منبع: بی بی سی
شرکت مرک اعلام کرده که واکسن مورد نظر از ابتلای افراد به ايدز جلوگيری نمی کند و امتحان آن را بر داوطلبان متوقف کرده است.
شرکت مرک که يکی از بزرگ ترين کمپانی های داروز سازی در جهان است، حدود ده سال پيش روند توليد واکسن پيشگيری از ايدز را آغاز کرد.
عامل بروز ايدز ويروس "اچ آی وی" و يا "ويروس انسانی کمبود مصونيت بدن" است که در مراحل پيشرفته تر به بيماری مهلک ايدز تبديل می شود.
بسياری اميدوار بودند که شرکت مرک بتواند با آن واکسن مبارزه با ايدز در جهان را وارد مرحله جديدی کند.
شرکت مرک از سال ۲۰۰۴ ميلادی کار امتحان واکسن ايدز را بر روی حدود سه هزار داوطلب آغاز کرد.
بيشتر اين افراد متعلق به گروه هايی مانند همجنس گرايان يا روسپی ها که گفته می شود شانس بالاتری برای ابتلا به ايدز دارند، بودند.
در يک گروه ۷۴۱ نفری از داوطلبان، ۲۴ نفر با وجود اين که واکسن ساخت مرک به آن ها تزريق شده بود، به ويروس عامل ايدز آلوده شدند.
در گروهی ۷۶۲ نفری ديگر هم ۲۱ تن از داوطلبان ويروس عامل ايدز وارد بدن آنها شد.
بسياری از ناظران از ناکامی شرکت مرک در توليد واکسن پيشگيری از ايدز ابراز تأسف کرده اند.
برخی از دانشمندان آمريکايی اخير هشدار داده اند که جهان در مبارزه با ايدز در حال شکست خوردن است.

مجله "فوربز" بیل گیتس را با ۵۹ میلیارد دلار در صدر فهرست پولدارترین آمریکایی ها جای داده است. وارن بافت، سرمایه گذار آمریکایی با ۵۲ میلیارد دلار دارایی خالص، مقام دوم این فهرست را اشغال کرده است.
شلدون آدلسون، کازینودار و هتلدار معروف و لاری الیسون، مدیر دومین شرکت بزرگ نرم افزارسازی جهان رتبه های سوم و چهارم فهرست ۴۰۰ ثروتمند آمریکایی را به خود اختصاص داده اند.
ثروتمندان باید حداقل، ثروت خالصی معادل یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار داشته باشند تا در این فهرست جای گیرند.
بنیانگذاران گوگل
|
پنج ثروتمند اول آمریکا
بیل گیتس (مایکروسافت) - ۵۶ میلیارد دلار
وارن بافت (سرمایه گذار) - ۵۲ میلیارد دلار
شلدون آدلسون (کازینو - هتل) - ۲۸ میلیارد دلار
لورانس الیسون (اوراکل) - ۲۶ میلیارد دلار
سرگئی برین و لاری پگ (گوگل) - ۱۸.۵ میلیارد دلار
فوربز |
برای نخستین بار از سال ۱۹۸۹، هیچیک از اعضای خانواده والتون صاحب فروشگاه های زنجیره ای والمارت در فهرست ده ثروتمند اول آمریکا جای نگرفته اند.
به جای آنها، سرگئی برین و لاری پگ، بنیانگذاران گوگل هر یک با ثروتی معادل ۱۸.۵ میلیارد دلار مشترکا در ردیف پنجم فهرست نشسته اند.
گورک گرگوریان، سرمایه گذار دیگر آمریکایی بزرگترین برنده این فهرست است. ثروت او در سال گذشته بیش از ۹ میلیارد دلار افزایش یافته و به ۱۸ میلیارد دلار رسیده که او را در ردیف هفتم جای داده است.
پی یر امیدیار، بنیانگذار سایت ای بی (eBay) با ۸.۹ میلیارد دلار در ردیف ۳۲ جدول قرار گرفته است. امید کردستانی، مسئول فروش و توسعه تجاری شرکت گوگل نیز که ایرانی الاصل است با ثروتی معادل ۲.۲ میلیارد دلار در ردیف ۲۰۴ این فهرست جای دارد.
به گفته ماتیو میلر، مسئول تهیه فهرست فوربز، امسال بازار بورس وال استریت نقش عمده ای در جایگیری افراد در این فهرست داشته است: "فقط خدا می داند اگر آنها دوباره سال آینده در این فهرست جای بگیرند یا نه. این مسئله واقعا به تحولات بازار بستگی دارد."
جمع ثروت خالص این ۴۰۰ میلیاردر، ۱ ترلیون و ۵۴ میلیارد دلار، یعنی بیش از تولید ناخالص داخلی کانادا است.
|
"این سوی بهشت" اولین رمان اسکات فیتزجرالد که در سال 1920 منتشر شده بود با ویرایش جدید تجدیدچاپ می شود. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، "این سوی بهشت" اولین رمان اسکات فیتزجرالد نویسنده کلاسیک و مطرح آمریکایی است که در سال 1920 منتشر شد. این کتاب به زندگی و اصول اخلاقی جوانان پس از جنگ جهانی اول می پردازد. شخصیت داستان جوانی جذاب و مرفه است که در دانشگاه پرینستون در رشته ادبیات تحصیل می کند و به نوشتن رمان مشغول است. این جوان و شیفتگی او به ادبیات در نهایت کار او را به سرخوردگی می کشاند. منتقدان بر این باورند که فیتزجرالد شخصیت واقعی خود را در این رمان گنجانده است؛ چون او هم در دانشگاه پرینستون تحصیل کرده بود و هم بسیاری از اعتقادات و رفتارهای شخصیت داستان به اعمال و باورهای نویسنده شباهت دارد. این رمان پس از 87 سال از سوی انتشارات "سیگنت کلاسیک" به زودی به چاپ می رسد. اسکات فیتز جرالد از دوستان نزدیک ارنست همینگوی بود. از آثار او می توان به "زیبا و نفرین شده"، "ملایمت در دل شب" و "گتسبی بزرگ" اشاره کرد. |
|
منبع: خبرگزاری مهر رمانی درباره زندگی خصوصی نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه که یاسمینا رضا نویسنده ایرانی تبار تبعه فرانسوی آن را نوشته خود را به رده بالای نامزدان جایزه گنکور 2007 کشاند. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از کوردستان راپورت، در جایزه گنکور امسال 727 رمان معرفی شده اند که در برابر 683 رمان سال گذشته، 44 عنوان بیشتر را نشان می دهد. "کمیل لورنس" نویسنده زن و خالق رمان "Philippe" خود را نامزد این جایزه کرده است، در اظهار نظری، "ماریو داریوسک" نویسنده "Tom est Mort" و دیگر نامزد زن این جایزه را به سرقت موضوع رمان خود متهم کرده است اما داریوسک به شدت این ادعا را رد کرده و گفته است: این برای اولین بار نیست که نویسنده ای من را به دزدیدن موضوع رمان خود متهم می کند. پیش از این نیز از سوی "ماری ندیا" نویسنده فرانسوی به چنین کاری متهم شده بودم. وی اضافه کرده است: من فقط از خوانندگانم می خواهم که با مطالعه دقیق و ذکاوتی که به خرج می دهند، این ادعاهای واهی را تشخیص دهند تا واقعیات بر آنها مشخص شود. در کنار این جار و جنجال ها، رمان دیگری به نام "چهره پنهان سارکوزی" (زندگی خصوصی رئیس جمهور فرانسه) نوشته یاسمینا رضا نویسنده ایرانی - روسی تبار تبعه فرانسه در هفته های اخیر به یکی از مدعیان اصلی گنکور تبدیل شده است و بسیاری ابراز امیدواری می کنند که این رمان برنده کنگور امسال شود. |
این کتاب با عنوان اصلی "سپیده دم، شامگاه یا شب" نقبی به زندگی فردی این رئیس جمهور تازه منتصب فرانسوی و آرمان های شخصی و سیاسی اوست که یادداشت های پراکنده یاسمینا رضا از فعالیت های انتخاباتی او و درباره اعضای کابینه اش آن را شکل داده است.
در این کتاب ۱۸۵ صفحه ای از سارکوزی به عنوان مردی که همواره آماده چالش های زندگی است، یاد می شود و یادداشت های "یاسمینا رضا" از چگونگی تلاش او برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری خوانندگان بسیاری را جذب خواهد کرد.
در بخشی از این کتاب توصیف می شود که چگونه سارکوزی پس از دیدن آخرین سخنرانی ژاک شیراک در تلویزیون درباره او که بسیار رنگ پریده به نظر می رسید، گفت: سخنرانی اش خیلی معمولی و منسوخ بود و از یک بینش خاص در آن خبری نبود. اگر من به جای او بودم می گفتم: "من ۱۲ سال به شما خدمت کردم و حال فصل تازه ای در تاریخ این کشور آغاز می شود".
گفته می شود روابط سردی میان شیراک و سارکوزی حاکم بود. برپایه این گزارش، در بخش های دیگری از این کتاب نیز به اخلاق و خصوصیات روحی سارکوزی اشاراتی شده است و "رضا" از او به عنوان فردی که صبر و طاقت یک بچه را دارد، یاد کرده است؛ اگرچه خاطرنشان می سازد که خود هیچ گاه شاهد فوران خشم او نبوده است.
به گزارش مهر، یاسمینا رضا نمایشنامه نویس فرانسوی برای اثری به نام "هنر" شهرت دارد که به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است. داستان این نمایشنامه درباره ۳ دوستی است که درباره ارزش های یک تابلو مدرن نقاشی با یکدیگر بحث می کنند. یاسمینا رضا دو سال پیش (سال 2005) نیز به خاطر مجموعه آثارش از سوی روزنامه دی ولت، برنده جایزه ادبی "ولت" شد و این جایزه 10 هزار یورویی را دریافت کرد.
تب شاليزار يا لپتوسپيروز از بيماريهاي بومي و شايع در استان گيلان است.
فصل شيوع اين بيماري بهار و تابستان است و هر ساله عدهاي از مردم استان بهويژه شاليكاران را مبتلا ميكند و در مواردي حتي ميتواند منجر به مرگ فرد مبتلا شود.
وجود ۴۰۰هزار هكتار زمين كشاورزي در گيلان و ۱۸۲هزار خانوار بهرهبردار كه با محاسبه جمعيت خانوارها حداقل به يك ميليون نفر در معرض خطر مستقيم اين بيماري ميرسد، اهميت توجه به اين بيماري را بيشتر ميكند.
گرچه آمار دقيقي از تعداد افرادي كه هر ساله در گيلان به اين بيماري مبتلا ميشوند در دست نيست اما به گفته يكي از شاغلان حرفه پزشكي در يكي از درمانگاههاي استان ، شمار مبتلايان قابل توجهاست.
اين در حالي است كه با توجه به عمومي بودن و مشابه بودن اين علائم با بيماري سادهاي نظير سرماخوردگي گاهي با آن اشتباه گرفته ميشود و همين مي تواند براي بيمار خطرآفرين باشد.
علائم بيماري به صورت تب ، لرز، درد شديد عضلاني، سردرد مداوم، بيقراري ، ضعف و سستي ، درد شكم ، تهوع و استفراغ ، اسهال و در انتها نارسايي كبد يا كليه و يا مننژيت ظاهر ميشود و ميتواند فرد را از پاي در آورد.
دوره نهفتگي ( كمون ) بيماري چهار تا ۱۰روز است.
به گفته پزشكان عامل ايجادكننده تب شاليزار يا ( لپتوسپيروز ) ميكروارگانيسمي از دسته اسپيروكتها به نام لپتوسپيرا است كه منجر به يك بيماري تب دار حاد يا تحت حاد ميشود.
اين بيماري از دسته بيماريهاي مشترك انسان و دام محسوب ميشود.
عامل بيماري از طريق مخاطها( چشم ، مخاط دهان و ...) و پوست آسيب ديده وارد بدن ميزبان ( انسان ) شده و از طريق خون به ارگانهايي كه معمولا سيستم اعصاب مركزي ، كبد و كليهها است مهاجرت نموده و تكثير مييابد.
مكانيسم صدمات بافتي حاصله به خوبي روشن نيست .
اين بيماري توسط حيوانات اهلي و وحشي كه معروفترين آن موش صحرايي است از طريق ادرار آلوده به ميكروب ( آب آلوده به ادرار) به انسان منتقل مي شود ، انتقال انسان به انسان نادر است و معمولا كشاورزان به آن مبتلا مي شوند ولي امكان ابتلاي افراد ديگر به اين بيماري نيز وجود دارد.
يكي از شاغلان حرف پزشكي خارج از استان كه پدر ۶۳ساله خود را در اثر اين بيماري از دست داده است با مراجعه به دفتر ايرنا گفت : پدرم براي ماهيگيري تفريحي به تالاب انزلي رفته بود كه مبتلا به اين بيماري شد.
وي اظهار داشت : به رغم اين كه اين بيماري ، كاملا در استان شناخته شده و در بهار و تابستان شايع است ، چون پدرم شاليكار نبوده پزشك در مرحله نخست بيماري را تشخيص نداده و حتي براي وي كه در وضعيت بدي بسر ميبرده يك آزمايش تجويز نكرده است.
اين بانو كه خواست نامش ذكر نشود افزود: اين مساله موجب شد كه پدرم بعد از چند روز تحمل درد و رنج ناشي از بيماري جان خود را از دست بدهد.
اطلاع رساني كافي و مناسب دانشگاه علوم پزشكي و بهداشت و درمان از طريق رسانههاي ارتباط جمعي به ويژه صدا و سيما ميتواند در پيشگيري و حتي تشخيص بيماري توسط بيمار يا اطرافيان بيمار و مراجعه به موقع و پيگيري درماني به وي كمك كند.
همچنين آموزش بيماريهاي شايع در گيلان در مدارس ميتواند قشر زيادي از مردم استان را نسبت به اين بيماريها و راههاي پيشگيري و درمان آن آگاه سازد.
با توجه به اين كه به گفته پزشكان راههاي عملي براي پيشگيري از بيماري تب شاليزار يعني پوشيدن دستكش ، چكمه و زدن عينك هنگام كار كشاورزي براي شاليكاران بسيار مشكل است ، عمليترين كار اين است كه پزشكان در مورد علائم عمومي و يا شرح حال بيمار با توجه به بومي و شايع بودن بيماري در اين منطقه در فصول بهار و تابستان دقت بيشتري نشان دهند.
اين بيماري از طريق آزمايش خون در مراحل اوليه قابل تشخيص است.
يكي از مسوولان بهداشت و درمان استان گيلان كه خواست نامش ذكر نشود گفت :
دانشگاه علوم پزشكي هر ساله اوايل بهار براي پزشكان و كارشناسان دوره بازآموزي ميگذارد.
وي متذكر شد: با همه اينها با توجه به اين كه علايم اين بيماري عمومي و مشابه سرماخوردگي است ممكن است در مواردي پزشكان و حتي بسياري از بيماران آن را جدي نگيرند و حتي در صورت تجويز آزمايش ، نسبت به آن اقدام نكنند.
گرچه دانشگاه علوم پزشكي گيلان در سالهاي اخير اقدامات خوبي براي اطلاع رساني ، آشنايي مردم با بيماريهاي شايع و پيشگيري و واكسيناسيون انجام داده است بنظر ميرسد هنوز براي اطلاع رساني ، بازآموزي و پيشگيري در خصوص بيماريهاي شايع در استان جاي كار بسيار وجود دارد.
تب شاليزار، فاسيولا و تالاسمي مينور از جمله بيماريهاي بومي استان گيلان هستند.
آنها می گویند این شیء که پایان هفته گذشته به زمین برخورد کرد حفره ای عمیق در نزدیکی شهر کارانکاس در کوه های آند به جا گذاشته است.
مردمی که از محل برخورد دیدار کرده اند از سردرد، تهوع و سرگیجه می نالند که ناشی از استشمام گاز برخاسته از زمین است.
تیمی از دانشمندان در حال عزیمت به محل برخورد برای نمونه برداری و تایید این مساله است که شیء یک شهاب سنگ بوده است.
هبر مامانی از ساکنان محل به بی بی سی گفت: "شیء در دل زمین مدفون شده است."
"برای همین است که درخواست تحلیل آن را کرده ایم چون نگران مردم خود هستیم. آنها ترسیده اند. یک گاو مرده و چند حیوان دیگر هم مریض شده اند."
حادثه شنبه شب زمانی آغاز شد که مردم محلی در نزدیکی کارانکاس در منطقه پونو واقع در 1300 کیلومتری جنوب پایتخت، لیما، از مشاهده یک گلوله آتشین در آسمان که به طرف آنها می آمد خبر دادند.
شیء به زمین برخورد کرد و گودالی به قطر 30 متر و عمق شش متر به جا گذاشت.
مقام ها می گویند که یک گاز بسیار بدبو و متعفن از این گودال برمی خیزد.
یک مهندس موسسه انرژی اتمی پرو به خبرگزاری فرانسه گفت که هیچ اثری از تشعشعات اتمی در گودال وجود ندارد و این احتمال را که شیء ساقط شده ممکن است یک ماهواره بوده باشد رد کرد.
رنان رامیرز گفت: "این یک شهاب سنگ متعارف است که پس از برخورد و همجوشی مواد آن با عناصر موجود در خاک منطقه باعث تولید گاز شده است."
این گازها ظاهرا بر سلامت 600 نفر از مردم که از محل تصادم دیدن کرده اند اثر گذاشته است.
بیشتر قربانیان از سردرد، تهوع و سرگیجه شکایت کرده اند.
هونوریو کامپوبلانکو، از زمین شناسان ممتاز پرو، از مقام ها خواست مانع نزدیک شدن مردم به محل حادثه شوند.
منبع: روزنامه هموطن سلام
برج میلاد با 435 متر ارتفاع پس از برج سي ان تورنتو كانادا با 3/553 متر ارتفاع، برج مسكو با 3/533 متر ارتفاع و برج شانگهاي چين با 500 متر ارتفاع در مكان چهارم برجهاي مخابراتي جهان قرار دارد. اين برج از 5 قسمت اصلي شامل: شالوده، ساختمان پاي برج (لابي)، بدنه اصلي برج، سازه راس و دكل تشكيل شده است. ساختمان راس آن يكي از بزرگترين ساختمانهاي راس در برجهاي مخابراتي دنياست.
از ميان طرحهاي متعدد پيشنهادي براي معماري برج، سرانجام طرحي برگزيده شد كه با معماري ايراني و اسلامي همخواني بيشتري داشته باشد و بتواند پيروزي ميان سنتهاي ديرين و فناوري نوين معماري ايجاد كرده و تمدن اصيل ايراني - اسلامي را به جهانيان عرضه دارد.
مشخصات قسمتهاي مختلف برج:
قسمت اول، شامل پي و سازه انتقالي است كه زير سطح زمين و از تراز 00/14_ متر تا تراز 00/0 ± برج ميشود. پي برج يك پي گسترده دايرهاي شكل به قطر 66 متر و ضخامت متوسط 4 متر است و در محيط آن كابلهاي پسكشيدگي، كار گذاشته شده است.
سازه انتقالي به ارتفاع 15 متر شكلي شبيه به هرم ناقص دارد و شامل يك هسته مركزي توپر و 8 ديوار مايل پشت بنددار است. به منظور تعيين رفتار پي و شناخت نيروها و تنشهاي موجود در آن، ابزار دقيقي مانند تنش سنج
|
" قالب لغزنده موجود در بدنه اصلي برج با توجه به پيچيدگيهاي خاص آن طراحي و پس از ساخت بعضي قطعات آن در داخل كشور در پاييز سال 1377 نصب شد. مجموعه قالب از 3 عرشه كاري تشكيل شده است... " |
|||
و كرنش سنج در نقاط مختلف آن تعبيه شده است. حجم بتنريزي پي و سازه انتقالي تقريبا 21000 مترمكعب است.
قسمت دوم ساختمان پاي برج است كه 6 طبقه دارد و تا تراز 4/28 + متري ساخته ميشود. اين ساختمان به طور عمده شامل فضاهاي تاسيساتي، اداري، خدماتي، هنري، تفريحي و مراكز خريد است و مساحت طبقات آن در مجموع به حدود 15000 متر مربع ميرسد.
قسمت سوم، بدنه اصلي برج است كه سازهاي از جنس بتن مسلح دارد و از تراز 00/0 ±، تا 315+ متر امتداد مييابد. شكل كلي آن عبارت است از يك هشت ضعلي مركزي به همراه تعدادي ديوار داخلي و چهار باله ذوزنقهاي شكل كه به آن متصل ميشود. بزرگترين قطر بدنه در تراز 00/0±؛ 28 متر است كه با افزايش ارتفاع به تدريج كاهش مييابد و در تراز 240 متر، به حدود 5/16 متر ميرسد و تا تراز 302 متر امتداد مييابد. در ضمن ضخامت ديوارها هم متغير است و با افزايش ارتفاع، كاهش مييابد.
در داخل 3 حفره بدنه اصلي برج، 6 آسانسور 21 نفره با سرعت 7 متر در ثانيه نصب ميشود و حفره چهارم نيز به پله اضطراري اختصاص دارد و همزمان با ساخت بدنه، قطعات آن نيز نصب شده است.
در بدنه اصلي برج علاوه بر آرماتورهاي A3 از آرماتورهاي خاص نيز استفاده ميشود. اين آرماتورهاي خاص با بست مكانيكي به هم متصل ميشوند و در 4 باله بدنه تا تراز 240 متري مورد استفاده قرار ميگيرند.
عيار بتن مصرفي در بدنه برج 420 كيلوگرم بر مترمكعب است و مقاومت 28 روزه آن 350 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع تعيين شده است.
سيمان مصرفي سيمان نوع II و مواد افزودني بتن شامل فوق روانكننده، ديرگير كننده و هوازاست. بتن مصرفي دري بچينگهاي مجاور برج ساخته ميشود و پس از آن كه با ميكسر به پاي بدنه آورده شد در زماني حدود 5 دقيقه توسط ويچ به محل تخليه در بالاي قالب حمل ميشود. دو آزمايشگاه مستقل كيفيت مصالح و بتن را به طور مرتب بررسي كرده و گزارش ميدهند.
بدنه اصلي برج با روش قالب لغزان اجرا ميشود. اين روش براي ساخت سازههاي بلند بتني بسيار مناسب است و سرعت اجرا را به حدود 4 متر در هر شبانهروز ميرساند. حركت قالب و به تبع آن، آرماتوربندي - بتنريزي و ديگر عمليات اجرايي به طور پيوسته است و توقف جز در موارد از پيش طراحي شده، امكانپذير نيست.
قالب لغزنده موجود در بدنه اصلي
|
" به منظور ايجاد يك روند عملي در مراحل ساخت و نصب، اين سازه به 6 قسمت تقسيم شده است... " |
|||
برج با توجه به پيچيدگيهاي خاص آن طراحي و پس از ساخت بعضي قطعات آن در داخل كشور در پاييز سال 1377 نصب شد. مجموعه قالب از 3 عرشه كاري تشكيل شده است.
عرشه فوقاني كه بتنريزي و هدايت قالب در آن انجام ميشود.
عرشه مياني كه مخصوص آرماتوربندي و ويبره زدن بتن است و عرشه آويزان كه نگهداري، عملآوري و ترميم احتمالي بتن در آن صورت ميگيرد. بدنه اصلي برج از تراز 00/0± تا 315+ متر طي 9 مرحله كاري انجام شد و تمام حجم بتنريزي آن حدود 31000 مترمكعب است.
مراحل اجرا
نخستين مرحله اجرا در تاريخ 12 دي ماه سال 1377 آغاز شد. پس از پايان اين مرحله، آسانسور حمل پرسنل با ظرفيت 25 نفر در بخش مركزي بدنه نصب شد. هنگام اجراي بدنه، در هر 12 متر يك سقف دسترسي در بخش مركزي ساخته ميشد. بازشوها و صفحات مدفوني كه در نقشهها پيشبيني شدهاند، به دقت اجرا ميشوند. براي حفاظت از برج در مقابل صاعقه، سيمهاي مسي در بدنه برج كار گذاشته شده كه تا كف پي امتداد دارند و در نهايت به شبكه هم پتانسيل كف پي متصل ميشوند. علاوه بر اين به منظور بررسي عملكرد نيروها، در زير پي و بدنه برج ابزار دقيق استاتيكي و ديناميكي در مكانهاي مختلف بدنه جايگذاري ميشوند كه از نتايج آنها براي كسب اطلاعات بيشتر، براي نگهداري برج و همچنين كارهاي تحقيقاتي ميتوان استفاده كرد. به همين ترتيب و براي اطلاع از هرگونه حركت احتمالي بدنه برج و محدوده اطراف آن يك شبكه ميكروژئودزي در بدنه و اطراف برج ايجاد شده است، تا در هنگام لزوم توسط دوربينهاي دقيق نقشهبرداري بتوان اطلاعات لازم را ثبت و ضبط كرد.
قسمت چهارم ساختمان سازه راس است كه ساختماني 12 طبقه و از جنس اسكلت فلزي است و از تراز 245+ تا 315+ متري
|
" دكل به طول 120 متر است كه از تراز 315 متر شروع ميشود و تا تراز 435 متري ادامه مييابد. در قسمت تحتاني پايه اين سازه به ميزان 7 متر در بتن مدفون شده است... " |
|||
ساخته ميشود. نماي بيروني اين ساختمان شيشهاي است و طبقات مختلف آن علاوه بر كاربردهاي تاسيساتي، مخابراتي و تلويزيوني داراي جاذبههاي تفريحي شامل رستوران گردان، سكوي ديد روباز و گنبد آسمان در آخرين طبقه است. مساحت طبقات ساختمان راس برج در مجموع حدود 12 هزار مترمربع است و بيشترين قطر آن 60 متر است. وزن كل اسكلت فلزي اين ساختمان 2 هزار تن است كه توسط تيرهاي شعاعي و اتصالات صفحه فلزي به بدنه بتني متصل ميشوند.
سازه شش قسمتي
به منظور ايجاد يك روند عملي در مراحل ساخت و نصب، اين سازه به 6 قسمت تقسيم شده است. روش بالابري و نصب 3 بخش اين سازه روش بالابري سنگين ناميده ميشود. در اين روش قطعات از قبل ساخته شده، در روي زمين و در پاي برج مونتاژ شده و توسط كابل به يكديگر بسته ميشود.
مجموعه حاصل توسط كابلهايي كه به نقاط مشخصي از آن اتصال مييابد، به عرشهاي در قسمت فوقاني برج متصل ميشود. اين كابلها به جكهاي مخصوصي متصلند كه براي عمليات بالابري سنگين از آنها استفاده ميشود.
اعضاي باقيمانده نيز توسط بالابري سبك به بالاي برج حمل شده و نصب ميشوند. سبد اصلي سازه راس سنگينترين قطعهاي است كه با اين روش در برج بالابري ميشود و وزني حدود 3 هزار تن دارد. به منظور حصول اطمينان از كيفيت ساخت سازه در كارخانه سازنده، روند ساخت و بازرسيهاي موردنياز طي نظامي مدون انجام ميشود. اين نظام شامل موارد بازرسي نقشهها و قطعات، تطابق با استانداردهاي موردنظر و گواهينامههاي مربوط به دستاندركاران ساخت است.
قسمت پنجم، دكل به طول 120 متر است كه از تراز 315 متر شروع ميشود و تا تراز 435 متري ادامه مييابد. در قسمت تحتاني پايه اين سازه به ميزان 7 متر در بتن مدفون شده است. قطر اين دكل در پايه 6 متر است و در نهايت به 60 سانتيمتر ميرسد و به گونهاي ساخته ميشود كه آنتنهاي مختلف راديويي و تلويزيوني روي آن نصب ميشوند.
بنا به پيشبيني مشاور، دكل در دو قسمت 70 متري و 50 متري در داخل بخش مركزي بدنه برج ساخته ميشود. پس از ساخته شدن، هر بخش توسط جكهاي بالابر به مكان خود منتقل ميشود و در آن مكان نصب ميشود.
پنجشنبهی گذشته، برابر با دوازدهم سپتامبر، برج دبی با ارتفاع ۵۵۵ متر بلندترین سازهی جهان شد. در این روز ارتفاع این برج از بلندترین برج مخابراتی جهان، یعنی برج CN در تورنتو، نیز بالاتر رفت و مقام اول را از آنِ خود کرد. برج مخابراتی CN که از سال ۱۹۷۶ ساخته شده از این پس در مقام دوم مرتفعترین سازههای جهان خواهد بود.
روز بیست و یکم ژوییهی سال جاری برج دبی بلندترین ساختمان جهان شد. در آن روز ارتفاع این برج ۵۱۲ متر تخمین زده شد که توانسته بود از برج تایپه ۱۰۱ که ۵۰۸ متر ارتفاع داشت پیشی بگیرد؛ برجی که در سال ۲۰۰۴ در تایلند افتتاح شده بود.
برج دبی پیش از برج تایپه ۱۰۱ توانسته بود آسمانخراشهایی چون برجهای دو قلوی پتروناس (Petronas Towers) در مالزی با ارتفاع ۴۵۲ متر، برج سیرز (Sears Tower) در شیکاگو با ارتفاع ۴۴۲ متر، ساختمان جین مآو در شانگهای با ارتفاع ۴۲۱ متر و ساختمان امپایر استیت (Empire State Building) در نیویورک با ارتفاع ۳۸۱ متر را پشت سر بگذارد.
برج دبی که قرار است در سال ۲۰۰۸ به بهره برداری برسد، در شورای ساختمانها و زیستگاههای مرتفع شهری، در میان چهار سازهی بلند جهان قرار گرفته. آنتونی وود، رییس این شورا، تایید می کند که برج دبی از برج تایپه بلندتر است ولی هنوز این شورا نمیتواند پیش از بهرهبرداری کامل و آغاز رسمی کار برج دبی آن را بلندترین برج جهان ثبت کند. بنابر این برج تاپیه ۱۰۱ از نظر این شورا بهطور رسمی همچنان بلندترین برج جهان است.
متخصصان و کارشناسان این شورا ارتفاع برجهای یاد شده را براساس سقف بالاترین طبقهی برج در نظر میگیرند و همچنین ارتفاع را از نوک آنتنها و محل قرار گرفتن پرچم یعنی بالاترین نقطه آسمانخراش محاسبه میکنند.
پروژهی برج دبی متعلق به شرکت اعمار است که بزرگترین سرمایهگذار و سازندهی پروژههای ساختمانی در دبی نیز هست. سازندگان برج دبی این بنا را یک شاهکار بشری میدانند و هنوز ارتفاع دقیق و تعداد طبقات آن را به شکل یک راز در میان خود نگه داشتهاند.
برای پایان این پروژهی عظیم که از ژانویهی سال ۲۰۰۴ در بخشی از زمین «بیزینس بی» واقع در بزرگراه شیخ زاید دبی آغاز شده، چنین برآورد میشود که ۳۳۰ هزار متر مکعب بتون، ۳۹ هزار تن میلگرد و ۱۴۲ هزار متر مربع شیشه و همچنین ۲۲ میلیون ساعت کاری نیاز خواهد بود.
شرکت اعمار اعلام کرده بود که در ساخت این بنا پنج هزار کارگر ساختمانی حرفهای استخدام شدهاند. پیش از این نیز این شرکت ادعا کرده بود برای حمل تجهیزات ساختمانی و کارگران به بالاترین طبقات از سریعترین بالابرهای استاندارد با سرعت ۲ متر در ثانیه یا ۱۲۰ متر در دقیقه استفاده میکنند.
سازندهی اصلی این برج شرکت مهندسی سامسونگ از کشور کرهی جنوبی است که ساخت برج های دو قلوی پتروناس در مالزی و تایپه ۱۰۱ را نیز در کارنامه خود دارند. این در حالی است که شرکت اعمار از طراحان برج سیرز در شیکاگو و برج آزادی (Freedom Tower) در نیویورک نیز دعوت کرده تا طراحی برج دبی را نیز بر عهده داشته باشند.
طراحی این برج، که گفته میشود از معماری اسلامی و عربی نیز در آن بهره گرفته شده، به شکل یک گل صحرایی است که در بیابانهای دبی یافت میشود. در واقع برج به شکل سه وجهی ( Y شکل) تداعی کنندهی گلبرگهای این گل صحرایی است که بیشترین امکان دید شهر دبی و خلیج فارس را به بیننده میدهد.
برج دبی در برگیرندهی بخشهای اداری، تجاری، مسکونی و مجموعهای از هتلها خواهد بود. ۳۷ طبقه از برج به هتل آرمانی (Armani Hotel) اختصاص دارد. طبقهی ۴۵ تا ۱۰۸ شامل ۷۰۰ آپارتمان مسکونی است که گفته میشود در هشت ساعت اولیه پیش فروش همهی آپارتمانها فروخته شده است.
برج دبی ۵۶ آسانسور خواهد داشت که میتواند همزمان ۴۲ نفر را جابهجا کنند. هم اکنون سریعترین آسانسورها در برج تایپه قرار دارد که با سرعت ۱۶,۸۳ متر در ثانیه حرکت میکند. سازندگان برج دبی باز هم دست از رقابت بر نداشته و اعلام کردهاند که در این برج سریعترین آسانسورهای جهان با سرعت ۱۸ متر در ثانیه مردم را جابهجا خواهد کرد.
گذشته ازهمهی گفتههای رسمی، در میان مردم خصوصا شهروندان دبی شایعاتی در مورد این برج اسرارآمیز وجود دارد. برای مثال گفته میشود که قرار است در بالاترین نقطهی برج تنها یک میز و دو صندلی بگذارند و از عشاق دو آتشه برای ضیافت شام پذیرایی کنند. حتی گفته میشود این میز که صحت وجود آن درهیچ منبعی تایید نشده تا سالها رزرو است. باید تا سال ۲۰۰۸ منتظر بمانیم تا رازهای این برج را بتوانیم از نزدیک کشف کنیم. اگر میزی در آن بالا یافت شد حتما خبرتان میکنیم.
منابع:
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲، شبه نظامیان مسیحی لبنان، هنگامی که نیروهای ارتش اسرائیل این دو اردوگاه را محاصره کرده بودند، وارد مقر پناهندگان فلسطینی شدند و دست به کشتار آنها زدند. شبه نظامیان لبنانی در عملیات خود صدها پناهنده فلسطینی را کشتند.
هنوز مشخص نیست که چه تعداد آواره فلسطینی در قتل عام اردوگاه های صبرا و شتیلا که سه روز طول کشید، کشته شدند.
برخی شمار کشته شدگان را صدها نفر اعلام کرده و بسیاری نیز بر این باورند که هزاران نفر در این دو اردوگاه کشته شدند.
شبه نظامیان مسیحی لبنان برای گرفتن انتقام خون بشیر جمیل، مهم ترین متحد آن زمان اسرائیل در لبنان که ترور شده بود، بدون چالشی از سوی سربازان اسرائیلی وارد اردوگاه های فلسطینی شدند و برای سه روز در آنجا ماندند و دست به کشتار زدند.
کشتارهای صبرا و شتیلا، زخمی ماندگار و محو نشدنی بر فلسطینیان به جا گذاشت و تاریخ لبنان و اسرائیل نیز از این کشتارها تاثیر پذیرفته است.
آریل شارون، نخست وزیر پیشین اسرائیل که آن زمان وزیر دفاع اسرائیل بود، این مساله را که سربازان اسرائیلی به دلیل ناکامی در توقف کشتارها، مستوجب نکوهش بودند، رد کرد، اگر چه وی بعدها پس از آنکه یک کمیته تحقیق اسرائیلی، وی را مسئول شناخت، از سمت خود کناره گرفت.
در فوریه ۱۹۸۳، شارون به دنبال گزارش کمیته تحقیق به ریاست رئیس دادگاه عالی اسرائیل که وی را "غیر مستقیم" و "به صورت شخصی" در این کشتارها مقصر شناخت، استعفا داد اما چند سال بعد به نخست وزیری اسرائیل رسید.
بسیاری از بازماندگان و خانواده های کشته شدگان کماکان آریل شارون و دولت اسرائیل را در این حوادث خونین مقصر می دانند.
شارون، نخست وزیر پیشین اسرائیل در حال حاضر به دلیل سکته مغزی دو سال پیش در کما به سر می برد و متحدان سیاسی او در لبنان نیز دیگر حضور ندارند اما افرادی که هنوز در صبرا و شتیلا به سر می برند، مصمم هستند تا این کشتارها هرگز به فراموشی سپرده نشوند و طی بیست و پنج سال گذشته به دنبال اجرای عدالت بوده اند.
به دنبال آغاز طرح جديد سهميه بندی بنزين از پنجم تيرماه سال جاری ، صاحبان خودرو در اقدام های شخصی ديگری مانند ذخيره سازی بنزين در منازل شخصی سعی در تامين کردن نيازهای سوختی خود بيشتر از سهميه ۱۰۰ ليتر بنزين در ماه کرده اند که این امر تاکنون خسارات مالی و جانی قابل شماری به همراه داشته است.
از سویی دیگرو برخی از صاحبان موتورسیکلت های شخصی مسافربری در روستاهای گیلان سيستم سوخت بنزين موتور خود را با استفاده از سيلندرگاز خانگی، دست به ریسک بزرگی می زنند!
در صدر فهرستی که توسط موسسه بلک اسمیت (Blacksmith Institute) منتشر شده، نام شهرهایی در روسیه، چین، هند، پرو، زامبیا و برخی کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی سابق دیده می شود.
بر اساس گزارش موسسه بلک اسمیت، آلودگی شدیدی که عمدتا توسط صنایع مواد شیمیایی، فلزات و معادن ایجاد می شود زندگی تقریبا 12 میلیون نفر را تحت تاثیر قرار داده است.
در گزارش این موسسه از بیماریهای مزمن و مرگ زودرس بعنوان تبعات زندگی در چنین شرایطی نام برده شده است.
این گزارش سالانه که اولین بار در سال 2006 منتشر شد، نام شهرها بر اساس حروف الفبا مرتب شده است و هیچ گونه رده بندی بر اساس میزان آلودگی این شهرها صورت نگرفته است.
موسسه بلک اسمیت دلیل این مسئله را تفاوت موجود در جمعیت و ذات آلودگی نقاط مختلف عنوان کرده است.
موارد جدید آلودگی
شهر تیان یینگ چین، از جمله نقاطی است که در سال 2007 به این فهرست اضافه شده است.
|
شهر آلوده - شهروندان در خطر
چرنوبیل در اوکراین -- 5.5 میلیون نفر
لینفن در چین -- 3 میلیون نفر
ژرژینسک در روسیه -- 300 هزار نفر
کابوه در زامبیا -- 255 هزار نفر |
در این شهر بواسطه وجود یک مرکز عظیم تولید سرب، 140 هزار نفر بطور بالقوه در معرض مسمومیت با ذرات سرب معلق در هوا هستند.
بر اساس گزارش موسسه بلک اسمپت، در شهر سوکیندرا در هند 12 معدن که بدون وجود نظارتهای محیط زیستی فعالیت می کنند، مواد شیمیایی خطرناکی را به شکل گاز در هوا پراکنده می کنند.
در این گزارش به شهر سومقاییت آذربایجان هم اشاره شده که از مراکز صنعتی اتحاد جماهیر شوروی پیش از تجزیه محسوب می شد.
در گزارشها آمده است که نرخ سرطان در این شهر 51 درصد بیشتر از میانگین نرخ سرطان در کشور آذربایجان است، و تغییرات ژنتیکی و تولد کودکان با نقص عضو و نارسایی از موارد رایج در این شهر به شمار می رود.
راه حل
ریچارد فولر، مدیر موسسه بلک اسمیت گفت:"واقعیت این است که در این نقاط آلوده، کودکان بیمار می شوند و درحال مرگ هستند و حل مشکل کار پیچیده ای نیست."
آقای فولر ادامه داد:"امسال توجه رسانه ها به آلودگی بیشتر شده، اما اقدامات چندانی برای ایجاد صندوقهای حمایتی یا برنامه های حمایتی جدید انجام نشده است و باید کاری صورت گیرد."

خالد حسینی در گفتگویی با جیمز نوتی از خبرنگاران بی بی سی درباره علت علاقمند شدنش به این موضوع صحبت کرده است:
خالد حسینی: ماجرای زنان افغان و ستمی که کشیده اند و تبعیض جنسیتی که علیه آنها روا داشته می شود، بیش از حد غم انگیز، وسوسه کننده و مهم است و از طرفی موضوعیت هم دارد. من هم به عنوان نویسنده و هم به عنوان یک فرد افغان می دانستم که نمی توانم در برابر چنین موضوعی مقاومت کنم. می دانستم که پرداختن به چنین سوژه ای مستلزم نوشتن رمانی درباره آن است.
شما با موضوع زنان در جامعه ای سر و کار دارید که ما تازه در سالهای اخیر دریافته ایم که در آن چقدر با زنها بد رفتاری می شود و در دوران طالبان چه بر آنها گذشته است. شما با این موضوع از زاویه خارج از افغانستان اما با حساسیت کسی که فرهنگ آن کشور را درک می کند روبرو شده اید. آیا فکر می کنید کسانی که در خارج از افغانستان درباره آزاد کردن زنان افغانستان سخن می گویند موضوع را بطور کامل درک کرده اند؟
خالد حسینی: نمی دانم. فکر می کنم آنها نیت خیر دارند. اما سوء تفاهم هم زیاد است. یکی از سوء تفاهم ها این است که ستم علیه زنان افغان از دوران طالبان آغاز شده. اما واقعیت این است که در بیشتر جوامع روستایی افغانستان قرنهاست که این شیوه زندگی رواج داشته است.
البته ۸۵ درصد افغانها در روستا ها زندگی می کنند. موضوع آزادی زنان دست کم یکصد سال است که مطرح است. پادشاهانی بر سر این موضوع تاج و تخت خود را از دست داده اند. بین کابل لیبرال و و جوامع بسیار محافظه کار عشیره ای و روستایی در این مورد تفاوت وجود دارد.
در این جوامع زنان صدها سال است که همانطور که نظر طالبان است زندگی کرده اند. هر تغییری در مورد زنان باید از داخل افغانستان صورت بگیرد و باید آرام آرام و در طول چند نسل انجام شود. باید به صدا ها و عناصر میانه رو در افغانستان میدان داد و از آنها استفاده کرد.
وقتی مردم در همه جای دنیا کتاب بادبادک باز را می خوانند، درباره موضوع آن با هم حرف می زنند. شاید علتش آن است که خوانندگان کتاب با جامعه ای آشنا شده اند که مسایل اخلاقی خاص خود را دارد. دو پسر بچه از زمینه های اجتماعی متفاوت به میانه معرکه مرگ و زندگی پرتاب شده اند. بلند پروازی های کودکانه خودشان را هم دارند. در افغانستان عکس العمل نسبت به موفقیت جهانی این کتاب چه بوده است؟
خالد حسینی: تا آنجا که من خبر دارم بطور کلی مردم از کتاب حمایت کرده اند و احساس بسیار مثبتی دارند. بسیاری از آنها زندگی خودشان یا خانواده و دوستان شان را در صفحات این کتاب می بینند.
در فیلمی که از روی این کتاب ساخته شده یک صحنه تجاوز در مورد یکی از این بچه ها گنجانده شده است. گزارشها حاکی از آن است که بخاطر همان فرهنگ و سنتهایی که شما از آن صحبت کردید، این دو پسر بچه نگران عواقب نمایش این فیلم برای خانواده های خود هستند. البته شما کاری با جزئیات فیلم و انتخاب بازیگران نداشتید. اما آیا در این مورد نگران نیستید؟
خالد حسینی: چرا. نگران هستم. من در این باره با استودیو صحبت کردم و فکر می کنم که استودیو بر موضوع احاطه دارد و اهمیت آن را درک می کند.
بنابر این فکر می کنم که نهایتا این صحنه را طوری از کار در بیاورند که موجب بی آبرویی بازیگران نشود و در عین حال فیلم به داستان وفادار بماند. من دوهفته در چین بودم و با این بچه ها آشنا شدم. خانواده های شان را ملاقات کردم و به مسئولان استودیو گفتم که این نکته برایم بسیار مهم است که به این بچه ها رسیدگی شود و از آنها حمایت به عمل بیاید.
فرهنگ کتاب کوچه یکی از کارهای تحقیقاتی احمد شاملو، شاعر فقید ایرانی است که طی سال های متمادی توسط او و آیدا سرکیسیان، همسرش انجام شده و با مرگ این شاعر ناتمام مانده است.
مهرداد کاظم زاده مدیر انتشارات مازیار که طبق وصیت نامه شاملو مسئولیت انتشار این فرهنگ عظیم را بر عهده دارد، علت عدم انتشار کتاب های این مجموعه را نه وزارت ارشاد و اعمال ممیزی که اختلاف نظر میان خود و آیدا سرکیسیان، همسر شاملو می داند.
او می گوید: "در واقع ما بر سر ادامه کار با هم اختلاف داریم، چرا که من معتقدم پس از مرگ شاملو این کار می بایست بصورت تیمی ادامه یابد ولی خانم آیدا مخالف این عقیده هستند."
او دلیل مخالفت خانم آیدا را کمرنگ شدن نقش شاملو در تدوین این اثر می داند در حالیکه عقیده دارد این حرف محلی از اعراب ندارد چرا که حتی اگر خانم آیدا به تنهایی هم روی این اثر کار کند، باز کتاب متعلق به احمد شاملو نخواهد بود.
مدیر انتشارات مازیار می گوید که حتی افرادی مثل علی بلوکباشی مردم شناس، سعدی افشار، بازیگر نمایش سنتی سیاه بازی و دکتر باطنی زبانشناس را برای این گروه در نظر گرفته است اما همچنان با مخالفت خانم آیدا رو به رو است.
وی البته پیشنهاد دیگری هم دارد: "پیشنهاد دیگر من این است که باقی فیش های به جا مانده از زنده یاد شاملو که در خصوص این کار تهیه شده را به طور کامل چاپ کنیم تا سهم شاملو از این اثر مشخص شود و سپس ادامه کار را به تیم کارشناسان بسپاریم."
به گفته آقای کاظم زاده، خود شاملو پیش از مرگ به این نتیجه رسیده بود و مایل بود کار را به دست افراد دیگری بسپارد.
او احتمال موافقت خانم آیدا با این پیشنهاد را بالا می داند و می گوید: "خانم آیدا بالاخره باید تن به این کار بدهند، چرا که تلاش همه ما پایین نیامدن کیفیت کار و برآوردن انتظار شاملوی فقید از این اثر است."
آقای کاظم زاده از جلساتی خبر می دهد که در دفتر کار سیاوش شاملو، پسر این شاعر برگزار می شود و روشن شدن تکلیف این کتاب را به همین جلسات مربوط می کند و امیدوار است هر چه زودتر این مشکل حل شود.
از سوی دیگر انتشارات نگاه که مسئول چاپ باقی آثار احمد شاملو در زمینه های دیگر است نیز مدت هاست که منتظر اخذ مجوز انتشار چهارمین جلد از مجموعه آثار شاملو است.
آقای ولی زاده ویراستار این بنگاه نشر در این باره می گوید: "متاسفانه جلد چهارم مجموعه آثار شاملو که شامل ترجمه های وی از نمایشنامه های مختلف است از زمان دولت قبلی تا به حال در وزارت ارشاد مانده و مجوز نگرفته است."
وی مقدار موارد سانسوری در این کتاب را در حد حذف بیش از صد صفحه از کتاب می داند و معتقد است این کتاب، به این زودی ها منتشر نخواهد شد.
پیش از این انتشارات نگاه مجموعه کامل اشعار شاملو، ترجمه های این شاعر از آثار شاعران دیگر و همچنین ترجمه داستان های مختلف توسط او را در سه جلد جداگانه منتشر کرده بود.
فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل متحد (WFUNA)، در گزارش سالانه خود تحت عنوان "وضعیت آینده"، آورده که جرم و جنایات سازماندهی شده بین المللی به دیوی دو تریلیارد دلاری تبدیل شده است و با رشد پرسرعتش نه تنها روند دموکراسی جهان را با خطر مواجه کرده بلکه نابرابری های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را نیز دامن زده است.
بنا به این گزارش، درآمد سالیانه باندهای تبهکار جهان تقریبا دو برابر بودجه نظامی کلیه کشورهاست؛ نیمی از درآمد باندهای تبهکار از رشوه گیری تامین می شود که خود نهایتا منجر به مضاعف شدن ثروت ثروتمندان و قدرتمندان می شود.
فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل در گزارش سال 2007 خود همچنین به این نکته اشاره دارد که مجموع درآمد دو میلیارد و هفتصد میلیون نفر از فقیرترین مردمان جهان (یعنی 40 درصد از کل جمعیت جهان)، با درآمد فقط 225 تن از ثروتمندترین افراد جهان برابر است.
این سازمان مستقل و غیردولتی که به صدها هزار نفر از مردم یکصد کشور عضو سازمان ملل فرصت داده با یکدیگر درباره مسائل مهم بین المللی تبادل نظر و گفتگو کنند، می گوید هرچند که روند دموکراسی در سراسر جهان رو به پیش بوده و در حال حاضر نیمی از جمعیت جهان در حکومت های دموکراتیک زندگی می کنند، گسترش رشوه گیری و رشوه دهی این روند را با خطر جدی روبرو کرده است.
در همین زمینه روزنامه گاردین، چاپ بریتانیا، در شماره امروز خود (12 سپتامبر)، مطلبی دارد و در آن به نقل از "جروم گلن"، مدیر "طرح هزاره" (The Millennium Project)، متعلق به فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل، آورده: "آنچه همه باید درباره عواقب گسترش رشوه گیری بدانند این است که تصمیمات دولت ها قابل خرید و فروش شده است."
وی در ادامه گفت: "تصور کنید که باند تبهکاران تصمیم بگیرد که به جای خرید و فروش هروئین و کوکائین تصمیمات دولت ها را معامله کند! این همان خطری است که دموکراسی های جهان با آن روبروست."
در گزارش جدید فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل آمده است که برخلاف انتظار عمومی، بخش جزئی از این رشوه گیری های سیاسی به جیب مقامات در کشورهای در حال توسعه می رود، بخش عمده این رشوه ها به مقامات کشورهای ثروتمند داده می شود؛ در کشورهای ثروتمند است که در بسیاری موارد درشتی رقم پول، سمت و سوی تصمیمات سیاسی را تعیین می کند.
طبق این گزارش بخش بزرگی از درآمد حاصله از بازار سیاه (520 میلیارد دلار)، از کلاهبرداری و نسخه برداری های غیرقانونی تامین می شود. تجارت مواد مخدر، با 320 میلیارد دلار درآمد سالانه، در رده دوم قرار دارد. قاچاق انسان در مقایسه با این دو، صنعت کوچکی تلقی می شود چون ارزش مالی آن زیر 44 میلیارد دلار در سال است هرچند که زیان بارترین فعالیت غیرقانونی در آینده جهان محسوب می شود.
بنا به گزارش سازمان ملل متحد، در حال حاضر جمعیت افرادی که در چنگال "برده داران" گرفتارند، بالغ بر 27 میلیون نفر است.
تجارت برده در آفریقا هرگز به این تعداد نرسید و اکثر قربانیان امروزی برده داری زنان آسیایی هستند.
گزارش سال 2007 فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل متحد می افزاید "خشونت خانوادگی علیه زنان همچنان ادامه دارد و تلفات ناشی از آن بیشتر از تلفات جنگ های نظامی در سراسر جهان است.
20 درصد از زنان جهان در طول عمر خود یا قربانی تجاوز جنسی می شوند یا در معرض خطر تجاوز جنسی قرار می گیرند و "این وضعیت بقدری وخیم است که مدارس باید به دختران دانش آموز ورزش های رزمی (کاراته و غیره) آموزش دهند."
جروم گلن، از نویسندگان این گزارش، در این ارتباط به روزنامه گاردین گفت: "ما در کشورهای جهان وزارت دفاع داریم. کدام وزارتخانه از زنان دفاع خواهد کرد؟"
اما، این گزارش در مجموع وضعیت اغلب مردم جهان را "بهتر" ارزیابی کرده و آورده که "دنیا به مکانی بهتر" برای ساکنان آن تبدیل شده است. به گفته این فدراسیون بهبودی وضعیت جهان تا یک دهه دیگر هم ادامه خواهد داشت و مردم در کل درآمد بیشتری خواهند داشت، بیشتر عمر خواهند کرد و از مراقبت های پزشکی و آموزشی بهتری برخوردار خواهند بود.
رشد اقتصاد جهانی در سال 2006 پنج و چهار دهم درصد بوده در حالیکه رشد جمعیت جهان کمی بیشتر از یک درصد بوده است. به پیش بینی این فدراسیون اگر تناسب رشد اقتصادی و جمعیت به همین گونه ادامه یابد، فقر جهانی تا سال 2015 میلادی نصف خواهد شد که همان هدفی است که سازمان ملل در آغاز هزاره سوم اعلام کرد. البته این وضعیت شامل کشورهای آفریقا نمی شود.
صلح
فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل در گزارش سال 2007 خود در مورد وضعیت آینده جهان آورده که علیرغم جنگ های افغانستان، عراق و دارفور، جهان در کل به مکانی آرام تر تبدیل شده است. درگیری های خشونت آمیز در قاره آفریقا از 16 جنگ در سال 2002 به پنج جنگ در 2005 تنزل یافت.
هرچند که گزارش فدراسیون جهانی، با فهرست پانزده گانه آن از چالش های در پیش روی بشریت، یک دهه آینده جهان را تقریبا مثبت ارزیابی کرده است اما هنوز هم این وضعیت دلگرم کننده با خطرات بزرگی مواجه است. فقر، گرمایش زمین، کمبود آب آشامیدنی و جرایم سازمان یافته از جمله این خطرات است.
روزنامه گاردین در این زمینه آورده که آخرین خطر احتمالا بدترین آنهاست چون جرایم سازمان یافته این قدرت را دارد که تصمیم گیری های بین المللی را منحرف کند و مقابله با این وضعیت در سطح بین المللی محدود بوده است.
|
13 تا 15 میلیون کودکی که در جهان به خاطر بیماری ایدز یتیم شده اند، طعمه خوبی برای باندهای تبهکار هستند
گزارش WFUNA |
گزارش سازمان ملل آورده: "وقت آن رسیده که تلاشی گروهی از سوی همه بخش های جامعه و در سطح بین المللی صورت بگیرد تا بتوانیم برای اقدام علیه جرایم سازمان یافته، که هرچه بیشتر در امور دولت ها مداخله می کند، به توافقی جهانی برسیم."
این گزارش برای اثبات این موضوع، از جمله به این نکته اشاره دارد که 13 تا 15 میلیون کودکی که در جهان به خاطر بیماری ایدز یتیم شده اند، طعمه خوبی برای باندهای تبهکار هستند.
جروم گلن، مدیر "طرح هزاره" فدراسیون جهانی سازمان ملل، در گفتگویی با روزنامه گاردین این موضوع را این گونه ارزیابی می کند: "هیچ چیز برای جلوگیری از این وضعیت در نظر گرفته نشده است. هیچ استراتژی جهانی برای متوقف کردن این خطر در دست نیست."
هانس بلیکس، رییس سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی سازمان ملل، ریاست WFUNA را برعهده دارد. این گزارش در ماه ژوئیه منتشر شد اما اواسط سپتامبر در اختیار عموم قرار گرفت.
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل، در ارتباط با فعالیت های فدراسیون و گزارش سالانه آن در مورد وضعیت آینده جهان می گوید: "این گزارش مملو از اطلاعات است و درکی ارزشمند از آینده سازمان ملل متحد در اختیار کشورهای عضو و جامعه مدنی قرار می دهد."
فدراسیون جهانی انجمن های سازمان ملل متحد یک سال پس از تاسیس سازمان ملل متحد (1946) و با هدف اطلاع رسانی به مردم و همچنین حمایت از اصول و برنامه های سازمان ملل و کمک به شکل دادن به دستورکار آن برپا شد.
حدود ۸۰سال پيش يعني زماني كه حتي در بسياري از كشورها سينما چندان رواج پيدا نكرده بود در شهر كوچك بندر انزلی استوديو فيلمسازي به نام " جهان نما" تاسيس شد.
ابراهيم مرادی موسس اين استوديو سال ۱۳۱۰دومين فيلم تاريخ سينماي ايران كه "انتقام برادر" نام دارد را ساخت .
مرادي به آثار رمانتيك اروپايي و آمريكايي علاقه داشت و پس از فيلم "انتقام برادر" فيلم "بوالهوس" را در سال ۱۳۱۳ساخت كه همزمان با فيلم "حاجيآقا آكتور سينما" ساخته آوانس اوگانيانس روي پرده آمد.
مرادي در سال ۱۳۳۸نيز فيلم "گوهر لكه دار" را ساخت.
پس از آن انزلي لوكيشن ( مكان ) بسياري از فيلمهاي آن زمان بود چرا كه شهري زيبا و توريستي بود و جذابيتهاي بصري بسيار داشت.
در كنار فيلمهاي بلند آن زمان ساخت فيلم كوتاه نيز رايج شد وشايد يكي از دلايل روي آوردن فيلمسازان به ساخت فيلم كوتاه گران بودن سينما بود.
در سال ۱۳۵۴دفتر انجمن سينماي جوان با حضور "جعفر ذهني" افتتاح شد كه همزمان حسن بهرام زاده، ناصر نيك كار، جلال راستجو، فريدون بحرپيما و حميد اسلامي نيز به اين انجمن اضافه شدند.
از جمله فيلمهاي آن زمان به "خاتون " ۵۴ميتوان اشاره كرد كه پس از برگزيده شدن در جشنواره استاني به جشنواره كشوري در تهران راه يافت.
در سال ۱۳۶۵كانون فيلم انزلي، به همت فرهاد مهرانفر، عليرضا غارورياني، عادل بيابانگرد جوان، فرزام امين صالحي، حسن بهرام زاده و الله كرم رضايي به قصد آموزش فيلم و بالا بردن سطح ديد افراد تاسيس شد و سالهاي ۶۷تا ۷۱بيشتر به نمايش فيلم و شب فيلم گذشت.
بخشي از جداشدگان از كانون فيلم با دعوت از بزرگاني نظير: عباس كيارستمي، بهرام بيضايي، مجيد مجيدي و مرحوم علي حاتمي به فعاليتهاي خود غنا بخشيدند.
از سال ۱۳۷۶نيز انجمن سينماي جوان انزلي نيز راهاندازي شد كه تا كنون به كار خود ادامه ميدهد.
در طول اين سالها هنرمنداني همچون رضا بهرامي نژاد، پيمان نهان قدرتي، الله كرم رضايي، كوروش فرزانگان، علي حاجي پور و زهره زماني براي اين شهرستان افتخار آفريني كردند.
كانون فيلم و مركز گسترش سينماي تجربي در انزلي با فعاليت و توان بالاي خود فيلمسازان پرشوري را به جامعه هنري شهرستان، استان و كشور معرفي كرد كه فرهاد مهرانفر، عليرضا غارورياني و حسن بهرام زاده از آن جملهاند.
فريدون بحرپيما، از مدرسان انجمن سينماي جوان در انزلي نبود حامي را بزرگترين مشكل فعلي هنرمندان در انزلي ميداند.
وجود شش سينما در سالهاي گذشته در شهر كوچك انزلي نشان از علاقه مردم اين شهرستان به فيلم و سينما دارد. گرچه اكنون از اين شش سينما تنها يك سينما فعال و يكي در دست تعمير و بازسازي قرار دارد.
مسوول روابط عمومي اداره تربيت بدنی رودسر گفت: در چند روز گذشته ۹نفر درسواحل اين شهرستان به علت عدم آشنايي به فنون شنا غرق شدند.
"هوشنگ بزرگمهر" روز سهشنبه به خبرنگارايرناافزود:اين افراد درخارج از طرح سالمسازي و درسواحل رودسر، كلاچاي و چابكسرجان خود رااز دست دادهاند.
وي گفت : دو نفر پدر و دختر نيز به اسامي "رضا عبدی" ۴۱ساله و نجما ۲۰ساله اهل زرين شهر اصفهان روز دوشنبه اين هفته به علت ناآشنايي به فنون شنا در خارج ازطرح سالمسازي سواحل شهرستان رودسرغرق شدند.
وي خاطرنشان كرد: از ابتداي فصل شنا تاكنون نيز ۱۳نفر در آبهاي ساحلي شهرستان رودسر توسط ناجيان غريق از مرگ نجات يافتند.
بزرگمهر اضافه كرد: شهرستان رودسر داراي سه طرح دولتي و ۱۵طرح آزاد است كه حدود ۸۰ناجي غريق دراين مناطق مستقر هستند.
شهرستان رودسر ۴۰كيلومتر نوارساحلي دارد.
|
منبع: خبرگزاری مهر "جی کی رولینگ" خالق رمان های هری پاتر در فهرست 25 فرد سرشناس و بانفوذ دنیا قرار گرفت. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه "یو اس ای تودی" فهرستی از 25 فرد سرشناس را که از بانفوذترین چهره های دنیا بوده اند و جهانیان را تحت تاثیر کارها و آثار خود قرار داده اند منتشر کرد. در این فهرست از جی کی رولینگ خالق آثار هری پاتر به عنوان نفر بیستم بانفوذهای دنیا نام برده شده است که با مجموعه هری پاتر تاثیر فراوانی بر جهانیان گذاشت. بیل گیتس رئیس شرکت میکروسافت در صدر این فهرست قرار دارد. دیگر افراد بانفوذ این فهرست عبارت اند از: رونالد ریگان، وینفری، اسامه بن لادن، استفن هاوکینگ، پاپ ژان پل دوم، دکتر فرانسیس کولینز، لینس آرمسترانگ، پل هوسون (معروف به بونو)، میخائیل گورباچف، لاری پاگ، جورج دبلیو بوش، سام والتون، دنگ شیائوپنگ، مایکل جردن، هوارد شولتز، نلسون ماندلا، بیل و هیلاری کلینتون، روسل سیمونز، رایان وایت و هومر سیمپسون. | |
|
"الیوت فرمونت اسمیت" منتقد ادبی و سردبیر سابق روزنامه تایمز در سن 78 سالگی چشم از جهان فرو بست. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از نیویورک تایمز، "الیوت فرمونت اسمیت" منتقد ادبی آمریکا و روزنامه نگار نیویورک تایمز بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت. اسمیت در سال 1929 متولد شد. وی از 1961 تا 1968 در روزنامه تایمز در سمت های مختلف فعالیت می کرد و در طول این مدت به نقد آثار مختلف ادبی از جمله نقد رمان پرداخت. وی سپس به عنوان سردبیر اجرایی نیویورک تایمز فعالیت کرد و علاوه بر سردبیری در این روزنامه به مرورنویسی و نقد ادبیات داستانی هم می پرداخت. شهرت این نویسنده و روزنامه نگار بیشتر به خاطر نوشتن مرور و نقد رمان های نویسندگان سرشناس است. وی در سال 1974 جایزه ملی نقد آمریکا را دریافت کرد و تا سال 1994 هم عضو هیئت داوران نقد آمریکا بود. |
|
منبع: خبرگزاری مهر بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت تاکنون 7000 مورد اسهال شدید در شمال عراق که وبا در آن شیوع یافته، گزارش شده که مجموعا 2 میلیون و 800 هزار نفر را در معرض ابتلا به بیماری های عفونی و گاه امراض مرگ بار قرار می دهد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد، اقدامات فوری برای کمک به مسئولان کردستان عراق در سلیمانیه کرکوک و اربیل که این بیماری همه گیر در آن استان ها شایع شده ، به مورد اجرا گذاشته شده است. تاکنون 10 نفر نیز جان خود را از دست داده اند. عمر مکی کارشناس فنی سازمان جهانی بهداشت می گوید ما هنوز نیازمند مواد گوناگون مانند دارو، وسایل پزشکی ، مجموعه های تشخیص و باکتری شناسی امراض روده ای ، مجموعه برای آزمایش آب ، وسایل و ابزار ارتباطی و آگاهی دهنده برای کنترل این اپیدمی هستیم . وی افزود: سازمان جهانی بهداشت تمام تلاش خود برای ارائه کمک های فوری در شمال عراق به کارگرفته است. |
منبع: دویچه وله
ایران سومین کشور جهان است که در آن آمار خودکشی زنان افزایش مییابد و در حال پیشی گرفتن از آمار خودکشی مردان است. رتبههای اول و دوم را در این زمینه کشورهای چین و هندوستان دارند. در کلیه کشورهای دنیا در برابر هر سه مرد که در اثر خودکشی میمیرند، یک زن از این طریق جان خود را از دست میدهد.
بنا بر اعلام کارشناسان، خودکشی معضل اصلی ایران نیست اما بررسی آمار خودکشی در سالهای گذشته نشان میدهد که این آمار رو به افزایش است.
طبق تحقیقات انجامشده، زنان بیش از سه برابر مردان اقدام به از بینبردن خود میکنند، هرچند مرگ در اثر این اقدام در میان مردان بیشتر از زنان است. به عبارت دیگر، گرچه مردان کمتر از زنان دست به خودکشی میزنند، اما خودکشی واقعی بین آنان سه برابر زنان است.
کارشناسان، افسردگی را به عنوان عامل اصلی خودکشی معرفی میکنند اما در بعضی از استانهای ایران، اختلافات خانوادگی ممهمترین عامل بیان میشود. این تحقیقات همچنین بیانگر افزایش خودکشی در میان جوانان است.
تحقیقی که در سال ۱۳۸۳ در بین ۴۵۰ هزار دانشجو انجام گرفته، نشان میدهد که ۱۰درصد از پسران و ۷درصد از دختران انگیزه خودکشی داشتهاند. آمار خودکشی در میان دانشجویان نیز رو به افزایش است.
بررسیهای استانی نشان میدهد که استان ایلام بالاترین آمار خودکشی و استان سمنان پایینترین شاخص خودکشی "موفق" را به خود اختصاص دادهاند.
در مورد خودکشی زنان در گزارش ملی خشونت علیه زنان که توسط نهاد ریاستجمهوری در سال ۱۳۷۹ منتشر شد، آمدهاست که آمار خودکشی زنان دراستانهای کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان بسیار بالاتر از میزان کشوری آن است. در حالی که رقم خودکشی زنان در استانهایی مثل تهران و سیستان و بلوچستان به زیر ۱۰درصد میرسد، اما در سه استان یادشده این رقم به ۳۶ تا ۳۸ درصد میرسد. بعد از سه استان کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و کردستان، بوشهر و خوزستان بالاترین رقم خودکشی زنان را به خود اختصاص دادهاند.
طبق بررسیهای انجامشده، هماکنون در ایران، خودسوزی یکی از شایعترین روشهای خودکشی زنان است.
پروین بختیارنژاد، نویسنده کتاب "زنان خودسوخته" که در سال ۱۳۸۲ در تهران منتشر شد، در مورد آمار خودسوزی زنان در استانهای مختلف ایران چنین میگوید: «در حال حاضر استان ایلام که از قبل هم بیشترین آمار را به خودش اختصاص میداده، ایلام، لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه اینها آمار زیادی را داشتند. ولی این به این معنا نیست که کردستان و بخش ترکمننشین استان گلستان، استان اردبیل، آذربایجان شرقی، کرمان، بوشهر، استان فارس اینها خودسوزیهایشان آنقدر اندک هست که قابل لحاظ نیست در آمارهای ما. نه ولیکن تا آنجایی که من اطلاع دارم و به بعضی از استانها در خصوص همین مسئله سفر کردم، استان ایلام و لرستان و استان خوزستان مطرح میشود که بیشترین آمار را این استانها دارند».
در مورد علت بالا بودن میزان خودکشی در استانهای یادشده، بختیارنژاد معتقد است که بالارفتن سطح آگاهی زنان و اطلاع از این که چه حقوقی از آنان سلب شدهاست نقش بازی میکند. در مقابل عدم توانایی آنان برای تغییر وضع موجود باعث میشود که این زنان احساس کنند به بنبست رسیدهاند و توانایی هیچ کاری را ندارند و به همین دلیل دست به خودکشی میزنند:
«زنانی را من در بعضی از استانها مثلا استان ایلام دیدم که اینها در واقع چادرنشین بودند و زیر چادر زندگی میکردند، ولی از طریق همان رادیو و از طریق همان معلم ده اینها پیشرفتها و تغییر و تحولاتی که در کلان شهرها اتفاق افتاده است را آرام آرام دارند کسب میکنند و میگیرند و این پرسش برایشان پیش میآید که ما چرا نمیتوانیم مسایل حقوقی خودمان را مطرح بکنیم. ما چرا حقوقمان در خانواده و در اجتماع نباید رعایت بشود. و نتیجهی این آگاهی، متاسفانه آنقدر مقاومت در مقابلش زیاد هست و ناتوانی این زنان در مقابل این هنجارهای بسیار سخت و این قواعدی که بههیچ وجه نمیتوانند آنها تغییرش بدهند، متاسفانه بجای تغییر محیط خودشان دست بهخودآزاری و خودسوزی میزنند، یعنی در واقع زندگی برایشان غیرقابل تحمل میشود».
به اعتقاد بختیارنژاد موانع قانونی بر سر راه زنان برای حل مشکلاتشان یکی دیگر از علل رویآوری آنان به خودکشی است:
«زمانی که زنان نمیتوانند مشکلات حقوقی خودشان را حداقل از طریق قانون حل بکنند و همینطور خانواده و فرهنگ آن جامعه بهیچوجه پذیرای آن نیست که اگر زنی نتوانست با همسرش زندگی بکند، با کسب حقوق قانونی خودش بتواند در کنار خانوادهی پدری خودش زندگی بکند، آنها راهی جز این مسئله ندارند. راهی ندارند و متاسفانه دچار جنونهای مقطعی میشوند و دست به خودسوزی میزنند».
این روزنامهنگار و پژوهشگر همچنین به جنگ ایران و عراق اشاره میکند و میگوید استانهایی که آمار بالای خودکشی را دارند اکثرا استانهای مرزی بوده و مناطقی هستند که ۸ سال درگیر جنگ بودهاند. به عقیده بختیارنژاد افسردگیهای بعد از جنگ میتواند یکی دیگر از علل رویآوری اهالی این مناطق به خودکشی باشد.
اما چرا این زنان به بنبست رسیده، دردناکترین راه یعنی خودسوزی را برای خودکشی انتخاب میکنند؟
برخی از روانشناسان معتقدند که این نوع مرگ در پس خود یک اعتراض نهفته دارد و در حقیقت بر خلاف روشهای دیگر خودکشی مثل استفاده از قرص یا حلقآویز کردن که آرام و در خفا و بیسرو صداست، خودسوزی یک فریاد بلند در اعتراض به وضع موجود است.
پروین بختیارنژاد میگوید، دقیقا معلوم نیست چرا این زنان خودسوزی را انتخاب میکنند اما این روش میتواند اکتسابی باشد: «نزدیک به سه دهه هست که این مسئلهی خودسوزی در بسیاری از این استانهای دورافتاده انجام شده و به صورت اکتسابی ازهم یاد میگیرند و متاسفانه آنقدر فضای فرهنگی هم بسته است که در واقع آنها چارهای جز از بینبردن خودشان ندارند و آنقدر فشار روحی و روانی برآنها شدید است که از سختترین و خشنترین شیوه استفاده میکنند».
اما بعضی از این اقدام به خودکشیها منجر به مرگ نمیشود. به گفته رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایلام زنانی که اقدام به خودسوزی میکنند ولی زنده میمانند به دلیل نابهنجاری شکل ظاهریشان، بسیار نیازمند مراقبت و همدردی هستند. این نیاز به رسیدگی در مورد همه افرادی که خودکشی ناموفق داشتهاند صدق میکند اما متاسفانه هیچ مرکزی برای ادامه درمان جسمی و روحی این افراد وجود ندارد:
«هیچ نهادی نیست که از اینها حمایت بکند. اگر خانوادهی پدر و مادر و خانوادهی خودشان از سر ترحم بتوانند آنها را مورد حمایت قرار بدهند که آنها مورد حمایت قرار میگیرند، وگرنه کاملا از جامعه و خانواده طرد میشوند و یک افق بسیار مبهم و دردناکی را در واقع اینها در پیش روی دارند و هیچ نهادی نیست که از این زنان حمایت بکند و آنها را چه به لحاظ روحی و چه به لحاظ جسمی مورد حمایت قرار بدهد و اصلا آنها را در زیرمجموعهی یک نهاد یا موسسهای جمعآوری بکند تا بتوانند اینها به زندگیشان ادامه بدهند، علیرغم همه این مشکلاتی که بعد از خودسوزی برای اینها اتفاق افتاده است».
همچنین گزارشهایی وجود دارد که نشان از رویآوری زنان زنده مانده از خودکشی به سوی اعتیاد و فحشا دارد، چرا که اکثر این افراد پس از اقدام به خودکشی از سوی خانواده خود نیز طرد میشوند.