تبليغاتX
گیلانیکا
گیلان شناسی، ایران شناسی، روانشناسی، اجتماعی، فرهنگ و ادب و هنر، تاریخی، دانستنی ها و...

چهره شبیه سازی شده توت عنخ آمون

نتایج تازه ترین تحقیقاتی که درخصوص "توتان خامون" جوانترین فرعون مصر باستان انجام شده است، نشان می دهد که این فرعون جوان در بیابان و در اثر حادثه ای که هنگام شکار رخ داده، کشته شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، از زمانی که مقبره توتان خامون در 1922 توسط باستان شناس "هوارد کارتر" کشف شد، راز مرگ این فرعون همواره یکی از مورد توجه ترین موضوعات تاریخی از سوی باستان شناسان و دانشمندان بوده است.

اکنون بنظر می رسد راز مرگ توتان خامون سرانجام آشکار شده است. این شاه جوان بیش از سه هزار سال قبل در قلمرو مصر فرمانروایی می کرد.

به گفته دانشمندان بین المللی، این فرعون درحالی که برای شکار به بیابان رفته بوده و با سرعت بالا دنبال شکار می کرده است، از ارابه شاهی سقوط کرده است.

مطالعات اخیر درخصوص کشف علت مرگ فرعون 19 ساله مصری که به کمک اسکنر CT که از فناوری های پیشرفته اسکن است، میسر شده نشان می دهد که این فرمانروا در لحظه مرگ یک پای شکسته داشته که دچار قانقاریا بوده است.

اکنون بررسی های جدید تاکید می کنند که پای فرعون توتان خامون درحال شکار شکسته است.

تابوت توتان خامون در زمان کشف (1922)

تابوت توتان خامون در زمان کشف (1922)

براساس گزارش روزنامه انگلیسی "ایندیپندنت"، زهی حواس دبیرکل شورای عالی باستان شناسی مصر اظهار داشت: "توتان خامون آنگونه که بسیاری از مردم باور دارند، کشته نشده است. درحقیقت این فرعون جوان دراثر سقوط از ارابه و شکستگی در ناحیه پای چپ مبتلا به قاقاریا شده و درگذشته است."

تاکنون تئوری های زیادی درباره به قتل رسیدن این فرمانروا ساخته شده است که یکی از افسانه ای ترین این تئوری ها در سال 1968 و پس از اینکه اولین بررسی های جسد مومیایی توتان خامون با اشعه ایکس انجام شد، بوجود آمد.

ورودی مقبره توت انخ آمون

ورودی مقبره توتان خامون

دانشمندان آن زمان تائید کردند که احتمالا این فرعون دراثر ضربه ای که به سرش وارد شده کشته شده است.

همچنین تئوری دیگری تائید می کند که توتان خامون با مشکلات مادرزادی مختلفی متولد شده و با وجود اینکه تحت محافظت ها و توجهات خانواده بزرگ شده، باز قادر به ادامه یک زندگی طبیعی نبوده و به همین علت در سنین جوانی جان خود را از دست داده است.

از فردای کشف مقبره توتان خامون، در این قبر یک نوع لباس شکار پیدا شد که بعدها به موزه قاهره منتقل شد. درحقیقت این لباسی بوده است که فرعون جوان در روز مرگ به تن داشته است.

این لباس مجهز به نیم تنه ای است که فرعون را از حوادث محافظت می کرده است، اما در لحظه سقوط از ارابه این نیم تنه نتوانسته است مانع آسیب دیدگی پای چپ وی شود.

به گزارش مهر، به علاوه این دانشمندان زنجیره های گل که در اطراف جسد مومیایی شده توتان خامون گذاشته شده بود را مورد آزمایش قرار دادند و کشف کردند که در این زنجیره ها، گل هایی مثل زنبق وجود دارد که در زمان قرار دادن در تابوت تازه بوده اند.

دراین خصوص نایجل هیپر از انجمن باغبانی سلطنتی انگلیس توضیح داد: "این گل ها در آغاز بهار می رویند و فرایند پیچیده مومیایی سازی اجساد درحدود 70 روز به طول می انجامد. با قرار دادن این اطلاعات در کنار هم می توان فهمید که توتان خامون بین ماه های دسامبر و ژانویه مرده است. این دوره زمانی با زمان برگزاری مراسم فصل شکار در مصر باستان انطباق دارد."

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 5:25 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس روی جلد رمان گسیختگی ها

رمان "گسیختگی ها" نوشته مسعود عالمی که محتوایی کاملا ضدایرانی دارد به زودی در واشنگتن دی سی توزیع می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجله اسپایک، این رمان که قرار است در سال نو مسیحی از سوی نشر IBEC منتشر شود، به محکوم کردن آزادی و عدالت در ایران پرداخته و عدالت اجتماعی و قضایی و نیز آزادی بیان را در ایران به نقد کشیده است.

شخصیت اصلی این رمان یک جوان همجنس باز است که به اتهام عملی که مرتکب نشده، مجرم شناخته می شود. او می داند که اگر حقیقت را هم به قضات ایرانی بگوید تنبیه شده و مجازات سخت تری برایش تعیین می کنند...

داستان این کتاب در اوایل سال های انقلاب روی می دهد و موضوع آن بدبینانه و سیاه انگار به نفی ارزش های حاکم در ایران انقلابی گرایش دارد. در این اثر مردم آزادی بیان و عدالت را همچون رویایی در سر می پرورانند. همچنین روند قضاوت، فضای دادگاه ها، برخورد قضات و پلیس و ماموران امنیتی در این اثر زیرسوال رفته است.

"گسیختگی ها" در خلال این روند به تاریخ ایران هم پرداخته است.

نویسنده کتاب (مسعود عالمی) در سال 1959 در تهران متولد شد. وی در سال 1977 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در رشته تاریخ تحصیل کرد. عالمی سپس به نوشتن در مجلات و روزنامه ها پرداخت. "گسیختگی ها" اولین رمان اوست.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نتایج تحقیقات دانشمندان آمریکایی نشان می دهد که انسان های ذی شعور در 164 هزار سال قبل همانند انسان های مدرن با بکارگیری فناوری های پیچیده قادر بوده اند غذای خود را از دریا بدست آورند.

به گزارش خبرگزاری مهر، دیرینه شناسان دانشگاه ایالت آریزونا که نتایج یافته های خود را در مجله نیچر منتشر کرده اند، با بررسی منطقه "نقطه اوج" واقع در سایت پلیستوسن میانه (اواسط دوره چهارم زمین شناسی) در جنوب آفریقا ابزارآلاتی را کشف کردند که نشان می دهد انسان های اولیه در 164 هزار سال قبل دریا را به عنوان یک منبع غذایی کشف کرده اند.

این تحقیقات نشان می‌دهد که انسان های ذی شعور از توانایی های سمبلیک و تکنولوژیکی پیچیده ای برای تهیه غذا از دریا برخوردار بودند.

در حقیقت این دوره 70 هزار سال قبل از زمانی است که تاکنون تصور می شد انسان از منابع غذایی دریایی استفاده می کرده است.

این دانشمندان کشف کرده‌اند که انسان‌های ذی شعور در مدت 40 هزار سال توانسته اند خود را با زندگی در مناطق ساحلی دریا سازگار کنند و این مسئله می تواند دلیل اصلی زنده ماندن این انسان ها در مدت عصر یخبندان که بین 195 تا 25 هزار سال قبل رخ داده است، باشد.

در این دوره زمانی بیشتر بخش های آفریقا از بیابان ها تشکیل شده بود و این مسئله می تواند در خصوص مهاجرت انسان ها از آفریقا به قاره های دیگر توضیح دهد.

اعتقاد براین است که انسان ذی شعور دوره تکامل خود را بین 100 هزار تا 200 هزار سال قبل در آفریقا گذرانده است. این در حالی است که شواهد اخیر نشان می دهد این انسان ها توانایی های تکنولوژیکی و ادراکی انسان های مدرن را داشته اند.

اطلاعات دیرینه محیط زیست شناسان حاکی از آن است که در آن دوره در تمام آفریقا تنها پنج یا شش منطقه وجود داشته است که انسان ها می توانستند شرایط مطلوبی برای زندگی داشته باشند.

در این خصوص این دانشمندان اظهار داشتند: "ما در منطقه نقطه اوج تیغه‌های کوچکی را روی دیوارها پیدا کردیم که می توانستند با یک بند ثابت شوند. همچنین در این بقایا مواد رنگی را کشف کردیم که در مراسم عبادی مورد استفاده قرار می گیرند. این دو رفتار نشان می دهد که این انسان ها توانایی های زبانی تکامل یافته ای داشته اند و توانایی های ادراکی برای ساخت ابزارهای پیچیده را کسب کرده بودند."

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

دانشمندان در بریتانیا یکی از اقیانوس هایی را که کمتر از گذشته، دی اکسید کرین را جذب می کند، پیدا کرده اند.
 

نتایج یک دهه تحقیقات درباره اقیانوس اطلس شمالی نشان می دهد میزان جذب دی اکسید کربن در این اقیانوس از اواسط دهه نود تا سال 2005 به نصف رسیده است.

دلیل این امر مشخص نیست اما متخصصین زیست محیطی در دانشگاه ایست انگلیا در شرق انگلستان نگرانند که اقیانوس ها از دی اکسید کربن اشباع شوند و نتوانند آن را جذب کنند.

بخش اعظم دی اکسید کربن رها شده به جو، جذب اقیانوس ها می شود و این فرایند، روند گرم تر شدن هوای زمین را کند می کند.

به اعتقاد دانشمندان، اگر اقیانوس ها مقدار کمتری از گازهای گلخانه ای را جذب کنند، روند گرم تر شدن هوای زمین بدتر می شود.

دانشمندان می گویند یافته های این تحقیق حیرت آور و نگران کننده است زیرا نشان می دهد که اقیانوس اطلس شمالی ممکن است به مرور زمان در اثر افزایش گازهای گلخانه ای، اشباع شود و دیگر نتواند دی اکسید کربن جذب کند.

تحلیلگر بی بی سی در مسائل علمی می گوید: محققین هنوز نمی دانند که آیا این تغییرات به تغییرات آب و هوایی مربوط می شود یا به متغیرهای دیگر بستگی دارد.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

آشنایی با درختان جنگلی شمال ایران

درخت نارون ( لی ؛ اوجا )

نارون با نام علمی  Ulmus minor و در زبان گیلکی آن را " لی " و مازندرانی ها آن را " اوجا " می نامند.

نارون, درخت یا درختچه ای است که پوست آن در وهله ی اول صاف است.

عکس درخت نارون

 و پس از مدتی, پوست درخت رگه رگه می شود ( رگه طولی ).

عکس درخت نارون

عکس درخت نارون 

شاخه های آن پوشیده از برگ های متناوب بیضی و دارای دمبرگ است. پهنک برگ آن قرینه نیست و دندانه های زیادی دارد.

عکس برگ های درخت نارون

دسته های گل آن قبل از روییدن برگ ها, روی شاخه های کوتاه می شکفد. عمل گرده افشانی این گیاه به کمک باد انجام می شود.

میوه ی آن پس از خشک شدن به سرعت از غلاف خود بیرون نمی آید.

این گیاه در حاشیه بیشه زارها و جنگل های مخلوط و مرطوب در ارتفاعات پایین می روید. نارون را غالباً در پارک ها و باغ ها می کارند.

پوست این گیاه از نظر پزشکی دارای ارزش است. نخست, شاخه های جوان را برش طولی داده, سپس آن ها را با دست جدا می کنند ( قطر شاخه حدود یک سانتیمتر).

**

منبع: گیاهان دارویی/ نوشته ی: ژان ولاگ و ژیری استودولا/ مترجم: ساعد زمان/ ناشر: انتشارات ققنوس  1370

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

در تعریف این گیاه که در کتاب ارزشمند " فرهنگ گيل و ديلم ", تالیف زنده ياد محمود پاينده  لنگرودی که از آن به نام گرز= گورزgurz ذکر شده است, می خوانیم:

" گیاهی است که در مرداب ها و نيزارها می روید و بر روی ساقه ای که به شکل نَرک از هم جدا می شود, چيزی شبیه گُرز می شود. این گرز لوله ای پس از مدتی از هم می پاشد و شبیه قاصدک به هوا می پرد..."

گل های فرو پاشیده گیاه لویی ( لوخ؛ گرز؛ گورز ) Thypha angustata Schum

در دانشنامه آمریکایی Encarta که از آن با نام Cattail یاد شده, آمده است: "  گیاهی چند ساله با ساقه های زیر زمینی و میوه های استوانه ای مخمل مانند  به رنگ قهوه ای و خرمایی.

 بومی  مرداب ها, برکه ها  و باتلاق های معتدل و آب های شیرین  و با ویژگی برگ ریزان پاییزی که ارتفاع آن به یک تا دو متر و البته در مناطقی از قبیل کالیفرنیا, تکزاس, مکزیک و آرژانتین, ارتفاعش به 5 متر نیز می رسد. از برگ های آن برای ساخت حصیربافی,, سبد بافی و... استفاده می شود. "

لویی،گیاهی است چند ساله و آبی و معمولاً در آب های راکد و کنار نهرها می روید. دارای ساقه یی بلند و عمودی است که انتهای آن به دو شاتون تراکم استوانه ای شکل که در حقیقت گل های آن هستند و یکی روی دیگری قرار دارد، ختم می شوند. دارای دو نوع نر و ماده می باشند. پس از دوران گلدهی، گل های نر فرو ریخته و می افتند و تنها یک محور برهنه نازک از آن باقی می ماند، اما گل های ماده رشد کرده و ضخیم می شوند و در وقت رسیدن میوه ها به شکل یک چماق یا گرز استوانه ای در می آید و به همین علت آن را گرز می نامند.

دانه های آن را کرک های پنبه ای پوشانیده که شبیه پنبه می باشند و باعث می شود که دانه پس از رها شدن در زمستان و حتی تا اوایل فروردین به همراه باد به آسانی به اطراف پراکنده شود. برگ های آن باریک و دراز است که از قاعده ساقه خارج و به طور عمودی تا راس ساقه بالا می رود. قسمت زیرین گیاه را ساقه زیرزمینی ضخیمی تشکیل می دهد که به طور افقی قرار گرفته و ریشک های گیاه به آن متصل و در خاک فرو رفته اند.

اینک عکس هایی از این گیاه باشکوه:

گیاه گرز ( لوئی )

گیاه گورز ( لویی)

گیاه لوئی ( گرز )

گورز ( گرز)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نمایی از قله سماموس؛ مرتفع ترین قله استان گیلان

بلندترين قله و ارتفاع موجود در استان گيلان، قله سماموس (سماموز) با ارتفاع 3703متر و عرض ˚36 و 50 دقيقه شمالی و طول ˚50 و 23 دقيقه شرقی در شرقی‌ترين قسمت استان (هم‌مرز با استان مازندران) در شهرستان رودسر قرار دارد و روستاهای جواهرده [جؤرده] (رامسر)، جنت‌رودبار، چورتی (سادات‌شهر)، جواهردشت [جؤردشت] (کلاچای)، کاک‌رود و پرچ‌کوه (رحيم‌آباد) واقع شده است.

سماموس (يا سماموز) دارای دو قله به نام‌های «کوچ ِ سماموس» و «پيل ِ سماموس» می‌باشد که در نقشه توپوگرافی به ترتيب به نام‌های سماموس و آستانه‌سماموس نشان داده شده است. ارتفاع قله «پيل سماموس» 3703متر و «کوچ سماموس» 3055متر می‌باشد.
قله دلفک نيز با ارتفاع 2714متر در محدوده شهرستان رودبار، بخش رحمت‌آباد و بلوکات، دهستان دشتويل و در 27کيلومتری شمال شرقی مرکز شهرستان رودبار واقع شده است...

ادامه مطلب در سایت ورگ به نشانی:

http://www.varg.ir/archives/2007/02/post_68.php

**

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

مديركل حفاظت محيط زيست گيلان گفت: شيرابه‌های ناشي از ايجاد روزانه دو هزار و ‪ ۴۰۰‬تن زباله، محيط زيست اين استان را تهديد مي‌كند.

"كامران زلفي نژاد"روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود:
روزانه بيش از ‪ ۹۰۰‬تن زباله در سطح روستاها و يك هزارو ‪ ۵۰۰‬تن زباله نيز درسطح شهرهاي استان گيلان ايجاد مي‌شوند كه اين حجم از زباله‌ها با توجه به توليد ‪ ۵۰۰‬ليتر شيرابه از هر تن زباله، خطري جدي براي محيط زيست گيلان محسوب مي‌شوند.

وي خاطرنشان كرد: يكي از مرگبارترين عوارض ايجاد و دفع زباله، شيرابه آن است كه به دليل مايع بودن، امكان انتشار بالاتري نسبت به خود زباله دارد.

وي تصريح كرد: اين آلودگي‌هاي سيال علاوه بر جاري شدن بر سطح زمين و آلوده كردن آب‌هاي جاري و ساكن، توانايي نفوذ در خاك و آلوده كردن شديد آن را نيز دارد.

وي اظهارداشت: اين شيرابه‌ها از اين طريق مي‌توانند به سفره آب‌هاي زيرزميني نفوذ كرده و با انتشار سريع در سطح اين سفره‌ها به شدت اين منابع را تحت تاثير خود قرار دهند.

زلفي نژاد گفت: اين شيرابه‌ها بيشتر از زباله‌هاي غيرقابل بازيافت ايجاد مي‌شوند كه از آن به زباله تر تعبير مي‌شود.

وي متذكر شد: اكوسيستم‌هاي آبي به رغم شكنندگي و حساسيت ويژه از توانايي حداقلي خودپالايي برخورداربوده و تاحدي توان تعديل طبيعي اين آلودگي‌ها را دارند، اما عناصري چود خاك، فاقد اين توانايي بوده و ضربه‌پذيري بيشتري دارند.

وي افزود: از طرفي انتشار اين شيرابه‌ها از طريق مكان‌هاي دفع زباله به سطوح پاييني خاك و سفره‌هاي آب زيرزميني كه گاه موردشرب و يا توليد آبزيان قرار مي‌گيرند، بسيار خطرناك‌تر از انتقال آن به سيستم‌هاي تصفيه فاضلاب به نظر مي‌رسد.

مديركل حفاظت محيط زيست گيلان معتقد است: دولت بايد سرمايه‌گذاري اوليه را انجام دهد و با استفاده از روش‌هاي ساده مديريت شيرابه مانند شيوه "فوكوئوكا" كه به سادگي توانايي جمع‌آوري شيرابه‌ها را دارند، اقدام به حل معضل زباله‌ها نمايد.

وي يادآورشد: دولت به عنوان متولي بهداشت و سلامتي جامعه مي‌بايست جايگاه مديريت زباله را به خصوص دراستان‌هاي ساحلي گيلان، مازندران و گلستان در اولويت‌بندي‌هاي خود مشخص و اولويت ويژه‌اي براي اين امر قائل شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

فصلنامه علوم و تکنولوژی محیظ زیست.
سید داود اشرفی - قاسمعلی عمرانی - رامین نبی زاده
گزارش پژوهش. نتیجه شده از پایان‌نامه.

زباله های بیمارستانی دارای مقادیر زیادی زباله های خطرناک است،که برای سلامت انسان،جانوران،گیاهان و محیط زیست زیان آور است. هدف از این پژوهش بررسی مقدار تولید مواد زائد جامد در بیمارستانهای خصوصی شهر رشت و نحوه مدیریت آنها بوده تا در ضمن این پژوهش نقاط قوت و ضعف روند مدیریت آنها یافت شده تا با ایجاد تغیراتی در روند مدیریت آنها بتوان وضعیت زباله های بیمارستانی را ساماندهی کرد. با توجه به این امر از بین 6 بیمارستان خصوصی شهر رشت پس از نمونه گیری تصادفی، 4 بیمارستان انتخاب شد. برای تحقق اهداف این تحقیق، اطلاعات لازم از دو روش بدست آمد. روش اول تکمیل پرسشنامه طراحی شده به منظور رسیدن به اهداف تحقیق و آنالیز آماری اطلاعات بدست آمده بوده و روش دوم که بصورت عملی صورت گرفت بدین صورت بود که مقدار زباله های تولیدی در هر کدام از بیمارستانها به مدت 6 روز در زمستان83  و 6 روز در تابستان 84  مورد توزین قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که جمع میانگین کل زباله تولیدی در بیمارستانهای مورد مطالعه 19/1197 کیلوگرم در شبانه روز است که از این مقدار 68/34 درصد مربوط به زباله های عفونی، 18/63 درصد زباله های شبه خانگی، 12/1 درصد زباله های نوک تیز و برنده، 02/1 درصد زباله پاتولوژیک(بافت،جفت و...) می باشد. و سرانه آن 142/3 کیلوگرم به ازای هر تخت فعال در شبانه روز و 482/4 کیلوگرم به ازای هر بیمار بستری در شبانه روز می باشد. با توجه به تنوع و حجم زیاد زباله های بیمارستانی بویژه مواد زائد عفونی، نظارت دقیق و مستمر بر نحوه مدیریت آنها برای حفظ و افزایش سلامت بیماران،کارکنان، و سایر افراد جامعه ضروری خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

دانشمندان مجارستانی با بررسی رفتار سگ ها نشان دادند که این حیوانات هنگامی که تنها و به دور از انسان ها و به ‏خصوص صاحب خود قرار دارند باهوش تر هستند.‏

عکس سگ

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه ائوتوس لونارد در بوداپست مجارستان که نتایج تحقیقات خود را در مجله ‏Animal Behaviour‏ منتشر کرده اند، کشف کردند که حضور اشخاص و به خصوص صاحبان به طور عمیقی در انتخاب ‏های سگ ها و عملکرد آنها تاثیر می گذارد. ‏

درحقیقت سگ ها فقط وقتی که سگ ها تنها و به دور از صاحبان خود قرار دارند، باهوش هستند و در صورتی که در کنار ‏یک فرد باشند، تا حد قابل توجهی هوش و قدرت انتخاب های خود را از دست می دهند.‏

این دانشمندان آزمایشاتی را روی 42 سگ بزرگسال در شرایط باحضور صاحب و بدون حضور ارباب خود انجام دادند.‏

در این آزمایش، دانشمندان یک توپ را زیر یک گلدان گل مخفی کردند و در کنار آن یک گلدان گل دیگر را قرار دادند که ‏توپی در زیر آن پنهان نشده بود. ‏

سپس گلدان ها را یک دور در مقابل چشم سگ ها چرخاندند و به سگ ها اجازه دادند گلدانی را که توپ در زیر آن مخفی ‏شده بود انتخاب کنند. ‏

در این آزمایش مشاهده شد درصورتیکه سگ ها در کنار یک فرد و یا صاحب خود باشند، به راحتی و فورا گلدان با توپ را ‏انتخاب می کنند، اما هنگامی که درحضور یک فرد باشند، به سختی و در بیشتر سگ ها این انتخاب امکانپذیر نمی شود. ‏

به گفته این دانمشندان، علاوه بر سگ ها شامپانزه ها هم رفتارهای مشابهی را از خود نشان می دهند.‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

در روزگارانی نه چندان دور؛ این پرنده ی زیبا و رویایی زینت بخش جلگه ها و بیشه زارهای گیلان زمین بود

و اکنون کم یاب و شاید در فردایی نه چندان دور؛ نایاب!

عکس تورنگ( قرقاول)

عکس تورنگ( قرقاول)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

آکادمی سوئدی نوبل، دوریس لسینگ نويسنده برجسته بریتانیایی را برنده جايزه امسال در رشته ادبيات معرفی کرده است.
 

روز پنجشنبه، 11 اکتبر، آکادمی علوم سوئد، که برندگان جوايز نوبل در رشته های مختلف را بر می گزيند، اعلام داشت که جايزه نوبل ادبی امسال را به خانم لسینگ، 87 ساله، به خاطر 57 سال فعالیت ادبی اعطا خواهد کرد.

خانم لسینگ از والدینی بریتانیایی در کرمانشاه ایران متولد شد.

خانم لسینگ در کنار دریافت جایزه نقدی (حدود یک میلیون و چهار صد هزار دلار) یک مدال طلا نیز دریافت می کند. از وی همچنین دعوت خواهد شد تا برای ایراد سخنرانی در مقر آکادمی نوبل در شهر استکهلم سوئد حضور یابد.

معروف ترین آثار این نویسنده بریتانیایی "دفترچه طلایی"، "خاطرات یک نجات یافته" و "تابستان پیش از تاریکی" است.

آکادمی نوبل درباره خانم لسینگ گفت: "حماسه سرایی از تجربیات زنانه که با نگرشی نقادانه، شوریدگی و قدرت ژرف اندیشی، تمدنی غیرمنسجم را موشکافی کرده است."

دوریس لسینگ یازدهمین زنی است که این جایزه را از آغاز اعطای این جوایز در سال 1901 از آن خود کرده است.

وی دومین نویسنده بریتانیایی برنده نوبل ادبی در سه سال گذشته است. در سال 2005 هارولد پینتر، نمایشنامه نویس برجسته انگلیسی جایزه نوبل ادبی را دریافت کرد.

انتظار می رود که دریافت جایزه نوبل ادبی باعث افزایش فروش کتاب های خانم لسینگ شود و آثار وی که مدتی است تجدید چاپ نشده نیز بار دیگر منتشر شود.

سال گذشته آکادمی نوبل، جایزه ادبی را به اورهان پاموک، نویسنده اهل ترکیه داد.

آقای پاموک از جمله به خاطر ديدگاهش درباره کشتار ارامنه ساکن ترکيه در سال های جنگ اول جهانی و همچنين کشتار وسيع کردهای ترکيه در زادگاهش مورد پیگرد قانونی قرار گرفته است.

پيگرد اين نويسنده ترک انتقاد و اعتراض هايی را به خصوص در خارج از ترکيه در پی داشت که اين اقدام را منافی اصل آزادی بيان توصيف کرده بودند.

به گفته آکادمی نوبل جایزه ادبی "به نویسنده ای اعطا می شود که در عرصه ادبی برجسته ترین آثار آرمانگرایانه را خلق کرده باشد."

بسیاری دریافت جایزه ادبی نوبل را، که هر ساله در ماه اکتبر اعلام می شود، بالاترین افتخار برای نویسندگان می دانند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

رييس روابط عمومي اداره كل ثبت احوال گيلان از افزايش ‪ ۱/۳۶‬درصدي شمار تولدها در اين استان در شش ماه نخست سال جاري خبر داد.

رييس روابط عمومي اداره كل ثبت احوال گيلان گفت: در شش ماهه اول امسال ‪ ۱۵‬هزار و ‪ ۷۶۵‬نفر در سطح استان گيلان متولد شدند، كه از اين تعداد هشت هزار و ‪ ۷۱‬نفر پسر و بقيه دختر هستند.

رييس روابط عمومي اداره كل ثبت احوال گيلان  ادامه داد: بيشترين افزايش نوزاد نسبت به سال گذشته در سطح روستاهاي گيلان بوده است.

وي افزود: در شش ماهه اول امسال شش هزار و ‪ ۳۴‬نفر در روستاهاي گيلان متولد شدند، كه اين تعداد در سال گذشته پنج هزار و ‪ ۸۶۹‬نفر بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

دو نيم شدن اندام، برش‌هاي عميق روي چانه؛ فك و پيشاني و قطع عضو اجساد كشف شده در گورستان‌هاي تالش حكايت از جنگ‌هاي خونباري دارد كه در آن طيف‌هاي مختلف سني از نوجواني تا ميان‌سالي شركت مي‌كردند و در برابر ضرباتي مهلك و بسیار شديد كشته مي‌شدند.

 

دو نيم شدن اندام، برش‌هاي عميق روي چانه؛ فك و پيشاني و قطع عضو اجساد كشف شده در گورستان‌های تالش حكايت از جنگ‌های خونباري دارد كه در آن طيف‌هاي مختلف سني از نوجواني تا ميان‌سالي شركت مي‌كردند و در برابر ضرباتي مهلك و بسیار شديد كشته مي‌شدند.
تالش منطقه‌ای وسيع و كوهستانی است كه شواهد باستان‌شناسي نشان مي‌دهد زندگي در آن از 3500 سال پيش تا امروز به شكل مداوم وجود داشته است. كشف گورستاني بزرگ به وسعت 400 هكتار از دوره عصر آهن تا دوران اسلامي دليل اين مدعا است.
گشودن گورهاي تاريخي عصر آهن دو و سه در اين گورستان‌ها رازهایي از نبردهاي خونين را فاش كرد كه در آن كوچك و بزرگ شركت داشته و كشته شده‌اند.
«فرزاد فروزان‌فر»، انسان‌شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور در اين باره به «ميراث خبر» گفت: «قطع عضو، آثار به جا مانده از برش شمشيرهاي مفرغي و آثار به جاي مانده از شدت اين ضربات به همراه ابزارهاي جنگي در گورهاي گشوده شده نشان مي‌دهد كه جنگ‌هاي اين منطقه در عين تداوم و هم‌زماني بسيار خونبار بوده است و كوچك و بزرگ در آنها شركت كرده و كشته مي‌شده‌اند.»
وي در ادامه گفت: «در يكي از گورهاي باز شده بقاياي اسكلت نوجواني كشف شد كه زير 20 سال سن داشت. آثار برش شمشير روي پيشاني وي نشان مي‌داد كه بر اثر ضربه مرگ‌آور يك شمشير مفرغي جان باخته است. نكته جالب آن كه شدت ضربه آنقدر شديد بوده كه نوك شكسته شمشير بر پيشاني وي باقي مانده و به همين شكل نيز تدفين شده بود.»
فروزانفر با اشاره به نمونه‌هاي ديگر گفت: «در گورهاي ديگر نيز اجسادي پيدا شد كه در سنين مختلف با ضربات مهلك شمشير كشته شده‌اند. بر اثر اين ضربات برش‌هاي عميقي روي چانه يا فك‌ها به وجود آمده است كه نشان از مرگ دردناكي مي‌دهد. همچنين برخي از اين ضربات باعث قطع عضو يا حتي دو نيم شدن تنه نيز شده است.»
به گفته وي سن افرادی كه به نوعي در جنگ‌ها كشته شده‌اند؛ نشان مي‌دهد كه كوچك و بزرگ در اين جنگ‌ها شركت مي‌كردند و براي دشمنان آنها فرقي نمي‌كرده است كه روبرويشان چه كسي قرار گرفته زيرا قدرت ضربات شمشير در نوجوان‌ها و پيرترها يكسان يا نسبتا برابر بوده است.
شواهد چنين جنگ‌هاي خونبار كمتر در گورستان‌ها يا مناطق ديگر پيدا شده است نمونه چنين وضعيتي در سال 1931 توسط دكتر اشميت در تپه حصار دامغان كشف شد كه وي در آن حفاري با مقدار زيادي اجساد قطعه‌قطعه شده مواجه شد.
در گورستان‌هاي تالش فارغ از شركت مردها و نوجوان‌ها زنان نيز شركت مي‌كردند كه بر همين اساس نمونه‌اي در تالش پيدا شد كه زني با ابراز جنگي تدفين شده بود. هم زماني اجساد كشته شده نشان مي‌دهد كه تالش در دوره‌اي از سكونت مردم عصر آهن ناامن بوده است؛ اما در مطالعات باستان‌شناسي انجام گرفته هنوز ماهیت دشمنان اين افراد مشخص نشده است. از سوي ديگر به علت رطوبت منطقه مقدار زيادي از اسكلت‌هاي به دست آمده متلاشي شده بود كه امكان مطالعه روي آنها را دشوار كرده است.
گورستان‌هاي تاريخي تالش تا پيش از آغاز كاوش‌هاي مداوم بارها مورد دستبرد قرار گرفته است و بر اثر اين دستبردها اشيا بسياري از گورها خارج شده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 7:42 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

هشتاد و دو سال پس از شکل گيری جمهوری ترکيه، پارلمان اين کشور برای نخستين بار خود را آماده بازخوانی پرونده فاجعه انسانی ای می کند که هر چند خود سهمی در انجامش نداشت اما هرگز نتوانست شانه از ميراث داری اش بردارد.
 

منبع: بی بی سی

روايت قتل عام ارامنه همچنان سايه سياه خود را بر تاريخ معاصر ترکيه افکنده است و آينده سياسی اين کشور به گونه ای به اين روايت گره خورده است.

از امپراتوری عثمانی جز سرزمينی کوچک و تاريخی نه چندان غرور آفرين ميراث چندانی به ترکيه نوين نرسيد. اما اگر حداقل تا دهه هشتاد قرن بيستم، ترکيه تلاش کرد پيوندش را با پدر ناخلف کم رنگ نشان دهد، از همان نخستين سالهای تشکيل دولت نوين کشتار 1915 ارامنه آناطولی به گونه ای گريبان رهبران اين جمهوری نو پا را رها نکرد.

دليل اين امر چيزی جز اين واقعيت نبود که بسياری از رهبران جمهوری ترکيه و از جمله بنيان گذار آن مصطفی کمال آتاتورک خود از برکشيدگان گروه ترکان جوان بودند که در دو دهه پايانی امپراتوری عثمانی حکومت را در استانبول در دست داشت.

گسستن پيوند با نهاد سلطنت و سلطان ساده تر بود تا با گروه ترکان جوان که حتی در دوران جمهوری نيز تکيه بر قدرت داشتند و از همين رو از همان نخستين سالهای تشکيل جمهوری، اهل قدرت تلاش کردند تا از روياروئی با رويدادهای تلخ گذشته سر باز زنند و نوعی فراموشی منتخب (selected amnesia) را پيشه کنند. فاجعه 1915 از جمله اين رويدادها بود که رفته رفته انکارش به گونه ای از فرهنگ سياسی ترکيه نوين درآمد.

پافشاری ارمنيان بر حفظ خاطره جمعی سر آخر ترکان را واداشت تا از فراموشی منتخب دست بردارند و به گونه ای هر چند نارس به پذيرش اين فاجعه برسند. اما مشکل تنها با قبول فاجعه پايان نيافت.

 شمار قربانيان هر چه باشد، فاجعه انسانی 1915 به جای خود در تاريخ باقی است. اما برای ارائه روايتی غير جانبدارانه گفتنی است که در آغاز قرن بيستم، شمار ارمنيان امپراتوری عثمانی چيزی در حد يک مليون و پانصد هزار تن بود يعنی ده درصد جمعيت آناطولی آن روز. با مقايسه اين رقم و نتايج سرشماری های بعدی و نيز مهاجرت های غير اجباری، شايد قبول ششصد تا هشتصد هزار قربانی به واقعيت نزديک تر باشد
 

اختلاف بر سر روايت اين فاجعه، ساز و کار اجرائی آن و شمار انسان هايی که به خاک افتادند همچنان در را بروی هرگونه داوری منصفانه بسته است.

با آغاز جنگ جهانی اول و مقابله عثمانی و روسيه، گروه های ناسيوناليست ارامنه ساکن آناطولی شرقی به دولت عثمانی پشت کردند و به صف دشمن پيوستند. با اين اميد که با پيروزی روسيه ارامنه سر آخر صاحب دولتی مستقل خواهند شد. اميدی که به روايت اسناد، روسيه آن را مصرانه در ميان ارامنه می پراکند.

فعاليت تخريبی اين گروه در پشت جبهه عثمانی سر آخر طلعت پاشا، وزير داخله عثمانی، را بر آن داشت تا کابينه را به اتخاذ راه حلی برای "مسئله ارامنه" وا دارد. راه حل رسمی پيشنهادی طلعت پاشا، کوچ دادن يا به قول ترکان "تهجير" (tahjir) ارامنه مناطق مرزی بود به صحرای "زور" در قلب صحرای سوريه که آن زمان پاره ای از قلمرو عثمانی بشمار می آمد. در جريان اين "تهجير" بود که فاجعه ای انسانی پيش آمد که بعدها "قتل عام ارامنه" نام گرفت.

روايتی کلی از اين دست را هم ترکان می پذيرند و هم ارامنه، اما در مطالعه ای دقيق تر به مشکل می رسيم :

به روايت ارامنه، تنها ارمنيان منطقه مرزی آناطولی شرقی نبودند که محکوم به کوچ شدند. در عمل دامنه کوچ اجباری به آناطولی غربی و حتی به شهرهای ديگر چون استانبول نيز رسيد. اين روايت درستی است. آن زمان کارزار ضد ارمنی در عثمانی به اوج رسيده بود و حتی نخبگان ارامنه مقيم استانبول نيز از کارزار مصون نبودند.

نکته ديگر مورد اختلاف، شمار کسانی است که در اين جابجائی قومی به خاک افتادند. اهل تاريخ و سياست ترکيه شماری در حد دويست هزار کشته را می پذيرند، در حاليکه اهل فن در ميان ارمنيان شمار قربانيان را بيش از يک ميليون می دانند.

شمار قربانيان هر چه باشد، فاجعه انسانی 1915 به جای خود در تاريخ باقی است. اما برای ارائه روايتی غير جانبدارانه گفتنی است که در آغاز قرن بيستم، شمار ارمنيان امپراتوری عثمانی چيزی در حد يک ميليون و پانصد هزار تن بود يعنی ده درصد جمعيت آناطولی آن روز. با مقايسه اين رقم و نتايج سرشماری های بعدی و نيز مهاجرت های غير اجباری، شايد قبول ششصد تا هشتصد هزار قربانی به واقعيت نزديک تر باشد.

 به روايت ارامنه، تنها ارمنيان منطقه مرزی آناطولی شرقی نبودند که محکوم به کوچ شدند. در عمل دامنه کوچ اجباری به آناطولی غربی و حتی به شهرهای ديگر چون استانبول نيز رسيد. اين روايت درستی است. آن زمان کارزار ضد ارمنی در عثمانی به اوج رسيده بود و حتی نخبگان ارامنه مقيم استانبول نيزاز کارزار مصون نبودند
 

از موارد ديگر اختلاف و شايد هم مهمترين آن، مسئله پذيرفتن اين فاجعه به عنوان يک"قتل عام" و شناساندن و محکوم کردن عاملان آن است. ترکان و هوادارانشان بر اين باورند که جنگ و جدال قومی و فرقه ای در آن زمان در آناطولی بسيار رايج بود و عمدتا هم ارامنه و کردها بودند که به جان هم می افتادند و يکی از دلايلی که دولت عثمانی را واداشت تا کوچ ارامنه را در دستور کار خود قرار دهد، جدا از همکاری گروه های ناسيوناليست ارمنی با روسيه، جلوگيری از تضييقاتی بود که کردها برای ارامنه فراهم کرده بودند.

بنابر اين روايت، دولت عثمانی اگر در اين زمينه قصوری هم مرتکب شده باشد، آن نه حاصل سياست استانبول، که بيشتر نتيجه تصميم گيری های محلی ارگان های نظامی بوده است.

ازسوی ديگر ارامنه طرح قتل عام را حاصل تصميم گيری در بالاترين سطح دولت عثمانی می دانند و نه نتيجه سياست های محلی.

اسنادی که در دست داريم اما همه حکايت از اين دارد که گروه طلعت پاشا در دولت "اتحاد و ترقی" عثمانی چند ماهی پس از آغاز جنگ و رسيدن خبرهای حاکی از همکاری ارامنه ناسيوناليست با روس ها ، طرح "حل مسئله شرق" را که از آن جمله پاکسازی آناطولی از ساکنان ارمنی آن بود، در دستور کار داشت.

طلعت پاشا با کمک ياران خود در "تشکيلات مخصوصه" که سازمان پليس مخفی عثمانی بود به مطالعه امکان اجرای اين طرح نشست و سر آخر به مديريت بهاء الدين شاکر که آن زمان عضو کميته مرکزی "اتحاد و ترقی" و مسئول شاخه سياسی "تشکيلات مخصوصه" بود، توانست آن را به اجرا درآورد.

نود سال از اين فاجعه انسانی می گذرد اما اختلاف در روايت رنج همچنان باقی است. آيا پارلمان ترکيه حاضر است در برابر آينه تاريخ بی پروا بايستد و بر مسئوليت تاريخی يک نظام که ميراثش را برگردن دارد سر فرو آورد؟ همه نشانه ها حکايت از آن دارد که گويا ترکيه سرانجام تصميم به انجام اين کار گرفته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نخستين كتاب اشعار گيلكي "محمدتقی بارور" شاعر اهل انزلي با نام "نازوك لافند" منتشر شد.

به گزارش ايرنا، اين كتاب مجموع اشعاري به زبان گيلكی است كه در ستايش طبيعت بكر گيلان و به ويژه انزلی سروده شده‌است.

اين كتاب ‪ ۱۶۷‬صفحه‌اي در چهار بخش "نيمايی شعران"، "كلاسيك شعران"، "ترانان"(ترانه‌ها) و "دو بيتن"(دو بيتی‌ها) تنظيم گرديده و ترجمه فارسي نيز شده‌است.

بارور روز شنبه در مصاحبه با خبرنگار ايرنا اظهار داشت: به دليل علاقه‌اي كه به زبان گيلكي و حفظ و پاسداشت جايگاه اين زبان در ادبيات داشتم تصميم به سرايش اين اشعار و انتشار اين كتاب كردم كه حدود يك و سال نيم طول كشيد.

وي خاطرنشان كرد: طبيعت بكر گيلان الهام بخش هر شاعر، نويسنده و نقاشي است كه مي‌خواهد به قدرت و لطافت خدا پي ببرد و در اين خصوص دست به خلق اثري بزند.

بارور متذكر شد: مسوولان گيلاني بايد نسبت به حفظ و نشان دادن ارزش و جايگاه زبان گيلكي به مردم و به ويژه نسل جديد توجه بيشتري مبذول دارند و با برنامه‌ريزي‌هاي جدي‌تري در اين مسير گام بردارند، زيرا كه گويش و زبان هر منطقه بخشي از هويت مردم آن بوم است.

محمد تقي بارور متولد ‪ ۱۳۰۴‬بندرانزلی و موسس اولين انجمن شعر در اين شهر ساحلي است.

وي از سال ‪ ۱۳۲۸‬به طور جدي به كار سرايش شعر پرداخته و بيش از نود درصد اشعار وي به زبان گيلكي سروده شده است.

محور اشعار وي در خصوص طبيعت سبز، آرامش دريا، آسمان آبي، شاليزارهاي پربركت و چهره خسته و آفتاب سوخته اما بانشاط و سخت كوش مردان و زنان گيلانی است.

كتاب "نازوك لافند" اين شاعر گيلك زبان توسط انتشارات ايليا در يك هزار نسخه منتشر شده و به قيمت ‪ ۲۰‬هزار ريال در كتابفروشي‌ها عرضه شده‌است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

فرزند امیر فقيد دوبی که ثروت خانواده اش بیش از چهارده میلیارد دلار تخمین زده می شود با پیشخدمت آذربایجانی هتلی در مینسک، پایتخت بلاروس ازدواج کرد.
عکس شیخ سعید بن مکتوم و ناتاشا علی اوا
عکس شیخ سعید بن مکتوم و ناتاشا علی اوا
 

آن گونه که روایت شده، داستان از هفتم اوت گذشته آغاز می شود که شیخ سعید بن مکتوم آل مکتوم با گروه بیست نفره محافظان و خدمتکارانش وارد کشور بلاروس می شود تا در مسابقه تیراندازی شرکت کند.

شیخ سعید سی ساله که گفته می شود از پرواز با هواپیما خوشش نمی آید و راه ایتالیا تا مینسک را با مرسدس بنز شخصی اش طی کرده بوده، در "سوئیت ریاست جمهوری" هتل مینسک با کرایه شبی هشتصد و بیست دلار اقامت می گزیند و در آغاز قرار بوده تنها یک هفته در هتل بماند.

مسئولان هتل می گویند او بندرت از اتاقش بیرون می رفته، روزی پنج بار نماز می خوانده و غذایش را هم چهار آشپز مخصوصش در رستوران هتل آماده می کرده و به اتاقش می برده اند.

تا اینکه شبی یا روزی، امیر سفارش آب پرتقال می دهد و آب پرتقال را ناتاشا علی اوا، پیشخدمت آذربایجانی هتل به اتاق امیر می برد.

امیر گویا هم از آب پرتقال خوشش می آید و هم از ناتاشا، او چند بار دیگر آب پرتقال سفارش می دهد که ناتاشا به اتاقش می برد.

همکاران ناتاشا در هتل گفته اند در این رفت و آمدها مکالماتی میان امیر و ناتاشا رد و بدل شد و امیر وقتی فهمید ناتاشا از جانب پدر مسلمان است و از طرف دیگر، همچون خود او به ورزش والیبال علاقه دارد خیلی خوشحال شد.

اما به گفته همین همکاران، ناتاشا آشنایی چندانی با زبان انگلیسی ندارد و شیخ سعید و ناتاشا که زبان مشترک دیگری ندارند معلوم نیست چگونه با هم ارتباط کلامی موفقی برقرار کرده اند.

امیرزاده اماراتی از ناتاشا دعوت می کند که در مسابقه تیراندازی همراه او باشد و اقامتش در هتل مینسک را تمدید می کند تا اینکه سرانجام در 27 اوت، ناتاشا طی مراسمی نه چندان پرتجمل به عقد شیخ سعید در می آید و همسر دوم او می شود، این زوج سپس بلاروس را با خودرو امیر ترک می کنند تا سپس با کشتی شخصی امیر به قبرس بروند، جایی که قرار بود امیر در دور بعدی مسابقات بین المللی تیراندازی شرکت کند.

امیرزاده ورزشکار دوبی علاوه بر همسری تازه، مدال نقره مسابقه تیراندازی را هم با خود از بلاروس به ارمغان برد.

شیخ سعید از همسر نخستش که همچنان با او زندگی می کند چهار پسر و یک دختر دارد و گفته می شود دو هوو با هم تلفنی صحبت کرده اند و همسر نخست امیر، ازدواج ناتاشا را با همسرش به او تبریک گفته و برای دیدار با او ابراز اشتیاق کرده است.

ناتاشای نوزده ساله دو ماه بیشتر از استخدامش در هتل نمی گذشته و دستمزدی معادل ده دلار در روز دریافت می کرده، پدرش از مهاجران جمهوری آذربایجان بوده اما پدر و مادر او از هم جدا شده اند و او با مادرش لیلیا که اهل بلاروس است در آپارتمان محقری در شهرک اسمالویچی در چهل کیلومتری مینسک زندگی می کرده است.

پدر ناتاشا که مسلم نام دارد و جوشکار است در همین شهرک با همسری که پس از جدایی از لیلیا اختیار کرده و فرزندانی که از او دارد زندگی می کند.

ناتاشا که گفته می شود نام خود را به عایشه تغییر داده، در گفتگو با روزنامه روسی کامسومولسکایا پراودا (پراودای جوانان) گفته که انگیزه او برای ازدواج با امیر دوبی، عشق بوده و از ته دل عاشق همسرش است.

آن گونه که درباره خانواده ناتاشا نقل شده، زندگی این خانواده همواره با فقر همراه بوده، مادرش دستفروشی می کرده و در بازار مینسک لباسهای ارزانقیمت چینی می فروخته، بضاعت خانواده چنان اندک بوده که مادرش با دشواری می تواند به مناسبت فارغ التحصیلی دخترش از دبیرستان برایش پالتوی تازه ای بخرد.

هنگامی که امیرزاده دوبی وارد بلاروس شد خبرنگاران از او پرسیدند نظرش درباره دختران بلاروس چیست.

او در پاسخ گفت که زیبایی برایش اهمیت ندارد و برای او مهم آن چیزی است که دختر درون خود دارد.

شیخ سعید فرزند شیخ مکتوم است که تا سال گذشته حاکم دوبی بود و پس از مرگ او، برادرش شیخ محمد جانشینش شد.

ناتاشا همسر امیرزاده شهری شد که خواهر بزرگترش گالینا همچون بسیاری دیگر از دختران کشورهای بازمانده از اتحاد از هم فروپاشیده شوروی در جستجوی کار به آن مهاجرت کرده و اکنون هم به استخدام خواهرش درآمده تا مترجم مکالمات میان او و همسرش باشد.

شیخ سعید علاقمند به اسب سواری و موتورسواری است و خانواده اش علاوه بر اینکه یکی از گرانبهاترین مجموعه های اسب را در جهان دارند، جایزه ای جی 1 را برای موتورسواری بنیان نهاده اند که جام جهانی موتورسواری به شمار می رود.

شیخ سعید در هیچده سالگی از دست ملکه بریتانیا جایزه ای برای برنده شدن در مسابقه اسب سواری دریافت کرده است.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

دوبيتی های گيلکی

 

 

 

 

يَه عمرَ آدمی تی پا بَنيشتم

 

 

غمه، می زيندگی اَمره بَريشتم

 

 

پيرابوم، بَس نيه چشم انتظاری

 

 

بَليتم، نيمه جانابوم، بَبيشتم

 

 ( ناصر فرهاديان )

 

*

 

چَقَد تلخه غريبی در ولايت

 

 

غمام دئنه می دستَ جی شکايت

 

 

بيئن مردم، می دور و بر جمابين

 

 

شنيدن دونه خيلی می حکايت

 

( خويشتن دار لنگرودی )

 

*

 

بَشوی عمری، بَبوم واخوب مو کم کم

 

 

تموم عمر مو ايسّه همش غم

 

 

عجب بختی امو دَئشتيم خداجون

 

 

يه روزَ روزيگارَن مِه نَبو چَم!

 

 ( داوود خانی خليفه محله )

 

*

 

مي تسكه ديل غريبی مئن بَگود گير

 

 

نَگيته خاشخا آخر مي سَروير

 

 

غم دوری جي هر جا با بَئنَم مو

 

 

غريبی تير بومَه مي قلبَ سر جير

 

 ( داوود خانی خليفه محله )

 

*

 

گوتَم دامون بَشيم، دامون نومِه تو

 

 

گوتم لاجون بَشيم، لاجون نومه تو

 

 

ندونَسم تو اَندی کس مَسازی

 

 

که هر جايی گوتم، آسون نومه تو

 

 ( داوود خانی خليفه محله )

 

*

 

بيه بانو، بيه مي جونَ بانو!

 

 

سراجيرابو مي چوشمانَ اَرسو

 

 

نه روز آروم دَئنم، نه شؤ قراری

 

 

بَبوم از غوصه ی دونيا  ژَگَر چو

 

( داوود خانی خليفه محله )

**

 

روخونه لب ستاره زئنه سوسو

 

 

ندونم تسکه ديل چی خئنه از مو

 

 

در ای دونيا سليم هم يار دئنه

 

 

الاتی تی بگو آخه می يار کو؟

 

( حسنعلی محمودی )

 

*

 

اَمه را گرچه از همديگه دوره

 

 

به تی دوری می ديل خيلی صبوره

 

 

بشوم خَ دورابوم از شهر لاجون

 

 

قديمئن بد نوتن که دور " نوره "

 

 ( حسين وثوقی )

 

*

 

اَمِه مئن تووادان هَندِه جدايی

 

 

کورا بَشوّ اَمِه او آشنايی!

 

 

يه روز هنده رَسَنه که دوباره

 

 

بَبيم همديگره واسِه فدايی؟

 

( حسين وثوقی )

 

*

وختی خوسنم، تره اينم خواب ميان

 

 

بيداربونم، چوشمَ اينم آبَ ميان

 

 

نه خواب دئنم تی واسه نه بيداری

 

 

حيرانمه آخه ماه و آفتاب ميان

 

 ( سيد علی مير باذل )

*

تی دوری، دُکشانه می چوشمَ سويه

 

تی غم زرداگودای، می رنگ و رويه

 

ولی با اين همه درد و شکايت

 

تی اَمرا بون، همش می آرزويه

 

 ( محمد دعايی )

*

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

روسیه با اجرای مراسم متعددی پنجاهمین سالگرد آغاز عصر فضا را جشن می گیرد.
 
"پرتاب اسپوتنیک همانقدر برای بشریت اهمیت داشت که اکتشاف آمریکا برای کریستف کلمب."

در سال 1957 اولین ماهواره ساخت بشر بنام اسپوتنیک توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق به فضا پرتاب شد.

پرتاب اسپوتنیک که به آغاز مسابقه فضایی شوروی سابق و آمریکا و نهایتا فرود انسان به کره ماه منجر شد یکی از مهمترین لحظات تاریخ محسوب می شود.

اکنون روسها پس از سالها رکود، برنامه های بلندپروازانه فضایی خود را از سر گرفته اند.

پرتاب اسپوتنیک گام بزرگی برای بشر و کودتای تبلیغاتی مهمی برای شوروی سابق در جریان جنگ سرد بود.

در آن زمان مردم سراسر جهان که توانستند ماهواره اسپوتنیک را در آسمان شب مشاهده کنند دریافتند که اتفاق عمیقی رخ داده است.

یوری کاراش یکی از کارشناسان برنامه فضایی روسیه می گوید: "پرتاب اسپوتنیک همانقدر برای بشریت اهمیت داشت که اکتشاف آمریکا برای کریستف کلمب."

مدتی پس از پرتاب اسپوتنیک شوروی سابق موفق شد با اعزام یوری گاگارین اولین انسان را وارد فضا کند.

پس از سالها وقفه در برنامه فضایی روسیه، اخیرا دانشمندان و فضا شناسان این کشور موفق شده اند مبلغ قابل توجهی از دولت دریافت کنند.

دولت روسیه به تازگی 12 میلیارد دلار طی یک دهه آینده برای توسعه برنامه های فضایی اختصاص داده است.

این مبلغ گرچه در مقابل بودجه ناسا (سازمان فضایی آمریکا) ناچیز است اما به روسها اجازه می دهد برنامه های بلندپروازانه خود را که شامل اعزام فضانورد به کره مریخ نیز می شود دنبال کنند.

یک کارشناس فضایی روسی به بی بی سی گفته است ماموریت کره مریخ ممکن است تا سال 2020 به انجام برسد.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

فرزانه طاهری، رئیس بنیاد گلشیری در یک نشست مطبوعاتی نامزدهای هفتمین دوره این جایزه ادبی را اعلام کرد.

در این نشست نسترن موسوی از کمیته اجرایی جایزه نیز حضور داشت. هر دوره جایزه گلشیری را یک کمیته اجرایی برگزار می کند که در کمیته دوره هفتم یونس تراکمه (داستان ‌نویس)، حسین سناپور (داستان ‌نویس و عضو هیات امنای بنیاد) و نسترن موسوی (عضو هیات مدیره‏ بنیاد، هماهنگ ‌کننده و سخنگوی این کمیته) عضویت دارند.

در بخش مجموعه داستان، کتاب های "باقی مانده ها" نوشته محمد رحیم اخوت (انتشارات آگه)، "بیرون پشت در" نوشته ناصر زراعتی( افق )، "عسگرگریز" نوشته محمد آصف سلطان زاده (آگه)، "زنی با چکمه های ساق بلندسبز" نوشته مرتضی کربلایی لو( ققنوس) و "من عاشق آدم های پولدارم" نوشته سیامک گلشیری (مروارید) نامزد جایزه شده اند.

در بخش رمان اما نامزد ها کم تر است و سه کتاب "سالمرگی" نوشته اصغر الهی ( چشمه)، "سرخی تو از من" نوشته سپیده شاملو (مرکز) و "خط تیره آیلین" نوشته ماه منیر کهباسی (ققنوس ) نامزد شده اند.

جایزه گلشیری علاوه بر جایزه اصلی در هر بخش جایزه ای برای نویسندگانی که اولین کتاب خود را منتشر کرده اند، نیز دارد البته اگر کسی قبلا کتاب هایی غیر داستانی و داستان های کودک و نوجوان منتشر کرده باشد، جزو سوابقش محسوب نمی شود.

"هیچ" نوشته سعید بردستانی (ققنوس)، "شب های چهارشنبه" نوشته مهین دخت بهرامی ( چشمه)، "زندگی مطابق خواسته تو پیش می رود " نوشته امیر حسین خورشید فر ( مرکز)، "چرت کوتاه" نوشته لیلی دقیق (بازتاب نگار) و " لکه های گل" نوشته علی صالحی ( ققنوس) به عنوان نامزد های مجموعه داستان اول معرفی شده اند.

هم چنین "حلقه کنفی" نوشته وحید پاک طینت ( چشمه)، "خرچنگ های بلوری" نوشته مصطفی دشتی ( روزبهان)، "آقاجان شازده" نوشته شهلا سلطانی ( فرزان)، "بیمار مقیم" نوشته حسین سلیمانی( ققنوس) و "غروب روی پله های اندیمشک..." نوشته حسین مرتضاییان آبکنار( نشر نی ) نامزد های بخش "رمان اول" هستند.

در این نشست اعلام شد که در این دوره کتاب های کسانی که در بنیاد گلشیری مسئولیت دارند از داوری حذف شده است.

بر اساس این گزارش نشر ققنوس با پنج نامزد در میان نامزد های جایزه گلشیری رتبه نخست را دارد و پس از آن نشر چشمه با سه نامزد و نشر مرکز و آگه هر کدام با دو نامزد در رتبه های بعدی قرار دارند.

نامزد های این جایزه بر اساس نظر خواهی از گروهی از نویسندگان و منتقدان تعیین شده اند که احمد و محمد رحیم اخوت، یونس تراکمه، علی خدایی، محمد علی سپانلو، حسین سناپور، سپیده شاملو، لیلی گلستان و محمد محمد علی از جمله اعضای هیات انتخاب بوده اند.

آثار راه یافته به مرحله نهایی توسط دو گروه تخصصی داوری می شوند که ۵ نفر داوری بخش رمان و ۵ نفر داوری بخش مجموعه داستان را بر عهده خواهند داشت که نتایج آن اوایل زمستان اعلام خواهد شد.

بر اساس آئین نامه جایزه امسال، کتابی جایزه می گیرد که ۵ داور با آن موافق باشند و چنان چه ۴ داور نظرش بر جایزه ندادن در یک بخش باشد، برای آن بخش برنده ای انتخاب نخواهد شد.

در ششمین دوره جایزه گلشیری "چهار درد" نوشته منیرالدین بیروتی و "رویای تبت" نوشته فریبا وفی به طور مشترک در بخش رمان برگزیده شدند.

در بخش داستان نیز "سمت تاریک کلمات " نوشته حسین سناپور و در بخش داستان اول "باغ های شنی " نوشته حمیدرضا نجفی برگزیده شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  |