تبليغاتX
گیلانیکا
گیلان شناسی، ایران شناسی، روانشناسی، اجتماعی، فرهنگ و ادب و هنر، تاریخی، دانستنی ها و...
 

 عکسی از یک توم بیجار ( خزانه برنج ) در روستای شکرپس شهرستان املش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

ژان شاردن ؛ ایران شناس برجسته فرانسوی: گیلان و مازندران، یکی از تحسین برانگیزترین سرزمین های گل و گیاه دنیاست

 عکس ژان شاردن فرانسوی

عکس ژان شاردن Jean Chardin ایرانشناس برجسته فرانسوی

" در هندوستان اگرچه در تمام فصول سال گل دیده می شوذ، اما به فراوانی ایران گل پیدا نمی شود. گل های ایران به خاطر تنوع رنگ های تندشان به طور کلی، زیباتر از گل های هندوستان و اروپا است. گیلان و مازندران، یکی از تحسین برانگیزترین سرزمین های گل و گیاه است. در آن جا، نارنجستان های جنگل آسا وجود دارد. یاسمن های ساده و پُرپر، انواع گل هایی که در اروپا می رویند و انواع گونه گون دیگری که اصلاٌ نمی رویند، در دیار گیلان و مازندران می توان یافت. "

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

شرکت گوگل قصد دارد به منظور افزایش سرعت اسکن در انجام پروژه دیجیتال کردن کتاب های جهان از شیوه جدیدی از اسکن با استفاده از مادون قرمز استفاده کند.

 شرکت گوگل طی برنامه ای عظیم قصد دارد تمامی کتابهای جهان را دیجیتالی کرده و جستجوی آنلاین آنها را در سراسر جهان ممکن سازد اما این پروژه وسیع با مشکلی مواجه است که می تواند اتمام آن را به تاخیر بیاندازد.

اسکن کتابها مشکلی است که شرکت گوگل در پیشبرد پروژه جدید خود با آن مواجه است زیرا این فرایند بسیار وقت گیر خواهد بود. نرم افزار تشخیص حروف در این پروژه نیازمند تصویر 2 بعدی واضح و شفاف از متن کتاب بوده و به دلیل وجود صحافی در کتابها و قوس برداشتن صفحه ها در هنگام اسکن، ترجمه آنها برای نرم افزار مشکل و پر خطا خواهد بود.

با این وجود شرکت گوگل به منظور رفع این مشکل از شیوه ای جدید استفاده خواهد کرد. این شرکت قصد دارد با استفاده از اشعه مادون قرمز مشکل اسکن کتابها را حل کند.

به بیانی دیگر با تاباندن قالبی از اشعه مادون قرمز بر روی صفحه ای از کتاب، دو دوربین مادون قرمز نقشه ای 3 بعدی از صفحه های کتاب را با ردیابی اختلالات احتمالی در قالب اشعه به ثبت خواهند رساند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، این شیوه از اسکن علاوه بر سرعت بالا خطاهای متن را نیز آشکار کرده و میزان دقت را در خوانش متن توسط نرم افزار افزایش خواهد داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 عکس قلعه تاریخی مارکوه در کتالم رامسر

در مورد نام گذاری قلعه تاریخی مارکوه، چند دیدگاه وجود دارد: جمعی بر این باورند که وجود مارهای زیاد سبب گردید آن جا را مارکوه بنامند. عده یی بر این باورند که در زمان های بسیار قدیم اموال زیادی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در گوشه و کنار قلعه در دل خاک به ودیعت نهاده شد و بعدها به مل کوه مشهور شد که بر اثر مرور زمان به تدریج مبدل به مارکوه گردید. به باور سید محمد تقی سجادی، مولف کتاب " تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر " نظرات یاد شده احتمالاتی ضعیف می باشد و آن چه به حقیقت نزدیک تر می باشد این است که مارکوه منسوب به مار و مار مترادف با مارد، آمارد و مرد به فتح میم است. ماردها به مردمی می گفتند که پیش از ورود آریان ها میان کادوسی ها و تپورها در حوالی جنوب شرقی گیلان و تنکابن امروزی و حوالی آن سکونت داشتند

در جاده رامسر به تنکابن و در جنوب شرقی شهر کتالم بر فراز کوهی منفرد، بقایای دژ باستانی مارکوه، مشاهده می شود.

این قلعه روی مارکوه قرار دارد و با گذشت چندین قرن هنوز آثاری از آن بر جای مانده است. تاریخ بنای این قلعه بر ما معلوم نیست، اما وقایعی که در نیمه اول قرن ششم هجری قمری در آن جا رخ داد حکایت از قدمت تاریخی قلعه دارد و  احتمالا تاریخ بنای آن به پیش از اسلام می رسد.

علت نام گذاری مارکوه

در مورد علت نام دژ مارکوه، چند دیدگاه وجود دارد: جمعی بر این باورند که وجود مارهای زیاد سبب گردید آن جا را مارکوه بنامند. بعضی بر این باورند که در زمان های بسیار قدیم اموال زیادی برای ایمنی از دستبرد دزدان و غارتگران در گوشه و کنار قلعه در دل خاک به ودیعت نهاده شد و بعدها به مل کوه مشهور شد که بر اثر مرور زمان به تدریج مبدل به مارکوه گردید. به باور سید محمد تقی سجادی، مولف کتاب " تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر " نظرات یاد شده احتمالاتی ضعیف می باشد و آن چه به حقیقت نزدیک تر می باشد این است که مارکوه منسوب به مار و مار مترادف با مارد، آمارد و مرد به فتح میم است (تاریخ ایران باستان،ج1، ص733؛ ج2، ص1474).

 ماردها به مردمی می گفتند که پیش از ورود آریایی ها میان کادوسی ها و تپورها در جنوب شرقی گیلان و  تنکابن امروزی و حوالی آن سکونت داشتند (تاریخ ایران باستان، ج3، ص2216 و 2640)، از طرفی هم بنا به نوشته حدود العالم «مرد» نام یکی از نواحی دهگانه جلگه ای ساحلی دیلم بوده است (حدود العالم، ص147) که ظاهرا در حوالی همین مارکوه قرار داشت چه بر اساس تقسیماتی که همین نویسنده به عمل آورده است از چالکرود، لترا، مرد وجود اهنجان(همان منبع)(=جورده آهنجان که منطبق با منطقه ییلاقی جواهرده است) نام می برد و نواحی یاد شده در محدوده شهرستان رامسر واقع اند، ظاهرا چنین به نشر می رسد که: مارکوه یعنی کوهی است که متعلق به مارها( آمردها، ماردها و مردها)می باشد. چیزی که هست در تلفظ عامیانه مارکوه بدون " ها " به کار می رود.

مارکوه را به نام های دیگری نیز نامیده اند که از آن جمله: مبارک کوه (جامع التواریخ، ص147)، بارکوه (همان منبع، پاورقی ص147) و به لحاظ قلعه ای که در آن بنا نهاده شد، قلعه کوه نیز نام داده اند. (سفرنامه ملگونف،ص143).

در تاریخ طبرستان از قلعه ای به نام اُزبلو نام برده شده(تاریخ طبرستان، قسم دوم، ص144) و چنین به نظر می رسد که مقصود از آن همین قلعه مارکوه باشد.

از این قلعه برای نخستین بار در کتاب جامع التواریخ خواجه رشید الدین فضل الله همدانی که در اوایل سده هشتم هجری قمری تالیف یافت سخن به میان آمده و در وقایعی که در سال 536 هجری قمری در این قلعه اتفاق افتاد و به تسخیر اسماعیلیان در آمد، آنان برای آن حاکم معین نمودند(جامع التواریخ، ص148)

وضع داخلی قلعه مارکوه از لحاظ وسعت به نحوی است که گنجایش صد سرباز را دارد و همگی به راحتی می توانند در آن سکنی گزینند.

در وسط قلعه چاهی است که بر اساس روایات محلی، روزگاری میان آن و قلعه ای به نام قلعه باغ که در نیاسته رامسر واقع است و فاصله بالنسبه زیادی با مارکوه دارد راه ارتباطی وجود داشت.

وجود قطعات سفالین تنبوشه های شکسته در داخل قلعه مارکوه حاکی از آن است که آب آشامیدنی قلعه از چشمه های دور ددست تامین می گردید.

برج و باروی این قلعه با گذشت قرون متمادی هنوز برقرار است و تندی باد حوادث نتوانست آن را محو و نابود سازد و استحکام آن بیشتر بدان لحاظ می باشد که از سنج و گچ غربالی ساخته شده است.

طول ضلع شرقی آن70/17 متر و قعر آن 30/2 متر و ارتفاعش 30/6 متر و طول ضلع غربی آن 9 متر تمام است. ضلع شمالی با سنگی که در امتداد آن قرار دارد به دو قسمت تقسیم می شود: قسمت غربی آن 80/14 متر و قسمت شرقی آن که از سر سنگ جدا می گردد 15 متر است(از آستارا تا استارآباد،ج3،ص37).

نقاره خانه قلعه مارکوه

میزرا حسن خان اعنماد السلطنه که این قلعه را از نزدیک دیده است می نویسد: « در تنکابن کوهی است موسوم به مارکوه و دخمه های متعدد و شب پره های زیادی در این دخمه ها هست که خود را به آدم و چراغ می زنند و مانع از دخول به دخمه ها می باشند. بالای آن کوه، جایی است مشهور به نقاره خانه، هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند صدایی مثل طبل حادث می شود و تا نیم فرسخ آن صدا می رود» ( مرآه البلدان، ج1، ص812).

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

فرماندار نیوریورک از کشته شدن سیزده نفر در گروگانگیری در شهر «بينگهامتن»، در ایالت نيويورک، خیر داده است و پلیس می گوید: جنازه فرد گروگانگیر را در محل گروگانگیری پیدا کرده است.

طبق گزارش رسانه ها، گروگانگيری و تيراندازی ساعت ۱۰ و نيم سحرگاه روز جمعه در  مرکز «انجمن مدنی آمریکا» در شهر بینگهامتن آغاز شد. این مرکز خدماتی امور مهاجرتی مهاجران خارجی را در این شهر انجام می داده است. 

دیوید پترسون،فرماندار ایالت نیویورک، ساعاتی پس از این گروگانگیری تایید کرد که دوازده تا سیزده نفر در این حمله کشته شده اند.

 شبکه خبری «سی ان ان» نیز به نقل از منابع پليس اعلام کرد دست کم سیزده نفر در اين حادثه کشته شده اند.

رسانه های خبری پیشتر اعلام کرده بودند که این فرد مسلح با حمله به این ساختمان دست کم چهل نفر را به گروگان گرفته بود. طبق این گزارش ها دست کم چهار مجروح اين حادثه از ساختمان اين مرکز به بيرون منتقل شده اند و مراکز بیمارستانی اعلام کرده اند که حال یکی از مجروحان وخیم است.

هنوز هويت فرد حمله کننده مشخص نشده است، ولی شبکه خبری «سی ان ان» می گوید این فرد مسلح، ۴۲ ساله، خود را  کشته شده است.

به گزارش آسوشیتد پرس، پلیس می گوید جنازه این فرد مسلح را در محل گرونگیری پیدا کرده است.

پیشتر  رسانه های محلی اعلام کرده بودند که یک مرد مسلح به سلاح خودکار که به لحاظ قیافه به آسیایی ها شبیه بوده، این حمله را انجام داده است.

این در حالی است که مقام های پلیس تاکنون در این باره اظهار نظر نکرده اند.

متیو رایان، شهردار «بینگامتن»، به وب سایت محلی گفته بود: این فرد به سلاح اتوماتیک مسلح بوده است.

نیروهای پلیس به ویژه تک تیراندازان با محاصره این ساختمان خیابان های منتهی به این مرکز را نیز مسدود کرده بودند.  مقامات پلیس می گویند : موقف شده اند تا  ۳۷ تن را از ساختمان «انجمن مدنی آمريکا» نجات دهند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 پی تحقیقات جدیدی که نشان می‌دهد مغز انسان در حین خواب زواید انباشته در مغز را دور می‌ریزد دانشوران باری دیگر در مورد خطرات ناشی از بی‌خوابی هشدار می‌دهند.

روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن در ستون مطالب علمی ‌خود نگاهی دارد به تحقیقات پزشکی جدید در مورد کارکرد مغز در زمان خواب و می‌نویسد: «شکسپیر از زبان قهرمان نمایشنامه‌های خود هملت می‌گفت: خواب ساعات خیالپردازی مغز است. ولی اکنون دانشوران ثابت کرده‌اند که وظیفه اصلی مغز انسان به هنگام خواب، تصفیه زوایدی است که در طول روز گردآوری شده‌اند.»

به نوشته ایندیپندنت نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد که تماس‌هایی که در طول یک روز پر مشغله بین سلولهای مغزی انسان برقرار شده و اطلاعات جمع‌آوری شده را حفظ می‌کنند در طول ساعات خواب سست شده یا قطع می‌شوند و درنتیجه مغز خودبه‌خود اطلاعات زائدی را که گردآوری کرده، دور می‌ریزد.

این تحقیقات تاکیدی است بر فرضیه‌های قبلی که خواب عمیق و کافی در طول شب را شرطی ضروری برای حفظ اطلاعات و خاطرات مهم روز قبل و تصفیه اطلاعات زائد و بنابراین سبک کردن مغز و سلامت آن می‌داند. به گفته محققان خواب کافی و خوب در طول شب مغز فرد را برای فعالیت در روز بعد آماده می‌کند.

«پل شو»، یکی از محققان این پژوهش، از دانشکده پزشکی واشنگتن می‌گوید: «در حال حاضر بسیاری از مردم به خاطر نگرانی‌های شغلی و یا فشار بحران اقتصادی خوب نمی‌خوابند. ولی یافته‌های ما ثابت می‌کنند که بهترین روش برای داشتن روزهایی فعال و نیز حفظ و پیشرفت در کار، داشتن خوابی کافی و عمیق در طول شب است.»

به نوشته روزنامه ایندیپندنت تحقیقات جدید براساس مطالعه زندگی حشرات میوه‌ها انجام شده است. به اعتقاد دانشوران شیوه زندگی روزانه این حشرات شبیه به انسان است؛ آن‌ها نیز برای داشتن روزی فعال و پر ثمر حداقل به ۶ تا ۸ ساعت خواب در شبانه روز نیاز دارند.

در این تحقیقات مشخص شده که در حشرات میوه -آن گروهی که روزی طولانی و پر کار را سپری می‌کنند بیشتر می‌خوابند.

روزنامه ایندیپندنت یادآوری می‌کند که تحقیقات قبلی نیز نشان داده بود که خواب مناسب در حیوانات توان یادگیری و حافظه را تقویت می‌کند. اما تحقیقات جدید چند گام پیش تر رفته و نشان می‌دهد که تماس‌هایی که بین سلولهای مغز در طول روز برقرار می‌شوند به هنگام خواب سست و یا قطع می‌شوند و بنابراین مغز می‌تواند با تخلیه برخی از اطلاعات استراحت کرده و برای کار در روز بعد آماده شود.

به گفته پروفسور پل شو نکته مهم این است که در مغز بتواند تشخیص دهد کدامیک از این تماس‌های سلولی زائد و خسته‌کننده هستند. مغز انسان به دلایل مختلف ممکن است از این کار عاجز شود که یکی از آنها فشاری است که ممکن است از ناحیه شبکه عصبی اطراف جمجمه به ناحیه مغز وارد شود.

به نوشته روزنامه ایندیپندنت در بخشی از این پزوهش جدید، دانشوران با کمک دستگاهی در طول شب به طور مداوم محل استراحت این حشرات را تکان داده و خواب آن‌ها را به هم می‌زدند. پس از اين آزمایش توانستند تفاوت‌هایی که در مغز این حشرات ایجاد شده بود را تشخیص دهند. مهمترین مورد آن انباشت پروتئین در مغز بود که مثل ماده ای‌هادی سلول‌های مغزی را به یکدیگر مرتبط نگاه می‌دارد.

جالب اینجاست که در مطالعه مغز این حشرات دانشوران متوجه شدند پس از خواب کافی سطح انباشت پروتئین در مغز آنها کاهش یافته است. این خود نشانی بود از اینکه طی خواب تماس بین سلول‌های مغزی بشدت سست و یا به کلی قطع شده‌اند.

«کیارا سیرلی»، یکی دیگر از پژوهشگران فعال در این تحقیقات، که نتایج آن اخیرا در مجله معتبر «ساینس» به چاپ رسیده است می‌گوید: «در پایان مدت زمانی که بدن در خواب است تماس‌های ضعیف بین سلولهای مغزی به کلی ناپدید شده و تماس‌های عمیق و محکم تر کاهش می‌یابند.»

به گفته این پژوهشگر ما به خاطر سپردن بخش زیادی از آنچه که مغز در طول روز گردآوری می‌کند نیازی نداریم. اگر مغز ما انباشته از اطلاعات جزیی و بی مورد باشد برای ادامه کار و فراگیری در طول روزهای بعدی مغز باید خود را از این اطلاعات زائد تصفیه کند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

کارگزار گابریل گارسیا مارکز، نویسنده شهیر کلمبیایی، می‌گوید مارکز که دوستانش «گابو» صدایش می‌زنند پس از ۵۰ سال قلم زدن «بعید است دیگر چیزی بنویسد.»

مارکز ۸۰ ساله، از غول‌های ادبیات آمریکای لاتین که سبک رئالیسم جادویی را به دنیا معرفی کرد و خالق رمان عظیم «صد سال تنهایی»،‌ از پنج سال پیش که آخرین رمان خود با عنوان «خاطراتی از روسپی‌های غمگین من» را منتشر ساخت به‌ندرت چیزی نوشته و منتشر کرده است.

 

کارمن بالخلز، کارگزار مارکز، به روزنامه شیلیایی «لا ترخرا» گفته است: «فکر نمی‌کنم که گارسیا مارکز دیگر چیزی بنویسد.»

این ادعایی است که جرالد مارتین، زندگی‌نامه‌نویس گارسیا مارکز، هم آن را تایید کرده و به همین روزنامه شیلیایی گفته است که او هم شک دارد «مارکز دیگر چیز تازه‌ای منتشر کند».

جرالد مارتین با این حال می‌گوید که این مساله تاسف‌آوری نیست، چرا که «او به عنوان نویسنده این شانس بزرگ را داشت که پیش از رسیدن مرگ طبیعی‌اش سال‌های بسیار به حرفه ادبی‌اش بپردازد و آن را به کمال برساند.»

شایعه دور شدن گارسیا مارکز از نوشتن سال‌هاست که بر سر زبان‌هاست، اما سال گذشته یکی از نویسندگان کلمبیا که از دوستان اوست با این خبر که او در حال نوشتن رمان تازه‌ای است بار دیگر این امید را به وجود آورد که طرفداران او اثر دیگری نیز از او خواهد خواند، خبری که هنوز به واقعیت نپیوسته است.

خود گابریل گارسیا مارکز نیز در دسامبر سال گذشته میلادی در نمایشگاه کتاب گوآدالاخارا در مکزیک به طرفداران خود گفت که نوشتن فرسوده‌اش کرده است.

او در این نمایشگاه گفت: «کتاب نوشتن برایم خیلی زحمت دارد.»

گارسیا مارکز پیشتر در گفت‌وگویی دیگر هم گفته بود که سال ۲۰۰۵ «اولین سال عمرم بود که در آن حتی یک خط هم ننوشتم.»

با این حال شایعه‌ای بر سر زبان‌هاست که او چند کتاب کامل و قدیمی‌تر هم دارد، اما هنوز تصمیمی در مورد این که آیا این آثار در زمان حیاتش به چاپ خواهد رسید اعلام نشده است.

گابریل گارسیا مارکز که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد در ایران نویسنده بسیار محبوبی است و اغلب آثارش نیز به فارسی ترجمه شده است، از جمله صد سال تنهایی، عشق زمانه وبا و گزارش آدم‌ربایی.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

برپایی آیین سیزده بدر سال ۱۳۸۸ خورشیدی در روستای خلیفه محله شلمان

برپایی آیین سیزده بدر سال 1388 خورشیدی در روستای خلیفه محله شلمان

گره زدن سبزی نوروزی و سپردن به آب روان رود

گره زدن سبزه نوروزی و انداختن در آب روان

برپایی کباب سیزده بدر

کباب سیزده بدر

برپایی آیین سیزده بدر درکنار ساحل شلمان رود واقع در  روستای خلیفه محله شلمان

 جابجایی گردشگران سیزده بدر بر روی رودخانه شلمان رود توسط لوتکا

جابجایی گردشگران سیزده بدر بر روی رودخانه شلمان رود توسط لوتکا

 بادباکی در آسمان صحرای سیزده بدر

 

قله سماموس در منتها الیه جنوب شرقی گیلان، دیر روزگارانی شاهد چنین جشن های باشکوهی ست...!

قله سماموس در منتها الیه جنوب شرقی گیلان، دیر روزگارانی شاهد چنین جشن های باشکوهی ست...!

جشن سیزده بدر هرساله با حضور مردمانی از دیار شلمان، کومله، خلیفه محله، چماقستان، سیگارود و روستای اطراف با شکوه خاصی در این مکان برپا می شود.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس بنای تاریخی ایسپیه مزگت دیناچال

عکسی دیگر از بنای باستانی اسپیه مزگت رضوانشهر

بنای ایسپیه مزگت ( مسجد سفید ) باقی مانده یک آتشکده قدیمی و بزرگ در دهستان  دیناچال شهرستان رضوانشهر است که تمامی نشانه های معماری و کاربردی آن عملکرد مذهبی این بنا را تائید می کند.

 این بنا در دوران پس از اسلام احتمالا بعد ازقرن سوم هجری به مسجد تبدیل شد و ظاهرا تا مدت های مدیدی مورد استفاده قرار گرفته است.

ایسپیه مزگت از دو واژه " ایسپی " در زبان تالشی به معنای سفید  و " مزگت " در زبان اوستا به معنای مسجد تشکیل شده است.

بنای مذکور که در کرانه شمالی دیناچال رود و در یک و نیم کیلومتری شرق جاده تالش – انزلی واقع شده را می توان یکی از شگفت انگیزترین بناهای تاریخی گیلان دانست.

در دراز مدت عوامل مختلف انسانی و طبیعی موجب تخریب بنای " ایسپیه مزگت " شده اند، درختان جنگلی بزرگ بر بام آن رسته و ریشه های خود را میان دیوارها فرو برده و آنها را شکافته اند، رود خانه سیلابی دیناچال نیز قسمت جنوبی آن را کنده و برده است.

بارندگی و رطوبت نیز گچکاری، سفید کاری و گچ بریهای آن را فرسوده کرده و تا حدود زیادی از میان برده است، مصالح اصلی بنای این اثر تاریخی آجرهایی به ابعاد 6×23×23 سانتیمتر است و قطر دیوار آن 175 سانتیمتر است.

حکاکی کتیبه کوفی بر دیوار بنای تاریخی اسپیه مزگت

گوشه ای از این بنا که یک ضلع آن 75.16 متر است فعلا برپاست که دیوار یکی از دهلیزهای بناست، بر دیوار همین دهلیز است که پنج شش متر کتیبه کوفی ساده باقیمانده و  کلمات "لم یخش الا الله فعسی اولعک ان یکونو امن المهتدین" روشن خوانده می شود.

این کتیبه که ابتدای آن در همین دهلیز بوده روزی چهار دهلیز اطراف را تزئین می داده است، از اره دهلیزها نیز گچ بری عجیبی به ارتفاع یک متر داشته که فعلا دو متر از این  اره بر دیوار شمالی مشخص است، شاید بتوان از آنچه باقی مانده حدس زد که این بنا شامل یک رواق در وسط و چهار دهلیز در چهار طرف بوده است.

درب ورودی تقریبا شمالی است و وارد دهلیز شمالی می شود و عرض آن بالغ بر6.1 متر و ارتفاع طاق دهلیزها از کف کنونی 7.5 متر است.

یک طرف دهلیزها دیوار خارجی بنا شده و طرف دیگر آنها پایه های هشت ضلعی است که محیط آن 5.5 متر است، پایه ها که در چهار کنج هستند زائده هایی دارند، فاصله میان دو پایه ای که یکی از آنها زائده دارد 3.2 متر و فاصله میان دو پایه اصلی 8.2 متر است.

بالای هر دو پایه، طاقی با هلال شکسته زده شده است  و سقف دهلیزها بر دیوارهای خارجی  و این پایه ها استوار است،عرض هر یک از دهلیزها به 4.3 متر می رسد.

سقف سراسر بنا سفال پوش بوده است  اما بر خلاف بامهای سفال پوش امروزی گیلان سفال آن با ملاط بر روی طاقها چسبانده شده است و اندازه آنها به 36×50 سانتیمتر می رسد.

علت وجودی چنین بنای در این نقطه دور افتاده هر انسانی را به حیرت وا می دارد

آنچه بیش از هر چیز بیننده را به حیرت می اندازد علت وجودی چنین بنای در این نقطه دور افتاده است آن هم بنای با آن قدمت تاریخی که کتیبه کوفی بر آن گواهی می دهد.

در اینکه اسپیه مزگت یک مرکز عبادی بزرگ بوده تردیدی نیست و این امر از وجود احتمال وجود یک مرکز شهری یا سایت باستانی مدفون شده در حوالی این بنا خبر می دهد.

شکل اسپیه مزگت که از چهار دهلیز و یک رواق چهار گوش تشکیل شده و امروزه قسمتی از آن از بین رفته است به آتشکده های زرتشتی پیش از اسلام شباهت دارد و احتمالا بعد از اسلام بدون تخریب بنای آن نحوه اداره آن تغییر کرده و به محل عبادت مسلمانان تبدیل شده است.

از طرف دیگر نام فارسی مزگت به جای مسجد با ترکیب اسپیه به معنای سفید از نظر واژه شناسی نیز می تواند کمکی به یافتن بنای اصلی اولیه این اثر تاریخی نموده و تا حدودی علت وجودی آن را روشن سازد.

در کنار بنای ایسپیه مزگت در کرانه جنوبی دیناچال رود، زمین وسیعی وجود دارد که روز سیزدهم فروردین هر سال محلی برای اجتماع و تفرج تعداد زیادی از افراد محلی و مسافران نوروزی است که برای بدرکردن سیزده نوروزاز اول صبح آن روز تا غروب در این محل گرد هم می آیند.

در این اجتماع، مسافران و گردشگران می توانند انواع وسایل خوراکی، صنایع دستی  و ... را از فروشندگان سیار این محل تهیه کنند، همچنین چند نوع بازی توسط افراد بومی هیجان آنرا افزایش می دهد.

بنای تاریخی ایسپیه مزگت باقی مانده یک آتشکده بزرگ در تالش

بدون تردید ایسپیه مزگت باقیمانده یک آتشکده بزرگ در تالش است که در دوران بعد از اسلام به مسجد تبدیل شده است، رواق چهار گوش داخلی آن محل نگهداری آتش مقدس بوده و مردم برای عبادت در دهلیزهای کناری آن می ایستادند.

بنای اسپیه مزگت بدون هیچ تغییری به مسجد تبدیل شده  و این در حالیست که در داخل آن محرابی وجود ندارد، این عدم تغییر و یا تخریب خود نشانی از حرمت و قداستی است که این مکان برای مراسم دینی در قبل و بعد از اسلام داشته است.

شاید نمونه ای این چنین که هم ویژگی های معماری قبل و هم بعد از اسلام در یک بنا بر جای مانده باشد که در جای دیگر موجود نباشد.

همین ویژگی اهمیت توجه به بازسازی آنرا بدون تغییر در استخوان بندی اولیه را دو چندان می کند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس قلعه لیسار ( دژ سلسال ) شهرستان تالش

 قلعه لیسار که به دژ یا قلعه "سلسال" نیز معروف است، در 15 کیلومتری شمال شهر "تالش" و در جنوب شهر "لیسار" نزدیک به دهکده "نومندان" واقع شده است.

 این قلعه با بارویی بسیار مستحکم بر فراز تپه ای به ارتفاع حدود صد متر از زمین های اطراف در فاصله حدود چهار کیلومتری دریای خزر بنا شده است.

ساختمان دژ بر روی یک صخره سنگی قرار گرفته و دیوارهای آن با استفاده از سنگ و یا آجر با ملاط یا ساروج استوار شده است.

"سلسال" در لغت به معنی " آب خنک و خوش گوار" است و در خصوص قلعه نیز آب بسیار اهمیت دارد و یکی از لوازم بسیار مهم در یک قلعه داشتن آب انبار است و نظریه ای در خصوص حمل آب بسیار خنک و خوشگوار این قلعه از زمانهای دور از طریق سوله های سفالین (تنبوشه) که از ییلاق سوباتان به آب انبار می رسیده مطرح شده است و نظریه دیگر در خصوص حمل آب باران از سقف و از طریق تنبوشه ها به آب انبار است.

برخی دیگر معتقدند که نام اصلی این قلعه با املای "صلصال" است که در لغت به معنای "گل خشکیده ورز داده شده و آماده جهت کوزه گری و سفالگری است" که با توجه به طبیعت این منطقه و خاک های رسی قرمز و زرد رنگ حاصل از فرسایش دامنه های کوهستانی تالش درست به نظر می رسد.

به هرحال قلعه لیسار از دو قسمت تشکیل شده است، نخست بخش خارجی که محوطه نسبتاً وسیعی را در بر می گرفته و توسط دیوار ستبری از زمینهای اطراف جدا شده است.

از این دیوار خارجی که از سنگ رودخانه ای قرمز و تقریبا یک دست ساخته شده بود اکنون چیزی به جای نمانده و تنها بقایای سنگهای به کار رفته در حصار خارجی در گوشه و کنار آن به صورت توده های انبوه مشاهده می شود.

بخش داخلی قلعه که بر روی صخره سنگی قرار دارد دومین قسمت آن را تشکیل می دهد و اکنون نیز بقایای آن بر جای مانده است.

ساختمان قلعه طوری است که در تمام جهات اصلی و فرعی به اطراف اشراف داشته و ساکنان قلعه از بالای آن می توانستند کلیه تحرکات را در شعاع خارج قلعه زیر نظر داشته باشند.

مساحت تقریبی کوهی که این قلعه بر آن قرار گرفته است 40 متر در 50 متر است که به علت روئیدن درختان زیاد و بوته های خار نمی توان آن را بطور دقیق اندازه گیری کرد.

درب ورودی قلعه، شرقی و به ارتفاع 3.5 متر تا وسط هلال شکسته و عرض آن 2.2 متر است، درب ورودی قلعه روزی جلوتر قرار داشته است که به دلیل خرابی باروی خارج، سردر دومی، درب ورودی قلعه شده است.

عرض باروی قلعه 1.8 متر تا 2.1 متر و ارتفاع موجود آن 5 تا 6 متر و در پاره ای جاها 10 تا 12 متر است، قطر دیوار جنوب غربی 1.9 متر و مصالح ساختمانی دیوارها سنگ بادبر و ساروج است.

"ارگ قلعه" در بالای تپه قرار دارد و امروزه فقط دیوارهای آن بر جای مانده است، ظاهراً ارگ در طبقات مختلفی بنا شده که طبقات زیرین آن به دنبال ریزش طبقات بالا پر شده است.

مدخل ارگ نیز دارای طاقی با هلال شکسته بوده که امروزه این دو از بین رفته اند مصالح ساختمانی ارگ نیز آجر و ساروج است.

"آب انبار قلعه" خارج از ارگ و داخل بارویی اصلی است و در شمال شرقی بنای قلعه بنا شده است، طول آن حدود پنج متر و عرض آن سه متر و ارتفاع از کف موجود چهار متر است.

"شبکه انتقال آب" در قسمت داخلی دیوارهای دژ آبراهه های باریکی به صورت یک شبکه لوله کشی دیده می شود که با مهارت خاصی ساخته شده است.

معتمدین محلی عقیده دارند که قلعه "سلسال" در زمان اسماعیلیان از قلاع مهم آنان بوده است، شباهت ساختمانی قلعه "لیسار" با قلعه "الموت" و یا قلاع دیگر اسماعیلیه از یک طرف و ارتباط نزدیک پیروان این فرقه با افرادی در تالش از طرف دیگر، احتمال چنین تعلقی را بسیار می کند.

بر خلاف نواحی مرکزی و فلات داخلی ایران که قلعه ها را حتی بر روی زمینهای هموار نیز می ساختند و سپس آنها را با برج و باروی بلند مستحکم می کردند.

ساخت قلعه در گیلان تنها بر روی عوارض ارتفاعی معمول بوده و کاربردهای نظامی داشته است

در گیلان ساخت قلعه تنها بر روی عوارض ارتفاعی معمول بوده و این امر بیشتر مربوط به کاربردهای نظامی این دژها در مواقع حساس است و چه بسا که در دیگر مواقع دژها مورد استفاده چندانی نداشتند و تنها برای نگهداری زندانیان از آنها استفاده می کردند.

در کاوشهای صورت گرفته در خصوص این قلعه نکات بسیار جالبی وجود دارد که یکی از آنها ارتباط مستقیم و عمیق میان نقوش سفالینه و ظروف بدست آمده در قلعه با نقوش دست بافته های سنتی منطقه کهن تالش است که شامل نقوش کاجها، گلها، حیوانات و اشکال هندسی است.

همچنین سال 1382طی کاوشی در این قلعه سه شیء با ارزشی از قبیل "پیکان فلزی" ، "ظرف مسی نقره کوب" و "یک سکه مسی" مربوط به قرن پنجم و ششم هجری از تبار اتابکان بدست آمده است.

"پیکان آهنی" بیانگر این است که این قلعه بر اثر هجوم و یک واقعه نظامی با توجه به آثار فراوان آتش سوزی در کف بنا سوخته و تخریب شده است.

بر روی "قلمدان مسی نقره کوب" که از اشیای منحصر به فرد به دست آمده در این قلعه است خطوطی نوشته شده که این خطوط احتمالا جزو "خطوط ریحان" است.

سومین شیء به دست آمده "یک سکه یا فلوس مسی" مربوط به دوره اتابکان آذربایجان و قرن ششم هجری است زیرا اتابکان آذربایجان جزء نائب السلطنه های سلجوقی محسوب می شدند و سلسله سلجوقی از قرن 4 تا 6 هجری حکومت می کردند.

کشف سکه دوران دومین اتابک آذربایجان معروف به "جهان پهلوان محمد" در قلعه لیسار

سکه به دست آمده مربوط به دومین اتابک آذربایجان معروف به "جهان پهلوان محمد" است که بر روی یک طرف آن نوشته شده " المستضی با الله السلطان الاعظم طغرل" و در روی دیگر آن نوشته شده "الملک المعظمه اتابک اعظم محمد" که المستضی باالله در واقع همان سی و سومین خلیفه عباسی و احتمالا سی و هفتمین خلیفه عباسی هم آخرین خلیفه عباسی بوده است.

"طغرل" نیز جزو دست نشانده های سلاطین سلجوقی است و "جهان پهلوان محمد" به نوعی جانشین طغرل و جزو فامیلهای سببی طغرل و سلجوقیان محسوب می شود.

این موضوع نشان گر این است که این منطقه جزو حوضه حکمرانی اتابکان بوده و یا مراوداتی با آنها داشته اند و به احتمال زیاد قلعه لیسار چون قلعه ای هم تدافعی و هم مرزبانی بوده جزو آخرین نقاط مرزی حوضه اتابکان آذربایجان بوده است زیرا دارای موقعیت سوق الجیشی است و بر روی تپه ای منفرد و به ارتفاع 80 متر واقع شده است و به دلیل نزدیکی آن به ساحل دریا و جاده قدیمی ساحلی می توانسته هم بر دریا و هم بر کل منطقه نظارت و کنترل داشته باشد.

با توجه به حفاری های صورت گرفته و اطلاعات به دست آمده از روی سکه ها و سفالها می توان گفت: "این قلعه مربوط به دوره سلجوقی بوده و دارای قدمت هزار ساله دارد" و می توان آن را قدمی ترین بنای استان گیلان نام برد.

مساحت تقریبی این قلعه نیم هکتار و جنس باروهای مستحکم آن از سنگ لاشه و ساروج است و دارای قطری بیش از 1.5متر است.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 عکس آبشار ویسادار پره سر

آبشار ویسادار به معنی "سایه درخت بید" است که در 16 کیلومتری شهر پره سر در شهرستان رضوانشهر واقع شده و همچون نگینی در دل جنگلهای زیبایی این منطقه می درخشد.

ابهت این پدیده طبیعی برای هر بیننده جالب و جذاب است به ویژه وقتی از پایین به این آبشارنگریسته می شود با ابهت و زیبایی صد برابر آبشار ویسادار مواجه می شوی، صدای ریزش آب از ارتفاع حدود 20 متری و نیم دایره ای که آب در دل سنگ و صخره برای رسیدن به دریا ایجاد می کند، دیدنی است.

صدای پرندگان و شرشر آب و نور خورشید که از لابه لای شاخ و برگ درختان به زمین می تابد منظره ای فوق العاده به وجود آورده که کم نظیر است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 عکس آرامگاه کاشف‌السلطنه ( موزه تاریخ چای ایران )

لاهیجان یکی از قدیمی ‌ترین و زیباترین شهرهای استان گیلان است که به "شهر چای" شهرت دارد زیرا چایکاری در ایران برای نخستین ‌بار به همت "حاج محمد میرزا کاشف‌السلطنه چایکار" در سال 1319 هـ.ق در لاهیجان آغاز شد و به‌ سرعت در این شهر و دیگر مناطق سواحل جنوبی دریای مازندران توسعه یافت.

عکس حاج محمد میرزا معروف به کاشف‌السلطنه چایکار

مزار کاشف ‌السلطنه روی تپه‌ای از چای که توسط وی در سال 1307 شمسی خریداری شده بود جای دارد، ابتدا بنا به وصیت کاشف‌السلطنه مزار وی که از مرمر سیاه بود بدون سقف و حفاظ و در میان بوته‌های چای قرار داشت اما اندکی بعد مقرر شد که دو درصد درآمد چای به ساخت مقبره‌ ای درخور شأن او اختصاص یابد.

طراحی و ساخت بنای مزار"پدر چای ایران" به سبک معماری غربی  

بدین ترتیب از سال 1335 شمسی بنای فعلی به سبک معماری غربی تهیه و به همت " انجمن آثار ملی" به شکل کنونی با اسکلتی از بتن مسلح و نمای سنگ تیشه‌ای طوسی ‌رنگ با زیربنای 512 مترمربع ساخته شد.

همچنین از سال 1371 شمسی کل مجموعه به سازمان میراث فرهنگی کشور واگذار شد و سالن مستطیل ‌شکل نسبتاً وسیعی در جوار برج آرامگاه بود برای احداث "موزه تاریخ چای ایران" درنظر گرفته شد.

این طرح با پیشنهاد، نظارت و اجرای سازمان میراث فرهنگی و با غرفه ‌بندی و بهره ‌گیری از تزئینات سنتی چوبی بسیار زیبا در دو طبقه پلکانی ‌شکل در شهریورماه 1375 شمسی به پایان رسید.

این مجموعه هم‌اکنون با داشتن ادوات و وسایل سنتی و تخصصی مربوط به چای و مدارکی مربوط به چگونگی فعالیتهای پدر چای ایران همه ‌روزه پذیرای بسیاری از افراد بومی و نیز گردشگران است.

موزه چای دارای سه قسمت همچون آرامگاه که با برجی مرتفع و چهارگوش در غرب و سالن اصلی که با دو اتاق به ابعاد حدود 14 مترمربع در شرق جای دارند.

ورودی اصلی بنا در سمت شرق، ابتدا به دو فضای جانبی تالار اصلی گشوده و با پرده ‌ای از نمایش تعزیه آراسته شده است.

در سمت راست، اسناد و مدارک تاریخی مربوط به کشف و امتیاز و عکسهای اولیه کاشف‌السلطنه به دیوار آویخته شده است همینطور اتاق سمت چپ، محل اسکان مدیر و اتاق نگهبانان موزه است.

تالار اصلی توسط یک طبقه چوبی به دو بخش فوقانی و تحتانی تقسیم و در ابتدای تالار دو پلکان چوبی با حالتی نیمه ‌دوار به طبقه دوم منتهی می شود.

در جانب دیگر تالار در طبقه همکف، پلکانی سنگی به مقبره کاشف‌السلطنه راه می‌یابد، طبقه‌ بندی تالار با نمایی چوبی به موازات ستونهای شش گانه داخلی انجام شده است.

غرفه‌های این تالار در دیوارهای جانبی و به ‌صورت جعبه آئینه‌ای سراسری ایجاد شده است، در طبقه همکف در داخل ویترینها دو سماور روسی، سینی نقره، انگاره ساخت اصفهان، پیمانه و جعبه چای، چپق کیسه توتون، قهوه‌خوری چینی، مشربه و دست‌ نوشته‌های کاشف‌السلطنه در معرض دید قرار گرفته‌اند.

در ویترین های طبقه فوقانی وسایلی مانند ظروف سفالی و زیورآلات و اشیایی دیگر از عصر اشکانی و سلجوقی و نیز اسناد و قباله، تسبیح، جاجیم، پیمانه شیر، هاون چوبی، تغار کوچک چوبی، تنگ و... به نمایش گذارده شده‌اند.

در فضای داخلی قسمت مقبره، کف آرامگاه با مرمر سفید فرش شده و دیوارهای جانبی به ‌صورت مدور و با ستونهایی مرتفع که تا سقف امتداد یافته جلب‌نظر می‌ کند.

بر شکاف های نیمه ‌مدور دیوارهای داخلی، عکسها و اسناد مربوط به شخص کاشف‌السلطنه به دیوار آویخته شده است.

سنگ مزار کاشف به رنگ قهوه‌ای در ابعاد 78 در 172 سانتی ‌متر و با خط نستعلیق دارای چنین نوشته‌ای است: "هوالباقی - جایگاه و مزار شاهزاده حاجی محمد میرزا کاشف‌السلطنه چایکار است که پس از اتمام تحصیلات در اروپا در سنه 1314 هجری در سن 35 سالگی به سمت ژنرال قنسولی هندوستان رفت و در ضمن اقامت در آن سرزمین، فن زراعت چای را آموخته و این محصول گرانبها را با هزاران مشقت به رسم ارمغان به وطن عزیز خود آورد."

"کاشف ‌السلطنه اول کسی بود که چایکاری را در ایران، وظیفه همت خود دانسته و تمام عمر علاوه بر خدمات عمده که بر دولت و ملت نموده با نهایت سعی دراین راه کوشیده و مجددا برای توسعه کشت چای در سن 65 سالگی مأمور به هند و چین و ژاپن شده و در مراجعت از راه بوشهر در روز شنبه 31 فروردین 1308 شمسی دو ساعت بعدازظهر در " کتل ملوب " با اتومبیل پرت و این جهان را با جهانی آرزو به جهانیان واگذار و شهید راه وطن شد."

نمای بیرونی موزه به ‌طور کامل با سنگ تیشه‌ای خاکستری پوشیده و کف سالن اصلی و محوطه مقبره نیز با سنگ مرمر فرش شده است.

آرامگاه کاشف‌السلطنه و موزه تاریخ چای ایران، متعلق به دوره معاصر بوده و دارای شماره ثبت ملی 1769 سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

تصویر یک بانوی گیلانی با لباس محلی

با پیشرفت جهان و تعامل و برخورد انسانها و فرهنگها، خرده فرهنگها کم کم جایگاه خود را از دست می دهند و روی به نابودی می گذارند و این اتفاق به سرعت در گیلان در حال طی مسیر است.

نوروز بزرگ ترین و فراگیرترین مراسم سال خورشیدی است که مملو از آیین ها و نمایش ها در استان های مختلف است که اغلب این مراسم قبل از آغاز بهار و در آخرین ماه زمستان انجام می شوند.

به هر حال عمده ترین آیین گیلان زمین در ایام قبل از نوروز و تا پایان تعطیلات همانی است که "حاجی فیروز" در تهران،  "نوروز نثار"  در قزوین، " بی بی نوروزک " در خراسان و افغانستان، " ننه نوروز"  در اراک و خمین و مرکز ایران،  "ماما نوروز" در کرانه های خلیج فارس، " ننه مریم"  در آذربایجان، " ماما مروسه " در تاجیکستان و بخارا و آسیای میانه، " عمو نوروز" و "بابا نوروز " در جای جای ایران بازی می کنند.

" بازی آهو چره "  مقدمه بازی های و نمایش های نوروزی گیلان

" بازی آهوچره " یکی از رسم های کهن است که در شرق گیلان در شمار بازی ها و نمایش های مقدمه نوروز به شمار می رفت، گروه آهو چره سه نفر شامل بازیگر آهو، شعرخوان و توبره کش بودند.

محور بازی آهو بود. با وسایل مختلف چیزی شبیه کله آهو یا بز درست می کردند، برایش شاخ می گذاشتند، گل و سبزه به شاخش می زدند، با مهره شیشه ای برایش چشم می گذاشتند، زنگوله به آن می آویختند و آن را بر سر چوبی قرار می دادند.

بازیگر آهو گونی یا کیسه ای پارچه ای را روی سر خود می کشید به طوریکه تمام بدنش را می پوشانید و از داخل آن چوبی را که کله آهو بر سر آن قرار داشت به دست می گرفت، چنانکه به هیئت حیوانی در می آمد و با آن چوب می توانست سر خود را حرکت بدهد.

نفر دوم گروه شعرهایی می خواند و با خواندن شعر و با چوبی که در دست داشت نمایش را هدایت می کرد و نفر سوم توبره کش بود.

هر سه با هم کوچه به کوچه به خانه های ده می رفتند، بازی آهو چره را اجرا می کردند،  شعر می خواندند و از هر خانه چیزی می گرفتند.

آهو چره آهو چره، ببین چقدر خوب می چره/ م ِ آهو( آهوی من) از باغ آمده، چریده و چاق آمده / م ِ آهو مرغانه خوره، صد تا به کمتر نخوره.

به اینجا که می رسیدند، آهو غش می کرد و تا تخم مرغ یا چیز دیگری از صاحبخانه نمی گرفت حالش به جا نمی آمد بعد از خواندن هر بند، ترجیع بندی که گفته شد را می خواندند و سپس خواننده بند دیگری را شروع می کرد.

به این ترتیب به همه خانه های ده می رفتند و از هر خانه چیزهایی مثل برنج،‌ تخم مرغ و شیرینی می گرفتند، گروه آهو چره کارشان را از غروب آغاز می کردند و چند روستا و آبادی نزدیک را می گردیدند.

این مراسم از قدیم الایام در استان گیلان رواج داشته و امروزه از شرقی ‌ترین نقاط گیلان تا حدود تنکابن و روستاهای آن کم و بیش معمول است.

" آینه تکم " یا " تکم چی ها " پیام آوران نوروز در غرب گیلان

همچنین  در غرب گیلان و حدود شهرستانهای آستارا و هشتپر "تکم چی ها" از جمله پیام آوران نوروز بودند، تکم چی ها از اردبیل به گیلان می آمدند و گاهی نیز تا بندر انزلی و رشت هم می رفتند، کارشان گونه ای نمایش عروسکی آئینی بود به نام تکم (takam) که هماهنگ با ترانه هایی که در استقبال از نوروز می خواندند آن را به حرکت و رقص در می آوردند.

تکم را به شکل بز و به اندازه ای در حدود دو کف دست انسان و از تخته چوب می ساختند به طوری که پاهای آن قابلیت حرکت دادن داشت. در دو طرف آن دو آینه کوچک می چسباندند و با تکه پارچه ها و منجوقها و پرهای رنگین آن را می آراستند به این لحاظ آن را " آینه تکم " هم می نامیدند.

تکم به وسیله چوبی به طول حدود نیم متر که به زیر تنه آن متصل بود حرکت داده می شد، این چوب از سوراخ وسط یک تخته دایره ای شکل به شعاع حدود یک وجب، که سطح آن هم نقشین و رنگین می شد، می گذشت.

با حرکت دست تکم چی که چوب تکم را بالا و پایین می برد و با کف دست و انگشتان خود آن را می چرخاند، عروسک حرکت می کرد و بر حسب سرعت حرکتی که تکم چی به آن می داد، آرامتر یا سریعتر و ایستاده یا نشسته، روی تخته گرد قرار می گرفت و صدای برخورد آن به تخته، با مقاطع آهنگ ترانه هایی که خوانده می شد هم آهنگ می شد.

خانواده های گیلانی مقدمشان را خوش و مبارک می دانستند و شگون کارشان را با دادن هدیه ای از همان جنس که به نوروزی خوانها و آهو چره ها و عروس گولی ها می دادند، گرامی می داشتند.

" خرس آبونی " از مراسم های جذاب و دیدنی گیلانی ها در پیشواز نوروز

"خرس آبونی" از مراسمی بود که در شرق گیلان و تا حدود تنکابن انجام می گرفت. در نزدیکی های نوروز چند نفر همراه با خرسی که از پیش دست آموز شده بود وارد روستا می شدند و باعث می شدند تا مردم غمها را از دل زدوده، شادی و خوشی را به خانه های خود ببرند.

عمومًا خرس را دو نفر همراهی می کردند یکی از آنها زنجیری را که به گردن خرس بسته شده بود در دست گرفته و در جلوی خرس به راه می افتاد و نفر دوم هم چند قدم پشت سر خرس حرکت می کرد.

آنها بعضی از حرکات را که از پیش به خرس آموخته بودند به حیوان می گفتند و خرس آن حرکات را انجام می داد.

مثلأ موقعی که وارد خانه کسی می شدند، اگر در خانه درختی بود خرس را وا می داشتند که به بالای درخت برود و فردی که زنجیر خرس را در دست داشت به خرس می گفت: " برو بالا خنم جونی/ سال چند تا ورزا خارنی/ اسب آقا تیمار کارنی/ برو بالا خنم جونی. ( برو بالای درخت خانم جان، در سال چند تا گاو نر می خوری، اسب آقا را مواظبت می کنی، برو بالای درخت خانم جان.) و خرس را وادار می کرد که به بالای درخت برود.

یا صاحب خرس می گفت: "برو به آینه نگاه کن" و خرس هم سنگی را که در آن حوالی بود بر می داشت و تظاهر می کرد که به آینه نگاه می کند و یا موارد زیر را می گفت: " ای بی ادب، شرم می کند عروس در پیش داماد، قلیون قنادی بکش. سوار بر اسب شو، برو پیش صاحب خانه ببین چه انعام داری."  صاحب خانه هم به فراخور خود چیزی به صاحب خرس هدیه می داد.

برخی از افراد اگر مریضی در خانه داشتند بر اساس اعتقاد خود پس از اینکه پولی به صاحب خرس می دادند مقداری کته (برنج) پیش خرس می گذاشتند و خرس پس از اینکه نصف آن را می خورد بقیه آن را به فرد مریض می دادند و اعتقادشان بر این بود که مریض شفا پیدا می کند.

سهم پررنگ " میمون بازها " و " آتش بازها "  در شادی  شب های نوروزی گیلانی ها

"میمون بازی" نیز از جمله مراسم های پیشواز نوروز بود، میمون بازها بیشتر از کولیان اطراف رشت بودند و در اطراف و گوشه کنار رشت بیشتر این مراسم را اجرا می کردند و گاهی نیز به داخل شهر می آمدند و در شهر مراسمی برگزار می کردند.

میمون باز که دور او را مردم فرا می گرفتند شروع به حرکات نمایشی و آکروباتی می کرد و نفر همراه او شروع به خواندن آواز و ترانه های شاد و نوروزی می کرد، خود میمون باز نیز اینگونه ترانه ها را همراهی می کرد، مردم نیز در جواب این حرکات خنده آور و ترانه های شاد کننده بدیشان هدیه هایی می دادند.

علاوه بر این"  آتش بازها " نیز با سیاه کردن صورت توسط دوده در کوی و برزن به آتشبازی می پرداختند و در شادی این شبها سهمی داشتند.

آتش باز کلاهی بوقی بر سر می گذاشت یک ظرف نفت و چند مشعل به دست می گرفت، مشعلها را آتش می زد و در دهان فرو می برد و خاموش می کرد. نفر همراهش هم خود را به همان هیئت می آراست. دو تخته چوب به دست می گرفت و بر هم می کوفت. آنها در کوچه و بازار به راه می افتادند و می خواندند: " عیار آتش بازم، میل به آتش دارم."

آتش باز گاهی مقداری نفت در دهان می ریخت و در حالیکه آن را به شدت و با مهارت بر روی مشعل آتش می پاشید چنان وانمود می کرد که انبوهی از شعله را از دهان خارج می سازد.

آتش بازها بیشتر در بازار و جلوی دکانها به هنرنمایی می پرداختند و نیازشان را از مغازه داران می گرفتند در هر محله و کویی گروهی از بچه ها نیز جست و خیز کنان همراهشان بودند و برایشان شعر می خواندند.

امروز اغلب بازیها و آدابی که گفته شد رو به نابودی است و هر از چند گاهی در نقطه ای از استان ممکن است یکی از رسوم اجرایی شوند که این واقعیت ضرورت برنامه ریزی برای جلوگیری از نابودی این آداب که جزو خرده فرهنگها و نمادهای ایرانی هستند را بیشتر آشکار می سازد.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

رییس بنیاد فردوسی :  جای تاسف است که مثلا آمریکائیان با آنکه بیش از چند قرن تاریخ ندارند، از موش و گربه ایرانی شهرک "دیزنی" درست می‌کنند حال آنکه ما ایرانیان این گونه به گذشته خود بی‌اعتناییم

رئیس بنیاد فردوسی از احیای روستای "دیه پاژ" زادگاه فردوسی و تبدیل آن به شهرک شاهنامه همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در 26 اردیبهشت‌ماه امسال خبر داد.

دکتر محمد حسین طوسی‌وند در گفتگو خبرنگار مهر گفت: بنیاد فردوسی پس از پنج سال فعالیت خستگی ناپذیر امروز از طرف کلیه فرهیختگان کشور مورد استقبال قرار گرفته و تشویق می‌شود.

وی از افتتاح شعبه بنیاد فردوسی در طوس خبر داد و افزود: همزمان با افتتاح همایش سالروز فردوسی در روز 26 اردیبهشت که مقارن با اتمام هزاره سرایش شاهنامه نیز هست شاخه طوس این بنیاد در مشهد دایر خواهد شد و به همین منظور یکی از افراد خیر خراسان مبلغ دویست میلیون تومان در اختیار بنیاد فردوسی قرار داده است.

طوسی‌وند خاطر نشان کرد: امیدواریم با کمک ملت نجیب و فرهنگ دوست ایران شعبه بنیاد فردوسی را در اکثر مراکز کشور ایجاد کنیم تا ایده استاد محترم دکتر اسلامی ندوشن که همانا ایجاد فرهنگسرای فردوسی است جامعه عمل بپوشد. برای اینکار لازم است ریشه‌های کهن زبان فارسی دری با کمک بنیاد فردوسی بار دیگر در آسیای میانه جوانه زده و شکوفا شود.

رئیس بنیاد فردوسی اظهار داشت: آسیای میانه شامل کشورهای تاجیکستان، افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و پاکستان است که روزگارانی مهد تکلم و ادب زبان دری بوده و نامدارانی چون رودکی، ابن سینا، ناصر خسرو، شیخ عطار، جامی، مولوی، نظامی، بیهقی، بیرونی، ابن یمین، اقبال لاهوری، سعدی، حافظ و دهها فرهیخته دیگر برای فرهنگ و ادب پارسی زحمت و مرارت کشیده‌اند.

وی از مسئولان خواست تا توجه به فرهنگ و ادب فارسی را افزایش دهند و از وزارت علوم و دانشکده‌های ادبیات سراسر کشور بخواهند تا در این راستا با بنیاد فردوسی برای اشاعه فرهنگ پارسی در آسیای میانه بیشتر همکاری کند.

طوسی‌وند در ادامه گفت: بنیاد فردوسی یک سازمان فرهنگی غیر سیاسی - غیرانتفاعی و مردمی است که تنها وظیفه‌اش گسترش فرهنگ و ادب فارسی به شمار می‌آید.

رئیس بنیاد فردوسی در ادامه احیای زادگاه فردوسی را از جمله برنامه های این بنیاد خواند و تصریح کرد: طوس زادگاه و آرامگاه فردوسی، مرکز ثقل مرکز آسیای میانه و خراسان بزرگ است و از آنجا که بارگاه ملکوتی امام هشتم شیعیان نیز در اینجاست بنابراین وظیفه سازمان میراث فرهنگی ایجاب می‌کند که در احیاء این مرکز میراث اهتمام بیشتری داشته باشد.

وی افزود: پروژه احیاء زادگاه حکیم طوس شامل بوستان سرای فردوسی، شهرک شاهنامه، دهکده نمونه پاژ، کلینیک تخصصی مجتمع ورزشی و کارگاههای هنری خواهد بود.

طوسی‌وند در ادامه به جزئیات طرح احیای روستای باژ و تبدیل آن به شهرک شاهنامه اشاره کرد و گفت: در بوستان سرای فردوسی کارگاههایی بوجود خواهد آمد که صحنه‌های پرشور شاهنامه را به صورت سه بعدی تصویر پردازی می‌کنند تا جوانان و گردشگران در چند ساعت کلیه صحنه‌های شاهنامه را به صورت سمعی و بصری ببینند و به عظمت تاریخ کهن خویش افتخار کنند.

رئیس بنیاد فردوسی اذعان کرد: جای تاسف است که مثلا آمریکائیان با آنکه بیش از چند قرن تاریخ ندارند، از موش و گربه ایرانی شهرک "دیزنی" درست می‌کنند حال آنکه ما ایرانیان اینگونه به گذشته خود بی‌اعتناییم.
 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

دانیل پینک، نویسنده سرشناس و تحلیلگر اقتصادی بر این باور است که در طی چندین دهه گذشته، جوامع غربی بیش از آنچه باید مقام « چپ مغزها» را بالا برده اند.

«چپ مغز» در اصطلاح به افرادی گفته می شود که هنگام تفکر از توابع خطی و منطقی استفاده می کنند و به باور دانشمندان این افکار توسط نیمکره چپ مغز کنترل می شوند. حسابدارن، وکلا  و اقتصاددانان از این جمله افراد هستند.

دانیل پینک در کتاب اخیر خود بنام « یک ذهن کاملاً جدید: چرا راست مغزان آینده را رقم خواهند زد» می گوید که جامعه به آرامی به قدرت های خلاق و غیر خطی نیمکره راست مغز پی می برد. طراحان، هنرمندان، موسیقیدانان و نویسندگان از افرادی هستند که هنگام تفکر بیشتر از نیمکره راست مغز خود بهره می گیرند. پینک ادعا می کند که توانایی های نیمکره چپ مغز که در گذشته از اهمیت بالایی برخوردار بود، در جهان امروز چندان کارایی ندارد.

پینک در این باره چنین می گوید :« قابلیت های نیمکره چپ مغز مانند تفکر منطقی، برداری(خطی) و یا صفحه ای همچنان اهمیت دارد ولی نسبت به توانایی های نیمکره راست مغز مانند استعداد هنری، تفکر خلاق، ابتکار و تصویر سازی ذهنی در جایگاه دوم قرار می گیرند.»

بنا به گفته پینک، آنچه جایگاه متخصصین چپ مغز را متزلزل می کند این است که آنها به سادگی جایگزین می شوند. امروزه می بینیم که حسابداران، برنامه نویسان و وکلا با متخصصین ارزان تر در کشورهای درحال توسعه جایگزین می شوند و یا وظایف آنها توسط کامپیوتر انجام می گیرد.

وی می گوید :« امروز نرم افزارهای حسابرسی کار یک حسابدار را انجام می دهند و وب سایت های حقوقی در اینترنت مانند یک وکیل به شما مشاوره می دهند.»

به باور پینک، برای پیشرفت کردن و حتی باقی ماندن در دنیای پر رقابت امروز، افراد باید چیز بیشتری ارایه کنند. چیزی که نتوان آن را کپی کرد و یا توسط کامپیوتر انجام داد.

او برای نمونه مهندسی را مثال می زند، رشته ایی که به آرامی آسیب پذیر می شود. پینک می گوید امروزه مهندسانی پیشرفت می کنند که علاوه بر توانایی های مهندسی، قابلیت های دیگری هم داشته باشند. افرادی که به راحتی ارتباط برقرار می کنند و یا خلاقیت بالایی دارند. مهندسانی که در طراحی سر رشته دارند و یا به چند زبان صحبت می کنند. این توانایی ها آنها را از سایرین متمایز می کند.

او بر این باور است که مهندسان امروز، نباید تنها به توانایی های خود در حل مسائل ریاضی اکتفا کنند.

تیتر صاحبان کسب و کار از آموزش های هنری بهره بسیاری می برند

دانیل پینک، که تحلیلگر وضعیت تجاری بسیاری از کمپانی های بزرگ در داخل و خارج ایالات متحده است، در کتاب خود با افراد موفق متعددی در سراسر جهان مصاحبه کرده است. وی می گوید بسیاری از این افراد و حتی آن دسته که مشاغل مرتبط با نیمکره چپ مغز دارند، در گذشته آموزش های هنری دیده اند.

پینک متوجه شد که آموزش هنر به زندگی تجاری و حرفه ای این افراد کمک شایانی کرده است.

نکته جالب توجه دیگری که پینک در حین مصاحبه با این افراد بدان دست یافت این است که «آی کیو» و یا ضریب هوشی، نقش چندانی در موفقیت افراد بازی نمی کند.

او در این باره می گوید :« افرادی که عملکرد چشمگیری در زندگی دارند الزاماً ضریب هوشی بالا ندارند. «آی کیو» به نسبت نقش کوچکی در موفقیت افراد ایفا می کند.»

بنا به باور پینک، والدین به منظور آماده سازی فرزندان خود برای مشاغل آینده باید به پرورش هر دو سوی مغز کودکان توجه کافی کنند.

ملیندا ویلکاکس، رییس انجمن اولیا مربیان الکساندریا، که یک جلسه بحث و گفتگو در مورد مباحث این کتاب برگزار کرده است، می گوید:« من فکر می کنم حدود ۵۰۰ نفر در الکساندریا این کتاب را خوانده اند. نظرات خوانندگان به طور جالب توجهی مثبت است. مطالب این کتاب دیدگاه من را نسبت به نقش والدین در قبال فرزندان تغییر داد. من متوجه شدم که تنها نمرات خوب در امتحانات برای تضمین آینده فرزندان کفایت نمی کند.»

فرانسیس چایس، معلم هنر در دبیرستان «تی سی ویلیامز» در شهر الکساندریا می گوید مطالب این کتاب به او کمک کرد تا برخی شیوه های بنیادین تدریس خود را تغییر دهد.

با این حال چایس می گوید شیوه نوین تفکر که در این کتاب آمده است برای وی و سایر افرادی که در زمینه های هنری فعالیت می کنند، چندان تازگی ندارد.

با وجود این، مباحث کتاب «یک ذهن کاملاً جدید» توجه بسیاری را در سراسر آمریکا به خود جلب کرده است. این کتاب تنها به شگفتی های مغز انسان نمی پردازد بلکه روش های نوین و شاید بهتری را برای رویارویی با جهان پیچیده امروز ارایه می کند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس مرجان های دریایی

گروهی از پژوهشگران دانشگاه های آمریکا، مرجان های دریایی در اعماق سواحل هاوایی کشف کرده اند که بیش از ۴ هزار سال قدمت دارند و در واقع از جمله قدیمی ترین موجودات زنده کره زمین محسوب می شوند.

برندان رواک، اقیانوس شناس دانشگاه تگزاس و همکاران او، طی چند مرحله پژوهش در اعماق دریا، نمونه هایی از قدیمی ترین مرجان های درختچه مانند را یافته اند که لیوپاتس و ژراردیا نام گرفته اند و به طور معمول مرجان های سیاه  و طلایی نامیده می شوند.

رواک اخیرا" در گزارش خود در « آکادمی علوم ملی» گفته است این گونه ها، بزرگترین ساختارهای صفحات مرجانی عمق اقیانوس بوده و به طور مسلم تراکمی از موجودات بی مهره و احتمالا" ماهی ها هستند.

وی تاکید کرده است او و همکارانش در دانشگاه سانتاکروز کالیفرنیا  و دانشگاه ملی استرالیا در کنبرا، با جمع آوری نمونه هایی از مرجان ها در اعماق حدود ۴۰۰ متری سطح اقیانوس، برای تعیین سن مرجان ها از رادیو کربن استفاده کردند.

وی می گوید سن این مرجان ها بسیار بیشتر از ارزیابی های گذشته می باشد.

رواک می افزاید: « ما توانستیم  ثابت کنیم مرجان لیوپاتس ۴۲۶۵ سال سن دارد و ژراردیا حدود ۲۷۴۲ ساله است. تعیین سن این مرجان ها، آن ها را در زمره قدیمی ترین موجودات زنده کره زمین قرار می دهد.»

دانشمندان در ضمن بر این باورند بعضی از کاج های سوزنی شمال کالیفرنیا نیز بیش از ۴ هزار سال سن دارند.

بنا به گفته رواک، سن مرجان ها برای تعیین سرعت بهبود وضعیت اکوسیستم سرنوشت ساز خواهد بود و نقش مهمی در شناخت جو و زیست شناسی، اکولوژی اکوسیستم و زیست شناسی تک تک موجودات زنده آن خواهد داشت.

حیات مرجان های عمق اقیانوس ها، به دلیل برداشت های غیر قانونی، ماهی گیری های تجاری با تور، تغییرات جوی، آلودگی ناشی از فعالیت انسان ها و افزایش سطوح اکسید دو کربن در جو در معرض تهدید قرار می گیرند.

رواک می گوید: «مرجان هایی که قدمت دیرینه دارند، هم به دلیل نقش آن ها در حمایت از چرخه حیات سایر موجودات دریایی اهمیت دارند بلکه پنجره ای به سوی تاریخ باستانی اقیانوس بازمی کند. با وجود حیاتی چنین قدیمی، بویژه با مطالعه مرجان ها، این احتمال وجود دارد که بتوان شرایط گذشته اقیانوس ها را بازسازی کرد.»

کشف اخیر داده های جدیدی را به اطلاعات پیشین پژوهشگران پیرامون تغییرات جوی می افزاید و سرعت و میزان چرخش اکسید دو کربن خارج از سطح اقیانوس به عمق آب ها را می سنجند.

رواک ابراز امیدواری می کند تحقیقات بیشتر و مطالعه مرجان های بسیار قدیمی بر دینامیک پیچیده اقیانوس، نوری بتابد و به اتخاذ سیاست جدیدی برای محافظت از این موجودات زنده دریایی ظریف و شکننده کمک نماید.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

اتحادیه مدنی ملی »، قدیمی ترین و بزرگترین جنبش برای تقویت نهادهای آمریکایی آفریقایی تبار در آمریکا اعلام کرده است پس از انتخاب باراک اوباما، اولین رییس جمهوری آمریکایی آفریقایی تبار، و با وجود امیدواری به کاهش شکاف بین وضعیت اقتصادی سیاه پوستان و واقعیت های موجود در نابرابری های اجتماعی و شغلی، شواهد بسیاری مبنی بر نابسامانی اقتصادی اقشار سیاه پوست آمریکا به چشم می خورد.

« اتحادیه مدنی ملی » می گوید به منظور جلب حمایت مالی و شغلی از کنگره و طرح بسته اقتصادی پرزیدنت اوباما برای اقشار سیاه پوست کشور تلاش خواهد کرد.

بسیاری از سیاه پوستان در شهرهای مختلف آمریکا مشاغل خود را از دست داده اند و در وضعیت نابسامان اقتصادی و معیشتی روزگار می گذرانند.

آمار سراسری بیکاری به ۸⁄۱ افزایش یافته و این رقم بین سیاه پوستان بسیار بیشتر از ۸ درصد است.

بیکاری تنها یکی از عواملی است که  « اتحادیه مدنی ملی » بر اساس آن نتیجه گیری کرده است شکاف و اختلاف طبقاتی غیر قابل تحملی بین سفید پوستان و سیاه پوستان آمریکا پدید آمده است.

مارک موریال، رییس « اتحادیه مدنی ملی» می گوید: « رقم بیکاری بین آمریکایی های سیاه پوست دو برابر سفید پوستان کشور است و تعداد اقشار فقیر سیاه پوستان و آمار زندانیان سیاه پوست ۶ برابر تعداد سفیدپوستان در حبس می باشد.»

این گروه مدافع حقوق مدنی می گوید شکاف موجود در دستاوردهای آموزشی آن چنان عمیق است که سفیدپوستان پیشرفت های بیشتری از سیاه پوستان دارند و سیاه پوستان کمتر از سفیدپوستان به خدمات درمانی دسترسی دارند.

ارقام دولت حاکی از آن است که از هر ۵ سیاه پوست یک نفر از بیمه خدمات درمانی برخوردار نیست.

درخواست وام اکثر آمریکایی های آفریقایی تبار برای خرید مسکن رد می شود و درصد بالایی از آن ها به دلیل واجد شرایط نبودن برای وام مناسب، خانه های خود را از دست داده اند.

همه این عوامل، حتی با به قدرت رسیدن اولین رییس جمهوری آمریکایی آفریقایی تبار تغییری نکرده اند.

موریال می گوید:« جای امیدواری هست و امید به استقرار مدینه فاضله و شور و شوق انتخاب آقای اوباما و تغییر در آینده هنوز زنده و جاری ست.»

وی مصرانه از مقامات محلی و اتحادیه ها می خواهد تا با وجود میلیاردها دلار پول در نظر گرفته شده در بسته مشوق اقتصادی، سیاه پوستان را در اولویت مراحل استخدامی قرار دهند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 عکس نورمن بورلاگ

نورمن بورلاگ، پدر انقلاب سبز، اخیراً نود و پنجمین سالروز تولد خود را در دالاس جشن گرفت. او در این مراسم کارشناسان کشاورزی و مقامات رسمی را به همکاری برای رفع چالش های منابع جهانی غذا فرا خواند.

بورلاگ، برنده جایزه نوبل بر این باور است که رشد جمعیت همراه با آفات جدید گیاهی، نیاز بشر را برای نوآوری در کشاورزی بیش از پیش آشکار می سازد.

با وجود اینکه سالخوردگی و مشکلات جسمی کمی از توانایی های نورمن کاسته است، ولی او همچنان با قدرت و حساسیت در مورد نیاز بشر به تولید غذای بیشتر سخنرانی می کند.

او در سخنرانی روز تولدش گفت :« من از همه شما می خواهم که دست به کار شوید. همه ما باید با یکدیگر همکاری کنیم تا بتوانیم نه فقط یک محصول غذایی، بلکه کلیه محصولات گیاهی و حیوانی را بهبود بخشیم. هر سال ۸۴ میلیون نفر به جمعیت بشر بر روی زمین افزوده می شود. مسئولیت سنگینی بر دوش ما نهاده شده است.»

انتظار می رود که جمعیت زمین تا اواسط قرن جاری از ۶⁄۸ میلیارد تن به ۹⁄۴ میلیارد نفر برسد. به همین دلیل نیاز بشر به تولید غذای بیشتر همچنان افزایش می یابد. با این حال غذا تنها مشکل بشر در آینده نخواهد بود. مشکلاتی از قبیل بالا رفتن گرمایش زمین و کمبود آب شیرین برای آشامیدن و کشاورزی نیز از هم اکنون نگرانی های بسیاری را برانگیخته است.

بورلاگ می گوید بیماری های گیاهی از قبیل «یو جی ۹۹» ( نوعی آفت گندم) که محصول گندم آفریقا را از بین می برد، نوعی خطر برای فعالیت های او و همکارنش به شمار می رود. بورلاگ و دیگر پژوهشگران دهها سال است که بر روی تولید نژادهای گیاهی که در برابر آفات مقاوم اند تحقیق می کنند.

او نیاز مبرم به منظور تولید غذای بیشتر برای جمعیت روز افزون جهان را احساس می کند و بر این باور است که کلیه دانشمندان در همه رشته ها باید برای یافتن راه حل این معضل پیش قدم شوند.

به باور بورلاگ، کشاورزان در سراسر جهان می توانند با استفاده از کودهای جدید، روش های نوین کشاورزی ارگانیک و یا ترکیبی از هر دو روش، غذای بیشتری تولید کنند.

جشن تولد بورلاگ برای شرکت «مونسانتو» فرصتی فراهم کرد تا از شروع یک برنامه بورسیه آموزشی که به افتخار نورمن بورلاگ و هنری بیچل نام گذاری شد، خبر دهد. هنری بیچل فعالیت های مشابهی برای اصلاح گونه پربار تر برنج انجام داده است.

تد کراسبی، معاون شرکت « باروری گیاهی مونسانتو»، یکی از شرکت های پیشرو در فن آوری های کشاورزی، در مورد این برنامه چنین گفت :« هدف ما از انجام این برنامه جمع آوری مبلغ ۱۰ میلیون دلار برای حمایت از فارغ التحصیلان  مقطع دکترا است. افرادی که تمایل دارند در کشورهای در حال توسعه بر روی مسائل مهمی همچون پرورش گونه های بهینه گندم و برنج تحقیق و فعالیت کنند.»

بنا به گفته کراسبی، ترویج همکاری های بین المللی مانند این برنامه بهترین راه مبارزه علیه مشکلات تولید غذا از جمله آفت «یو جی ۹۹» است. «یو جی ۹۹» که به زنگار گندم نیز معروف است، از آفریقا به سایر نقاط جهان سرایت کرده و همچنان در حال گسترش است.

نورمن بورلاگ این برنامه ها را که فعالیت های چند جانبه و بین المللی را ترویج می کنند، یک گام مثبت برای حل معضل کمبود غذا در جهان می خواند.

بورلاگ که در سال ۱۹۷۰ جایزه صلح نوبل را دریافت کرده است همچنان در دانشگاه « ای اند ام» تگزاس تدریس می کند. او در عین حال با کمیته های بین المللی که برای حل چالش های جهانی فعالیت می کنند نیز همکاری می کند.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

موريس ژار در دوران رياست جمهوری فرانسوا ميتران مدال باارزش «لژيون دو نور» را با عنوان مهم‌ترين مقام فرماندهی هنر و ادبيات از دست ریيس جمهوری فرانسه دريافت کرد.  موريس ژار موسيقی متن فيلم‌های مشهوری از سينمای جهان را ساخته است که از ميان آنها می‌توان لارنس عربستان و دکتر ژيواگو را نام برد
 درگذشت موريس ژار، موسيقی ‌دان و آهنگ ساز فیلم های سینمایی لارنس عربستان و دکتر ژيواگو

موريس ژار، موسيقی ‌دان و آهنگ ساز فرانسوی مقيم آمريکا، روز يک‌شنبه در اثر بيماری سرطان در سن ۸۴ سالگی در لوس آنجلس درگذشت.

موريس ژار موسيقی متن فيلم‌های مشهوری از سينمای جهان را ساخته است که از ميان آنها می‌توان لارنس عربستان و دکتر ژيواگو را نام برد.

اگر نام ژار در ميان دوستداران موسيقی امروز با نام ژان ميشل ژار، سازنده موسيقی اکسيژن، بيشتر بر سر زبان‌هاست، برای دوستداران سينما، نام پدر او، موريس ژار، يادآور موسيقی فيلم‌های عظيم تاريخ سينماست.

موريس ژار، موسيقی ‌دان فرانسوی، که عمدتاً در آمريکا زندگی می‌کرد، سه بار برای ساختن موسيقی متن فيلم‌های لارنس عربستان، دکتر ژيواگو و گذری به هند موفق به دريافت جايزه اسکار بهترين موسيقی فيلم شد.

وی گذشته از آفريدن موسيقی متن فيلم در طول فعاليت‌هايش در اروپا، از ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۳، در زمينه تئاتر نيز حضوری معتبر داشته، و با نويسندگانی چون آلبر کامو، ژان کوکتو و هارولد پينتر همکاری داشته است.

موريس ژار کار هنری خود را در فرانسه آغاز کرد و موسيقی متن ۴۰ فيلم در سينمای فرانسه را آفريد که «آيا پاريس می‌سوزد» يکی از مشهورترين آنهاست. وی از اواسط سال‌های ۶۰ ميلادی به کاليفرنيا می‌رود و لوس آنجلس را به عنوان مکان اقامت خود برمی‌گزيند.

اعتبار جهانی موريس ژار پيامد خلاقيت او در آفريدن بيش از۱۵۰ موسيقی فيلم در دوران هنری اوست که اغلب به هنگام عرضه شدن‌شان، نام او را به عنوان آهنگسازی منحصربه‌فرد به ثبت رساندند. موريس ژار همچنين به عنوان پايه‌گذار شيوه استفاده توأم موسيقی الکترونيک و کلاسيک شناخته می‌شود.

گذشته از دريافت سه جايزه اسکار برای فيلم‌های لارنس عربستان، دکتر ژيواگو و گذری به هند موريس ژار جوايز بين‌المللی ديگری نيز برای موسيقی متن فيلم‌های شاهد در سال ۱۹۸۵، انجمن شاعران مرده در ۱۹۸۹، دختر رايان در ۱۹۷۰، گوريل‌ها در مه در ۱۹۸۶، و روح در ۱۹۹۰ و چند فيلم ديگر دريافت کرده است.

موريس ژار همچنين به عنوان رهبر ارکستر، با ارکسترهای معتبری چون ارکستر فيلارمونيک لندن، ژاپن، اوساکا، لوس آنجلس و ارکستر راديويی ايتاليا همکاری داشته است.

از جمله فعاليت‌های ديگر ژار، آفريدن آثار مختلف موسيقی صحنه‌اي است که از ميان آنها می‌‌توان باله «گوژپشت نتردام» را که در اپرای مشهور پاريس اجرا شد نام برد.

موريس ژار در دوران رياست جمهوری فرانسوا ميتران مدال باارزش «لژيون دو نور» را با عنوان مهم‌ترين مقام فرماندهی هنر و ادبيات از دست ریيس جمهوری فرانسه دريافت کرد.

وی که به عنوان آهنگساز مورد علاقه «ديويد لين» موسيقی متن اغلب فيلم‌های او را ساخته است، با کارگردانان مشهور ديگری چون جان هیوستون، آلفرد هيچکاک، لوکينو ويسکُونتی و هانری ورنوی فرانسوی نیز همکاری داشته است.

مطلب مرتبط:

ماجرای دکتر ژیواگو، بوریس پاسترناک ، «سیا» و نوبل ادبیات

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 6:26 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

زرتشتیان هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردین (7 تا 11 فروردین) برای برگزاری آیین های دینی و سنتی از همه جای جهان، در این زیارتگاه گرد هم می آیند. همچنین جشن آتش افروزی ( هیرومبا ) را زرتشتیان شریف آباد در 26 فروردین در این زیارتگاه برگزار می‌كنند.

عکس زیارتگاه پیر هریشت اردکان یزد

در 90 كیلومتری غرب یزد و 15 كیلومتری اردكان بر دامنه‌ی‌كوه‌هایی پست با پوشش گیاهی اندك، زیارتگاهی به نام هریشت وجود دارد. زرتشتیان باور دارند كه یكی از یاران دختر یزدگرد (ندیمه‌ای به نام گوهربانو كه او را مروارید نیز دانسته‌اند) در این مكان غیب شده است . بر پایه‌ی روایات، گوهربانو در پی تعقیب تازیان، از كاروان همراهان جدا شده و پس از سرگردانی در این محل به نیایش خدا می‌پردازد و ناگهان ناپدید می‌شود و سال‌ها پس از ناپدید شدن بر كودكی گمشده نمایان شد و به او فرمود تا از پدر بخواهد كه پیر هریشت را بنیان گذارد. بخشی از سنگ كوه كه برجسته است و در پستو جای دارد، به عنوان این مكانِ ناپدید شدن دانسته می‌شود.

زیارتگاه ، در بالای پله‌هایی ساخته شده است كه به بالای كوه راه دارد. پیش از رسیدن به پای پیر، زیارت كنندگان دست و صورت خود را با آب پاكی كه در راه‌پله و قبل از رسیدن به پیر درنظر گرفته شده است، شستشو می‌دهند. در بالای پله‌ها درِ ورودی زیارتگاه قرار دارد كه به‌گونه‌ای زیبا با سه سخن اندیشه‌برانگیز اشوزرتشت اسپنتمان یعنی" هومت ، هوخت و هورشت" آراسته شده است. به‌هنگام ورود، اتاقی پیش رو قرار می‌گیرد كه در میان آن كلكی وجود دارد كه بر روی آن آتش می‌افروزند و بوی خوش بر آن می‌نهند. گرداگرد این اتاق سكوهایی برای نشستن زیارت كنندگان ساخته شده است . زرتشتیان در حالی كه نگاره‌ی زیبای نخستین پیامبر آریایی ، تابلوهایی به خط بی‌نظیر دین‌دبیره و گل‌هایی شاداب این اتاق را آذین بخشیده است،  روسری و كلاه بر سر می‌نهند و اهورامزدای یگانه را ستایش می كنند.
ساختمان اصلی زیارتگاه ، علاوه بر این اتاق ، یك پستو دارد كه آتش همیشه روشن در اینجا جلوه‌ای روحانی بدان بخشیده است. پستو همان بخشی است كه آن را مكان ناپدید شدن گوهربانو خوانده‌اند. اینجا هم با نمادهایی از دین زرتشتی آراسته شده است و مكانی است كه انسان را به آرامش درونی برای راز و نیاز با پروردگار خویش می‌رساند.
 در خارج از ساختمان زیارتگاه و پایین آن ، ساختمان‌هایی به نام خیله توسط خیراندیشان زرتشتی برای ماندنِ چند روزه‌ی زیارت كنندگان بنا شده است. همچنین ، آب انباری در پایین پیر وجود دارد.
 زرتشتیان هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردین (7 تا 11 فروردین) برای برگزاری آیین های دینی و سنتی از همه جای جهان، در این زیارتگاه گرد هم می آیند. همچنین جشن آتش افروزی ( هیرومبا ) را زرتشتیان شریف آباد در 26 فروردین در این زیارتگاه برگزار می‌كنند.

مطلب مرتبط:

عکس هایی از زیارتگاه پیر سبز یا چک چک زرتشتیان یزد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  |