او پس از اتمام دوره دبیرستان، در سال 1917 برای مدتی در کانزاس سیتی به عنوان گزارشگر روزنامه استار(Star) مشغول به کار شد.در جنگ جهانی اول او داوطلب خدمت به ارتش شد اما ضعف بینایی او را از این کار باز داشت در عوض به عنوان راننده آمبولانس صلیب سرخ در نزدیکی جبهه ایتالیا به خدمت گرفته شد. در 8 جولای 1918 مجروح و برای ماه ها در بیمارستان بستری شد.
در بازگشتش به ایالت متحده مردم شهر و محله اش درOak Park از او مثل یک قهرمان استقبال کردند. ارنست کار خبرنگاری را از سر گرفت و در سال 1921با هدلی ریچاردسن اهل سن لوییز آشنا و عاشق او شد.
آنها با هم ازدواج کردند و بنا بر توصیه شروود اندرسن برای شروع زندگی، پاریس را انتخاب کردند.در آنجا ارنست برایToronto Star مشغول به کار شد. آن ها همچنان برای گذران زندگی از سهم ارث پدری هدلی استفاده می کردند و ارنست به کار داستان نویسی نیز می پرداخت.طی همین دوران یعنی بین سال های 1921 تا 1926 بود که او در مقام یک نویسنده به شهرت رسید.
ارنست و هدلی در اکتبر 1923 صاحب یک فرزند پسر شدند و نام او را جان گذاشتند (با نام مستعار بامبی). این خانواده جوان به مکان های زیادی از اروپا به خصوص اروپای مرکزی سفر می کردند و در زمستان ها به اسکی می پرداختند.در تابستان ها آنها برای شرکت در فستیوال سن فرمین در پامپلونا به اسپانیا سفر می کردند که اولین سفرشان در تابستان 1923 بود.در سال 1926 اولین رمان او بر اساس تجربه های بدست امده اش از اسپانیا با نام Sun Also Rises به چاپ رسید.
در سال 1926 ارنست همینگوی با پائولین فیفر ثروتمند دیدار کرد و این آشنایی ازدواج اول او را به جدایی کشاند. ارنست و پائولین در سال 1927 با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو پسر شدند. پاتریک درسال 1928 و گرگوری درسال 1931به دنیا آمد. او در همان دوران زندگی اش با پائولین خانه ای در کی وست فلوریدا خرید.
در اواخر دهه 1930 همینگوی عاشق زنی روزنامه نگار و نویسنده به نام مارتا گلهورن شد و در سال 1940 با او ازدواج کرد. ارنست Finca Vigia را در کوبا خرید. در سال 1944 با مری ولش ملاقات کرد و این بار دلباخته او شد، از مارتا در سال 1945 جدا شد و در 1946 با مری ازدواج کرد.
آثار ارنست همینگوی:
کلماتی از ارنست همینگوی:
عزيز نوروزی پرور پيرمرد 66 ساله متولد آذر 1320 و شماره شناسنامه 4، همانند انسان هاي نخستين داخل يك حفره سنگي در ميان جنگل هاي سربه فلك كشيده روستاي جيرده فومن زندگي مي كند و با آنكه اهالي محل يك كلبه چوبي براي وي ساخته اند از زندگي در آنجا خودداري مي كند و همچنان برزندگي غارنشيني مصر است.
وی در بیست سالگی عاشق دختری به نام نگار می شود که از اسب می افتد و جانش را از دست می دهد و از آنتاریخ...
" طي مدت 46 سال به زندگي غارنشيني خوگرفته ام و هرگز غذاي گرم نخورده و روزها و شب هايم را با آب، نان، ماست و گياهان جنگلي مي گذرانم. "
نوروزي پرور كه فاقد هرگونه امكانات بهداشتي است، افزود: 20 سال پيش زماني كه در بيمارستان بستري بودم حمام كرده و بعد از آن رنگ حمام را نديدم.
اين پيرمرد غارنشين كه پس از 5 سال در تيرماه امسال موهاي سرش را كوتاه كرده در اين باره اظهار داشت: از آنجا كه هرروز پياده روي مي كنم و به روستاهاي پايين دست سرمي زنم و نان و ماست تهيه مي كنم به اصرار مردم و بچه ها موهايم را كوتاه كردم و از اين بابت بسيار دلخور و ناراحتم.
اهالي و پيرمردان خوش قريحه روستاهاي جيرده، مشه كه، كنتانسر، گاو كوه ي آليان نيز ، نوروزي پرور را مردي بي آزار مي دانند كه تاكنون صدمه و آسيبي به كسي نرسانده اما از آداب اجتماعي و نوع معيشت دنياي امروز فاصله دارد و زندگي او غارنشيني را تداعي مي كند.
نوروزي پرور كه به عزيز غارنشين شهرت دارد داراي حافظه خوبي است و تا كلاس پنجم ابتدايي درس خوانده و تا 20 سالگي به صورت طبيعي زندگي كرد اما از آن به بعد به جنگل پناه برد و احوالاتش دگرگون شد.
وي اشعار زيادي از كتابهاي اول تا پنجم ابتدايي را در ذهن خود به خاطر سپرده و آنها را زمزمه مي كند.
اين غارنشين در ادامه گفت وگوي خود در مورد علت غارنشيني خود اذعان داشت: من در سوگ يگانه نگارم آواره كوه و جنگل شدم.
وي در پايان از آرزويش سخن گفت: تنها آرزوي من داشتن يك تفنگ ته پر، يك كاخ و ازدواج با دختري زيبا است.

در نخستين شب چله, گيلك ها, هندوانه را حتما فراهم می کنند و باور دارندکه هر کس در شب چله هندوانه بخورد, در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد.
اشعار و ترانه هاي گوناگوني در اين ديار سبز خوانده مي شود. از جمله در منطقه ي شرق گيلان وقتي اعضاي خانواده به هم مي رسند، اين شعر را مي خوانند:
ايمشو شب چلهEmśow, śaba challa
خانم جير پلهxánan jira palla
چاقو بزنيم هندونه كله chàqu bazanim hendona kalla
اوکونوس owkunus , از میوه هایی است که در بين مردمان گيل و ديلم در شب یلدا, رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اطاق می گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. اوکونوس در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند. در سال هاي اخير طرز تهيه اين ميوه بومي به شيوه اوكونوس, كمتر مورد توجه گيلاني ها قرار مي گيرد.
بردن «شب چله اي» براي نو عروسان، قصه گويي و ترانه خواني از جمله آيين هايي است كه در گيلان انجام مي شود.
در شب چله گرد هم مي آيند و پس از خوردن هندوانه مي گيرند.
يكي قصه مي گويد و ديگران گوش مي دهند. بچه ها بازي و پاي كوبي مي كنند. جوانان براي همسران آينده خود شب چله گري مي فرستند كه شامل: پرتقال، شيريني و يك قواره پارچه است.
چنانكه در برخي از نقاط گيلان بر اين باورند كه همه آب هاي جهان در لحظه اي نامعين در اين شب مي بندند،حالت انجماد پيدا مي كنند و هر كس آن لحظه را دريابد هر مرادي داشته باشد و از خدا بخواهد حاصل مي شود .

درخت شب خسب يا ابريشمدار يا شاقوز ( شاغوز دار ) يا هزار برگ، با نام علمی Albizia julibrissin
؛ درخت زينت بسيار زيبايی است كه در جنگلهای شمالی ايران ميرويد.
شب خسب در برابر آلودگيهای صنعتي و هواي آلوده شهري مقاومت خوبي دارد. مكانهاي پر آفتاب را ترجيح ميدهد. اين درخت بسيار مناسب براي شمال و بيشتر مناطق معتدل كشور همچنين مناطق جنوبي ايران است.
اين درخت بلندقامت ظريفاندام بومي جنوب و شرق آسياست كه از ايران تا چين و كره گسترش يافته است. ابريشمدار، نخستين بار در قرن هجدهم توسط يك نجيبزاده ايتاليايي به نام فيليپو رل آلبيزي وارد اروپا شد. به همين خاطر جنس آن را آلبيزيا ناميدهاند و اسم گونه آن نيز درواقع از واژه فارسي «گل ابريشم» گرفته شده است.
در زبان انگليسي گاه اين درخت را با اسامي فارسي درخت ابريشم ايراني يا شب را خسب ميشناسند. اين درخت را به خاطر اينكه شبها برگهايش روي هم جمع ميشوند و به نظر ميرسد كه به خواب رفتهاند، شب خسب ناميدهاند. نام ژاپني اين درخت نيز به همين معني است.
ابريشمدار را به خاطر برگهاي شانهاي زيبا و گلهاي خوشرنگ شيشهشور مانندش به عنوان يك درخت زينتي و سايهگستر به وفور در باغها ميكارند. شب خسب در طبيعت در دشتهاي خشك، درههاي شني و ارتفاعات ميرويد اما با تمام زيباييهايش در ژاپن و بسياري از بخشهاي آمريكا يك گياه مهاجم به حساب ميآيد.
به همين خاطر در ايالات متحده تلاش ميكنند تا مانع از خودباروري و گسترش اين گونه گياهان زينتي شوند. البته شب خسب به جز كاربرد زينتي داراي فوايد درماني و خوراكي نيز هست. مثلا از پوست تنه آن براي درمان زخم و كوفتگي و از دانههايش كه درون يك نيام، مانند غلاف باقلا قرار گرفتهاند، به عنوان غذاي دام استفاده ميشود. شهد شيرين و مغذي گلهايش نيز غذاي مناسبي براي زنبورهاي عسل است.
شب خسب چه شكلي است
ابريشمدار يك درخت نسبتا كوچك خزانپذير به بلندي پنج تا 12 متر با تاج پوشش گسترده است. برگهاي ظريف و سرخسمانند آن شامل 10 تا 30 جفت برگچه كوچك تقريبا مستطيليشكل است كه در دو رديف شانهاي قرار ميگيرند. اين برگچهها با تاريك شدن هوا روي هم جمع ميشوند.
گلهاي سفيد و صورتيرنگ داراي تعداد بسيار زيادي پرچم نازك ابريشمي است كه از اواخر بهار و در تمام طول تابستان ميشكفند. گلها به شكل انبوه در گلآذينهاي خوشه انتهايي ميرويند.
ميوهها كه همان نيامها هستند مانند غلاف باقلا پر از دانهاند كه تكثير اين درخت توسط كاشت همين بذرها صورت ميگيرد. شب خسب به نور خورشيد و خاك به خوبي زهكشيشده و رطوبت كافي در تابستان وابسته است.
بهتر است هرچند هفته يك بار خاك اطراف پايه گياه كمي تقويت شود. پوست تنه درخت نيز خاكستري است كه اين خود به زيبايي و جلوه آن در باغ ميافزايد.
تعریفی دیگر از درخت گل ابریشم:
بلندي اين درخت به طور معمول پنج تا دوازده متر و قطر سايهانداز آن حدود هفت تا چهارده متر است. تاج درخت، گسترده و باز و برگها شانهاي مركب به درازاي 23 تا 45 سانتيمتر است. هر برگ شش تا دوازده جفت شانه و هر شانه 20 تا 30 جفت برگچه به رنگ سبز روشن دارد. برگچههاي اين درخت هر شب بسته ميشوند به همين دليل به اين گياه اطلاق ميشود.
گلهاي شب خسب به شكل يك خوشه انتهايي و به طور تقريبي نيمكروي با دمگل بلند و پرچمهاي فراوان با بن سفيد يا كرم و انتهاي صورتي هستند.
اين گلها بسيار زيبا و به رنگهاي صورتي، سفيد يا سرخفام بوده و منظره درخت به ويژه از بالا بسيار چشمگير است.
ميوه شب خسب، نيام و به شكل بيضي كشيده و خميده و حاوي 15 تا 20 دانه است. فصل گلريزان شب خسب از اواسط بهار آغاز ميشود و در طول ماههاي تابستان ادامه دارد.
شب خسب درختي به نسبت كند رشد است و در خاكهاي لومي با زهكشي مطلوب رشد بهتري داشته و به خشكي و كمآبي و گرماي زياد مقاوم است.
شب خسب در برابر آلودگيهاي صنعتي و هواي آلوده شهري مقاومت خوبي دارد. مكانهاي پر آفتاب را ترجيح ميدهد. اين درخت بسيار مناسب براي شمال و بيشتر مناطق معتدل كشور همچنين مناطق جنوبي ايران است. در كشورهاي حاشيه جنوبي خليجفارس بسيار مورد توجه بوده و به عنوان درختي زينتي كاشته ميشود.
بهترين روش تكثير شب خسب، كاشت بذر است. بذرها قبل از كاشت بايد به مدت 30 دقيقه در اسيد سولفوريك قرار داده شده و سپس شستوشو و يا در آب جوش به مدت 24 ساعت خيسانده شوند.
استفاده از قلمه ريشه نيز ممكن است اما كاشت بذر آسانتر و اقتصاديتر است.
نكته مهم اين است كه شب خسب را هرگز نبايد در زمستان هرس كرد. زيرا ممكن است به خشكيدن درخت منجر شود. بهترين زمان هرس درخت در بهار و دو تا سه هفته پس از ظهور برگهاست. البته هرس به طور معمول ضرورت ندارد، مگر كنترل اندازه و شكل تاج درخت موردنظر است.
منابع:
پایگاه اطلاع رسانی شهر سازی و معماری
**
عکس هایی از گل ابریشم ( شب خسب )
سمور آبی یا شنگ پستانداری است بسیار زیرك با نام علمی (Lutra lutra)
این جانور بيشتر در شب فعاليت ميكند و غذاي اصلي آن ماهی است و از قورباغه، خرچنگ و موش آبي نيز تغذيه ميكند.
قابليت اين پستاندار در محيط آبی و دويدن در محيط خشكي، از آن شكارچی بسيار ماهر و قهاری ساخته است.
سمور آب كه در فهرست كتاب سرخ موسسه I.U.C.Nدر معرض تهديد قرار گرفته داراي بدني دراز و نسبتا باريك و دم بلند و سر مسطح، پوزه كوتاه و رنگ قهوهاي است و طول بدن آن تا ۷۵سانتي متر و طول دم آن تا ۵۰سانتي متر ميرسد.
عکس هایی از سمور آبی( شنگ shang )
سينمای آزادي لنگرود به عنوان تنها سينماي اين شهرستان بعد پنج ماه تعطيلي به علت تعميرات اساسي و تجهيزامكاناتروز سه شنبه گشايش يافت.
مدير سينماي آزادي لنگرود به خبرنگار ايرنا اظهار داشت : سينما آزادي لنگرود با ظرفيت ۴۰۰نفر با بهره مندي از سيستم گرمايشي وسرمايشي همراه با سن مناسب جهت برگزاري مراسمفرهنگي و هنري ، اجراي كنسرت موسيقي وتئاتر وهمايشهاي مختلف وكنفرانسهاي علمي واجتماعي آماده شدهاست.
"احمد رهبر " افزود: براي بازسازي اين سينما بيش ازيك ميليارد و ۴۰۰ ميليون ريال هزينه صرف شده كهحدود يك ميلياردآن را موسسه سينماشهرتهران تقبل كردهاست.
وي گفت : آزادي لنگرود از جمله سينماهاي مهم كشور است كه به طور همزمان با سينماهاي تهران به اجراي فيلم ميپردازد.
افتتاح سينما در لنگرود ۴۲سال قدمت دارد و قبل از انقلاب اين شهرستان داراي سه سينما بود. ك/۳
تكثير و گسترش گياه غيربومي "آزولا " در آبگيرها و مزارع شاليزاري شمال كشور همچنان بيمهابا ادامه دارد.
گفته ميشود كه "سرخس آزولا" در اواسط دهه ۱۳۶۰از يكي از كشورهاي جنوب شرقي آسيا به عنوان گياه جاذب ازت هوا براي غنيسازي شاليزارها و اجراي طرحهاي مطالعاتي وارد كشور شد.
گياه آزولا در كشورهايي همچون چين ، ويتنام و فيليپين علاوه بر غنيسازي مزارع برنج بهعنوان كودسبز، براي خوراك دام و طيور حتي درمواردي به عنوان خوراك انساني مورد استفاده قرار ميگيرد.
اما اين گياه، در سال ۱۳۶۷در اكثر ماندابهاي شمال كشور از جمله تالاب انزلي منتشر گشت.
درتوجيه استفاده از آزولا درايران استدلال ميشد كه به دليل رابطه همزيستي آن با جلبك خاصي به نام " آنابينا آزولي " ميتواند منجر به توليد ازت فراوان و كاهش مصرف كودهاي ازته در خاك شود.
به گفته برخي ازكارشناسان منبع اصلي تامين كود ازته در زراعت برنج اوره است كه به علت شرايط غرقابي مصرف كود اوره در زراعت برنج ۴۰تا ۶۰درصد تلفات را به دنبال دارد و بررسيها نشان ميدهد كه حضور آزولا در اراضي برنجكاري ميتواند سبب صرفهجويي قابل توجهي در مصرف اوره شود.
به گفته آنان با توجه به اينكه قسمتي از تلفات كود اوره به صورت گازهاي سمي N۲Z ،N۲ ،NO۲ ،NH۳وارد جو ميشود، كشت آزولا ميتواند مصرف اوره را تا ۱۰۰كيلوگرم درهكتار كاهش دهد.
بر اساس استدلالهاي ياد شده با تكثير و گسترش گياه آزولا در مزرعه ميتوان تا حد زيادي از تلفات ازت، فسفر، پتاس، كلسيم، گوگرد، آهن، منيزيم، روي، منگنز، كبالت و مس جلوگيري كرد.
ضمن اينكه پوشش ضخيم آزولا علاوه بركنترل علفهاي هرز ميتواند، به عنوان كودسبز در جايي كه كودهاي سبز ديگر نميتوانند رشد كنند، كشت شوند.
براساس مستندات موجوداين گياه پس از پنج سال ازتاريخ ۱۳۶۷بهنحو خطرناكي سطح تالاب انزلي را پوشاند و دامنه آن به قدري گسترش يافت كه از سال ۷۷به عنوان يك بحران زيست محيطي در استان گيلان مطرح شد.
اما وجود و مشكل آزولا كه در گذشته به تالاب انزلي ختم ميشد اكنون فراتر از محيط آبي اين تالاب در سطح وسيعي از تالابها و محيطهاي آبي استانهاي گيلان و مازندران پراكنده شده است.
برخي از كارشناسان اين گياه را بدترين گونه غيربومي ميدانند كه بدون مطالعه همهجانبه آثار آن وارد شمال كشور شد و هم اكنون به يك معضل بزرگ خصوصا براي طبيعت گيلان تبديل شدهاست.
اما رشد انفجاري اين گياه غيربومي در محيطهاي آبي استان گيلان بويژه در سواحل لب شور درياي خزر درمقايسه با موطن اصلياش تعجب محققان و كارشناسان را برانگيخته است.
اين گياه داراي ريشههاي چند ميلمتري است كه در سطح آب و مناطق مرطوب به طورسريع رشد ميكند و جوانهها بر روي گياهان قديميتر ميرويد و با پوساندن گياهان زيرين از آنها به عنوان منبع غذايي استفاده ميكند.
گياه آزولا كه از طريق (اسپوروكارپ) و سبزينه تكثير مييابد، در صورت فراهم بودن شرايط ميتواند وزن خود را در طي ۲الي ۳روز به دو برابر برساند.
ضمن آنكه "آزولا" به راحتي بوسيله جريانهاي آب و پرندگان و وسايل نقليه جابجا ميشود و در مدت كوتاهي منطقه وسيعي را فرا ميگيرد.
براساس شواهد موجود در حال حاضر اين گياه بسياري از گونههاي گياهي آبزي با ارزش شناور و غوطهور مانند گياه عدسك آبي تالاب انزلي، گياه اسپيرودلا و لاله تالابي محيطهاي آبي گيلان و مازندران را مورد تهاجم قرار داده است.
اين گياه مزاحم ، همچنين با مفروش كردن سطح آبهاي راكد در محيطهاي تالابي همانند تالاب انزلي مهاجرت و ورود پرندگان را نيز با اختلال مواجه كرده است.
علاوه بر آثار مخرب آزولا بر تالابها ، بسياري از شاليكاران برخلاف انتظار اين گياه را يك مشكل براي شاليزارهاي خود ميدانند.
يك كشاورز در اينباره به خبرنگار ايرنا گفت: برغم اينكه برخي بر مفيد بودن گياه آزولا در مزارع شاليزاري تاكيد دارند ولي اين گياه مانع رسيدن اكسيژن كافي به ساقه برنج شده و براي آن نيز مشكل ايجاد ميكند.
در همين حال بسياري از كارشناسان و مديران بخشهاي كشاورزي بر استفاده مفيد اين گياه بخصوص براي غذاي دام و طيور اصرار دارند.
برخي از كارشناسان معتقدند: گياه آبزي آزولا ميتواند به يك خوراك عمده و پرفايده براي دام ، طيور و آبزيان تبديل شود.
به گفته آنان ذرت سيلو شده شش درصد پروتئين دارد درحالي كه پروئيين سيلوي شده آزولا ۱۲درصد است ضمن اينكه سيلوي آزولا را ميتوان بصورت فشرده و بيهوازي با تركيبي از سبوس برنج و ملاس چغندر تهيه كرد و در دسترس دامداران قرار داد.
به گفته آنان تركيبات غذايي گياه آزولاي سبز ، ۱۶درصد پروتئين خام ، ۱/۱درصد كلسيم و ۲۴درصد فسفر است.
اما برخي از محققان به دليل جذب بسيار بالاي مواد سمي و فلزات سنگين از سوي آزولا، هر گونه استفاده از اين گياه را بدون مطالعه آن خطرناك ارزيابي ميكنند.
رييس گروه محيط زيست دانشكده منابع طبيعي دانشگاه گيلان در اينباره به ايرنا گفت: استفاده از اين گياه براي غذاي دام قبل از هر گونه مطالعه و بررسي به دليل جذب مواد سمي توسط آن، بسيار خطرناك است.
" كريم ثابت رفتار" به عنوان محقق و تالاب شناس، مطالعات جامعي در تالاب انزلي و در خصوص گياه آزولا انجام داده است.
وي ميگويد: اين گياه شناور باايجاد رقابت غذايي در تالابها براي گياهان بومي شناور و غوطهور تالابها مزاحمت ايجاد كرده و حيات اين گياهان را بطور جدي با خطر مواجه ساخته است.
وي افزود: اين گياه غيربومي عوامل زنده و غيرزنده اكوسيستم آبي تالاب ها و آبگيرهاي شمال كشور را تهديد ميكند.
ثابت رفتار اظهارداشت: اين گياه برخلاف زادگاه اصلياش در جنوب شرقي آسيا در شمال كشور از نظر بيولوژي و زيستي بسيار مقاوم شده است.
وي همچنين با اشاره به اقدامات صورت گرفته براي استفاده از گياه آزولا براي مصارف دامي و طيور گفت: ابتدا بايد اثرات سمي اين گياه بررسي و سپس نسبت به جمعآوري آن توسط دستگاههاي مخصوص به عنوان كود گياهي و يا مصرف غذايي براي دام، ماهيان و گياهان اقدام كرد.
وي استفاده از گياه آزولا درمحيطهاي آبي مانند تالاب انزلي به دليل جذب سموم در بافت اين گياه براي خوراك دام و طيور خطرناك دانست.
اين محقق درهمين حال اين نكته را متذكر شد كه اگر محيطهاي آبي كه آزولا در آنجا رشد ميكند، آلوده به فلزات سنگين نباشد، جمعآوري اين گياه براي مصارف كشاورزي و دامي رويكرد مناسبي است.
به عقيده وي ايجاد انگيزه مناسب اقتصادي در خصوص جمع آوري اين گياه مي تواند جهت تداوم استفاده و حذف بيشتر اين گياهاز قلمروهاي آبي مفيد باشد.
وي همچنين آزولا را در حال حاضر به عنوان يك معضل بزرگ محيط زيست گيلان توصيف كرد و اظهار داشت: اين گياه هماكنون از كنترل خارج شده و هر گونه اقدامي براي اين گياه مستلزم هزينه بالايي ميباشد.
اين استاد دانشگاه گفت: نسبت به خطر اين گونه تهاجمي غيربومي در اوايل دهه ۷۰هشدار لازم توسط كارشناسان داده شده بود ولي كسي به اين هشدارها توجه نكرد.
وي سرعت رشد آزولا را در محيطهاي آبي تصاعدي دانست و گفت: اين گياه از جمله گياهاني است كه با رشد غيرعادي در محيطهاي آبي گيلان حيات ديگر گونههاي بومي آبزي را به خطر انداخته است.
وي گفت: آزولا بيشترين مشكل را براي تالاب بينالمللي انزلي ايجاد كرده است كهاين تالاب با دارا بودن زنجيره غذايي مناسب يك اكوسيستم غني محسوب ميشود.
از سوي ديگر به گفته مدير روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط زيست استان گيلان، گياه آزولا همچنان به عنوان يك معضل زيست محيطي در استان گيلان مطرح است.
" محمود فرج پور" در گفت وگو با ايرنا افزود: اقداماتي براي استفاده از اين گياه به منظور تهيه خوراك دام و طيورانجام شدهاست ولي كاراساسي زماني است كه نسبت به جمعآوري اين گياه با وسايل مكانيكي اقدام شود.
وي نياز به سرمايهگذاري بخش خصوصي و وارد كردن دستگاههاي مجهز مكنده براي جمعآوري اين گياه و عملآوري آن به منظور استفاده طيور و دام را يك راهحل براي معضل آزولا دانست.
گفتني است هم اينك از گياه آزولا در حاشيه تالاب انزلي البته در حد محدود براي خوراك دام و طيور استفاده ميشود ضمن اينكه جهاد كشاورزي استان گيلان نيز برخي دورههاي آموزشي دراين خصوص راهاندازي كرده است.
به هر حال آنچه دراين خصوص ميتوان گفت اين است كه در صورت بررسي دقيق علمي وبرنامهريزي درست، گياه آزولا از يك تهديد ميتوان به عنوان يك فرصت مبدل كرد.
مديرنهاد كتابخانههاي عمومي گيلان گفت: بهازاي هر شش نفر در استان گيلان تنها يك كتاب وجود دارد.
"محمد احمدي پور" روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود:
متاسفانه، تعداد كتاب در استان از نرم كشوري نيز پايينتر است به طوري كه بر اساس نرم كشوري براي هر پنج نفر يك كتاب وجود دارد.
مدير نهاد كتابخانههاي عمومي گيلان افزود: وضعيت كتابخانههاي موجود نيز در شان مردم استان نيست.
وي اظهار كرد: از ابتداي تاسيس كتابخانه در استان گيلان، تنها ۴۱۰هزار كتاب به كتابخانهها تزريق شده ضمن اينكه به روز نبودن كتابهايكي ديگر از مشكلات اين بخش است.
وي اضافه كرد: باتوجه به دانشگاهي بودن و همچنين موقعيت گردشگري استان شمار كتابخانهها نيز جوابگوي نياز متقاضيان نيست.
احمدي پور گفت: در حال حاضر ۷۰كتابخانه در استان وجود دارد كه با توجه به مسايل ياد شده گسترش آنها الزامي است.
وي تصريح كرد: راهكارهاي پيشنهادي براي گسترش كتابخانهها ورود خيرين به بحث توسعه كتابخانهها است.
وي اظهار كرد: اختصاص دادن بخشي ازوقف نيز ميتواند مشكل گشاي اين موضوع باشد با توجه به اينكه دولت نيز در سرمايهگذاري در بحث توسعه كتابخانهها نتيجه مثبت خواهد ديد.
وي ، در بخش ديگري از سخنانش كمبود نيروي انساني را از ديگر مشكلات بحث كتاب و كتابخانه در استان دانست.
احمدي پور گفت: اميدواريم مجوز جذب نيروي انساني در بخش كتابخانهها هر چه زودتر صادر شود.
يكي از كتابداران استان نيز كه خواست نامش برده نشود به ايرنا گفت :
ساعات كاري كتابداران زياد است و بايستي افراد بيشتري دركتابخانهها مشغول بكار شوند.
وي افزود: بيشتر كتابداران در حال حاضر تنها در يك شيفت كاري در كتابخانهها حضور دارند.
اين كتابدار عنوان كرد: بدليل ياد شده اكثر كتابخانهها نيز در يك شيفت كاري فعاليت ميكنند.
وي اظهار كرد: حقوق اين افراد نيز پايين است كه از مسوولان ميخواهيم در اين زمينه چارهاي بينديشند.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي گيلان گفت:توسعهاندك فرهنگ كتاب و كتابخواني عوامل متعددي دارد.
حجتالاسلام والمسلمين "حميد پورعيسي" نيز پيشتر در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: گسترش نيافتن مكانهاي كتابخانهها،نبود نيروي انساني متخصص و نبود كتابهاي به روز و تخصصي مورد نياز بخشهاي جامعه از عوامل كمتر توسعه يافتن اين فرهنگ است.
وياضافه كرد: در بسياري از شهرها و روستاهاي استان كتابخانهها متناسب با تراكم جمعيتي نيست و گران بودن قيمت كتاب نيز از عواملي است كه موجب كم شدن گرايش جوانان و نوجوانان به سوي آن ميشود.
وي اظهار كرد: افزايش نرخ چاپ و انتشار و فقدان توزيع كاغذهاي يارانهاي نيز مزيد بر علت شده است.
بيست و چهارم تا اول آذر ماه سال جاري با عنوان هفته كتاب نامگذاري شده است.
قيمت انواع برنجهاي پرمحصول و كممحصول در حال حاضر در بازار استان گيلان نسبت به سال قبل افزايش نشان ميدهد.
بگزارش خبرنگار ايرنا، برنج هاشمي كه رايجترين، مرغوبترين و مقرون به صرفهترين برنج در استان گيلان محسوب ميشود، در حال حاضر بين ۱۵تا ۱۷هزار ريال در بازار رشت خريد و فروش ميشود.
به گفته دستاندركاران بازار برنج، بهاي هر كيلوگرم برنج هاشمي در سال گذشته ۱۴هزارريال و در فصل برداشت ۱۲هزار ريال بود كه امسال حدود ۲هزار ريال نسبت به سال قبل افزايش قيمت داشته است.
برنج ازنوع محصولاتي است كه قيمت آن براساس عرضه و تقاضا در بازار تعيين ميشود و به همين دليل قيمت اين محصول در فصل برداشت و نزديكي فصل برداشت با هم تفاوت دارد.
قيمت برنج علي كاظمي كه ازنظر رتبهبندي دومين رقم محسوب ميشود در بازار برنج فروشان رشت هر كيلوگرم بين ۱۴هزار تا ۱۶هزار ريال ميباشد كه حدود يك هزار ريال نسبت به برنج رقم هاشمي ارزانتر است.
برنج علي كاظمي در سال قبل ده هزار ريال بود امسال چهار هزار ريال نسبت به سال قبل افزايش قيمت دارد.
برنج موسي طارم هم نيز در بازار برنج هم اينك بين ۱۴هزار تا ۱۵هزار ريال معامله ميشود.
برنج حسن سرائي (صدري) نيز نوع ديگر از برنجهاي رايج در گيلان است كه اين برنج از نظر كيفيت و قيمت چندان تفاوتي با هاشمي ندارد.
برنج صدري براساس گفته دستاندركاران بازار بين ۱۶هزار تا ۱۸هزار ريال در هر كيلوگرم مورد معامله قرار ميگيرد.
برنج پرمحصول خزر نيز گرچه از نظر طعم و مزه نزديك به ارقام خارجي است و بازار پسندي آن نسبت به چند سال قبل افت نشان ميدهد هم اكنون قيمت واقعي آن ۱۲هزار ريال است.
برخي از برنج فروشان رشت معتقدند كه برخي از دلالان منفعت طلب و سودجواين برنج را با يك هزار ريال كمتر به عنوان برنج هاشمي به مشتريان ميفروشند.
برنج بينام نيز در بازار برنج بين ۱۳هزار تا ۱۴هزار ريال مورد معامله قرار ميگيرد.
برنج دمسياه دودي نيز در بازار بين ۱۹هزارتا۲۰هزار ريال به فروش ميرسد و برنج ارزان قيمت "قلي پور" در بازار برنج نيز بين هشت تا ده هزار ريال فروش ميرود.
ارقام شكسته انواع برنج كه در گيلان به برنج "نيم دانه" معروف هستند هم اكنون در بازارهاي اين استان بين سه هزار تا هشت هزار ريال خريد و فروش مي شوند.
يك فروشنده برنج در بزرگترين بازار برنج گيلان در رشت گفت: بيشترين مشتريان برنج گيلان بازاريان تهران و تبريز هستند كه تبريز بيشتر خواهان برنج نوع دودي است.
"محمدرضا آزموده" به خبرنگار ايرنا افزود: برنج دودي معمولا يك هزارو۵۰۰ ريال گرانتر از نوع معمولي است.
آزموده ميگويد: برنجهاي حاشيه خزرازنوع مرغوبترين نوع برنج جهان شناخته شدهاند و برنج گيلان نيز با كيفيتترين و برنج درجه يك، ايران است.
وي افزود : برنج گيلان به صورت سوغاتي به كشورهاي اروپايي و كشورهاي حاشيه درياي خزر نيز فرستاده ميشود.
كارشناسان معتقدند كه قيمت برنج به عوامل مختلفي ازجمله بهميزان واردات برنج خارجي و قدرت خريد مردم بستگي دارد.
"غلامرضا خانكشي پور" عضو هيات علمي اقتصادي موسسه تحقيقات برنج كشور در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت:ساليانه دو ميليون تن برنج در كشور توليد ميشود كه با توجه به الگوي مصرف ، كشور به بيشتر از ۴۰۰تا ۵۰۰هزار تن واردات برنج نياز ندارد.
وي با اشاره به اينكه بين كارشناسان نيز در ميزان واردات برنج اختلاف وجود دارد افزود: برخي از كارشناسان معتقدند تا سقف يك ميليون تن واردات برنج مورد نياز كشوراشت.
وي خاطرنشان كرد: ولي واردات برنج از مبادي رسمي و غير رسمي از مرز يك ميليون تن تجاوز ميكند.
گيلانيها كمتر برنج رقم خارجي مصرف ميكنند ومردم اين استان برخلاف مردم بسياري از استانهاي كشور مصرف رقمهاي بومي و ايراني را ترجيح ميدهند.
به گفته فروشندگان گيلاني برنج تايلندي كه با برنج نيم دانه گيلان برابري ميكند كيلويي چهار هزار تا پنج هزار ريال قيمت دارد.
برنج باسماتي هندي و پاكستاني از نوع مرغوبترين برنجهاي خارجي موجود در بازار گيلان بشمار ميروند كه نوع بسيار مرغوب پاكستاني آن در بازار رشت به كيلويي ۲۲هزار ريال هم ميرسد.
براساس گزارشهاي منتشر شده، در ايران بيش از ۶۰۰هزار هكتار از اراضي كشاورزي در ۱۶استان هر ساله به كشت انواع برنج اختصاص مييابد كه طبق برخي آمارها،ميزان برداشت شلتوك در اين سطح، به بيش از ۳ميليون تن شلتوك و حدود ۲ميليون تن برنج سفيد ميرسيد.
در اين ميان استانهاي گيلان، مازندران و گلستان مهمترين قطبهاي توليد برنج كشور محسوب ميشوند
براساس گزارشهاي منتشر شده، ۲۳۸هزارهكتار از اراضي استان گيلان زير كشت برنج قرار دارد كه ۳۵تا ۴۰درصد برنج كشور يعني بين ۶۵۰تا ۷۰۰هزار تن در اين استان توليد ميشود.
در ۸۰درصد از شاليزار استان گيلان كاشت برنج رقم با كيفيت بومي است ، ۱۰درصد برنج خزر و ده درصد ديگر كشت ديگر رقمهاي پرمحصول تشكيل ميدهند.
در استان گيلان نيز حدود ۱۸۰هزار خانواده با جمعيتي حدود يك ميليون نفر به كار كشت برنج اشتغال دارند.