پيشواز رفتن براي ازدواج است. در روز جشن عروسي هم عروس و داماد هريك هديه اي به ديگري مي دهد كه جنبه آئيني دارد. در روز عروسي، آنگاه كه عروس را به حياط خانه داماد مي آورند، او به عروس نزديك شده، تنه اي به وي ميزند، عروس نيز در برابر شال گردني زيبا و نقش دار بر گردن وي مي آويزد. چند لحظه بعد، پس از آنكه داماد محتويات سيني اي را كه در آن نارنج، نقل و .... وجود دارد از روي سر عروس به سوي حاضران پرتاب مي كند، روسري زيبا و طرح داري را دور گردن عروس مي اندازد. اين دو حركت، به روشني به چگونگي آموزه هاي اعتقادي و موقعيت مرد و زن در جامعه مورد نظر حكايت دارد. مرد با تنه زدن به زن نشان مي دهد كه بر او برتري يافته و زن به نشانه پذيرفتن اين برتري، شال گردني زيبا به او هديه مي دهد. در مقابل ، مرد نيز كه عفت زن را يكي از برجسته ترين ويژگي هاي او مي شمارد به او روسري زيبايي پيشكش مي كند.
جلوه هاي آييني پوشاك گاه با جادو يا ارزش هاي جامعه پدرسالار نيز عجين مي شود. «محمود پاينده لنگرودی» در «آيين ها و باورداشت های گيل و ديلم» براي نمونه به آئين «تشكه زئن» اشاره مي كند. از اين مراسم به عنوان جادوي سياه نيز نام برده شده است. مردم گيلان اعتقاد دارند كه به هنگام عقد عروس، اگر يكي از بدخواهان داماد گوشه دستمال يا چادر و يا قطعه ديگري از لباس عروس را گره بزند؛ داماد از مردي مي افتد و نمي تواند به عروس تسلط يابد و عروس همچنان دختر مي ماند. يا اينكه برعكس خانواده عروس براي آنكه زبان مادرشوهر را بر عروس ببندند نخ هفت رنگي را روي توري عروس مي كشند. اين آئين ها از بنيادي جادو گونه برخوردارند و رسيدن به خواست يا آرزويي را در بياني تمثيلي و نمادين اظهار مي كنند.
در آئين هاي كشت برنج نيز مي توان با جلوه هاي آييني پوشاك روبه رو شد. در آيين هاي شاليزار ، بستن «كمرچادر» يا «کمردود» خود با اين باور همراه بوده است كه بستن آن مانع از كمردرد مي شود و خستگي را از زن شاليكار در هنگام وجين دور مي كند. زن كارگري كه براي كمك در امر وجين به ياري خانواده شتافته است، پس از آنكه كار وجين به پايان مي رسد، چادري را كه به كمر بسته باز مي كند و در انبار برنج صاحب خانه مي تكاند. به اين معنا كه ما بركت شاليزار را در انبار تكانده و با خود نبرده ايم، تا صاحب خانه همچنان نسبت به پربركتي انبار خانه اطمينان داشته باشد.
آئين، شكلي نمادين و رمزي از رفتارهاي جمعي يا گروهي است كه بنياد آن بر مفاهيم اسطوره اي و مقدس جامعه سنتي بنا شده و با لايه هاي زيرين اسطوره اي جامعه بومي ارتباط مي يابد. پوشاك نيز از اندوه و شادي آدمي در فصل هاي جمعي حيات او تاثير مي پذيرد و صورتي همگاني و متناسب با ارزش هاي بومي و شيوه هاي جشن و سرور يا سوگواري او دارد. پوشاك مراسم حزن و اندوه با پوشاك جشن و شادماني متفاوت است. پوشاك كار با لباس خانه تفاوت دارد و به همين ترتيب جلوه هاي نمادين و آييني پوشاك نيز در فصل هاي متفاوت زندگي مردم به صورت هاي گوناگون متبلور مي شود.
«عليرضا حسن زاده» مردم شناس و پژوهشگردرباره وجه آئيني پوشاك در استان گيلان مي نويسد: « جلوه هاي آئيني پوشاك در حياتي ديداري يا نمادين در فصل هاي زندگي قومي ظاهر مي شود.آنگاه كه پوشاك در متن يك باور، آيين يا فصل معنوي قرار مي گيرد، ديگر تنها پوششي ساده نيست بلكه خود معاني عميق و ژرفي را در بر دارد. در آئين هاي نمادين عروسي و كشت و زرع ، صورت هاي گوناگوني از جلوه هاي آئيني پوشاك به چشم مي خورد كه هر يك دلالت بر معنايي معنوي، ارزشي حياتي و زيباشناختي و گاه جادويي و رمز آلود مي كند.»

گفتارهايی پيرامون عشق و عاشقی
آسمان ها مگر از گردش خود سير شوند - ورنه عشاق محال است قراری گيرند ( صائب تبريزی )
مقصد تمامي مكاشفات معنوي عشق است. عشق واقعي تنها در قلبت قابل رويت است، نه چشمانت. از همين روست كه کوپيد بالدار ( الهه عشق ) هميشه نابينا تصوير شده است. ( ويليام شکسپير )
تنها يك شادي واقعي در زندگي وجود دارد: عشق ورزيدن و معشوق بودن. ( جرج سندز)
عشق واقعی، تنها با ديده ي دل عيان است نه ديده ي سر؛ از همين روست كه چشم هايت پيوسته تو را به سراب عشق مي كشانند. ( آنتوان دوسنت اگزوپری )
ترس از عاشق شدن، ترس از زندگی كردن است. ( برتراند راسل )
معرفی سايت عکاسی
سايتی مفيده و ارزنده پيرامون عکس و عکاسی
:با مطالب مفيدی همچون