تبليغاتX
گیلانیکا
گیلان شناسی، ایران شناسی، روانشناسی، اجتماعی، فرهنگ و ادب و هنر، تاریخی، دانستنی ها و...

کتاب شباهت های زندگی و شطرنج گری کاسپاروف

«گری کاسپاروف» قهرمان سابق شطرنج جهان کتابی درباره شباهت‌های زندگی و بازی شطرنج منتشر کرد. به گزارش ایبنا به نقل از گاردین، «کاسپاروف» که برای تبلیغ کتاب خود اکنون در لندن به سر می‌برد هدف از انتشار این کتاب را نه تنها آموزش نکاتی درباره زندگی، که راهی برای تشویق بیشتر جوانان به بازی شطرنج دانست.

وی درباره فواید این بازی فکری گفت: «شطرنج به احتمال زیاد تنها تفریح و رقابتی است که فراتر از طبقات اجتماعی، نژاد، تحصیلات، و توانایی‌های فیزیکی، جوانان و نوجوانان را از خیابان‌ها به سمت خود جذب کرده و با کنار گذاشتن خشونت‌ها، آن‌ها را وارد محیطی می‌کند که از سطح بالاتری از نظم و ادب بهره‌مند است.»

«چگونه زندگی از شطرنج تقلید می‌کند» عنوان کتاب «کاسپاروف» است که در آن قهرمان سابق شطرنج جهان به پرسش‌هایی درباره اهمیت استفاده از امکانات برای رسیدن به موفقیت در زندگی و یا الزام شکست برای پیروزی، با استفاده از قواعد بازی شطرنج پاسخ می‌گوید.

او برای مثال در یک مورد خاص در پاسخ به پرسشی که «کدام مهره را برای بازی ترجیح می‌دهید»، می‌گوید: «بهترین مهره، مهره‌ای است که در حال حاضر بیشتر از مهره‌های دیگر به کار می‌آید. در زندگی موقعیت‌هایی پیش می‌آید که شاید فکر کنید آن چه در اختیار دارید به کارتان نمی‌آید اما باید بدانید که اگر طالب پیروزی هستید باید از تمام امکاناتی که در دسترس شما هست [یعنی از تمام مهره‌ها] استفاده کنید.» «چگونه زندگی از شطرنج تقلید می‌کند» در 288 صفحه توسط انتشارات «ویلیام هاینمان» منتشر شده و از 5 آوریل (16 فروردین) روانه بازار شده است.

 

منبع: کتاب نیوز

 

مطلب مرتبط:

گری كاسپارف؛ قدرتمندترين شطرنج باز جهان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نمایی از روستای باستانی ماسوله

از:  امير پور احمد


شهرك تاريخي ماسوله در ضلع شرقي يكي از كوه های تالش و در فاصله ‪ ۶۵‬كيلومتري منتهي اليه جنوب غربي رشت مركز استان گيلان و در ‪ ۳۵‬كيلومتري غرب مركز شهرستان فومن و در تقاطع سه استان گيلان، زنجان و اردبيل قرار دارد.

وضع طبيعي ماسوله طوري است كه از سه جهت شمال، جنوب و مغرب به كوه تكيه داده است و از طرف شرق نيز براي دره‌اي زيبا سايه افكنده است.

شهرك ماسوله همانند پلكان نردبان مسافران را به كوچه‌هاي تنگ و باريك با سنگفرش‌هاي فرسوده هدايت مي‌كند.

در بازارش هرچه از صنايع دستي گيلان مثل "چموش"،"چاقو"،"وسايل دست ساخت فلزي"،" گليم " و "جاجيم" و خوراكي‌هاي شيرين و آب به دهان انداز اين قطعه از ايران زيبا، مثل "حلواي شيرين مخصوص عيد نوروز" دست ساخت زنان ماسوله، "حلواي گنجدي" ، "كلوچه بامزه فومن" و "نان روغني" بخواهي تهيه مي كني تا مزه‌اش را هميشه زير زبانت و يادگاري‌هاي ماسوله را در منزلت و درروزهايي كه پس از مشغله‌هاي فراوان زندگي به كانون گرم خانواده برمي گردي ببيني و احساسش كني.

مساحت اين شهرك تاريخي در حدود ‪ ۱۶۰‬هزار متر مربع است و خانه‌هاي آن طوري در دامن و حصار كوه در كنار رودخانه‌اي بنام"ماسوله رودخان" ساخته شده كه بصورت پلكاني به طرف شمال كشيده شده است.

در كوچكترين شهر گيلان"ماسوله" پنجره‌هاي منبت كاري با گل‌هاي شمعداني و قله كوه، مسافران، گردشگران و رهگذران را بخود مي‌خواند.

خانه‌هاي اين شهرك قديمي در قلب كوهستان بگونه‌اي آرميده‌اند كه پشت بام هر خانه حياط خانه بالاتر و محل رفت و آمد مسافران و سياحان است.

مردم خوب ماسوله كه از اقوام گيل و تالش هستند با زبان"ماسوله تالشي" ميزبان بسيار خوبي هستند.

بازديد سالانه بيش از يك ميليون و ‪ ۵۰۰‬هزار نفر ، گردشگر و مسافر داخلي و خارجي از اين شهرك تاريخي بر اين مدعا صدق مي‌گذارد.

ماسوله كه در گذشته آن را به نام‌هايي همچون "خورتاب"،"خانی ماسالار" و "بيشه البقره خزل دره" مي‌خواندنش ، در فصول مختلف سال آب و هوايي مناسب و خصوصا در بهار و تابستان آب و هوايش فوق‌العاده بي‌نظير است.

اين شهرك تاريخي، نماينده آثار تاريخي ايران بزرگ در طرح ميراث فرهنگي و گردشگري سازمان يونسكو در بين هشت كشور آسياي ميانه و هيماليا است.

 روستای تاريخی ماسوله با ‪ ۷۶۶‬نفر جمعيت در ‪ ۳۵‬كيلومتري جنوب غربي مركز شهرستان فومن و ‪ ۶۵‬كيلومتري رشت مركز استان گيلان واقع شده است.

 

عکس هایی از روستای تاریخی ماسوله

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس شهر لنگرود

عکسی از شهر لنگرود در عصر روز چهارشنبه، ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۶ خورشیدی- هوا ابری

مطلب مرتبط:

عکس هایی از لنگرود؛ شهر هزار خاطره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نتایج پژوهش های دانشمندان آمریکایی نشان می دهد که حتی دیدن شیرینی و شکلات موجب می شود که مغز مغشوش شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه "نورث وسترن" در شیکاگو با استفاده از رزونانس مغناطیسی توانستند واکنش مغز به دیدن شیرینی و شکلات را مشاهده و کشف کنند که مغز تنها با دیدن شیرینی دچار آشفتگی می شود.

این محققان که نتایج تحقیات خود را در مجله Cerebral Cortex منتشر کرده اند در این خصوص توضیح دادند که واکنش مغز در مقابل شیرینی، بسیار زودتر از اینکه فرد شیرینی را بخورد آغاز می شود.

این تیم تحقیقاتی برای داوطلبان دو آزمایش را تجویز کردند. در آزمایش اول از داوطلبان خواسته شد که بلافاصله پس از خوردن میزان زیادی شرینی حلقه ای، یک کیک خامه ای بخورند و برای گروه دوم تجویز شد که کیک خامه ای را به فاصله 8 ساعت از شیرینی حلقه ای بخورند.

این درحالی بود که به هر دو گروه تصاویری از شیرینی و کیک خامه ای که با پرتغال تزئین شده بودند، نشان داده شد و به طور همزمان رزونانس مغناطیسی از مغز آنها تصویربرداری می کرد.

در این آزمایش مشخص شد که پس از خوردن شیرینی، مغز تنها یک واکنش ساده را نشان می داد و هیچ ویژگی جالبی در این واکنش وجود ندارد.

اما فعالیت مغزی در زمان مشاهده تصویر شیرینی پس از خوردن آن و در 8 ساعت فاصله بین خوردن دو نوع شیرینی، بسیار جالب توجه بود.

در حقیقت در مغز گروه دوم دو فضا روشن شد. فضای اول "مغز کناری" یا "اولیه" نام دارد که با نگاه به غذا در داوطلبان فعال شد و بلافاصله پس از آن مکانیزمهای منطقه "توجه فضایی" عمل کردند که نشان دهنده میزان دقت و توجه شرکت کنندگان به شیرینیها بود.

در این خصوص این محققان اظهار داشتند: "در مغز ما سیستم پیچیده ای وجود دارد که می تواند از بین هزاران شئی که در محیط پیرامون ما قرار دارند، تنها روی بعضی از آنها توجه کند و به نیازهای ما پاسخ رضایت بخشی بدهد. برای مثال، توجه به غذا اگر ما احساس گرسنگی داشته باشیم، اما نکته قابل توجه در این مورد این است که پیروزی شیرینیها در رقابت با سایر غذاها بیشتر است و در واقع شیرینی توانایی افزایش فعالیت شدید مغز را دارد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

دانشمندان انگلیسی پس از انجام 27 سال تحقیقات نشان دادند که آسپرین می تواند خطر توسعه تومور سینه را کاهش دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان بیمارستان "گای" لندن که نتایج 27 سال تحقیقات خود را در تازه ترین شماره  International Journal of Clinical Practice منتشر کرده اند، نشان دادند که داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (Fans) مثل آسپرین می توانند خطر ابتلا به سرطان سینه را تا 20 درصد کاهش دهند.

به گفته این دانشمندان داروهای "فانس" می توانند نه تنها در پیشگیری از سرطان سینه نقش مهمی ایفا کنند، بلکه می توانند به عنوان درمان برای زنانی که این نوع تومور را توسعه داده اند، در کنار داروهای هورمونی مورد استفاده قرار گیرند.

این محققان در 21 تحقیق که روی 37 هزار زن از سال 1980 تا 2007 انجام دادند به متدها و نتایج مختلفی در این خصوص دست یافتند.

دانشمندان انگلیسی دراین باره توضیح دادند: "بعضی از این بررسی ها ارتباطی را میان استفاده از داروهای "فانس" و کاهش سرطان سینه نشان نمی داد در حالی که تحقیقات جدیدتر نشان می دهند که تنها آسپرین می تواند یک کاهش 20 درصدی خطر ابتلا را نشان دهد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

سيد محمود اريب " عكاس گيلانی برگزيده جشنواره بين‌المللي عكس صربستان در بخش سياه و سفيد با موضوع آزاد شد.

رئيس روابط عمومي حوزه هنري گيلان گفت: در فستيوال يادشده كه در روزهاي اخير برگزار شد، يكهزار و ‪ ۲۰۰‬عكاس از ‪ ۳۰‬كشور جهان شركت داشتند.

" محمداسماعيل حبيبي " روز چهارشنبه در گفت و گو باخبرنگار ايرناافزود:
از بين عكس هاي يادشده يكصد عكس در دو بخش سياه و سفيد و رنگي به مسابقه راه يافتند.

اريب، جايزه بهترين عكس سال ‪ ۲۰۰۶‬ميلادي جامعه منتقدان انجمن عكاسان آمريكا را نيز از آن خود كرد.

 

سال گذشته ميلادي هيات داوران بين‌المللي انجمن عكاسان آمريكا(‪ (ISP‬جام نقره و جايزه دوم اين هيات را به عكس "عزا" (‪ (mouming‬اين عكاس ايراني اختصاص داده بود.

در متن اين جايزه آمده بود، " به پاس اجراي هنرمندانه و نگاه منحصر به فرد در هنر عكاسي از ميان آثار باارزش ارسالي،اثر شما شايسته دريافت مدال بهترين عكس جامعه منتقدان بين‌المللي انجمن عكاسان آمريكا تشخيص داده شد." اريب ، نخستين ايراني دريافت‌كننده جايزه از اين انجمن است.

وي ، همچنين برنده جشنواره فرهنگ و صنعت تركيه نيز بوده است.

حامد اريب، متولد سال ‪ ۱۳۵۸‬در شهرستان رشت است ، وي ‪ ۱۲‬سال سابقه حرفه اي در كار عكس و همچنين تهيه‌كننده و كارگردان تلويزيوني است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

سایت زیر در مورد دستور معرفی و دستور آشپزی غذاهای بومی گیلان را ختما دیدن نمایید

آشپزی گیلکی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس هایی از رشت و رامسر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس خیابان سعدی رشت

عکسی از خیابان سعدی رشت در سال ۱۳۱۴ خورشیدی

عکس هایی از شهر رشت قدیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

سرخ ولیک ( میارخ؛ مرخ؛ کومار؛ سی مر ) با نام علمی  Crataegus laevigata

سرخ ولیک که در گویش گیلکی به نام های " میارَخ؛ مِـرَخ؛ کومار؛ سی مِـر " نامیده می شود، درخت یا درختچه ای است با شاخه های خاکستری و تیغدار و برگ های متناوب چرمی و دندانه دار.

گل های آن به رنگ سفید متمایل به صورتی و به شکل خوشه ای هستند.

میوه ی سرخ ولیک، سته ی چند هسته ای و تخم مرغی شکل و قرمز رنگ است که بقایای کاسبرگ ها و دو تا سه کلاله روی آن دیده می شود.

نام علمی سرخ ولیک در زبان یونانی به معنای قوی است و در گذشته چوب مقاوم آن برای ساخت اسحله به کار می رفت.

میوه رسیده ی  این درخت ، شبیه زالزالک و خوراکی و زمان برداشت آن در جنگل های شمال در فصل پاییز می باشد.

منبع: گیاهان دارویی / نوشته ژان ولاگ و ژیری استودولا / مترجم: ساعد زمان/ انتشارات ققنوس

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

  • دونده

دانشمندان آلمانی در بررسی های خود کشف کردند که دویدن نه تنها موجب سلامتی فیزیک بدن می شود بلکه در مغز نیز شادی ایجاد می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه مونیخ و دانشگاه بن که نتایج یافته های خود را در تازه ترین شماره مجله Cerebral Cortex منتشر کرده اند، نشان دادند که دویدن به مدت طولانی موجب می شود که مغز "اندروفین" تولید کند. "اندروفین" یک داروی طبیعی است که احساس شادی و خوشایندی را ایجاد می کند.

این دانشمندان با کمک پرتونگاری مقطعی با انتشار پوزیترون(Pet)  از مغز 10 دونده حرفه ای دو ساعت قبل و بعد از دویدن تصویربرداری و گیرنده های "اوپیود" را کنترل کردند. گیرنده های "اوپیود" زمانی که بدن "اندروفین" تولید می کند فعال می شوند.

در این خصوص این دانشمندان توضیح دادند: "نتایج این تحقیقات نشان داد که پس از دویدن طولانی مدت، میزان زیادی اندروفین در مغز تولید می شود.

به اعتقاد این تیم تحقیقاتی، این کشف می تواند توضیح دهد که چرا در پی هر فعالیت فیزیکی، افراد دچار یک حالت شادی می شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

گروهی از پژوهشگران آمریکایی کشف کردند که پروانه ها می توانند دوران کرمی شکل بودن خود را به خاطر آورند.

به گزارش خبرگزاری مهر، تبدیل نوزاد کرمی شکل به پروانه بالغ یک فرایند ریخت شناسی است که نه تنها منجر به تغییر شکل بدن می شود، بلکه سبک زندگی، رژیم غذایی و تواناییهای حسی حشره را نیز تغییر می دهد. به طوری که یک ضرب المثل قدیمی می گوید: نوزاد کرمی شکل پایان دنیا و بقیه دنیا خود پروانه است.

از سال ها قبل محققان زیادی این فرضیه را مطرح کرده بودند که پروانه بالغ در زمان بزرگسالی می تواند حافظه و میزان آگاهی در مرحله کرمی شکل بودن خود را به خاطر آورد.

اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه "جورج تاون" که نتایج یافته های خود را در مجله PLoS ONE منتشر کرده اند، نشان دادند که پروانه به طور شگفت انگیزی می تواند خاطرات مربوط به دوران کرمی شکل بودن خود را به خاطر آورد.

این دانشمندان بعضی از نمونه های نوزاد کرمی شکل پروانه Manduca sexta که به "کرم تنباکو" معروف است را با یک منبع معطر که به محض نزدیک شدن نوزاد کرمی شکل به آن یک شوک الکتریکی ضعیف وارد می کرد، تحریک کردند.

سپس زمانی که نوزاد کرمی شکل تبدیل به یک پروانه بالغ شد، دوباره این منبع معطر را در معرض پروانه گذاشتند و مشاهده کردند که پروانه حتی به این منبع نزدیک هم نشد، درحالی که پروانه های گروه کنترل که در دوران کرمی شکل بودن با ویژگی این ماده معطر آشنا نبودند به محل بو جذب شدند.

به این ترتیب نتایج این آزمایش نشان می دهد که حافظه پروانه در دوره تکامل این حشره به منظور مبارزه بهتر با خطرات پیرامون خود شکل گرفته است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

 

The peak Soomamoos is part of the Alborz mountain range in the North of Iran. The peak of the Soomamoos extend through the  provinces of Gilan and Mazandaran.

Soomamoos Peak,  has an elevation of 3720 m  and it is the tallest summit in Gilan province.

This view of the Soomamoos is from Amlash city, in Gilan province.
 

 

عکسی از قله سماموس از شالیزارهای زربیجار املش

نمایی از قله سماموس

عکسی از قله سماموس از روستای کهنه گوراب املش در سایت ترک ارث از داوود خانی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

حصیربافی گیلان

حصيربافی در گيلان، هنر و صنعتي است كه توانسته در عصر جهاني شدن جاي خود را در ميان طرح‌هاي مدرن امروز باز كند.

براي صنايع دستي گيلان آغازي نمي‌توان تعيين كرد، اما به احتمال زياد نخستين دست ساخته‌هاي گيلانيان نيز مانند ساكنان ساير نقاط از سنگ و استخوان حيوانات بوده و شايد همزمان با آنها وسايلي نيز از پوست و پشم حيوانات تهيه مي‌شده است.

كمترين فاصله ما با آن دوران حدود ‪ ۱۲‬هزار سال است كه مربوط به عصر حجر مياني است.

سبدبافي و حصيربافي به عقيده بسياري از محققان، پس از سنگتراشي قديمي ترين هنر و صنعتي است كه انسان با آن آشنايي حاصل كرده، و همچنين اين هنر منشا بسياري از صنايع دستي ديگر از جمله پارچه‌بافي، گليم‌بافي، بامبوبافي، سفالگري و كوزه‌گري است.

به گفته برخي از محققان، بافتن گليم و قالي و انواع پارچه‌ها از روي سبد بافي و حصيربافي اقتباس شده است و قديمي‌ترين نمونه دستباف به حدود شش هزار سال قبل تعلق دارد.

به گزارش ايرنا، حصيرهاي ساخت گيلان و ساير نواحي شمال ايران طرح‌هاي هندسي دارند كه از بافت ني طبيعي يك رنگ پديد مي‌آيند.

حصيربافي و سبدبافي از صنايع دستي و خانگي بسيار رايج در استان گيلان است و توليد انواع سبدها و حصيرها در اكثر نقاط اين استان رواج دارد.

حصير در اندازه‌ها و شكلهاي مختلف بافته مي‌شودو مصارف گوناگوني چون زنبيل، كلاه، سفره، سبد، آبكش و زيرداغي حصيري است كه تقريبا در تمام منازل گيلاني يافت مي‌شود.

بارزترين اثر حصيري گيلان " كلاه آفتابي " است كه بدون استثنا در هرگوشه خاك كشور عزيزمان به محض نمايان شدن تداعي‌گر شاليزارهاي سبز شمال است كه پهنه عظيمي از شاليزار را باعطر برنج را در ذهن هموطنان تداعي مي‌كند.

همچنين اين كلاه مشخصه‌ايست براي تشخيص خودروهايي كه براي سفر به شمال كشور گيلان آمده‌اند، چراكه معمولا يا بر سر مسافران قرار گرفته و يا بر جلوي خودروها خودنمايي مي‌كند.

و امروز همين هنرصنعت توانسته است در ميان رقابت جهاني خود را به عنوان طرحي مدرن در ليست ديزاينرهاي (طراح دكوراسيون) معروف امروزي در جاي جاي جهان به نقش بكشد.

سبدي حصيري كه در آشپزخانه‌اي مدرن در كنار ماشين لباسشويي خودنمايي مي‌كند، حصيري كه با پارچه‌هاي رنگي كلاف شده و در كف بالكني در طبقه‌هاي فوقاني برج (پنت هاوس) در ميان مبلمان رنگي زيبا نقش شده، پادري‌هاي حصيري زيبا، زيربشقابي‌هايي كه بر روي ميزهاي نهارخوري ‪ ۱۸‬نفره پهن شده، گلداني حصيري با ني‌هاي خيزران در گوشه‌اي از سرويس‌هاي بهداشتي، شمعهايي در قالب حصير و همه و همه نشانگر قدرت و زيبايي اين هنرصنعت زنده و پر روح است.

خمام، گلشن، جفرود، غازيان، بندرانزلي و روستاهاي اطراف آن نقاطي هستند در گيلان كه از نظر توليد حصيرهاي زيبا و مرغوب شهرت بيشتري دارند.

بافته‌هاي آفتابي رنگ حصيرگيلان در انتظار مسافران نوروزي هستند تابه رسم هديه سوغاتي باشندبراي كساني كه‌نتوانستند سفري هرچند كوتاه به شاليزارها، باغ‌هاي چاي ، رودخانه‌هاي پر طراوت ، دريايي آبي و جنگل‌هاي مخملين اين استان داشته و بارانهاي پودري و نقره‌اي آن را تجربه نمايند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

جاذبه‌هاي گردشگري گيلان براي ساختن خاطراتي خوش، در ليست سفر بسياري از مسافران نوروزي جاي گرفته است.

جغرافياي دلپذير گيلان مجموعه‌اي است بي‌بديل از شاهكارها و مواهب خدادادي از جمله درياي هميشه آبي خزر با كرانه‌هاي دل‌انگيز، جلگه‌ها، كوهپايه‌هاي جنگلي با گستره سبز شاليزارهاي برنج، عطر خوش مخمل سبز بوته‌هاي چاي، ييلاقات مصفا و رودخانه‌هايي زلال و پر پيچ و خم كه شايد در خارج از اين استان تنها بتوان همه اين "بهشت چشم " را تنها در رويا تصور كرد.

از سوي ديگر سيماي ميراث فرهنگي اين سرزمين به عنوان مامن اقوام آريايي از بزرگترين گاهواره تمدن و فرهنگ هزارساله بشري است كه همچنان داراي آثارارزشمند تاريخي، فرهنگي برجاي مانده از گذشتگان، هنرهاي سنتي و صنايع دستي با قدمت هزارساله است.

امروز شايد كمتر ايراني و يا شايد هم كمتر گردشگر خارجي را بتوان سراغ گرفت كه نام برخي از جاذبه‌هاي طبيعي و گردشگري گيلان چون شهرك تاريخي و باستاني ماسوله، تپه‌هاو جام مارليك ، تالاب بين‌المللي بندرانزلي و يا قلعه رودخان را نشنيده باشد.

جاذبه‌هاي گردشگري اين استان آنقدر بسيار است كه تقريبا جايي نيست كه براي يك مسافر خالي ازلطف و جذابيت باشد، اما با اين همه ‪ ۶۰‬نقطه گردشگري استان به صورت رسمي معرفي شده است.

سه نوع انگيزه،عامل اصلي براي تغيير موقت محل اقامت و اقدام به سفرهاي كوتاه مدت يا طولاني است.

انگيزه‌هاي ديني مذهبي، تفريحي ، كنجكاوانه و جستجو گرانه براي پاسخ به علايق گوناگون انگيزه‌هاي يادشده را تشكيل مي‌دهند كه خوشبختانه گيلان استاني است كه از تمامي آنها برخوردار است.

به گزارش ايرنا، شاليزارهاي برنج، خانه‌هاي روستايي با سقفهاي پوشيده از شالي، بازارهاي هفتگي، صنايع دستي منحصر به فرد، لباس‌هاي محلي، دريا و سواحل آن ، باغات چاي و زيتون، ابنيه‌هاي تاريخي، بقعه‌امامزاده‌ها، آرامگاه شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي، موزه و آثار باستاني بهانه ايست تا گردشگر را به سوي خود فراخواند.

بارگاه رفيع سيدجلال‌الدين اشرف برادر امام رضا (ع )در آستانه اشرفيه ، خواهر امام رضا و داناي علي در رشت، امام‌زاده هاشم در جاده رشت - تهران، شاهزاده ابراهيم در شفت از مهم‌ترين مكانهاي مذهبي استان گيلان است كه هر ساله پذيراي هزاران زائر بومي و غير بومي است.

همچنين بازديد از آرامگاه ميرزا كوچك جنگلي در رشت ، آرامگاه دكتر معين در آستانه اشرفيه، بقعه شيخ زاهد در لاهيجان، بقعه متبركه سبزقبا، امام زاده ميرزا و پير جلودار در فومن، بقعه شيخ تاج‌الدين محمود خيري، مرقد مطهر امام زاده سيد قاسم (ع) و سيد ابراهيم (ع) در آستارا، بقعه بي‌بي حوريه در انزلي و بقعه شاه شهيدان در سياهكل اماكن متبرك و ديدني مناسبي براي گردشگران است كه قصد عزيمت به استان هميشه سبز گيلان را دارند.

مناره آجري گسگر، پل خشتي، غار نارنج پره تنيان شهرستان صومعه سرا، برج تاريخي ميل، غار لياروي املش ، قلعه ليسار ، دو كاخ قشلاقي و ييلاقي نصراله خان سردار امجد، حمام قديمي آق‌اولر شهرستان تالش ، پل خشتي ، مقبره كاشف السلطنه باني چاي ، كوه بيجار، موزه چاي، حمام گلشن، كاروانسراي تي‌تي، كاروانسرا و غار شيخانور شهرستان لاهيجان، آتشفشان درفك، تپه باستاني مارليك، پل خشتي و تپه گلشني شهرستان رودبار، عمارت شهرداري، ساختمان پست ، عمارت كلاه فرنگي، باغ محتشم، كتابخانه ملي، موزه، استخر طبيعي عينك و حمام پيرسرا شهرستان رشت ، كاخ ميان پشته ، فانوس دريايي ، موج شكن و برج ساعت شهرستان‌انزلي گوشه‌اي از بناهاي تاريخي و ديدني استان گيلان است كه هر ساله هزاران نفر گردشگر ايراني خارجي براي بازديد از اين مناطق به استان گيلان سفر مي‌كنند.

به‌گزارش ايرنا، استان گيلان علاوه بر آثار تاريخي و مذهبي داراي ‪ ۵۶۵‬هزار هكتار جنگل و ‪ ۲۲۴‬هزارهكتار مرتع طبيعي است كه مانندكمربندي سبز از سواحل چابكسر شروع و تا سواحل آستارا امتداد دارد.

وجود تالابهاي مانند تالاب خطيب گوران و كهنه گوراب فومن، مرداب بندر كياشهر، مرداب استيل آستارا، تالاب بين‌المللي انزلي توقفگاه و پناهگاه هزاران پرنده زيباو رنگارنگ دريايي و قوهاي سپيد، تالاب زيباي اميركلايه لاهيجان باانواع پرندگان دريايي، آبشار پره‌سره هشتپر، تالاب زيباي زربيجار با پوشش گياهي مردابي زيستگاه پرندگان مهاجر املش ، تالاب سياه درويشان و نرگستان صومعه سرا مانند طاووسي زيبا پرهاي افسونگر خود را براي پذيرايي از مسافران گسترده است.

تمامي اين جاذبه‌ها و ديگر جاذبه‌هاي گيلان ، اين استان را در رديف چهار استان اول گردشگري كشور مطرح نموده است.

مردم گيلان آماده پذيرايي از ميهمانان نوروزي خود هستند و از مسوولان نيز مي‌خواهند تا شرايط را به نحوي فراهم نمايند تا خاطراتي شيرين در ذهن گردشگراني كه گيلان را به عنوان مقصد سفر انتخاب نموده‌اند نقش بندد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

الکساندر گراهام بل

الکساندر گراهام بل در حال صحبت با تلفن

 سوم مارس مصادف با سالروز 160 سالگی مردی است که توانست با اختراع خود تحولی بزرگ در تاریخ مراودات بشری ایجاد کرده و آغازگر فصلی نو در نوع برقراری ارتباط انسانها باشد. الکساندر گراهام بل قرن 19 مردی است که با اختراع خود بسیاری از فناوریهای اطلاعات و ارتباطات قرن 21 را بنیان نهاد.

به گزارش خبرگزاری مهر، تمام کاربران گوگل،  سوم مارس - در لوگوی بزرگت رین موتور جستجوی دنیا تصویر مردی را مشاهده کردند که یک تلفن قدیمی را در کنار گوش خود قرار داده است. در حقیقت انتخاب این لوگو از سوی گوگل به پاس ارج نهادن به خدمت بسیار بزرگی است که بل به جامعه بشری کرد. خدمتی که منشاء عصر ارتباطات دنیای هزاره سوم است.

الکساندر گراهام بل، مخترع و دانشمند اسکاتلندی در سوم مارس 1848 در ادیمبرا (اسکاتلند) متولد و در دوم آگوست 1922 در بادیک (کانادا) در گذشت.

سالها است که بل به عنوان مخترع تلفن شناخته می شود اما در ژوئن سال 2002 پارلمان آمریکا سندی را به تصویب رساند که براساس آن الکساندر گراهام بل، مخترع تلفن نیست و در عوض "آنتونیو مئوچی" مخترع واقعی آن است.

نام واقعی که در ادیمبرا برای "بل" به ثبت رسیده است، الکساندر بل است که بعدها خود وی به دلیل علاقه ای که به "الکساندر گراهام" یکی از دوستان خانوادگیشان داشت نام خود را به "الکساندر گراهام بل" تغییر داد.

بیشتر اعضای خانواده بل به تدریس فن بیان مشغول بودند به طوری که پدر پدربزرگش در لندن، عمویش در دوبلین و پدرش الکساندر ملویل بل در ادیمبرا به تدریس این علم می پرداختند.

بل در مدرسه عالی سلطنتی ادیمبرا تحصیل کرد و در سن 13 سالگی از این مدرسه دیپلم گرفت. در 16 سالگی به عنوان "جوانترین معلم" در رشته های فن بیان و موسیقی در آکادمی "وستون هاوس" در "مورای" اسکاتلند مشغول به کار شد. یکسال بعد به دانشگاه ادیمبرا راه یافت و خیلی زود به دانشگاه کالج لندن رفته و از آنجا لیسانس گرفت.

در سال 1870 در سن 23 سالگی به همراه خانواده اش به کانادا مهاجرت و در "برانتفورد" اقامت کرد.

پیش از ترک اسکاتلند، بل علاقه بسیاری به تلفن پیدا کرده بود و بنابراین در کانادا علاقه خود را در اختراع این ماشین ویژه مخابرات دنبال کرد.

دراین زمان پیانویی را اختراع کرد که توانایی ارسال موسیقی را به صورت سیگنالهای الکتریکی به دستگاه خاصی که با فاصله از پیانو قرار می گرفت داشت.

در سال 1873 به همراه پدرش به مونترال رفت و در آنجا به تدریس فنون برقراری ارتباط به افراد "کر و لال" پرداخت.

سپس به بوستون آمریکا رفت و در دانشگاه بوستون تحقیقات خود را در عرصه اختراع تلفن ادامه داد. به این ترتیب توانست تلفنی را اختراع کند که نه تنها توانایی ارسال نتهای موسیقی را داشت، بلکه می توانست واژگان را هم منتقل کند. بل با کمک حامی مالی آمریکایی خود توانست در 17 مارس 1876 شماره ثبت 174.465 برای حفظ "متد و روش ارسال صدا به دستگاههای دیگر تلفنی" را دریافت کند.

در سندی که در پارلمان آمریکا در اثبات اینکه "آنتونیو مئوچی" مخترع تلفن است، به تصویب رسید آمده است: "آنتونیو مئوچی" که پول کافی برای ثبت اختراع خود (تلفن) را نداشت، توانست در سال 1871 تنها یک حق انحصاری موقت به دست آورد که باید هر سال آن را با پرداخت 10 دلار تمدید می کرد اما وی توانست هزینه تمدید ثبت این اختراع را تنها تا سال 1973 پرداخت کند."

پس از ثبت امتیاز اختراع تلفن، الکساندر گراهام بل آزمایشات خود را در عرصه ارتباطات ادامه داد و دستگاه فرستنده "فتوفونیک صدا با اشعه نوری" را اختراع کرد. این دستگاه اساس سیستمهای مدرن برپایه فیبرهای نوری است.

وی همچنین در عرصه پزشکی نیز فعالیتهایی را انجام داد و تکنیکهایی را برای آموزش حرف زدن ناشنوایان ابداع کرد.

در مجموع 18 اختراع به نام بل به ثبت رسیده است که به تنهایی به نتایج آنها دست یافته و 12 اختراع نیز با همکاری دیگران از وی باقی مانده است.

در سال 1882 تابعیت رسمی آمریکا را گرفت و در سال 1888 یکی از بنیانگذاران "انجمن National Geographic" و دومین رئیس این انجمن شد.

بل در 11 جولای 1877 با "مبل هوبارد" که یکی از دانشجویان کرولال بل در دانشگاه بوستون بود، ازدواج کرد. نام بل در میان 100 مرد بزرگ انگلیس، 100 مرد بزرگ آمریکا و 10 مرد اول کانادا به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

در روز ۲۴ فوریه، در سالن "کداک تیه‌تر" شهر لس‌آنجلس، اسکار هشتادمین سالگرد تولدش را جشن خواهد گرفت. عمر هشتاد ساله زمان کوتاهی برای تجربه کردن لحظه‌های مختلف نیست. چه تلخ و چه شیرین یا حتی منحصر به فرد

به دنیا آمدن بچه‌ها در بیشتر مواقع با ذوق و شوق والدینشان همراه است و بیشتر آن‌ها هم از ماه‌ها پیش از تولد، اسم بچه‌هایشان را انتخاب می‌کنند. اسکار، این پسر چهارکیلویی، با احتساب امسال جمعاً هشتاد سالی هست که به دنیا آمده. اما از خوش‌شانسی‌ یا شاید هم بد شانسی‌اش در هنگام تولد هنوز هیچ کس برایش اسمی انتخاب نکرده بود و تا چند سال به قول معروف با همان اسم شناسنامه‌اییش یعنی "جایزه قدردانی آکادمی" شناخته می‌شد.

 

اما بنا بر روایات و حکایات نقل شده، به احتمال زیاد اولین کسی که باعث و بانی اسم‌ دار شدن این مرد طلایی شده کتابدار آکادمی خانم مارگارت هریک (Margaret Herrick) بوده که وقتی برای اولین بار چشمش به نوزاد افتاده با صدای بلند و پیروزمندانه‌ای اعلام کرده: " وای! این که شکل عمو اسکار من می‌ماند!!!" و این ابراز هیجان آن‌قدر قوی بوده که درجا اسم "اسکار" را برای این مجسمه ۳۵ سانتی‌متری انتخاب کردند.

 

خب طبیعی است که در این بین همیشه سروکله مدعیان دیگری هم پیدا می‌شود. بتی دیویس (Bette Davis)، هنرپیشه آمریکایی یکی از آن‌ها بوده که نقل می‌شود، در هر محفلی که حضور داشته، دائماً بر این نکته تأکید می‌کرده که این مجسمه او را به یاد همسر اولش، "هارمون اسکار نلسون" می‌اندازد.

 

از قهر تا قال

 

این یک اشتباه است اگر یک وقت گول قیافه مظلوم نمای اسکار را بخورید، چون‌ که اسکار دو بهم زن بوده است. داستان از این قرار است که در سال ۱۹۴۲در قسمت انتخاب بهترین هنرپیشه زن، دو خواهر کاندید دریافت جایزه شدند. اولیویا دو هاویلان (Olivia de Havilland) برای فیلم ‌دروازه طلایی و جوئن فونتین (Joan Fontaine) برای بازی در فیلم مظنون ساخته آلفرد هیچکاک. در شب اهدای جوایز، برنده اسکار خواهر جوان‌تر یعنی جوئن فونتین شناخته می‌شود و نقل است که می‌گویند او در هنگام رفتن بر روی سن برای دریافت جایزه‌اش، تبریکات رقیب، یعنی خواهر بزرگتر را تحویل نگرفته و همین دلیلی شده تا این دو، تا آخر عمر با هم حرف نزنند!

 

اما جدا از دو بهم‌ زنی، اسکار گاهی اوقات ترسو هم بوده است. مثلاً در سال ۱۹۷۲ در بحبوحه جنگ ویتنام، از ترس سخنرانی تشکر جین فوندا که طرفدار گروههای چپ بود و احتمال می دادند که برنده اسکار شود، مسولین آکادمی تصمیم گرفتند که او را به مراسم دعوت نکنند. دست بر قضا جین فوندا اسکار بهترین هنرپیشه آن سال را هم برای بازی در فیلم کلوت (klute) به دست آورد.

 

البته درست گفته‌اند که با هر دست که بدهید با همان دست هم  پس می‌گیرید! اگر مسئولین اسکار جین‌ فوندا را قال گذاشتند، در عوض از مارلون براندو به طرز ماهرانه‌ای رو دست خوردند! بازی در نقش معروفترین سر دسته مافیای سینما یعنی دن کورلئونه در فیلم پر آوازه "پدر خوانده" جایزه اسکار بهترین هنرپیشه را در سال  ۱۹۷۳ برای مارلون براندو به همراه داشت.

 

قیافه مسئولین آکادمی به طور قطع خیلی تماشایی بوده، وقتی که مشاهده کردند به جای مارلون براندو، ساشین پر کوچک، یک دختر سرخپوست به روی صحنه آمد و دریافت این جایزه را از طرف براندو رد کرد. البته براندو از ساشین پر کوچک خواسته بود که یک متن ۱۵ صفحه‌ای را در اعتراض به نوع به تصویر کشیدن سرخپوستها در هالیوود بخواند که مسئولین به ساشین اجازه این کار را ندادند.

 

 خب، حق هم داشتند، چون که تا به اینجا هم مواد لازم برای درست کردن یک خوراک داغ برای روزنامه‌ها کافی بود. تازه وضع وقتی وخیم‌تر شد که کاشف به عمل آمد، ساشین پر کوچک، سرخپوست نیست، بلکه یک فعال اجتماعی و هنرپیشه است که لباس سرخپوست‌ها را پوشیده!

 

تشکر ویژه

 

متن‌های تشکر موقع دریافت جایزه اسکار هم داستان خودشان را دارند. بعضی‌ها که آن بالا در روی سن از تنها کسی که تشکر نمی کنند برادران لومیر مخترعین سینما هستند وگرنه برای تشکر اسم همه را ردیف می‌کنند: از مادربزرگ پدری گرفته که ظاهراً ژن استعداد بازیگری را از او گرفته‌اند تا نگهبان دم در ورودی ساختمان مسکونیشان که هر روز به آن‌ها صبح به خیر می‌گوید و باعث تقویت روحیه‌اشان می‌شود. به خاطر همین بعضی وقت‌ها تنوع در این میان حسابی لازم است. نمونه‌اش هم متن تشکر مایکل مور است. وقتی در سال ۲۰۰۳ فیلم بولینگ برای کلمباین ‌مایکل مور برنده جایزه بهترین فیلم مستند شد، این کارگردان آمریکایی فرصت را غنیمت و تریبون را هم آزاد دید تا از همان جا چند کلمه‌ای با جورج بوش به خاطر سیاستهایش در عراق و افغانستان صاف و پوست کنده حرف بزند!

 

البته مسئولین آکادمی سریعاً صدای موسیقی را بالا بردند تا مایکل مور یک وقت خیلی هم رودربایستی را کنار نگذارد. این رک بودن مایکل مور و جمله معروفش « ما مخالف جنگیم. آقای بوش، شرم کن» باعث شد از آن زمان به بعد پخش مراسم اسکار با ده ثانیه تأخیر همراه باشد!

 

برنده خیالی اسکار

 

یکی از جذابترین جایزه‌های اسکار، جایزه بهترین هنرپیشه زن و مرد است. گفتنی‌ها در این مورد هم فراوان است. در بین هنرپیشه‌های زن مریل استریپ با ۱۴ بار نامزد شدن برای جایزه اسکار رکورد دارد که تا به حال فقط توانسته ۲ اسکار را با خود به خانه ببرد. رکورددار دوم هم کاترین هپبورن است که ۱۲ بار نامزد شده و ۴ بار برنده.   

 

در بین هنرپیشه‌های مرد‌، هیچ کس تا به حال به پای ‌جک نیکلسون نرسیده که ۱۲ بار نامزد اسکار شده و ۳ بار هم این جایزه را برده است.

 

 دو هنرپیشه مرد دیگر هم هستند که به نوعی رکورد زن محسوب می‌شوند. یکی اسپنسر تریسی که اولین هنرپیشه‌ای بوده که دو سال پشت سر هم اسکار را به خانه‌اش برده؛ سال ۱۹۳۷ برای فیلم "مانوئل" و سال بعد یعنی ۱۹۳۸برای فیلم "شهر پسران". البته او وقتی اسکارش را از نزدیک دید متوجه دسته گل مسئولین آکادمی شد. روی اسکارش به جای اسپنسر تریسی نوشته بودند دیک تریسی که اسم یک شخصیت کارتونی است!

 

از سر بند همین اشتباه هم مسئولین آکادمی تصمیم گرفتند که جای اسم‌ها را خالی بگذارند و بعد آن‌ها را روی مجسمه حک کنند. به همین خاطر هم بر عکس اسپنسر تریسی، چهره تام هنکس بعد از دریافت جایزه اسکار  درهم نبود، چرا که او دومین هنرپیشه‌ای بوده که سال ۱۹۹۳ برای فیلم "فیلادلفیا" اسکار گرفت و سال ۱۹۹۴ هم برای "فارست گامپ".

 

فیلم‌های رکورددار

 

سال ۱۹۴۰ سال بربادرفته بود. این فیلم کلاً ۱۰ اسکار را برای سازندگانش داشت که مهمترینش را شاید بتوان به نوعی اسکار هتی مک دانیل (Hattie Mc Daniel) دانست که در فیلم در نقش"مامی" دایه اسکارلت ظاهر شده بود. مک دانیل اولین هنرپیشه سیاهپوستی بود که برای بهترین بازی در نقش مکمل اسکار گرفت.

 

 فیلم رکورد زن بعدی بن هور بود که در سال ۱۹۶۰، ۱۱اسکار از مجموع ۱۲ اسکاری را که نامزد شده بود، گرفت. تهیه کننده‌های این فیلم در آن زمان تنها یک میلیون دلار خرج صحنه معروف ارابه‌رانی در این فیلم کردند که البته این هزینه جای دوری هم نرفت، چون بعد ۴۰میلیون دلار ناقابل از درآمد فیلم بن هور نصیبشان شد.

 

 سومین فیلم هم شاید چندان نیاز به معرفی نداشته باشد. اگر در یک کشتی جیمز کامرون را با لئوناردو دی کاپریو ترکیب کنید و بعد به عنوان نمک قضیه، مقداری کیت وینسلت اضافه کنید، محصول به دست آمده کشتی تایتانیک است که البته در آخر هم ساکن اقیانوس می‌شود! تایتانیک در سال ۱۹۹۸یازده اسکار را نصیب خودش و دست اندکارانش کرد.

 

ناکامان اسکار

 

خب همیشه هم اینطور نبوده که اسکار با دست و دلبازی به همه روی خوش نشان دهد. مهمترین کسی که از او به عنوان ناکام اسکار یاد می‌شود، نابغه سینما آلفرد هیچکاک است؛ خالق فیلم‌های معروفی مثل روانی یا سرگیجه که اسمش مترادف است با هیجان و دلهره. هیچ وقت معلوم نشد که هیچکاک چه هیزم تری به آکادمی اسکار فروخته بود که حتی یک بار محض دلخوشی هم که شده به او اسکاری ندادند. به همین خاطر است که بعضی از کارشناسان سینمایی مثل "هانس پرینزلر" به اسکار با دیده تردید نگاه می کنند: « یک صف طولانی از اسم‌های معروف هستند که زمانی دراز نادیده گرفته شدند. مثلاً به نظر من این کمال بی‌انصافی بود که ارنست لوبیچ (Ernst Lubitsch) هرگز اسکار نگرفت. تازه یک سال قبل از فوتش به او اسکار دادند، آن هم یک اسکار افتخاری برای یک عمر فعالیت هنری. اینجاست که می‌توانم فکر کنم که این یک مقدار اشتباه آکادمی اسکارهم بوده.»

 

 این بلا تا حدی هم بر سر چارلی چاپلین آمد. چاپلین تنها دو بار اسکار افتخاری و یک بار هم اسکار بهترین موسیقی متن فیلم را گرفت و این یعنی فیلم‌های دیگر چاپلین مثل دیکتاتور بزرگ هیچ وقت نتوانستند سطح توقعات اعضای آکادمی اسکار را برآورده کنند‌! باز جای شکرش باقی است که آکادمی به مارتین اسکورسیزی رحم کرد و بعد از شش بار نامزد شدن، بالاخره برای بار هفتم به خاطر فیلم از دست رفته  توانست سال گذشته لذت در دست گرفتن عمو اسکار را بچشد!

 

اسم استیون اسپیلبرگ را هم سر فیلم رنگ ارغوانی نباید از قلم انداخت. او با این فیلم در سال ۱۹۸۵ نامزد ۱۱ جایزه اسکار شده بود که در کمال حیرت همه، دست خالی مراسم را ترک کرد.

 

البته داغ نگرفتن اسکار به دل پیتر اوتول هم ماند. این هنرپیشه ایرلندی که نقش اصلی فیلم "لورنس عربستان" را ایفا کرد  ۸ بار با اسکار نامزد شد، اما هیچ وقت موفق نشد لباس دامادی به تن کند!

 

دلزده از اسکار

 

 اما در این بین یکی هست که در زمان زنده بودنش تا توانست اسکار گرفت، تا به این حد که اسکارزده شد! والت دیزنی خالق کمپانی انیمیشن سازی معروف "والت دیزنی" را که حتماً می‌شناسید. همان کسی که حق بزرگی را به گردن همه بچه‌ها و خیلی از بزرگترها دارد؟ او در مجموع ۶۴ بار نامزد اسکار شد و ۲۶ بار هم برای گرفتن اسکار به روی صحنه رفت. از همه جالبتر وقتی بود که در سال ۱۹۳۷ به همراه اسکار اصلی برای کارتون "سفید برفی و هفت کوتوله" ، هفت مجسمه کوچک اسکار هم به نیت همین هفت کوتوله به والت دیزنی دادند.

 

البته معلوم نیست که این هفت اسکار را هم به پای اسکارهای والت دیزنی نوشتند یا نه، اما با این حال دیزنی یک جور پیشرو بوده، حتی در موقعی که هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرده. یک نمونه کارتون دیو و دلبر محصول این کمپانی است. سال ۱۹۹۲ برای اولین بار بود که در تاریخ اسکار یک کارتون نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم می‌شد. با این حال دیو و دلبر نتوانست اسکار بهترین فیلم را بگیرد اما برای بهترین موسیقی و بهترین ترانه برنده جایزه اسکار شناخته شد.

 

رکورد ذوق‌زدگی

 

بردن جایزه اسکار طبیعتاً دریافت کننده‌هایش را حسابی ذوق‌زده می‌کند و اصلاً یکی از لذت‌های تماشای مراسم اسکار دیدن همین عکس العمل برنده‌هاست. تا به اینجا هیچ کس نتوانسته در زمینه ثبت رکورد بیشترین مقدار هیجان‌زده شدن، روی دست روبرتو بنینی کارگردان ایتالیایی فیلم "زندگی زیباست" بزند.

 

بنینی هنگامی که اسم خودش را به عنوان برنده بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شنید از شدت هیجان برای رسیدن به سن از روی صندلی‌ها پرید و بعد هم  جست و خیزکنان خودش را به روی سن رساند. 

 

 او البته در آن سال به خاطر بازیش در فیلم "زندگی زیباست" به عنوان بهترین هنرپیشه مرد هم شناخته شد. این کارگردان ایتالیایی وقتی اسکارش را در دستانش گرفت، گفت که دادن این اسکار به او اشتباه بزرگی بوده چون که او هرچه از زبان انگلیسی بلد بوده برای تشکر کردن به خاطر اسکار اولش به خرج داده!

 

نکته جالب قضیه اینجاست که سال بعد بنینی می‌بایست برنده جایزه اسکار بهترین هنرپیشه زن را اعلام کند، در این زمان بیلی کریستال مجری مراسم با یک تور بزرگ پروانه گیری در پشت سر او ایستاده بود تا اگر یک وقت بنینی دوباره جو زده شد و بالا و پایین پرید، بتواند او را با تور بگیرد.

 

فرهنگستان زبان آکادمی اسکار

 

پیرترین هنرپیشه‌ای که موفق به گرفتن جایزه اسکار شد، جسیکا تِندی بود. او زمان دریافت اسکار در سال ۱۹۸۹برای بازی در فیلم "راندن خانم دیسی"، هشتاد ساله بود. جوانترین کسی هم که تا به حال اسکار گرفته است، تاتم اونیل (Tatum O'Neal) دختر رایان اونیل بوده که زمان گرفتن اسکار فقط ده سال داشته.

 

البته در همان سال آکادمی یک تصمیم مهم هم گرفت و آن عوض کردن جمله معروف اعلام برنده هاست. تا قبل از آن زمان وقتی می‌خواستند اسمی را که از پاکت بیرون می آوردند، بخوانند، می‌گفتند: The winner is ، یا "برنده هست " ، اما درسال ۱۹۸۹ آکادمی اعلام می‌کند که اسکار در واقع بازنده‌ای ندارد که بگوییم برنده کیست؛ به همین دلیل هم "زین پس به جای واژه غریب و بیگانه برنده، شایسته آن است که بگوییم The oscar goes to یا "اسکار تعلق می‌گیرد به" !

 

در مجموع اسکار هیچ وقت آرام و بی سروصدا نبوده. تا بوده یا فلاش دوربین عکاس‌ها چشم را می‌زده یا سر و صدای طرفدارها گوش را کر می‌کرده! مهم این است که بالاخره نویسندگان هالیوود دست از اعتصاب کشیدند و گرنه معلوم نبود که به سر جشن تولد هشتاد سالگی عمو اسکار چه می‌آمد. البته تا آن موقع هنوز چند روزی باقی مانده است.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

 
 

با آغاز دوران نازی، امکانات تحصیلات عالی برای زنان کمتر شد. نازی‌ها علاقه‌ای به زنان تحصیل‌کرده نداشتند و آنها را به تدریج از محافل علمی بیرون کردند. از سال ۱۹۳۶ به بعد دیگر هیچ زنی اجازه قضاوت و وکالت را به دست نیاورد.

 در سال ۱۸۹۶ پس از مبارزاتی طولانی، اولین قدم برای شرکت زنان در امور علمی - دانشگاهی برداشته شد  و آنان اجازه یافتند در رشته هایی مثل پزشکی و علوم نظری در دانشگاه‌ها به تحصیل بپردازند.

با آغاز جمهوری وایمار در آلمان در سال ۱۹۱۹ ، قوانین دوران امپراطوری به دست فراموشی سپرده شدند و شمار دانشجویان زن در این کشور به تدریج  افزایش یافت. در قانون اساسی، زنان حقوقی برابر مردان یافته بودند و می‌توانستند چون مردان در دانشگاه‌ها به تحصیل در رشته‌ی دلخواه خود بپردازند. دانش‌آموزان دختری که تازه دیپلم متوسطه گرفته بودند، باشور و شوق فراوان به انتخاب رشته در دانشگاه‌ها می پرداختند.

ایرمگارد بروزیکه، یکی از این دیپلمه های آن دوران، می‌گوید:

«من در بهار سال ۱۹۲۵ دیپلمم را گرفتم و بعد به شهر هاله رفتم تا در دانشگاه آنجا تحصیل کنم. معلم ما که خیلی دوستش داشتم و به او احترام می‌گذاشتم، مرا تشویق کرد که به دانشگاه بروم. چون خودش در هاله زندگی می کرد، من هم این شهر را برای تحصیل انتخاب کردم.»

 

در سال ۱۹۲۸ اتحادیه ی زنان دانشگاهی آلمان اعلام کرد که یک چهارم دانشجویان دختر در دوران تعطیلات دانشگاهی، به کار در کارخانه‌ها می‌پردازند تا کمکی برای هزینه‌ی تحصیلی خود داشته باشند.

بروزیکه به حافظه‌اش رجوع می‌کند:

«در ماربورگ دانشجوها این امکان را داشتند که از ساعت ۱۲ ظهر تا ۲ بعدازظهر به پخش غذا کمک کنند. ما از دوشنبه تا جمعه، هر روز دو ساعت کار می کردیم و در عوض می توانستیم خودمان هم غذای مجانی بخوریم.»

 

 

در پایان دوران جمهوری وایمار، شمار دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر، بیش از ۲۰ درصد بود. بیش از ۱۰ هزار دختر دانشجو در سال‌های  ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ موفق به اخذ مدرک دکترا شدند. حدود ۶۰ زن نیز توانستند خود را تا حد محققان کشور ارتقا دهند.

 

آگاته لاش، یکی از این زنان بود که در سال ۱۹۲۶ به درجه ی پروفسوری در رشته‌ی زبان شناسی در دانشگاه شهر هامبورگ رسید و نخستین مدرس زن در دانشگاه‌های آلمان شد.

اما با آغاز دوران نازی به تدریج سیاست تعلیمات دانشگاهی برای زنان کم و کمتر شد. نازی‌ها علاقه‌ای به زنان تحصیل‌کرده نداشتند و آنها را به تدریج از محافل علمی خارج ساختند. زنان پزشکی که شوهرهای آنها درآمد کافی داشتند، اجازه‌ی طبابت خود را از دست دادند. مزایای کارمندان ِ با درجات بالای دانشگاهی ، بسیار کمتر از گذشته شد.

از سال ۱۹۳۶ به بعد دیگر هیچ زن حقوق‌دانی اجازه ی قضاوت و وکالت را به دست نیاورد و اجازه کار کسانی که در قبل چنین اجازه‌ای داشتند، ملغی شد. هم‌چنین به دانشگاه‌ها دستور داده شد، میزان دانشجویان دختر را تا ۱۰ درصد کاهش دهند و شمار دانشجویان یهودی نیز باید تا یک درصد کاهش می یافت.  

 

   رادیو دویچه وله / Christine von Sodan

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

مهره های صفحه شطرنج

گروهی از دانشمندان سرانجام موفق شدند پرده از راز دست نوشته ای مربوط به بازی شطرنج که احتمال می رفت متعلق به لئوناردو داوینچی باشد بردارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، این دست نوشته تاریخی در دسامبر 2006 در کتابخانه شخصی یک مورخ هنر و مجموعه دار با نام "کنت گولیلمو کورونینی" (1905- 1990) کشف شد.

اکنون پس از گذشت یکسال تحقیقات، محققان ایتالیایی بنیاد کورونینی کرونبرگ نشان دادند که این دست نوشته که عنوان De Ludo Scachorum را دارد، ثمره همکاری یک ریاضیدان بزرگ با عنوان "لوکا پاچولی" و "لئوناردو داوینچی"، نابغه رنسانسی و به سفارش "ایزابلا دسته"، "مارکز منطقه مانتوا" نوشته شده است.

در این دست نوشته اشکال بسیار زیبایی به رنگهای قرمز و طلایی از مهره های سرباز، وزیر، قلعه، اسب و شاه کشیده شده اند و در قسمت متن دست نوشته، روش انجام یک بازی زیبا تشریح شده است.

در حقیقت نوع بازی شطرنجی که لئوناردو به زیبایی به تشریح آن پرداخته است، نه قبل و نه بعد از آن ارائه نشده بود.

براساس گزارش روزنامه گاردین، در این دست نوشته موقعیت مهره ها که 114 الگوی تشریح شده بازی را نشان می دهد به جای اینکه با روش تصویرنگاری مشخص شده باشند با نقاطی که به نظر می رسند در اثر تماس نوک قلم مو ایجاد شده اند، مشخص می شوند.

به گفته این محققان این دست نوشته بسیار زیبا بین سالهای 1496 تا 1500 تهیه شده است. در این زمان "لوکا پاچولی" با جدیت با لئوناردو همکاری می کرد.

پاچولی پس از تدریس در پروجا و رم در سال 1496 در میلان ساکن شد و در دیوان "لودوویکو ایل مورو" مشغول به کار شد. در این زمان یک رابطه همکاری و دوستی میان وی و لئوناردو برقرار شد و در این بافت همکاری، ایده خلق مهره های شطرنج حاضر در این دست نوشته در ذهن این دو دانشمند رنسانسی شکل گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهشگران انگلیسی دریافتند که تنوع رنگ پوست انسانها در اثر فعالیت پروتئین مسوول تبادل یون های سدیم و کلسیم در سلول های پوست است.

به گزارش خبرگزاری مهر، رنگ پوست یکی از فاکتورهایی است که از بزرگترین ویژگیهای انسان به شمار می رود. اکنون گروهی از دانشمندان بخش تحقیقات و توسعه شرکت چند ملیتی Unilever در انگلیس جزئیاتی را ارائه کرده اند که نشان می دهد چگونه یک پروتئین می تواند موجب تغییر و تفاوت رنگ پوست شود.

در سال 2005 دانشمندان ژنی را با عنوان Slc24a5 شناسایی کردند که مهمترین مسئول تغییر رنگ پوست انسان است.

اکنون محققان این شرکت چند ملیتی در تحقیقات خود کشف کردند پروتئینی که به وسیله این ژن رمزگذاری می شود از طریق غشای سلولی و در عملکرد با یونهای پتاسیم، مسئول تبادل یونها سدیم- کلسیم  است. این پروتئین  Nckx5 نام دارد.

این در حالی است که Nckx5 در تفاوت با انواع دیگر پروتئینهای خانواده Nckx در سلولهای سطحی اپیتلیوم حضور ندارد بلکه در عوض در سلولهای عمیقتر و در بخشی با عنوان "ترانس گولگی" واقع شده است. این بخش یک شبکه کیسه ای است که از طریق آن "گولگی" با غشای سلولی ارتباط برقرار می کند. "گولگی" یک اندامک درون سلولی است که پروتئینها و چربیها را رمزگذاری می کند.

محققان نشان دادند که با ساکت شدن ژن Slc24a5 در داخل "ملانوسیتها" (سلولهای پوست مسئول تولید ملانین)، تولید رنگدانه های پوستی که رنگ بدن ما را می سازند، کاهش می یابد.

همچنین این دانشمندان کشف کردند این پروتئینها به وسیله یک سری اسیدآمینه ساخته می شوند و حضور اسید آمینه آلانین در موقعیت 111 زنجیره Nckx5 فعالیت این پروتئین را کاهش می دهد و موجب می شود که تاحد چشمگیری رنگ پوست روشن شود. اسید آمینه آلانین در موقعیت 111 زنجیره این پروتئین در بین جمعیتهای اروپایی حضوری فعال دارد.

اکنون این دانشمندان در تلاشند تا مکانیزم بیولوژیکی پایه این تفاوتهای رنگ پوست را دقیقا بازسازی کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  |