|
دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود با افزایش 10 برابری عمر نوعی مخمر کشف کردند که تغییرات کوچک ژنتیکی و یک رژیم غذایی مناسب می تواند راز عمر طولانی سلولها باشد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، گروهی از محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که نتایج تحقیقات خود را در شماره 25 ژانویه مجله علمی " PLOS Genetics" منتشر خواهند کرد، موفق شدند بدون عوارض جانبی عمر سلولهای یک نوع مخمر را با عنوان Saccharomyces cerevisiae که به طور طبیعی یک هفته زندگی می کنند به 10 برابر عمر طبیعی آن افزایش دهند. در این خصوص "والتر لانگو" سرپرست این تیم تحقیقاتی اظهار داشت : "ما موفق شدیم عمر این مخمر را به 10 برابر میزان طبیعی آن افزایش دهیم. معتقدم که این ارگانیسم هرگز تنوانسته است عمری به این طولانی داشته باشد." در سال 2005 این تیم تحقیقاتی موفق شده بودند عمر این مخمر را به پنج برابر عمر طبیعی آن افزایش دهند. براساس گزارش نیوز مدیکال تودی، سلولهای مخمر در سطح تحقیقات ژنتیکی و مولکولی، سلولهای شناخته شده ای به شمار می روند. در این تحقیق دانشمندان یک موقعیت مهم را بین ژنهای مرتبط با تنظیم طول زندگی در مخمرها و پستانداران شناسایی کردند و نشان دادند که سه فاکتور مهم در افزایش عمر این ارگانیسمها وجود دارد. تاکنون تصور بر این بود که رژیم غذایی بر پایه کالری کم می تواند منجر به افزایش طول عمر شود. این در حالی است که عوامل ژنتیکی نیز در این فرایند نقش موثری دارد. در حقیقت این دانشمندان موفق شدند با ساکت کردن دو ژن به نامهای RAS2 و SCH9 و رژیم غذایی مناسب عمر این مخمرها را افزایش دهند. این دو ژن در فرایند پیری مخمرها و پیدایش تومورها در انسان شرکت دارند. |
گزارش تصویری از بارش سنگین برف در رشت
عکس هایی از دهمین روز پس از اوین بارش برف در انزلی
عکس هایی از دهمین روز پس از اوین بارش برف در انزلی(2)
عکس هایی از برف سنگین در صومعه سرا
گورستان های باستانی شهرستان املش؛ بهشت غارتگران

نمایی از روستای تاریخی و کوهستانی اُمام املش / عکس: 29 شهریورماه 1382
شهرستان املش با طبیعتی زیبا و دیدنی, دارای آثار باستانی پرشماری بوده که پاره ای از محوطه های باستانی آن از قبیل گورستان تماجان متعلق به هزاره نخست پيش از ميلاد می باشد.
متاسفانه بر پایه ی آخرین مسندات, تا کنون بیش از 60 درصد از گورستان های باستانی منطقه املش گيلان به علت قرار گرفتن در منطقه ای کوهستاني و عدم امکان حفاظت مداوم، مورد حفاری های غير مجاز و تخريب قرار گرفته اند.
در سال 1334 دكتر حبيبا... صمدی , اولين باستانشناس ايرانی بود كه پا به سرزمين گيلان گذاشت و حفاری هاي باستان شناسی خود را در منطقه املش آغاز کرد. وي گورستان تماجان را که پيشتر مورد کاوش های غير مجاز و تخريب هاي عمراني قرا گرفته بود, براي کاوش انتخاب کرد اما کاوش هاي وي تنها بخشي از گورستان را در بر مي گرفت و گورستان باستانی تماجان املش همچنان براي حفاران غير مجاز، سفره پهن و آماده اي بود.
امروزه, حفاری هاي غير مجاز در گورستان تماجان آن را به ويرانه اي بدل کرده است که تنها مي توان خاطره اي از تاريخي بودن آن را به ياد آورد.
همچنین به استناد خبرگزاري ميراث فرهنگي در تاریخ ۱۳۸۶/۵/۲۵ , كتيبه سنگي حمام " كنگويه " املش كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده بود، توسط افراد ناشناسي به سرقت رفت.
بر روي اين كتيبه سنگی متعلق به دوره قاجار, شعری نوشته شده بود كه نحوه ساخت حمام را بازگو مي كرد.
ابيات اين شعر درباره مصالح و نوع ساختار حمام است و نام كساني كه در ساخت اين حمام تاريخي نقش داشتهاند نيز ذكر شده است.
حفاريهاي غيرمجاز در سطح گسترده که پنج سال پيش در قبرستان تماجان املش صورت گرفت, منجر به تخريب 400 قبر از نوع حفرهای ساده ، از بين رفتن بسياري آثار تاريخي و به سرقت رفتن بيش از 16 قلم شي متعلق به بخشي از تزئينات يك كمربند سلطنتي از جنس طلا شد.
تماجان, دهي از دهستان كجيد، بخش رانكوه در 65 كيلومتري، جنوب املش و 47 كيلومتري جنوب غربی بخش رحيمآباد رودسر واقع شده است. بخشهايي از گورستان باستاني تماجان در فواصل سالهاي 1347 تا 1357 توسط مردم منطقه املش مورد حفاری غيرمجاز قرار گرفت . اين حفاري هاموجب شد بخش عمده اين گورستان صدمات و آسيب فراواني ببيند.
نخستين بار احداث جاده كجيد به تماجان موجب شد گورستان تماجان به دو بخش تقسيم شود و به دليل خاكبرداريهاي فراوان تعدادي از قبور مربوط به ادوار مختلف تخريب شود. در اين تخريب آثار و بقاياي معماري قبور و استخوانهاي انسانها در ديواره (سكشن) جاده كاملا نمايان شد. پس از آن گورستان باستاني تماجان تا اواخر سال 1381 هنوز گنجينه بزرگي را در دل خود داشت كه راز آن بركسي پوشيده نبود.
در داخل يكي از قبور باستاني گورستان تماجان اشياء نفيسي از گذشتههاي دور به جامانده بود، كه در زمستان سال 1381 توسط يكي از بوميان محلي روستا مورد دستبرد قرار ميگيرد. اين اشيا تاريخي بيش از 16 قلم شي متعلق به بخشي از تزئينات يك كمربند سلطنتي از جنس طلا بود .
كشف اشيا نفيس در گورستان باستاني تماجان و فروش آن اشيا با قيمت بسيار بالا در سال 1381 خورشیدی, موجب شد افراد ناآگاه به طور شبانه اقدام به حفاريهاي غيرمجاز در سطح گورستان كنند و به اين ترتيب بسياري از گورهاي باستاني ديگر كه سالم و بكر مانده بودند نيز تخريب شدند.
گورستان باستاني تماجان، محوطه اي متعلق به هزاره نخست پيش از ميلاد است که غارت حفاران غير مجاز آن را به ويرانه اي بدل کرده است. کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي معتقدند اگر در تماجان و حومه اطراف آن كاوش درست با برنامههاي مدون صورت گيرد ميتوان با صراحت گفت اين منطقه مارليك دوم ميشود.
البته, حفاري هاي غير مجاز در منطقه املش تنها به گورستان تماجان ختم نمي شود و بايد به گورستان هايي چون "خشکه لنگه"، "زرچاک"، "شيرچاک" و "بويه" نيز اشاره کرد.
برخي از گورستان های تاریخی املش بر اثر احداث جاده هاي کوهستاني، نصب لوله هاي گاز و احداث پارکينگ از بين رفته و باقي مانده آن ها نيز به دست غارت گران اموال فرهنگي تخريب شده اند.
**
مطالب مرتبط:
نگاهی به عمارت عبدالعلی خان صوفی املشی
|
مجله علمی "نیوساینتیست" فهرستی از "آخرین محلهای" دنیا تهیه کرده که مربوط به مکانهایی از زمین است که پای انسان متمدن تاکنون به آنها نرسیده است. در واقع پایان دنیا اینجاست! | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، در مدت یک قرن گذشته جمعیت انسانهای زمین از یک میلیارد نفر به شش میلیارد نفر رسیده است. به طوری که اعتقاد بر این است دنیا هرگز به این شلوغی نبوده و در هیچ زمانی به اندازه امروز نقاط مختلف آن شناخته نشده بوده است. اما اکنون مجله علمی "نیوساینتست" در طبقه بندی که به تازگی انجام داده است نشان داد که روی کره زمین مناطق زیادی وجود دارند که به "آخرین محلها" معروف هستند که دست انسان هنوز به آنها نرسیده و بنابراین هنوز روی نقشه های جغرافیایی نامی از آنها برده نشده است. در این مناطق مردمی زندگی می کنند که وارد زندگی متمدن امروزی نشده اند و همچنان به شیوه بدوی زندگی می کنند. براساس تحقیقات Survival International در حال حاضر بیش از 100 قبیله و در مجموع حدود 40 هزار نفر وجود دارند که هنوز با بقیه دنیا تماس برقرار نکرده اند. در طبقه بندی "نیوساینتیست" Gangkar Puensum واقع در بوتان با 7 هزار و 541 متر ارتفاع، اولین محل در آخر دنیا و بلندترین مکانی است که دست انسان تاکنون به آن نرسیده است. کوهنوردان سه بار برای رسیدن به قله این کوه تلاش کرده اند اما از سال 1994 دولت این کشور آسیایی به منظور احترام گذاشتن به مذاهب سنتی جمعیتهای محلی تلاشهای جدید را ممنوع اعلام کرد. |
دومین رتبه این طبقه بندی متعلق به کوههای Nyainqentangla شرقی است که از 164 قله این کوههای تبتی هنوز هیچ انسانی قدم به 159 قله آن که همگی در ارتفاع بالای 6 هزار متر واقع شده اند، نگذاشته است.
رتبه سوم طبقه بندی مجله "نیوساینتیست" مربوط به مناطق دست نیافته ای است که در "گرینلند" و قطب جنوب واقع شده اند.
در رتبه چهارم "آخرین محلهای" زمین در زیر زمین واقع شده است. این محل، بزرگترین غار انگلیس است که با نام "تیتان" شناخته می شود و در "دربی شایر" واقع شده است. این غار در سال 1999 کشف شد و از آن زمان تاکنون غارنوردان هنوز راهی برای رسیدن به اعماق آن پیدا نکرده اند. این غار در زمانی کشف شد که تصور بر این بود هیچ حفره ناشناخته ای در روی زمین وجود ندارد.
در رتبه پنجم آخرین محل زمین بیابانی به مساحت 50 هزار کیلومتر مربع در نزدیکی دریای آرال است. در حقیقت این بیابان تاکنون در هیچ نقشه جغرافیایی مشخص نشده است و تنها یک تصویر ماهواره ای از آن وجود دارد.
در رتبه بعدی این رده بندی، منطقه ای در پاراگوئه قرار گرفته است. در این کشور منطقه ای در آخر دنیا وجود دارد که محلی در حدود 100 کیلومتر است و در آن گروهی از انسانها زندگی می کنند که تا قبل از سوم مارس 2004 هرگز کسی آنها را ندیده بود. در این سال دانشمندان تصمیم گرفتند برای شناسایی اعماق جنگلهای پاراگوئه وارد این منطقه شوند و در کمال شگفتی گروهی از انسانها را شناسایی کردند که هرگز با مناطق متمدن زمین هیچ تماسی برقرار نکرده بودند.
|
یک سایت آمریکایی در اقدامی جالب به طبقه بندی هزار و 500 نوع ترس انسان از موضوعات مختلف پرداخته و در کنار آن راه حلهای و درمانهای این آسیبها روانشناسی را ارائه کرده است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، یک سایت آمریکایی به آدرس اینترنتی www.ChangeThatsRigthNow.com به طبقه بندی هزار و 500 ترسی پرداخته است که انسان مدرن امروزی را گرفتار خود کرده اند و تبدیل به یکی از بحث انگیزترین موضوعات روانشناسی نوین شده اند. ترس از صحبت در مکانهای شلوغ، ترس از مسخره شدن، ترس از شوخی کردن، ترس از عدد 8 و ترس از تلفن از جمله ترسهای مدرنی است که این وب سایت به معرفی و طبقه بندی آنها پرداخته است. این طبقه بندی به حدی حائز اهمیت است که مجله علمی "نیوساینتیست" نظر کارشناسان و مختصصان روانشناسی را در این خصوص جویا شده است و درعین حال مجله انگلیسی "تایم" این طبقه بندی را مورد تمسخر قرار داده است |
در این سایت اسامی انواعی از ترسهای قدیمی مثل "ترس از محیطهای بسته" (claustrophobia)، ترس از مکانهای باز (agoraphobia)، "ترس از عنکبوت" (arachnophobia) و ... نیز به چشم می خورد و خواننده ای که به دنبال درمان این ترسها است می تواند با پرداخت هزار و 500 دلار روش درمانی ترس مورد نظر خود را از این سایت دریافت کند.
در این خصوص رابرت ایندلمن، روانشناس عضو "انجمن ملی ترسهای بی جا" (National Phobics Society ) به مجله "نیوساینتیست" توضیح داد: "ترسهایی از این نوع اگرچه بی جا و بدون دلیل هستند، اما واقعیت دارند و نباید آنها را به عنوان ترسهای احمقانه و دیوانه وار در نظر گرفت. در حقیقت این ترسها همیشه در انسان وجود داشته اند به طوری که می توان گفت برای بقای نیاکان ما بسیار مفید بوده اند."
مهمترین ترسهایی که در فهرست این وب سایت ذکر شده اند و به طور حتم ترسهای انسان مدرن بوده و نیاکان ما نمی توانسته اند آنها را بشناسند به شرح زیر است:
ترس از عدد 8 (octophobia)
ترس از تلفن (telephonophobia)
ترس از رنگ زرد (xantophobia)
ترس از فلوت (aulophobia)
ترس از شوخی (pentheraphobia)
ترس از دندانپزشک (odontophobia)
پروفسور ایندلمن در ادامه سخنان خود و در پاسخ به این سوال مجله "نیوساینتیست" که آیا تعداد ترسهای بی جایی که انسان مدرن از آنها رنج می برد افزایش یافته است، پاسخ داد: "معتقدم که امروز تمایل و گرایش انسانها به برچسب زدن به همدیگر افزایش یافته است. به طور خلاصه برچسب زدن و نامگذاری این جور آسیبها باعث افزیش اضطراب می شود."
بررسی جدی این سایت از نگاه "نیوساینتیست" در شرایطی انجام شد که مجله انگلیسی "تایم" با مسخره کردن سایت ارائه دهنده فهرست ترسهای بی جا پیشنهاد کرده است که این سایت در فهرست خود "ترس آنلاین" را هم اضافه کند. به اعتقاد "تایم" ترس آنلاین، ترس از "سایتهای اینترنتی تکراری" و یا "استراتژیهای بازاریابی ابلهانه" است!
رودخانه شلمان در کنار سفید رود و پیلو رود ( پل رود ) از جمله رودخانه های حیاتی استان گیلان به شمار می رود که از منظر شیلاتی و ذخایر آبزیان دریایی به باور اکثر کارشناسان, مهم ترین رودخانه دریای خزر به حساب می آید؛ به گونه ای که ماهیگیری در سالیانی نه چندان دور, شغل بسیاری از اهالی منطقه را تشکیل می داد.
هر ساله هزاران لیتر فاضلاب وارد شاهرگ حیاتی شلمانرود می شود که از این میزان شامل پساب های صنعتی, پساب های شهری, فاضلاب های مناطق روستایی و زهاب زمین های کشاورزی است.
پساب های صنعتی شهری و روستایی, زهاب زمین های کشاورزی, برداشت بی رویه شن و ماسه از بستر رودخانه, ریختن زباله ها در رودخانه شلمان رود ( به ویژه زباله شهرهای املش و کومله ) تخلیه فاضلاب های شهری و نبود سیستم تصفیه فاضلاب شهری, تخریب پوشش گیاهی حاشیه رودخانه, عدم رعایت حریم رود و در نهایت نبود مدیریت واحد از جمله معضلاتی است که حیات رودخانه شلمان رود را با خطر نابودی مواجه کرده است.
از سویی, به غیر از دو گونه ماهی کفال و کیلکا, سایر ماهیان دریای خزر برای تولید مثل به رودخانه ها مهاجرت و پس از تخم ریزی به دریا برمی گردند؛ بنابر این اگر رودخانه ی مهم شلمانرود شرایط مناسبی برای تکثیر طبیعی ماهیان نداشته باشد, به تدریج شاهد کاهش ذخایر ماهیان ارزشمند شیلاتی خواهیم بود که این امر اکنون سالیانی است برای بسیاری از گونه های ارزشمند دریایی از قبیل ازون برون, فیل ماهی, ماهی آزاد و... اتفاق افتاده و برای سایر گونه ها نیز در حال وقوع است.
صرف نظر از آلودگی های یاد شده, بنا به گفته ی کارشناسان پزشکی, بروز بیماری های عفونی, روده ای, حصبه و هپاتیت در صورت استفاده از آب شلمان رود وجود دارد. ورود مواد شیمیایی شامل شوینده ها و دترژنت ها, عارضه های دیگری از جمله حساسیت های پوستی را به دنبال دارد که می تواند در فصول بهار و تابستان شناگران محلی و گردشگران را که به شنا می پردازند, مبتلا نماید.
چاره کار چیزی نیست جز پیشنهادهای و تمهیداتی که هماره از سوی نهادهای متولی محیط زیست توصیه می شود و متاسفانه کمتر به آن پرداخت می شود. ساخت کارخانه ی بازیافت و کمپوست زباله, ایجاد سیستم تصفیه فاضلاب, تغییر الگوی مصرف سموم و کودهای شیمیایی در اطراف رود و گرایش به سمت مبارزه بیولوژیک با آفات, برخورد جدی با قاچاقچیان شن و ماسه در بستر رودخانه, ارزیابی زیست محیطی و رعایت ملاحظات منطقه ای و اکولوژیک در اجرای طرح های عمرانی و صنعتی, از مهم ترین راهکارهای نجات شلمانرود می باشد.
مطالب مرتبط:
بررسي هيدوکليمای حوضه آبريز رودخانه شلمان رود
عکس هایی از برف شهر املش در صبح روز شنبه, بیست و دوم دی ماه 1386 خورشیدی
دوربین عکاسی تلفن همراه: سونی اریکسون-/ مدل K510i
ارتفاع برف در شهر بندر انزلی به یک متر و هفتاد سانتی متر رسید که گویا در تاریخ این شهر این همه برف سابقه نداشته است. در شهر رشت نیز نزدیک به یک متر و نیم برف بارید. البته دمای هوای شهر رشت در شب سه شنبه گذشته به 12 درجه زیر صفر رسید که این سرما طی 36 سال اخیر گزارش نشده بود. ارتفاع برف در شهر املش در صبح روز شنبه, مورخ بیست و دوم دی ماه به بیش از 70 سانتی متر رسید.
اگرچه عکس گرفتن با تلفن های همراه چند منظوره، آن هم با سونی ارکسون ۳/۱ مگاپیکسلی چنگی به دل نمی زند، اما...
در تصویر زیر, مردی سوار اسب در میدان مرکزی شهر مشاهده می شود

خیابانی در محله سرچپر ( سرچور ) شهر املش

نمایی از یک عمارت قدیمی در محله ی سرچیر املش

خیابان اصلی شهر املش؛ تهی از ماشین, زیر چکمه های شهروندان

پارک یک جیپ روسی قدیمی باربری در گوشه ی خیابان اصلی شهر, در مجاورت گورستان شهر املش- دو روز قبل از بارش برف سنگین شب شنبه

**
مطلب مرتبط:
بررسي هيدوکليمای حوضه آبريز رودخانه شلمانرود (سيکارود) با تاکيد بر سيلخيزي منطقه, / حسينعلی روحبخشسيگارودی؛ به راهنمائي : حسن لشکری
167 صفحه، جدول، نمودار، نقشه، کتابنامه
پايان نامه (کارشناسي ارشد) -- دانشگاه شهيد بهشتي، دانشکده علوم زمين، 1377.
اشاره: نگارنده با آقای حسینعلی روح بخش سیگارودی در دبیرستان دیالمه شلمان همکلاسی بوده و تا آن جایی که اطلاع دارم، ایشان استاد دانشگاه های گیلان بوده و البته سالیان زیادی است که از ایشان بی خبرم. با آرزوی سرافرازی و کسب اجازه از درج خلاصه پایان نامه کارشناسی ارشد شان ؛ برگرفته از پایگاه علمی ایران داک
|
حوضه رودخانه شلمانرود (سيکارود) در شرق شهرستان لنگرود از استان گيلان بني عرض جغرافياي 36 درجه و 54 دقيقه و 55 ثانيه تا 37 درجه و 9 دقيقه و 57 ثانيه شمالي و طول جغرافياي 49 درجه و 55 دقيقه و 16 ثانيه تا 50 درجه و 14 دقيقه شرقي واقع شده است . و از طرف شمال به درياي خزر، از طرف جنوب و جنوب شرقي به حوضه آبريز رودخانه پلرود، از طرف شرق به حوضه آبريز رودخانه رودسر، از طرف غرب و شمال غرب ه ترتيب به حوضه آبريز رودخانههاي شمرود و لنگرود محدود ميشود. اين حوضه شمال غرب به ترتيب به حوضه آبريز رودخانههاي شمرود و لنگرود محدود ميشود. اين حوضه با وسعتي برابر با362/6 کيلومترمربع تا ايستگاه هيدرومتري شلمان يک حوضه کوهستاني ميباشد که به شکل تقريبا مستطيلي از جنوب به شمال امتداد يافته است . رودخانه شلمان رود (سيگارود) تنها جريان سطحي دائمي اين حوضه است که از ارتفاعات جنوبي و جنوب شرقي يعني ناتيش کوه سرچشمه ميگيرد. يکي از شاخههايي که در افزايش ميزان آبدهي آن نقش به سزايي دارد بارگيلي رود ميباشد که از ارتفاعات جنوب و جنوب غربي و غرب حوضه يعني کوههاي تيرين و برازمين سرچشمه ميگيرد و پس از طي مسيري طولاني در غرب روستای خرشتم به شعبه اصلي يعني شلمان رود وارد ميشود. متوسط حجم آب ساليانه اين رودخانه بر طبق آمار 25 ساله (1348-1372) 2674/43 ميليون مترمعکب ميباشد. در اين تحقيق هدف کلي عبارتست از بررسي تاثير اقليم، توپوگرافي و زمينشناسي بر هيدرولوژي حوضه و تعيين ميزان همبستگي دادههاي اقليمي و رواناب سطحي به منظور رسيدن به اين هدف کلي اقدامات و بررسيهاي زير انجام ميگيرد. - مطالعه اقليم حاکم بر حوضه با استفاد از روشهاي کلاسيک طبقهبندي اقليمي - مطالعه و تعيين خصوصيات فيزيکي حوضه و تاثير آن بر هيدرولوژي و اقليم حوضه - مطالعه چگونگي درجه حرارت در سطح حوضه و تغييرات آن به لحاظ تاثيري که در ذوب برف و در نهايت دبي اوج رودخانه دارد. - ترسيم منحني همبارش براي يافتن چگونگي پراکندگي بارش در سطح حوضه و همچنين محاسبه احتمال و دورههاي برگشت بارندگيهاي ساليانه، حداکثر 24 ساعته بارندگي و در نهايت دبيهاي حداکثر ناشي از آن - محاسبه احتمال وقوع و دوره برگشت متوسط دبي سالانه و حداکثر لحظهاي براي پيشبيني مکان مناسب جهت اجراي پروژههاي عمراني و تاسيسات عالمالمنفعه در مسير رودخانه - محاسبه ضريب جريان حوضه که براساس آن هنگام بارشهاي شديد بتوان ميزان سيل تقريبي را تخمين زد. - محاسبه و ترسيم هيدروگراف واحد رودخانه براي بدست آوردن حجم سيلاب و حداکثر زمان رسيدن دبي به نقطه اوج براي ارائه روشهاي مقابله با آن. مطالب مرتبط: | |
|
|
|
|
|
|

رسوايى، حادثهاى كليدى است كه به انقلابى آرام ختم مىشود. متن كوتاهى كه روى ديوار، كنار قسمت ورودى نوشته شده، پس از معرفى نمايشگاه به اين جمله ختم مىشود.
بازيد از نمايشگاه رايگان است. با اينكه سه هفته از تاريخ افتتاح مىگذرد، جمعيت بازديد كننده قابل توجه است. محل برگزارى نمايشگاههاى موقت موزه "خانه تاريخ" با ديوارهاىپيشساخته به قسمتهاى مختلف و كوچكتر تقسيم شده است.
در مسير راهروها، روى ديوارها جاى كافى براى تصوير و نوشته و تكههاى بريده و قاب شده روزنامه هست. در بيشتر قسمتها مانيتور كوچكى نصب شده كه فيلمهاى آرشيو شده مربوط به ماجرا را پخش مىكنند. البته نه بيشتر از چند دقيقه.
اولين ايستگاه، یک فضای شش هفت مترى است كه وسط آن مبل دونفره قرمز و بزرگى گذاشتهاند. مىشود اينجا نشست و چند صحنه از يكى از جنجالىترين فيلمهاى دهه پنجاه را تماشا كرد: گناهكار. فيلم سياه و سفيدى با بازى هيلدگارد كنف هنرپيشه معروف آلمانى.
جنجالى كه كليساى كاتوليك سال ۱۹۵۱سر اين فيلم برپا كرد به دليل لباسهاى كوتاه و يقه باز هیلدگارد كنف نبود. داستان فيلم، داستان دخترى بود كه پس از جنگ جهانى دوم، به روسپىگرى روى مىآورد. اما مدتى بعد با نقاش بيمارى آشنا مىشود كه مسير زندگى او را تغيير مىدهد.
در انتهاى داستان، هيلدگارد با خوراندن سم به نقاش بيمار و عشق بزرگ زندگىاش، به زندگى پر درد او پايان مىدهد و بعد خودكشى مىكند.
مرگ داوطلبانه؟! رسوايى! مايه ننگ و آبروريزى! جريحهدار كردن احساسات اخلاقى! كلسياى كاتوليك، جنجالى در محافل عمومى برپا مىكند. جنجالى كه بر خلاف انتظار كليسا، ميليونها نفر را به سينما مىكشد. فيلم گناهكار يكى معروفترين فيلمهاى تاريخ سينماست.
ديوار پارتيشنهاى اين قسمت پر از تكههاى بريده شده روزنامههاى مختلفى است كه از جنجال آن روزها خبر مىدهند.
بيست داستانى كه در اين نمايشگاه درآمده موضوعات مختلفى دارند. موضوعات سياسى، فرهنگى، اجتماعى يا اقتصادى. تكههاى بريده و قاب شده روزنامهها، شرايط اجتماعى روزهايى را به تصوير مىكشند، كه اين داستانها اتفاق افتادند. مثل "جنجال قتل رزمارى نيتريبيت" (Rosemarie Nitribitt) در سال ۱۹۵۷ كه كمى آنطرفتر است.
جنجال رزمارى نيتريبيت
ماجرا، داستان قتل زن خودفروشى است كه جنازهاش، چندروز پس از اينكه به قتل رسيد، در يكى از خيابانهاى فرانكفورت پيدا شد. سروصدا وقتى بالا مىگيرد كه روزنامهها خبر مىدهند، رزمارى معشوقه چهرههاى سياسى و سرمايهداران معروف بوده و مرگ او نمىتواند بىارتباط با اين افراد باشد.
"رسوايى روزمارى" موضوع روز مطبوعات مىشود. پاى چهرههاى معروفى به دادگاهى كه براى اين پرونده تشكيل شد، كشيده مىشود. دادگاهى كه چند سال طول مىكشد اما در انتها بدون يافتن قاتل، پرونده را مختومه اعلام مىكند.
با اينكه بخش بزرگى از زندگى بيستوچهار ساله رزمارى، از دوران كودكى تا روزى كه به قتل مىرسد، در پرده ابهام باقى مىماند، داستان زندگى او پس از اين جنجال، موضوع يك رمان و دو فيلم مىشود.
النا!
روبهروى تصوير قاب شدهاى از پوستر يكى از اين فيلمها، دختر سيزده چهارده سالهاى ايستاده. نامش الناست و از طرف مدرسه، با معلم و همكلاسىهايش براى ديدن موزه آمده.
وقتى مىپرسى چرا دوست داشتنى از اين نمايشگاه ديدن كنى در حاليكه مىخندد مىگويد:« دوست نداشتم! از طرف مدرسه آمديم. فكر نمىكردم خوشم بيايد. ولى جالبه. در هر قسمت كه مىايستى با اين ديوارهاى پر از تكه روزنامه، انگار به آن روزها برگشتى. من از هيچ كدام از اين داستانها خبر نداشتم.»
بعد در حاليكه قيافه جدى به خودش گرفته اضافه مىكند:« نمايشگاه تاثيرگذارى است.» و بعد همراه دوستش جلوتر مىرود.
ميانه راه، بعد از چند پيچ و خم به قسمتى مىرسى كه روى ديوار پوستر زن جوانى نصب شده كه روسرى سرش كرده و همراه چند مرد مسن قدم مىزند. زن جوانى كه در بيشتر عكسهاى چاپ شده در روزنامههاى سالهاى ۱۹۶۸ روسرى به سر دارد. ولى داستان ربطى به روسرى ندارد!
سيلى كلارسفلد
اين زن جوان كه روسرى سر كرده بئاته كلارسفلد Beate Klarsfeldاست. خبرنگار جوانى است كه روز ۷ ماه نوامبر سال ۱۹۶۸سيلى محكمى به صورت صدراعظم آلمان مىزند. آن هم در ملا عام و جلوى چشم محافظان شخصى صدراعظم.
در فاصله سالهاى ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹يعنى اين زمان، صدراعظم آلمان كورت گورگ كيسنگر Kurt Georg Kiesinger بود. كيسنگر مدت كوتاهى در دوران نوجوانىاش، عضو حزب نازى بود. گذشتهاى كه پذيرفتش براى نسل جوان آن دوره، آسان نبود.
كلارسفلد خبرنگار جوانى بود كه چندى قبل از اين ماجرا، هنگام سخنرانى صدراعظم در مجلس از ميان جمعيت فرياد زده بود: كسينگر نازى، برو به جهنم!
او همان زمان در مقالهاى نوشته بود:« در اين جمهورى نوپا، باور كردنى نيست كه يك عضو سابق حزب نازى صدارت اعظمى را برعهده بگيرد.»
البته اين سيلى كه كلارسفلد آن را سيلى خجالت ناميد و پايين چشم چپ صدراعظم، هاله كبودى انداخت، رسوايى نبود. داستان وقتى باعث رسوايى شد كه كلارسفلد همان شب بازداشت شد. قاضى او را به جرم ضربوشتم به يك سال زندان قطعى فرستاد.
اين در حالى بود كه درست در همان سال، ماجراى كتك خوردن يكى از اعضا سابق حزب نازى به روزنامه كشيده شده بود. با اينكه مضروب به شدت كتك خورده بود حكم دادگاه، پرداخت حدود صد يورو جريمه نقدى بود.
حكم شبانه دادگاه براى سيلى كلارسفلد، يكى از رسوايىهاى تاريخ شصت ساله جمهورى آلمان به شمار مىآيد. بريده يكى از روزنامههاى روى ديوار شامل بخشى از مصاحبه با خانم كلارسفلد بعد از آزادى از زندان است.
او مىگويد:«قبول دارم كه اين حركت، حركتى بود كه
فقط به صدراعظم ختم نمىشد. اين سيلىیی بود به صورت همه آنهايى كه در انتخابات آزاد به او راى داده بودند. سيلى نسل جوان به نسلى كه نازى را تجربه كرده بود.»
بئاته كلارسفلد خبرنگار آلمانى–فرانسوى، چهره شناخته شدهاى است كه بخش بزرگى از زندگىاش را وقف روشنگرى و مبارزه با نژادپرستى كرده است.
البته حكم زندان او چهار ماه بعد، با پرداخت وثيقه به حالت تعليق درآمد.
به نمايش گذاشتن فضاحت، شهامت مىخواهد
بحث كردن در مورد داستانى كه به رسوايى و جنجال ختم شده آن هم در محافل عمومى، فرصتى است براى اظهار نظر و شناخت بيشتر جامعه. اين تفسير خانم آلمانى مسنى است كه روبهروى مانكى ايستاده كه يونيفورم ارتشى دوران نازى برتن دارد.
دفترچه خاطرات هيتلر
يكى از بخشهاى شلوغ اما ديدنى نمايشگاه، بخش مربوط به "دفترچه خاطرات هيتلر" است. به عقيده بسيارى، رسوايى "دفترچه خاطرات هيلتر"، بزرگترين رسوايى است كه مطبوعات آلمان طى شست سال گذشته به خود ديده است.
در آپريل سال ۱۹۸۳ مجله خبرى Stern اعلام مىكند كه دفترچه خاطرات هيتلر را به قيمت گزافى (۹،۳ ميليون مارك) از فردى كه با يكى از نازيهاى قديمى در ارتباط است، خريده و از انتهاى آپريل، نوشتههاى دفترچه را به صورت سريال چاپ مىكند.
معرف و واسط خريد مجله، گرد هايدمن ((Gerd Heidemann خبرنگار مجله بود. جعلى بودن دفترچه با وجود تست خط شناسى هم مشخص نمىشود.
داستان وقتى برملا مىشود كه پس از انتشار دو قسمت از خاطرات، گروهى از پژوهشگران تاريخ معاصر آلمان و كسانى كه روى زندگى هيتلر تحقيق مىكردند مدعى مىشود كه اين سبك نوشتارى، سبكى نيست كه با روحيات هيتلر سازگارى داشته باشد.
با پافشارى اين گروه كه موضوع روز مطبوعات مىشود، از مجله خواسته مىشود كه دفترچه را براى انجام تستهاى فيزيكى و شيميايى به آزمايشگاه تحقيقاتى ارتش تحويل بدهد.
مجله با اطمينان خاطر، دفترچه را تحويل مىدهد. اما نتيجه آزمايش به آبروريزى ختم مىشود. تست نور ماوار بنفش نشان مىدهد، كاغذ دفترچه از جنس كاغذى است كه اولين بار پس از سال ۱۹۵۰، يعنى پنج سال پس از خودكشى هيتلر، توليد و منتشر شده است. دادگاه اين رسوايى سالها طول كشيد. البته سالها هم، موضوع داغ مطبوعات بود.
عدهاى هميشه آنطور كه دوست دارند، ماجراها را تفسير و برداشت مىكنند!
اما جالب اينجاست كه با وجود آزادى مطبوعات و قوانين سفت و سختى كه بر اطلاع رسانى صحيح پافشارى مىكنند، برداشت همه قشرهاى جامعه از واقعيات يكسان نيست. عدهاى هميشه آنطور كه دوست دارند ماجراها را تفسير و برداشت مىكنند!
آقايى روبهروى يك صفحه كوچك تلويزيون ايستاده و با دقت فيلمى كه پخش مىشود را تماشا مىكند. فيلم بخشى از كنفرانس مطبوعاتى اووه بارشل Uwe Barschel است. وقتى مىپرسم ماجرا را يادتان هست مىگويد:« خيلى خوب! بارشل دلال اسلحه بود. وقتى دستش رو شد خودكشى كرد.»
اووه بارشل سياستمدارحزب دموكرات مسيحى، مدتى نماينده مجلس و مدتى معاون وزير فرهنگ بود. او پنج سال نخستوزیری ايالت اشلسويگ–هولاشتاين Schleswig-Holstein، شمالىترين ايالت آلمان را برعهده داشت.
در سال ۱۹۸۷ ، مدتى كوتاهى پس از انتخابات ايالتى، بارشل متهم به تحريف افكار عمومى قبل از برگزارى انتخابات مىشود. داستان به مطبوعات كشيده مىشود و بارشل در يك نشست مطبوعاتى شركت مىكند.
صفحه مانيتور نمايشگاه، بخشى از اين كنفرانس را نشان مىدهد. بارشل مىگويد:« من در برابر همه اهالى اين ايالت و تمامى مردم آلمان به شرافتم قسم مىخورم كه تمامى اين اتهامات عليه من، بىاساس هستند.»
بارشل به دليل پا فشارى حزبش، از حزب دموكرات مسيحى استعفا مىدهد و كمتر يك ماه، پس از اين كنفرانس جنازهاش در حاليكه لباس برتن داشت، درون وام حمام اتاقش، در هتلى در ژنو پيدا مىشود.
چگونگى مرگ بارشل همچنان در پرده ابهام است. اما آقايى كه روبهروى صفحه مانيتور ايستاده با جديت مىگويد:«من معتقدم كه مقصر بود.»!
رسوايى يعنى...
خانم مسنى كه چند قدم با من همراه شده توضيح مىدهد كه در اين نمايشگاه همه رسوايىهاى بزرگى كه آلمان ظرف شست سال گذشته به خود ديده به نمايش گذاشته نشده.
خيلىها با برگزارى نمايشگاه مخالف بودند. از نظر حقوقى هم توانستند داستانشان بيرون بكشند. با اين وجود، اين نمايشگاه گفتنى زياد دارد.
يكى از جالبترين بخشهاى نمايشگاه، يك اتاق تاريك و كوچك است. روى ديوارهاى تاريك، نوار باريك و سفيدى ديده مىشود كه جملههاى مختلفى روى آن در حركتند.
راهنمايى كه گوشه اتاقك ايستاده ميز كوچك كنار اتاقك را نشان مىدهد كه دو كامپيوتر روى آن گذاشته شده و مىگويد:«اينجا مىتوانيد بنويسيد كه، رسوايى از نظر شما چه مفهومى دارد. ما بازديد كنندگان مختلفى داريم. خيلىها آلمانى نيستند. براى برگزاركنندگان نمايشگاه، نظر بازديد كنندگان مهم است.»
روى صفحه مانتيور جمله ناتمامى نوشته شده : به نظر من رسوايى يعنى، ...
شما چه فكر مىكنيد؟
منبع: دویچه وله فارسی
براساس همه پرسی یک موسسهی پژوهشی نظرسنجی در آلنباخ آلمان:
آمار تهیه شده افزایش خوشبینی در میان مردم از سال ۲۰۰۵ تاکنون را نشان میدهد. در سال ۲۰۰۴ تنها ۳۸ درصد مردم با امیدواری دربارهی سال جدید اظهار نظر کرده بودند. در نظرسنجی سال جاری ۱۵ درصد مردم با نگرانی و ۲۴ درصد آنها با تردید سال جدید را آغاز میکنند.
اغلب مردم شرق آلمان همچنان بدبینانه به شرایط سال آینده مینگرند.
کارمندان و افراد شاغل در ادارات بیشترین اظهارنظرهای مثبت را در مورد سال آینده داشتهاند.
از جمله عوامل موثر در این نوع خوشبینیها پییشرفت اقتصادی آلمان در سال پیش رو ذکر شده است.
در یک نظر سنجى كه در سال ۲۰۰۶ ميلادى در آلمان صورت گرفته و نتيجه آن در ماه ژانويه سال جارى سال ۲۰۰۸ منتشر شد، بيش از شستدرصد كارمندان گفتهاند كه استرس (فشار روانی) در محيط كارشان افزايش پيدا كرده است.
این آمار پنج سال پيش، حدود چهلوهشت درصد بوده است، آمارى كه آن زمان هم بالاتر از سطح ميانگين اروپا بود. در نظر سنجى سال ۲۰۰۱ ميلادى به طور ميانگين، چهل درصد كارمندان اروپايى گفته بودند كه از استرس در محيط كارشان رنج مىبرند.
اين همه پرسى كه به درخواست وزارت كار و تامين اجتماعى آلمان و توسط يك مؤسسه تحقيقاتى با همكارى دانشگاه كلن صورت گرفته، بيانگر آن است كه تقريبأ پنجاه درصد كارمندان، مدام نگران اين هستند كه نكند كارشان را از دست بدهند. از هر شش نفر فقط يكى راحتتر با موضوع برخورد مىكند.
با وجود اين، حدود چهار پنجم پاسخدهندگان گفتهاند كه نه تنها از كارشان راضى هستند بلكه، كارى كه مىكنند برايشان مفهوم خاصى دارد. اما كمتر از دوپنجم، از پست و حقوقى كه دريافت مىكنند راضى هستند.
بيشترين انتقادها متوجه شيوه مديريت و برخورد مديران با كارمنداشان است. بيش از دوسوم كارمندان خواستهاند، مديران ارزش بيشترى براى كار آنها قائل شوند و هفتاد وشش درصد خواستار آن بودند كه سهم بيشترى از سود شركت داشته باشند.
در اين همهپرسى كه نتيجه آن در مجله «Personalmagazin» منتشر شده، كارمندان ۳۱۴ شركت در آلمان شركت كردهاند.
منبع: خبرگزاری آلمان

عکس هایی از "ريکاردو ايزکسون دوس سانتوز ليته"، ملقب به "کاکا"، به عنوان بهترين بازيکن سال ۲۰۰۷ فوتبال جهان از سوی فيفا
کاکا، بازیساز برزيلی تيم آثميلان ايتاليا با کسب ۱۰۴۷ رای به عنوان بازيکن سال فوتبال جهان انتخاب شد.
کاکا پيش از اين توانسته بود از سوی مجله فوتبال "ورلد ساکر" و همچنين "فرانس فوتبال" عنوان بهترين بازيکن ۲۰۰۷ فوتبال جهان را بهدست آورد. همچنين در بخش بهترين بازيکن زن فوتبال جهان "مارتا" از برزيل اين عنوان را بهدست آورد.
انتخاب بهترين بازيکن فوتبال سال جهان با رأیگيری از سرمربيان و کاپيتانهای تيمهای ملی فوتبال جهان انجام میشود.
عکس هایی از کاکا، بهترین فوتبالیست دنیا در سال 2007

آلن دلون ( آلن دولن ) ، ( زاده هشتم نوامبر سال ۱۹۳۵ در دهکدهای به نام "شوئه" در حوالی پاریس به دنیا آمد. نام پدرش "فایبان" و مادرش "ادیت" بود. زمانی که آلن ۴ سال بیشتر نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانوادهای دیگر واگذار شد. او در خانهای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود و آلن با بچههای نگهبان زندان همبازی بود. پس از چند سال پدر و مادر خواندهاش بر اثر حادثهای کشته شدند و وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت. او در دوران کودکی به دوچرخه سواری، فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت. او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر شلوغی بود چندین بار از مدرسه اخراج شد و در ۱۵ سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدریاش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقهای به این حرفه نداشت و در سن ۱۷ سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست.
وی در ارتش در یگان تفنگداران دریایی به عنوان چترباز به خدمت ادامه داد و در سال ۱۹۵۴ در جنگ هند و چین حضور داشت. او دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد. او در مورد خاطراتش در آن زمان میگوید: «در آنجا دوستانی پیدا کردم، کسانی که با آنها حرف میزدم و به حرفهایم گوش میدادند».
آلن در ۱۹۵۶ از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر و سپس نیز به عنوان پیشخدمت در کافههای مختلف پاریس به کار پرداخت. او درآمد ثابتی نداشت و مستقل از خانوادهاش زندگی میکرد. طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافههای محل کارش رفت و آمد داشتند آشنا شد. یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود. آنهایی که درباره زندگی او تحقیق کردند میگویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی میکرد. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنوارهٔ فیلم کن بروند. این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایهای به جشنواره رفته بود اما پس از بازگشت از جشنواره به یک فوقستاره تبدیل شده بود. چهره فوق العاده جذاب او در آن مجلس کاملاً سر آمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند و او بیشتر در نقش دزد و یا آدمکش اجیر شده بازی میکرد.
در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تأسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلمهایی که او تهیه میکرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تأسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه مورد علاقه اش یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسبهای مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کمنظیر است و صاحب عتیقههایی است که بسیاری از آنها در موزهها به نمایش گذاشته شده است. او در دههٔ ۱۹۸۰ به سوئیس نقل مکان کرد و گفت که زندگی در حکومت سوسیالستی فرانسه را دوست ندارد.
اولین نامزد او «رومی اشنایدر» بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند. «آلن دلون» سپس در سال ۱۹۶۴ با «ناتالی کانوواس»ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر به نام «آنتونی» شد. در سال ۱۹۶۹ این دو از هم جدا شدند. اما یک حاثه مهم در زندگی آلن در سال ۱۹۶۸ به وقوع پیوست. در این سال جسد «استفن مارکوویچ» در گاراژ خانهٔ وی پیدا شد. شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به «ناتالی» کشته. به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد. آنتونی در حال حاضر بازیگر سینماست اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود. البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد. خود دلون هم میگوید: «پسرم با من متفاوت است».
آلن دلون در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۶ سالگی با «رزالی وان بیرمن » که یک مدل آلمانی بود ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام «آنوشکا» و پسری به نام «فابیانی» شد. آلن در سال ۱۹۹۸ در فیلم «نیمه شانس» در کنار «ژان پل بلوموندو» بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت : «من در اکثر فیلمهایی که بازی کردهام یا دزد بودهام یا پلیس، اما جالب این است که فرقی نمیکرده است که چه کاره بودهام، در همهٔ فیلمها تنها بودهام. نمیدانم اما فکر میکنم کارگردانها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند».
بخشيی از فيلم شناسی:
وقتی زن دستپاچه می شود (1957)
روكو و برادرانش (1960)
شادی های زندگی (1961)
كسوف (1961)
يوزپلنگ (1963)
رولز رويس زرد (1964)
تگزاس در آنسوی رودخانه (1966)
سامورايی (1967)
داستان های شگفت انگيز (1968)
دسته سيسيلی ها (1969)
دايره سرخ (1970)
آفتاب سرخ (1971)
عقرب (1973)
اسلحه بزرگ (1974)
دو مرد در شهر (1974)
داستان پليس (1975)
كنگورد: فرودگاه 79 (1979)
تهران 1943 (1979)
مخفی گاه (كارگردان، 1983)
تسخيرناپذير (1985)
موج نو (1990)
بازگشت كازانووا (1992)
روز و شب (1997)
منابع:
*
تصویری از یک روز برفی در روز یکشنبه، شانزدهم دی ماه ۱۳۸۶
عکاس: مجتبی محمدی
به عقیده چامسکی، زبان نیز مانند توانایی پرواز که در جوجهعقاب به ودیعه گذاشته شده، در نوزاد انسان وجود دارد. از نگاه او کودکان سخن گفتن را نمیآموزند بلکه بیشتر، ضرورت پاسخگویی به محرکهای خارجی است که آنها را مجبور به سخن گفتن میکند. بحث چگونگی زبان و زبانآموزی از دیرباز با انسان همراه بوده و هنوز نیز رازی است نگشوده که تئوریهای مختلفی را پدید آورده است.
ایجاد ارتباط با دیگران، انگیزهی قوی برای سخن گفتن
در سال ۱۸۶۶ «انجمن زبانشناسی پاریس» بحث در بارهی چگونگی پیدایش و تکوین زبان را ممنوع اعلام کرد. اما این ممنوعیت نتوانست، جلوی کنجکاوی انسان در کشف خویشتن را بگیرد. عقاید گوناگونی تکوین یافت و هر کس به فراخور درکش این موضوع را تعریف کرد. از تئوری تقلید گرفته تا تکرار اصوات ساده و کلمات شگفتی، مطرح شد تا به این پرسش پاسخ داده شود: چگونه انسان نخستین، سخن گفتن را آموخت و واژهها و اصواتش قانونمند شد و زبان پدید آمد؟
برخی میگفتند، انسانهای اولیه در انجام کارهای گروهی مانند غلتاندن سنگی بزرگ مجبور به ارتباط کلامی بودند، کلماتی بر زبان میراندند، مانند همنوایی در یک گروه. این همنوایی سرانجام معنا یافت و به سخن گفتن انجامید.
گروهی دیگر، تکرار اصواتی ساده مانند سینگسانگ کودک را پیش میکشیدند و میگفتند که انسانها برای بیان منظور و احساس خویش انگیزهای قوی برای ایجاد کلمات و ربط دادنشان داشتند.
زبان، حاصل احتمالی تکامل مغز؟
اما هیچ کدام اینها این پرسش را که «زبان چرا به وجود آمد» پاسخ نمیدهد. Drek Bickerton «درک بیکرتون» از دانشگاه هاوایی در کتابش Language and Spices «زبان و انواع آن» مینویسد: زبان حاصل احتمالی تکامل مغز است. وجود ساختارهای نورولوژیک اولیه، انسان نخستین را قادر ساخت، دریافتهایش را بیان کند و رفته رفته علائم و اصوات معنیدار را به وجود بیاورد. بدین ترتیب زبان نخستین به وجود آمد، زبانی که کلماتی معنادار داشت، اما قانونمند نبود و از قواعد گرامری خاصی تبعیت نمیکرد.
اما این پاسخ هنوز قادر نیست، سیر پیچیدهی جهش از زبانی ابتدایی به زبان صرفی (در این زبانها کلمات از یک یا چند هجای تغییرپذیر درست شدهاند. یعنی ریشهی کلمات تغییر میکند و به صورتهای مختلف درمیآید. علاوه بر این پیوند پیشوند و پسوند با کلمات در این زبانها فراوان است. زبانهای مهم دنیا از جمله زبان فارسی از این نوعند) را توضیح دهد.
بیکرمن رخدادی ژنتیک را به یاری میگیرد و با کمک آن این جهش را تعریف میکند. او میگوید، همراه با تغییرات ژنتیک، اندازهی مغز نیز تغییر یافت و سیناپسها یا اتصالهای نورونی جدیدی به وجود آمد و دستگاه صوتی نیز بهبود و تکامل یافت و اینچنین شد که زمینههای پیدایش زبان به وجود آمد.
جهش ناگهانی، عامل سخن گفتن
چامسکی نیز بر همین باور است. او نیز جهشی ناگهانی را در سیر تکامل انسان، عاملی میداند که باعث شده سخن گفتن در قالب زبانهای کنونی دنیا برایمان امکانپذیر گردد. از نظر او تنها از این راه میتوان توضیح داد، چرا کودکان میتوانند هر زبانی را بیاموزند، بیآنکه به قواعد گرامریش آگاه باشند. چرا که چنین توانمندی را میتوان تنها از موجودی برنامهریزی شده انتظار داشت.
در آغاز هیچ نبود!
دکتر مریم نوروزیان، متخصص بیماریهای مغز و اعصاب و دانشیار نورولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران در خصوص چگونگی پیدایی تکلم میگوید: «انسان اولیه هنوز سخن گفتن را نمیدانست و حرف نمیزد. ارتباطات اول با حرکات دست بود و بعد vocal یعنی با تولید صدا و بعد verbal شد یعنی با تولید کلام. انسان اولیه برای انتقال مفاهیم از دست استفاده میکرد. اما اینکه چطور شد تکلم بوجود آمد، این بود که وقتی انسان اولیه شروع کرد از دستهایش استفاده کند، آن دستی که بیشتر کار میکرد، و شروع کرد با دست حرف بزند، مرکز تکلم در مغز طرف مقابل شکفته شد و این مرکز با دست طرف مقابل ارتباط پیدا کرد. ولی اول هم تکلم نبود، یک چیز نامفهوم بود، فقط تولید صدا بود و بعد کم کم لحن کلام، خشم، عشق، نفرت، تهدید و وحشت به آن اضافه شد و کم کم به صورت زبان درآمد.»
مرکز تکلم در مغز در چپ دستها و راست دستها
اما مرکز تکلم انسان، با این سیر پیچیده، در کجای مغز قرار دارد. دکتر نوروزیان در این خصوص میافزاید: مرکز تکلم در مغز، بستگی به این دارد که آن فرد راستدست یا چپدست است. با توجه به اینکه بین ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه راستدست هستند، بنابراین ما الان در مورد افراد راستدست میتوانیم بگوییم که مرکز تکلم در این افراد در نیمکرهی چپ مغز قرار دارد، در اکثر موارد، درصد خیلی کمی ممکن است که در نیمکرهی راست باشد.
به گفته نوروزیان، دو نوع مرکز تکلم وجود دارد: «یکی از آنها برای تولید کلام هست که فرد را قادر میسازد، روان صحبت کند که این مرکز حرکتی تکلم هست که در ناحیهی فرونتال یا لب پیشانی قرار دارد. به این ناحیه ناحیهی بروکا میگویند. مرکز دیگر، مرکز درک تکلم هست که فرد را قادر میسازد، درک کند که خودش و دیگران چه میگویند. این مرکز درک یا ورنیکال نامیده میشود و در قسمت تمپورال مغز (گیجگاهی) قرار دارد و چپ یا راست بودنش بستگی به Handelness و این دارد که آن فرد عمدتا در برخی کارها مانند نوشتن، گرفتن قاشق، پرتاب دارت یا چیزهایی شبیه به آن از چه دستی استفاده میکند. اما در افراد چپدست داستان به طرز جالبی متفاوت هست. اینجور نیست که در افراد چپدست هم برای تکلم نیمکرهی راست غالب باشد. افراد چپدست، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدشان، در آنها هم نیمکرهی چپ، نیمکرهی غالب تکلم هست. ولی در ۵۰ درصد موارد دیگر که باقی میماند، تقریبا نیمی از آن یعنی ۲۵ درصد نیمکرهی راست غالب است و در نیم دیگر یعنی در ۲۵ درصد دیگر هر دو نیمکره با هم تعامل دارند. میتوانیم بگوییم، در افراد راستدست مغز خیلی lateralize (جانبی یا یکطرفه) عمل میکند و بیشتر برای تکلم از طرف چپ استفاده میکند. ولی در افراد چپدست، مغز دوطرفه کار میکند و از هر دو نیمکرهاش استفاده میکند.»
او درباره اینکه آیا این موضوع نقشی هم در زندگی و سلامت انسان دارد، خاطرنشان میسازد: «افرادی که سکتهی مغزی میکنند و راستدست هستند، اگر اختلال تکلم دارند و نمیتوانند بعد از سکته صحبت کنند، ما حتما حدس میزنیم که اینها نیمکرهی چپشان آسیب دیده. ولی در افراد چپدست، داستان تا حدی برعکس هست. معمولا میگویند، افراد چپدست از سکتههای مغزی زودتر جان سالم به در میبرند، برای اینکه مغزشان دوطرفه عمل میکند و خیلی وابسته به یک نیمکره نیستند.»
سیر تکاملی که به به تفاوت میان زن و مرد انجامید
سیر تکامل انسان به گونهای پیش رفت که نه تنها به سیستم عصبی مرکزی مختصاتی ویژه بخشید، بلکه میان آناتومی مغز زن و مرد نیز تفاوتهایی به وجود آورد. دکتر نوروزیان در زمینهی تفاوت آناتومی مغز زن و مرد میگوید: «مغز زن و مرد با هم تفاوتهای آناتومیک دارد، از نظر تواناییهای کلامی و دیگر تواناییها. مثلا مردها پرتاب دارت را خیلی بهتر انجام میدهند. اگر از مردی بخواهیم که ۱۸ کتاب را در یک قفسه جوری قرار بدهد که در طبقهی اول دو برابر طبقهی سوم و در طبقهی سوم یکسوم طبقهی دوم باشد این task کار را مردها بهتر انجام میدهند. ولی اگر ۲۰ تا ۳۰ تا شیی را روی میز بریزید و به خانمها بگویید که سریع آنهایی را که شبیه به هم هستند، پیدا کنند، آنها خیلی زودتر از مردها اینها را پیدا میکنند.
نوروزیان درباره علت وجود این تفاوتها میگوید: «فرضیههای مختلفی داریم. مثلا گفته میشود، اگر چه صد در صد نیست، که این یک چیز تکاملی است. مثلا مردها در دورانهای اولیه مجبور بودند، برای شکار بیشتر پرتاب را تقویت کنند و زنها برای گردآوری غذا و چیزهای دیگر مجبور بودن، این چیزها را پیدا بکنند. مثلا دانههای غذایی و چیزهایی شبیه به این، ولی تفاوتهای مغز زن و مرد به معنای تواناییهای کمتر یا بیشتر آنان نیست. این کاملا نشان میدهد، همانطور که در زنها تفاوتهای فیزیکال دیگری داریم، در مغز هم همین مسئله وجود دارد.»
انسان، تنها موجودی که واژه میسازد و دروغ میگوید
تطبیق دیگری که انسان را از دیگر موجودات متمایز کرد و او را قادر به بیان کلمات ساخت، توانایی مغز برای تفکیک صداها بود. تنها انسان است که از این توانایی برخوردار است. انسان تنها پستانداری است که نمیتواند همزمان بنوشد و نفس بکشد. این نقیصه در سیر تکامل دستگاه صوتی انسان و حنجره پدید آمد. در حالیکه دستگاه صوتی انسان نئاندرتال این خصیصه را نداشت و شبیه به میمون بود. او میتوانست همزمان تنفس کند و بنوشد. در سیر تکامل، Homo sapiens derthalensis (هومو ساپینس نئاندرتالنسیس) که نمیتوانست سخن بگوید، منقرض شد و Homo sapiens sapiens (هومو ساپینس ساپینس) یا انسان اندیشهورز بقا یافت و سخن گفت. سگ تنها میتواند پارس کند، شامپانزه سعی میکند، اصوات بیهدف را مهار کند و موفق نمیشود، اما انسان، این انسان توانا واژه میسازد و دروغ میگوید!
سینمای جهان در سال ۲۰۰۷ همانند تمام سالهای دیگر اتفاقهای کوچک و بزرگ زیادی را از سر گذراند؛ شکسته شدن طلسم اسکار برای مارتین اسکورسیزی، درگذشت اینگمار برگمن کارگردان معروف سوئدی و میکل آنجلو آنتیونی سینماگر برجسته ایتالیایی، هفتاد ساله شدن داستین هافمن و رابرت ردفورد دو هنرپیشه بزرگ هالیوود، انتخاب مت دیمون به عنوان جذابترین مرد جهان توسط مجله پیپل (People) و احتمال ساخت فیلمی از الیور استون درباره محمود احمدی نژاد از جمله همین اتفاقهای ریز و درشتی بودند که باعث شدند تنور سینمایی سال ۲۰۰۷ داغ بماند و چیزی از سالهای پیش از خودش کم نداشته باشد.
خرس طلایی برلین
پنجاه و هفتمین جشنواره فیلم برلین، "برلیناله"، امسال شاهد حضور رابرت دونیرو در نقش بازیگر و کارگردان بود. دونیروی ۶۴ ساله این بار از پشت دوربین و با فیلم "چوپان خوب" (The Good Shepherd) یا به برلین آمده بود، که البته دست خالی هم به خانه برنگشت!
جشنواره برلین با اهدای خرس نقرهای برای بهترین گروه بازیگران، با گرمی رابرت دونیروی کارگردان را بدرقه کرد. به غیر از رابرت دونیرو، ستارههای دیگری همچون آنجلینا جولی، مت دیمون و آلک بالدوین در فیلم "چوپان خوب" نقش داشتند.
فیلم پر ستاره بعدی جشنواره برلین، فیلم سیاه و سفید "آلمانی خوب" (The Good German) از استیون سودربرگ بود. البته سودربرگ به اندازه رابرت دونیرو خوش شانس نبود و علیرغم نامزد شدن در رشته بهترین فیلم، نتوانست جایزهای را از جشنواره برلین به دست بیاورد. درعوض هیأت داوران، کارگردان چینی وانگ کوانان را به خاطر فیلم ازدواج تویا (Tuyas Marriage) مستحق دریافت جایزه بهترین فیلم این دوره از جشنواره دانست.
ازدواج تویا برای به دست آوردن این جایزه با ۲۲ فیلم دیگر رقابت داشت. در برلیناله امسال نینا هوس (Nina Hoss) هنرپیشه آلمانی برای بازی در فیلم یلا (Yella) و خولیو چاوز (Julio Chávez) هنرپیشه آرژانتینی به خاطر نقش آفرینیش در فیلم ال اُترو ((El Otro برنده خرس طلایی بهترین هنرپیشه زن و بهترین هنرپیشه مرد شدند.
خرس طلایی یک عمر فعالیت هنری این دوره از جشنواره هم به آرتور پن، کارگردان آمریکایی تعلق گرفت.
پاروهای پر پول
در گزارشی که به تازگی در مجله هالیوود ریپورتر منتشر شد، امسال مقام اول پر درآمدترین هنرپیشه زن نصیب ریز ویتر اسپون ۳۱ ساله شد. راضی کردن خانم ویتر اسپون برای نقش آفرینی در یک فیلم برای کارگردانان و تهیه کنندگان مشتاق، ۱۵ تا ۲۰ میلیون دلار آب می خورد!
در این لیست مقام دوم برای آنجلینا جولی است و دیگر هنرپیشه هالیوودی کمرون دیاز هم بر روی پله سوم ایستاده است. ریز ویتر اسپون در سال گذشته برای نقش آفرینی در فیلم (Walk The Line) برنده جایزه اسکار شد. به هر صورت اسکار جایزهای معمولی به حساب نمیآید، به خصوص که امسال طلسم اسکار برای مارتین اسکورسیزی هم شکسته شد!
اسکار در دستان اسکورسیزی
به طور قطع کارگردان کهنه کار سینما، مارتین اسکورسیزی را می توان برنده شب اسکار نامید. سرانجام بعد از ناکامیهای دورههای پیشین، اینبار آکادمی اسکار به اسکورسیزی روی خوش نشان داد و او توانست برای اولین بار این مجسمه طلایی را با خودش به خانه ببرد.
زیباترین صحنه مراسم اسکار هنگامی بود که سه غول هالیوودی و همدورههای اسکورسیزی یعنی فرانسیس فورد کاپولا، استیون اسپیلبرگ و جرج لوکاس همراه با یک پاکت سفید که نام برنده در آن قرار داشت به روی صحنه آمدند. در آن زمان دیگر برای همه واضح بود که نام چه کسی از درون پاکت بیرون خواهد آمد. برای نخستین بارمجسمه اسکار در دستان مارتین اسکورسیزی قرار گرفت: "متشکرم. ممکن است لطف کنید یک بار دیگر این پاکت را چک کنید تا همه مطمئن شویم؟ (خنده حاضران) در این سالها خیلیها برای من آرزو کرده بودند تا برنده اسکار شوم، حتی غریبهها، در خیابان، در مطب دکتر، در آسانسور! از همه متشکرم. از دوستان و خانوادهام. این اسکار متعلق به شماست."
فیلم اسکورسیزی به نام از دست رفته ((Departed موفق به گرفتن چهاراسکار از مجموع پنج اسکاری شد که برایشان نامزد شده بود. در رشته بازیگری، در نقشهای اصلی و مکمل نیز اسکار به هلن میرن، فورست ویتاکر، جنیفر هادسون و آلن آرکین تعلق گرفت.
شیرینی یک حقیقت تلخ
البته امسال فرش قرمز مهمانی هم از دنیای سیاست داشت. ال گور نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که به خاطر مستند حقیقت تلخ (An Inconvenient Truth) به سالن کداک تییتر آمده بود. این فیلم مستند که درباره گرم شدن کره زمین بود، توانست قلب سازندگانش را هم با بردن دو اسکار حسابی گرم کند! اسکار بهترین فیلم مستند و بهترین ترانه. ترانه ای به نام باید از خواب برخیزم (I Need to Wake Up) کاری از ملیسا اتریج (Melissa Lou Etheridge)
اما نه فقط برای مارتین اسکورسیزی بلکه برای آلمانیها هم امسال، سال اسکاری خوش یمنی بود. فلوریان هنکل فن دونرسمارک (Florian Graf Henckel von Donnersmarck) با فیلم زندگی دیگران (Das Leben der Anderen) توانست در بخش فیلمهای غیر انگلیسی زبان برنده جایزه اسکار شود. این برای سومین باری بود که اسکار به یک فیلم از کشور آلمان تعلق میگرفت.
اسکارافتخاری این دوره هم نصیب انیو موریکونه (Ennio Morricone) آهنگساز سرشناس ایتالیایی شد، آهنگسازی که شهرتش را مدیون موسیقی متنی است که برای فیلم وسترن خوب، بد، زشت اثر سرجیو لئونه ساخت.
جیمز باند بلوند
امسال دنیل کرگ (Daniel Craig)هنرپیشه جدید نقش جیمز باند، سال جدید را به خوبی شروع کرد. نامزد شدن در رشته بهترین هنرپیشه مرد درجشنواره فیلم انگلیس بافتا (BAFTA) به خاطر ایفای نقش مأمور ۰۰۷ در فیلم کازینو رویال هر چند با خودش جایزهای را برای او به همراه نداشت، اما با این حال توانست جواب قانع کنندهای برای منتقدان سرسخت او باشد.
این نامزدی برای کرگ که در ابتدا با اتهامات مختلفی نظیر موبور خسته کننده، بی نمک یا قد کوتاه روبرو بود، تأثیر بسزایی داشت، به طوری که او توانست برای ایفای نقش جیمز باند در ۴ فیلم آتی، قراردادی را امضا کند که او را ۴۳ میلیون یورو ثروتمند تر کرد.
نخل طلایی کن
اما بعد از اسکار و مرد شمشیر به دستش نوبت به اروپا و نخل طلایش میرسد. جشنواره فیلم کن که میزبان چهرههای معروف زیادی بود که شصتمین سال برپایی آن را جشن گرفتند. امسال در این جشنواره هیچ فیلمی از ایران حضور نداشت، اما مرجانه ستراپی نویسنده ایرانی مقیم فرانسه با انیمیشن خود، پرسپولیس توانست جایزه ویژه هیأت داوران را به دست آورد. نمایش فیلم پرسپولیس البته اعتراضهای فراوانی را هم از طرف ایران با خود به دنبال داشت.
مهمترین اتفاق کن اهدای نخل طلای بهترین فیلم است که امسال این نخل نصیب کریستین مونگیو (Cristian Mungiu) از کشور رومانی برای فیلم چهار ماه، سه هفته و دو روز شد. وقت تقسیم نخلهای طلا البته آلمانیها هم بی نصیب نماندند. فاتح آکین (Fatih Akin) کارگردان آلمانی ترک تبار توانست جایزه بهترین فیلمنامه را از آن خود کند. آکین با فیلم در آن سوی دیگر (Auf der anderen Seite) در جشنواره کن شرکت کرده بود.
ونیز، شهر قایق و شیر
جشنواره ونیز امسال هفتاد و پنج ساله شد و مثل هر پیش کسوت دیگری احترامش واجب! اما در جشن هفتاد و پنج سالگی ونیز، همانند شصت سالگی کن مهمانی از ایران حضور نداشت. به ازای آن اسم همسایه ایران، عراق بسیار شنیده می شد زیرا که مضمون دو فیلم از فیلمهای بخش مسابقه امسال جشنواره، مستقیماً به بحران عراق ارتباط پیدا میکردند. دره خدا ((In The Valley of Elah اثر پل هاگیس (Paul Haggis) و پنهان کاریRedacted) ) فیلمی از برایان دی پالما که پنهان کاری توانست شیر نقره ای را برای برایان دی پالما به همراه بیاورد.
کیت بلانشت و برد پیت نیز برنده جایزه بهترین هنرپیشه زن و بهترین هنرپیشه مرد شدند و شیرطلایی هم به آنگ لی کارگردان چینی رسید که با فیلم شهوت و احتیاط در ونیز حضور داشت.
علیرغم خالی بودن جای سینمای ایران در ونیز، یک ایرانی نقش مهمی را در جشنواره ایفا کرد؛ عباس کیارستمی که شیر طلایی ویژه هفتاد و پنجمین سالگرد جشنواره ونیز را به برناردو برتولوچی داد.
رقیب پایتخت نشین
امسال در دومین جشنواره فیلم رم برخلاف رقیب ونیزیش، فیلمی از ایران ساخت ابوالفضل جلیلی، کارگردان صاحب نام ایرانی به نام حافظ حضور داشت که در پایان نیز توانست جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کند. در این جشنواره در مجموه ۱۲۷ فیلم نمایش داده شد.
فرشهای قرمز گلدن گلاب
امسال هم همانند تمام سالهای دیگر در روزهای پایانی سال با اعلام شدن نامزدهای جوایز گلدن گلاب پرونده سینمایی سال ۲۰۰۷ رفته رفته بسته می شود. فیلم کفاره Antonement) ( با نامزدی در هفت رشته از بقیه فیلمها پیشی گرفته است. 13 ژانویه سال ۲۰۰۸ تاریخ پهن شدن فرشهای قرمز گلدن گلاب است.
نام:جانی جان کريستوفر دپ سوم
متولد ۹ ژوئن ۱۹۶۳ در اونزبورو واقع در کنتاکی امريکا
اسم مستعار:اقای بوگندو(البته به انتخاب خودش)
قد:۱۷۰ سانتی متر
پدر: مهندس
مادر:پيشخدمت
برادر:دی٬پی٬دپ
از سوی مجله امپاير به عنوان يکی از ۱۰۰ ستاره تاريخ سينما در سال ۱۹۹۵ شناخته شد.
دخترش از ازدواج با ونسا پارادايس که در ۲۷ می ۱۹۹۹ متولد شد.رز ملودی دپ نام دارد.
از سوی مجله امپاير مقام ۶۷ را در بين ۱۰۰ ستاره هميشگی سينما بدست اورد.
در سال ۹۶ از سوی مجله پیپل به عنوان يکی از ۵۰ مرد زيبای جهان انتخاب شد.
به خاطر تخريب يک اپارتمان در سال ۹۴ دستگير شد.
با شرلين فين٬ جنيفر گری و ويونا رايدر نامزد بود.
وقتی با ويونا رايدر سر صحنه فيلم ادوارد دست قيچی نامزد می کند winona forever را روی شانه اش خالکوبی می کند که پس از جدايی aوn را حذف می کند و جمله واينونا برای هميشه به wino forever تبديل ميشود.
در گروهی به نام THE KIDS نوازنده گيتار بود.
در فيلم شکلات در ۲۰۰۲ اهنگسازی کرد.
بين سالهای ۱۹۸۳تا ۱۹۸۵ با خواهر يکی از دوستانش در گروه موسيقیTHE KIDS ازدواج کرده بود.نام اين خانم که در گروه هم حضور داشت لوری ان اليسون بود.
در ۲۰۰۱ يکی ار ۲۰ چهره دنيای سرگرمی شناخته می شود.
در ويديو کلیپی سال ۹۱ تام پتی ظاهر می شود.نام کلیپ:در گسترده ای به غايت گشوده است.
هر دو فرزندش از پارادايس يعنی ليلی و جک از روی اسامی دو کاراکتر اصلی فيلم افسانه ساخت ۱۹۹۵ نامگذاری شده اند.
در تاريخ نامعلومی با همسرش ونسا پارادايس ازدواج می کند که تا به امروز دوام اورده.
همسرش ونسا پارادايس يک خواننده و نويسنده آهنگهای پرطرفدار در کشورش فرانسه است.و از او با عنوان بازيگر رويايی نام می برند.
دپ بابت بازی در هر قسمت سريا خيابان جامپ ۲۱ (۱۹۸۷) مبلغ ۴۵ هزار دلار دستمزد می گرفت.
معروف است هر ماه بيش هزار نامه از طرفدارانش دريافت می کند.
سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا يک شب زندانی شد.
به خاطر لباسهای جين پاره ای که می پوشد معروف است.
همچنان در هتل زندگی می کند و هيچ خانه و ماشينی ندارد.
در زمان نامزديش با واينو رايدر در اتاق يک هتل می کردند.
همسر اولش لوری ان در زمان ازدواج ۲۵ سال داشت در حالی که دپ ۲۰ ساله بود.
يک نيمه سرخپوست چروکی بود.
مدتی از طريق تلفن خودنويس می فروخت.
سال ۹۴ بخاطر تخريب يک هتل راهی زندان شد.
در سال ۲۰۰۲ بخاطر بازی در فيلم دزدان دريايی کارائيب موفق به دريافت جايزه بهترين بازيگر از سوی تماشاگران شد.
به گفته دپ يکی از بزرگترين اشتباهات او بازی در فيلم به دنبال ناکجااباد در سال ۲۰۰۴ می باشد.
رابرت دنيرو درباره او گفته:بدون جانی سينما چيزی کم داشت.
اولين فيلم:نقش گلين لانتر در فيلم کابوس خيابان الم ساخته وس کريون (۱۹۸۴)
سال ۹۷ فيلم شجاع را کاگردانی کرد که از نوشته های خودش بود.
از فيلمها:بنی و جون٬ مرد مرده٬ سربزنگاه٬ دنی براسکو٬ ترس و نفرت در لاس وگاس٬ اسلیپی هالوو٬دروازه نهم٬ روزی روزگاری در مکزيک٬ دزدان دريايی کارائيب٬ به دنبال ناکجا اباد و ......
اخرين فيلم پنجره مخفی٬باغ مخفی ۲۰۰۴
مهمترين نقش: ادوارد دست قيچی در فيلمی به همين نام ساخته تيم برتون در مقابل
واينونا رايدر (۱۹۹۰)
جمله معروف:در ۲۷ می ۱۹۹۹ هر انچه که انجام داده بودم يک جور خيال ياطل بوده وجود داشتن بدون زندگی کردن.
تولد دخترو بود که به من زندگی داد
بخشی از فيلم شناسی:
كابوس خيابان الم (1984)
استراحتگاه خصوصی (1985)
جوخه (1986)
سوز آرام (1986)
ادوارد دست قيچی (1990)
مرگ فردی: كابوس نهايی (1991)
روياپردازهای آمريكايی (1992)
چه كسی گيلبرت گريپ مي خورد؟ (1993)
ادوود (1994)
دون ژوان دو ماركو (1995)
لحظه ای از زمان (1995)
مرد مرده (1995)
شجاع (كارگردان، 1997)
ترس و نفرت در لاس وگاس (1997)
من عاشق لس آنجلسم (1997)
داني براسكو (1997)
دروازه نهم (1998)
اسليپی هالو (1999)
مارلو (2000)
شكلات (2000)
از جهنم (2001)
مردي كه گريست (2001)
كوكائين (2001)
روزی روزگاری در مكزيك (2001)
منابع:
*
*
|
گروهی از دانشمندان آمریکایی موفق شدند اولین ماشین افکار را توسعه دهند که توانایی تشخیص افکار جمع شده در تصاویر را دارد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه کرنگی ملون در پیتسبورگ آمریکا اولین و مهمترین گام رو به جلو در ساخت یک ماشین افکار واقعی را که تاکنون تنها در کتابهای علمی تخیلی دیده می شد برداشتند. این دانشمندان با کمک یک اسکنر و یک رایانه مخصوص روشی را برای کشف اینکه مغز به چه چیزی فکر می کند، پیدا کردند. در حقیقت با کمک این دستگاه دانشمندان موفق شدند فعالیتهای مناطقی از مغز را که با تصاویر این اشیاء و استفاده از آنها منطبق هستند شناسایی کنند. در این خصوص این پژوهشگران اظهار داشتند: "امیدواریم بتوانیم نه تنها افکار مرتبط با تصاویر را بخوانیم بلکه همچنین افکار متصل با کلمات و جملات را هم تشخیص دهیم." به اعتقاد این محققان که نتایج تحقیقات خود را در مجله علمی Plos One منتشر کرده اند، شناخت بهتر مکانیزمهای مغزی برپایه افکار می تواند در عرصه های مختلف مفید باشد. برای مثال این شناخت می تواند در پزشکی امیدهای جدیدی را در درک بهتر بیماریهای کمتر شناخته شده ای چون "اوتیسم" عرضه کند. |
|
سال 2008 در حالی آغاز شده است که به نطر می رسد فناوری های نوظهوری که قرار است در این سال شکوفا شوند عمدتا ایده های بنیادین دانشمندان در سالهای اخیر باشند که تاکنون در قالب مدلها خام و نوپا ارایه شده است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، شبکه خبری بی.بی.سی در گزارشی ویژه گسترش اینترنت را به عنوان یکی از زیربناهای اصولی توسعه فناوریهای نوظهور عنوان کرده است. اینترنت همچنان می تازد! گرچه کاربردهای موبایل رونق قابل توجهی یافته است اما همچنان موضوع اتصال به اینترنت مشغله ذهنی بزرگ محققان است. با این حال به نظر می رسد که در سال 2008 محققان تکنیکها و ابزار نوینی برای محو کردن مسئله آنلاین و آف لاین ارایه کنند. در 12 ماه آتی، طیف وسیعی از فناوریهایی ظهور خواهند کرد که تاثیر قابل توجهی بر شیوه زندگی کاربران اینترنتی خواهند داشت. موتور جستجوگر گوگل اخیرا از فناوری نوین Gears خبر داده و این درحالی است که Adobe نیز فناوری نوین Air و مایکروسافت نیز Silverlight را ارایه کرده اند. تمامی این فناوریها توانایی ویژه در استفاده از اینترنت و محتویات آن را داشته و امکان بهره برداری از آن در حالت آف لاین را فراهم می کنند. رایانه های شخصی با قابلیت حمل فوق العاده آسان به گزارش مهر، دانشمندان سالهاست در تلاش هستند تا با ارایه تجهیزات متعددی خلاء موجود میان رایانه های جیبی و لپ تاپهای مجهز و پیشرفته را پر کنند اما توفیقی حاصل نکرده بودند. اما در سال 2008 می توان به ارایه فناوری رایانه های شخصی با قابلیت حمل فوق العاده آسان امیدوار بود. جرقه های تولید این تجهیزات فوق مدرن در سال 2006 زده شد اما هیچ گاه به تولید انبوه نرسیدند که علت اصلی این موضوع قیمت بالای آنها و عمر بسیار کم باتریهای مناسب آنها بوده است. اما با پایان سال 2007 یک سری از محصولات جدید شروع به خودنمایی کردند که با استفاده از آنها امیدها برای ارایه رایانه های شخصی با قابلیت حمل فوق العاده آسان زنده شد. گفته می شود Asus EEE، لپ تاپی به قیمت 200 پوند که به اندازه یک کتاب hardback است نمودی از تحقق این ایده باشد.این محصول در تایوان تولید خواهد شد و پیش بینی می شود در سال 2008 میلیونها دستگاه از آن تولید شود. تلویزیون اینترنتی تلویزیون اینترنتی در سالهای اخیر به نوعی سرکوب شده است زیرا سرعت پهنای باند آنچنان سریع نبوده است که خدمات قابل توجهی برای راه اندازی تلویزیون اینترنتی ارایه شود. اما امروز بیش از نیمی از خانه های انگلیس از اینترنت با پهنای باند بهره می برند. در این فرآیند میانگین سرعت اینترنت 4 مگابیت در ثانیه عنوان شده است. البته این سرعت همچنان در حال افزایش است. در سال 2008 قرار است ADSL+2 نیز به دنیای آنلاین وارد شود و بدین ترتیب می توان انتظار داشت سرعت پهنای باند به 24 مگابیت بر ثانیه نیز برسد که در نتیجه تلویزیون پروتکول اینترنتی بیشتر و بیشتری راه اندازی خواهند شد. از جمهوری چک نیز خبرهای خوشی در این زمینه منتشر شده است. در کل پیش بینی می شود در سال 2008 ایده تلویزیون اینترتی تحقق عینی پیدا کند. وایمکس وایمکس فناوری بی سیمی است که پهنای باند با سرعت فوق العاده را در مسیرهای طولانی ارایه می کند. هم اکنون در آمریکا و با حضور شرکتهایی نظیر Sprint و Intel از این فناوری حمایت جدی می شود. برخی مناطق توسعه یافته جهان نظیر ابوجا در نیجریه نیز استفاده از این فناوری کاربردی و نوین را بررسی می کنند. این فناوری تاکنون وارد اروپا نشده است اما سال 2008 سال رونق جدی و جهانی این فناوری از جمله در قاره سبز خواهد بود. تلفن همراه اینترنتی فناوری تلفن همراه اینترنتی یا VoIP به کاربران این اجازه را می دهد تا مکالمات تلفنی ارزان از طریق اینترنت داشته باشند. گرچه برخی شرکتها نظیر Jajah و Truphone فناوری تلفن همراه اینترتی را بر روی تلفنهای همراه ارایه کرده اند اما این فناوری نوین هنوز نوپاست. با این حال کارشناسان معتقدند سال 2008 ، دوران جهش خیره کننده این فناوری باشد. در حالی که سال 2007 روبه پایان بود اپراتور شبکه ای 3 تلفن Skype را ارایه کرد که به کاربران این امکان را می دهد تا با استفاده از این فناوری تماسهای تلفنی داشته باشند. نوکیا نیز چهار مدل تلفنهای همراه خود را ارایه کرده است که قابلیت نصب این فناوری را دارند. |