تبليغاتX
گیلانیکا
گیلان شناسی، ایران شناسی، روانشناسی، اجتماعی، فرهنگ و ادب و هنر، تاریخی، دانستنی ها و...
شادباش هفتم آبان ماه خورشيدی، روز جهانی کورورش، پادشاه هخامنشی

پتصویر کوروش بزرگ

عکسی از آرامگاه کوروش بزرگ 

عکس آرامگاه کوروش بزرگ 

مطلب مرتبط:

متن منشور کوروش بزرگ

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

تصویر کوروش بزرگ

منشور کوروش بزرگبیش  از یکصد سال پیش توسط توسط باستان  شناسان انگلیسی در باقی مانده های شهر  باستانی بابل در  جنوب عراق کشف شد و از آن زمان تا کنون در  موزه بریتانیا نگه داری می شود. 

این منشور، استوانه‌ای سفالی است که فرمان کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی در مورد رفتار کوروش با مردم بابل پس از فتح این شهر با خط میخی بر آن نوشته شده است. این فرمان به دلیل مضمون انسان دوستانه‌اش توسط عده‌ای از کارشناسان به عنوان نخستین سند حقوق بشر تاریخ معرفی می‌شود.

تصویر منشور کوروش بزرگ

تصویری ا زمنشور کوروش بزرگ، پادشاه  هخامنشی

متن منشور کوروش بزرگ، پادشاه هخامنشی:

"  منم كوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اكد، شاه چهارگوشه ی جهان. پسر كمبوجيه، شاه بزرگ ... نوه كورش، شاه بزرگ ... نبيره چيش پيش ، شاه بزرگ . . .

آنگاه كه بدون جنگ و پيكار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوك خدای بزرگ دل  های پاك مردم بابل را متوجه من كرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد.

برده داری را بر انداختم ، به بدبختی های آنان پايان بخشيدم. وضع داخلی بابل و جايگاه های مقدسش قلب مرا تكان داد... من

نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را

مردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد... او بركت و مهربانياش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستوديم. . .

من همه شهرهايی را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايی را كه بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم.

همه مردمانی را كه پراكنده و آواره شده بودند، به جايگاه های خود برگرداندم و خانه های ويران آنان را آباد كردم.

همچنين پيكره خدايان سومر و اكد را كه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نيايشگاههای خودشان بازگراندم، باشد كه دلها شاد گردد.

بشود كه خدايانی كه آنان را به جايگاه  های مقدس نخستينشان بازگرداندم، هر روز در پيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند...

من برای همه مردم جامعه ای آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم. "

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پس از سال ها انتظار و ارائه درخواست ثبت جهانی نوروز به سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد - یونسکو - سرانجام هشتم مهر ماه مهمترین جشن باستانی ایرانیان به ثبت جهانی رسید.

درخواست ثبت نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی تقاضای مشترک کشورهای ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه بود.

ثبت جهانی نوروز با نمایندگی ۷ کشور از کشورهای برگزار کننده این مراسم و مدیریت ایران در ابوظبی پایتخت امارات متحده عربیانجام شد. اما در این میان جای دو کشور مهم برگزار کننده نوروز یعنی افغانستان و تاجیکستان خالی بود.

بر اساس گزارش ها،  افغانستان به تازگی به کنوانسیون میراث ناملموس جهانی ملحق شده و نتوانسته خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند اما به عنوان یکی از مهمترین کشورهای برگزار کننده نوروز سهم قابل ملاحظه ای در جهانی شدن این جشن دارد. 

نوروز همواره عید سال نو در افغانستان بوده اما در دوره اشغال این کشور توسط ارتش سرخ و سپس تسلط طالبان بر این کشور، برگزاری آن با مشکلات و محدودیت هایی همراه بوده است.

با این همه اهتمام جهانی به مسائل افغانستان و همچنین توجه به آئین و رسوم این کشور پس از سقوط طالبان باعث شد که برگزاری نوروز هم در این کشور مورد توجه جهانی قرار گیرد و شناخت تازه ای از این جشن باستانی به دست دهد.

در عین حال دیگر کشور فارسی زبان منطقه یعنی تاجیکستان هم به دلیل این که عضو کنوانسیون میراث ناملموس جهانی یونسکو نیست، از حضور در این پرونده بازمانده است.

به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی و کسب استقلال کشورهای عضو آن تجلیل از جشن نوروز بجز تاجیکستان در کشورهای دیگر آسیای میانه، یعنی ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ترکمنستان نیز جایگاه خاصی را کسب کرده است.

هرچند نوروز جشن ملی مردم آریایی محسوب می شود، ولی در طول تاریخ تجلیل این جشن در میان مردم ترک زبان منطقه آسیای مرکزی، یعنی ازبکها، قرقیزها، قزاقها و ترکمنها نیز رایج بوده است.

از جمله کشورهایی که در ثبت جهانی نوروز همکاری کرده اند ازبکستان است که جمعیت زیادی از این کشور از جمله در سمرقند و بخارا به زبان فارسی صحبت می کنند و دارای پیوند های قوی و مشترک فرهنگی با کشورهای منطقه از جمله ایران است.

به اعتقاد پژوهشگران، قلمروی که هم اکنون مردم آسیای مرکزی در آن به سر می برند، در گذشته مکان اصلی سکونت مردم آریایی بوده و این امر موجب گسترش چشمگیر سنت ها و آیین های نوروزی در میان مردم این منطقه شده است.

در آن سوی آسیای مرکزی و قفقاز یعنی در کشور های ترکیه و عراق هم کردهای این دو کشور نیز نوروز را جشن بزرگ خود می دانند و آن را گرامی می دارند.

هم اکنون بزرگداشت نوروز در کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان در سطح دولتی صورت می گیرد و فرارسیدن آن با تعطیلی عمومی همراه است. دست کم بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در جهان هر ساله در آغاز بهار نوروز را جشن می گیرند و و مراسم مربوط به آن را برگزار می کنند.

در سال های اخیر برگزاری نوروز جنبه جهانی تری به خود گرفته و برخی از شهرهای اروپایی نیز آن را به رسمیت شناخته اند اما در جالب توجه ترین آنها سفره هفت سین در کاخ سفید و پیام نوروزی رئیس جمهوری امریکا است که چند سالی است نوروز را به طور رسمی شادباش می گوید و از برگزاری آن در آمریکا که به تنوع فرهنگی این کشور کمک می کند، مباهات می کند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس زیارتگاه پیر نارکی یزد

این زیارتگاه در كوه ناركی مهریز قرار دارد. بنا به اعتقاد برخی از زرتشتیان محل غیبت زربانو، شاهزاده یزدی می باشد. وی عروس پادشاه پارس بود كه پس از ورود لشكریان اسلام به فارس، رهسپار یزد می شود و سرانجام در كوه ناركی غیب می شود؛ از این روی در این محل كه چشمه ای جاری است بنایی ساخته می شود و به عنوان زیارتگاه زرتشتیان مورد استفاده قرار می گیرد.

پیر ناركی در 58 كیلومتری جنوب شرقی شهر یزد بر دامنه‌ی كوه غربی بلندی به نام تجنك نزدیك دره زنجیر و یا در نزدیكی تفت از دره گیگون قرار دارد. برپایه‌ی روایت‌ها، دختر یزدگرد  به نام  نازبانو  در این مكان مقدس ناپدید شده است. ناز بانو بر بیابانگردی روشن بین نمایان شده و او را فرمان به بنیاد پیر ناركی می‌دهد.
ساختمان زیارتگاه شامل اتاقی است كه پذیرای دل‌های گرم زیارت‌كنندگان زرتشتی است. در بیرون از این اتاق ، مكانی برای شستشوی دست و صورت در نظر گرفته شده است. خارج از دری كه این دو محل را در بر می‌گیرد، ساختمان‌هایی به نام خیله از دهش خیراندیشان ساخته شده است. این خیله‌ها برای ماندنِ چند روزه‌ی زیارت كنندگان پیش‌بینی شده‌اند.
زرتشتیان از گوشه و كنار جهان ، همه ساله از روز مهر تا ورهرام از ماه امرداد ، برابر با 12 تا 16 امرداد ماه ، با گرد هم آمدن در این مكان ، به نیایش اهورامزدا و برگزاری آیین دینی و مراسم سنتی همراه با شادی ، می‌پردازند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 7:3 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس گربه ایرانی Persian Cat

گربه پرشین سیاه و سفیدی که اصالت ایرانی دارد و یکی از داوطلبان شرکت در مسابقات گربه‌های اشراف‌زاده جهان که در ایالت نیو همپشایر امریکا برگزار شد، توانست با وقار و زیبایی‌ منحصر به فردش جایزه این رقابت‌ها را از آن خودش کند.

به گزارش  سایت خبری گوگل نیوز، این گربه اشراف‌زاده چاپلین نام دارد و  2 ساله است و به گفته داوران این مسابقه یکی از زیباترین و باوقارترین نژاد گربه‌سانان را در وجودش دارد.

صاحب این گربه در مصاحبه با خبرنگاران گفته: 5 روز قبل از شروع مسابقه در یکی از خیابان‌های منطقه نیو همپشایر گربه کثیفی پیدا کردم و به منزل بردم اما پس از تمیز کردن گربه آواره متوجه زیبایی منحصر به فردش شدم و تصمیم گرفتم تا همراه این گربه زیبا در مسابقه گربه‌های اشراف‌زاده شرکت کنم.

صاحب چاپلین بر این باور است که این گربه پرشین یکی از بااصالت‌ترین و زیباترین گربه‌های روی کره زمین است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

اسامی تایید صلاحیت شدگان کاندیدای انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران

(از راست به چپ)میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمود احمدی‌نژاد و محسن رضایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

رییس بنیاد فردوسی :  جای تاسف است که مثلا آمریکائیان با آنکه بیش از چند قرن تاریخ ندارند، از موش و گربه ایرانی شهرک "دیزنی" درست می‌کنند حال آنکه ما ایرانیان این گونه به گذشته خود بی‌اعتناییم

رئیس بنیاد فردوسی از احیای روستای "دیه پاژ" زادگاه فردوسی و تبدیل آن به شهرک شاهنامه همزمان با روز بزرگداشت فردوسی در 26 اردیبهشت‌ماه امسال خبر داد.

دکتر محمد حسین طوسی‌وند در گفتگو خبرنگار مهر گفت: بنیاد فردوسی پس از پنج سال فعالیت خستگی ناپذیر امروز از طرف کلیه فرهیختگان کشور مورد استقبال قرار گرفته و تشویق می‌شود.

وی از افتتاح شعبه بنیاد فردوسی در طوس خبر داد و افزود: همزمان با افتتاح همایش سالروز فردوسی در روز 26 اردیبهشت که مقارن با اتمام هزاره سرایش شاهنامه نیز هست شاخه طوس این بنیاد در مشهد دایر خواهد شد و به همین منظور یکی از افراد خیر خراسان مبلغ دویست میلیون تومان در اختیار بنیاد فردوسی قرار داده است.

طوسی‌وند خاطر نشان کرد: امیدواریم با کمک ملت نجیب و فرهنگ دوست ایران شعبه بنیاد فردوسی را در اکثر مراکز کشور ایجاد کنیم تا ایده استاد محترم دکتر اسلامی ندوشن که همانا ایجاد فرهنگسرای فردوسی است جامعه عمل بپوشد. برای اینکار لازم است ریشه‌های کهن زبان فارسی دری با کمک بنیاد فردوسی بار دیگر در آسیای میانه جوانه زده و شکوفا شود.

رئیس بنیاد فردوسی اظهار داشت: آسیای میانه شامل کشورهای تاجیکستان، افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان و پاکستان است که روزگارانی مهد تکلم و ادب زبان دری بوده و نامدارانی چون رودکی، ابن سینا، ناصر خسرو، شیخ عطار، جامی، مولوی، نظامی، بیهقی، بیرونی، ابن یمین، اقبال لاهوری، سعدی، حافظ و دهها فرهیخته دیگر برای فرهنگ و ادب پارسی زحمت و مرارت کشیده‌اند.

وی از مسئولان خواست تا توجه به فرهنگ و ادب فارسی را افزایش دهند و از وزارت علوم و دانشکده‌های ادبیات سراسر کشور بخواهند تا در این راستا با بنیاد فردوسی برای اشاعه فرهنگ پارسی در آسیای میانه بیشتر همکاری کند.

طوسی‌وند در ادامه گفت: بنیاد فردوسی یک سازمان فرهنگی غیر سیاسی - غیرانتفاعی و مردمی است که تنها وظیفه‌اش گسترش فرهنگ و ادب فارسی به شمار می‌آید.

رئیس بنیاد فردوسی در ادامه احیای زادگاه فردوسی را از جمله برنامه های این بنیاد خواند و تصریح کرد: طوس زادگاه و آرامگاه فردوسی، مرکز ثقل مرکز آسیای میانه و خراسان بزرگ است و از آنجا که بارگاه ملکوتی امام هشتم شیعیان نیز در اینجاست بنابراین وظیفه سازمان میراث فرهنگی ایجاب می‌کند که در احیاء این مرکز میراث اهتمام بیشتری داشته باشد.

وی افزود: پروژه احیاء زادگاه حکیم طوس شامل بوستان سرای فردوسی، شهرک شاهنامه، دهکده نمونه پاژ، کلینیک تخصصی مجتمع ورزشی و کارگاههای هنری خواهد بود.

طوسی‌وند در ادامه به جزئیات طرح احیای روستای باژ و تبدیل آن به شهرک شاهنامه اشاره کرد و گفت: در بوستان سرای فردوسی کارگاههایی بوجود خواهد آمد که صحنه‌های پرشور شاهنامه را به صورت سه بعدی تصویر پردازی می‌کنند تا جوانان و گردشگران در چند ساعت کلیه صحنه‌های شاهنامه را به صورت سمعی و بصری ببینند و به عظمت تاریخ کهن خویش افتخار کنند.

رئیس بنیاد فردوسی اذعان کرد: جای تاسف است که مثلا آمریکائیان با آنکه بیش از چند قرن تاریخ ندارند، از موش و گربه ایرانی شهرک "دیزنی" درست می‌کنند حال آنکه ما ایرانیان اینگونه به گذشته خود بی‌اعتناییم.
 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

زرتشتیان هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردین (7 تا 11 فروردین) برای برگزاری آیین های دینی و سنتی از همه جای جهان، در این زیارتگاه گرد هم می آیند. همچنین جشن آتش افروزی ( هیرومبا ) را زرتشتیان شریف آباد در 26 فروردین در این زیارتگاه برگزار می‌كنند.

عکس زیارتگاه پیر هریشت اردکان یزد

در 90 كیلومتری غرب یزد و 15 كیلومتری اردكان بر دامنه‌ی‌كوه‌هایی پست با پوشش گیاهی اندك، زیارتگاهی به نام هریشت وجود دارد. زرتشتیان باور دارند كه یكی از یاران دختر یزدگرد (ندیمه‌ای به نام گوهربانو كه او را مروارید نیز دانسته‌اند) در این مكان غیب شده است . بر پایه‌ی روایات، گوهربانو در پی تعقیب تازیان، از كاروان همراهان جدا شده و پس از سرگردانی در این محل به نیایش خدا می‌پردازد و ناگهان ناپدید می‌شود و سال‌ها پس از ناپدید شدن بر كودكی گمشده نمایان شد و به او فرمود تا از پدر بخواهد كه پیر هریشت را بنیان گذارد. بخشی از سنگ كوه كه برجسته است و در پستو جای دارد، به عنوان این مكانِ ناپدید شدن دانسته می‌شود.

زیارتگاه ، در بالای پله‌هایی ساخته شده است كه به بالای كوه راه دارد. پیش از رسیدن به پای پیر، زیارت كنندگان دست و صورت خود را با آب پاكی كه در راه‌پله و قبل از رسیدن به پیر درنظر گرفته شده است، شستشو می‌دهند. در بالای پله‌ها درِ ورودی زیارتگاه قرار دارد كه به‌گونه‌ای زیبا با سه سخن اندیشه‌برانگیز اشوزرتشت اسپنتمان یعنی" هومت ، هوخت و هورشت" آراسته شده است. به‌هنگام ورود، اتاقی پیش رو قرار می‌گیرد كه در میان آن كلكی وجود دارد كه بر روی آن آتش می‌افروزند و بوی خوش بر آن می‌نهند. گرداگرد این اتاق سكوهایی برای نشستن زیارت كنندگان ساخته شده است . زرتشتیان در حالی كه نگاره‌ی زیبای نخستین پیامبر آریایی ، تابلوهایی به خط بی‌نظیر دین‌دبیره و گل‌هایی شاداب این اتاق را آذین بخشیده است،  روسری و كلاه بر سر می‌نهند و اهورامزدای یگانه را ستایش می كنند.
ساختمان اصلی زیارتگاه ، علاوه بر این اتاق ، یك پستو دارد كه آتش همیشه روشن در اینجا جلوه‌ای روحانی بدان بخشیده است. پستو همان بخشی است كه آن را مكان ناپدید شدن گوهربانو خوانده‌اند. اینجا هم با نمادهایی از دین زرتشتی آراسته شده است و مكانی است كه انسان را به آرامش درونی برای راز و نیاز با پروردگار خویش می‌رساند.
 در خارج از ساختمان زیارتگاه و پایین آن ، ساختمان‌هایی به نام خیله توسط خیراندیشان زرتشتی برای ماندنِ چند روزه‌ی زیارت كنندگان بنا شده است. همچنین ، آب انباری در پایین پیر وجود دارد.
 زرتشتیان هر سال از روز امرداد تا روز خور از ماه فروردین (7 تا 11 فروردین) برای برگزاری آیین های دینی و سنتی از همه جای جهان، در این زیارتگاه گرد هم می آیند. همچنین جشن آتش افروزی ( هیرومبا ) را زرتشتیان شریف آباد در 26 فروردین در این زیارتگاه برگزار می‌كنند.

مطلب مرتبط:

عکس هایی از زیارتگاه پیر سبز یا چک چک زرتشتیان یزد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس گنبد سلطانیه رنجان

گنبد سلطانیه زنجان، بزرگ ‌ترین گنبد آجری جهان و مقبره اولجایتو است که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر داد و از آتار مهم دوره ایلخانیان به حساب می‌آید.

این بنا مسجدی است بسیار زیبا از حیث معماری و تزیین و بزرگی در دنیا مشهور است.

گنبد مزبور در پنج فرسخی سمت شرقی شهر زنجان در داخل باروی شهر قدیم سلطانیه قرار گرفته و بنایی است هشت ضلعی که طول هر ضلع آن ۸۰ گز است. هشت مناره نیز در اطراف گنبد دارد و قدیمی‌ترین گنبد دوپوش موجود در ایران است که به رنگ گنبد آبی است.

بر روی این اضلاع گنبد بلندی قرار گرفته که ارتفاع آنرا ۱۲۰ گز نوشته‌اند. در قسمت بالایی آن ساختمان دور تا دور اتاق ها و غرفه‌ها ساخته‌اند.

خود گنبد از کاشی‌های فیروزه‌‌ای رنگ پوشیده و سقف داخل اطاقهای بالا با گچ‌بری‌های و آجرهای رنگارنگ تزیین یافته است. در حاشیه طاقها آیات قرآنی و اسماالله با خط جلی نوشته شده‌است.حکاکی‌هایی در آجرهای دیوارها و سقف‌های رنگین بنا نیز دیده می‌شود.

نمای داخلی گنبد سلطانیه تزینات و نحوه‌ ساخت این مقبره در واقع نقطه‌عطفی در معماری آن دوران بوده به طوریکه سبکی جدید را در معماری به‌وجود آورده که از معماری سلجوقی منفک شده است.

ساخت این گنبد در سال ۷۰۲ هجری قمری به دستور الجایتو در شهر سلطانیه، پایتخت آن زمان ایلخانیان آغاز شد و در سال ۷۱۲ هجری قمری به اتمام رسید.

بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند سلطان محمد خدابنده این گنبد و بنای عظیم را بنا کرد که اجساد ائمه اول و سوم شیعیان یعنی علی و حسین را از آرامگاهای خود به آنجا منتقل کند. ولی به علت خوابی که دید از این عمل منصرف شد.

دالان‌های تودرتویی در سردابه‌ این بنا موجود است که حدس زده می‌شود برای اجرای مراسم خاصی به کار می‌رفته است. حتی حدس می‌زنند که سلطان محمد خدابنده پس از مدتی از اسلام روی برگردانده و دوباره به اصل خود برگشته و شمن‌پرست شده و این دالان‌ها و فضاها برای اجرای مراسم مذهبی خاص پس از مرگ وی بوده است. البته جسد وی نیز به جای دفن در سردابه، در کوه‌های اطراف دفن شده است.

گنبد سلطانیه در شهر سلطانیه قرار دارد و در فهرست آثار میراث جهانی به ثبت رسیده‌است و شامل سه بخش اصلی ورودی، تربت‌خانه و سردابه است.

گفته می‌شود در ساخت گنبد بزرگ شهر فلورانس از این گنبد الگوبرداری شده است. بنای این گنبد که بعد از گنبدهای سانتامارینا و ایاصوفیه سومین گنبد بزرگ دنیاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

هر روزتان نوروز ؛ نوروزتان پیروز

زن زرتشتی هندی

جشن نخستين روز بهار، يا همان نوروز در کشور هندوستان نيز جشن گرفته می‌شود. پارسيان يا همان زرتشتيان هند بيش از هزار سال است که اين سنت ايرانی را به هندوستان منتقل کرده و تا به امروز آن را حفظ کرده‌اند.
دختران زرشتی هند در ستايش زرتشت و آتش می‌خوانند. بيش از هزار سال است که طنين نيايش زرتشتيان در هندوستان می‌پيچد. تاريخ دقيق مهاجرت بهدينان از ايران به اين کشور روشن نيست اما بنابر اسناد موجود احتمالاً اين مهاجرت حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال پس از حمله اعراب به ايران صورت گرفته است.

پس از فروپاشی حکومت ساسانی و تسلط اعراب مسلمان بر ايران، بسياری از ايرانيان با گذشت زمان دين اسلام را پذيرفتند اما اقليتی که همچنان بر دين باستانی خود پايدار ماندند و حاضر به پذيرش محدوديت‌های تحميل شده از سوی مهاجمان نبودند، به هند مهاجرت کردند.

بر اساس کتاب «قصه سنجان»، يکی از اسناد نادری که حکايت مهاجرت زرتشتيان به هند را بيان می‌کند و البته ترديدهايی درباره صحت و سقم بخش‌هايی از آن وجود دارد، مهاجران پس از تحمل سختی‌های فراوان به هند رسيدند و از فرمانروای منطقه‌ای که در آن وارد شده بودند، اجازه اسکان خواستند.

فرمانروا درخواست آنها را اجابت کرد البته شرط‌هايی نيز برای آنها قرار داد، از جمله اينکه زرشتيان می‌بايست برای زبان مردم منطقه را بپذيرفتند و زنان آنها بايد لباس محلی به تن کنند. بدين ترتيب مهاجران ايرانی که امروزه در هند با نام «پارسی» شناخته می‌شوند، خود را با وطن جديد وفق دادند.

ارزان سام واديا، يکی از زرتشيان شهر بمبئی می‌گويد: «پارسيان در طول سال‌ها بسياری از آداب مردم هند را پذيرفتند. بدين ترتيب بسياری از آداب قديمی ايرانی ناپديد شدند. غذا و لباس پارسيان امروز شبيه غذا و لباس مردم هند است. تنها تشابهی که ميان زرتشتيان هند و ايران وجود دارد، برخی رسوم مذهبی و دعاهاست. چرا که اين دعاها همگی از اوستا گرفته شده‌اند.»

اما پذيرش فرهنگ و سنت‌های هندی باعث نشد تا يکی از مهم‌ترين جشن‌های ايرانيان يعنی نوروز به فراموشی سپرده شود و پارسيان هند هم هر سال نخستين روز فروردين را با نام «نوروز» جشن می‌گيرند.

ارزان سام واديا می‌گويد: «پارسيان هند نوروز را تقريباً همانند ايرانيان جشن می‌گيرند. ما هم همانند ايرانيان سفره‌ای را با نام سفره هفت سين پهن می‌کنيم. در اين سفره، سبزه گندم يا عدس که نماد تولدی دوباره، زندگی نو و آغاز بهار است، وجود دارد. سمنو و ميوه خشک هم يکی ديگر از عناصر سفره است. ما همچنين شراب و شير بر سر سفره هفت سين می‌گذاريم. عسل و يا شيره هم بر سر اين سفره گذاشته می‌شود. سرکه به عنوان نماد طول عمر و سير به عنوان نماد سلامتی نيز در سفره نوروز پارسيان ديده می‌شود.»

گرچه پارسيان هند در اين بين زبان فارسی را تقريباً به طور کامل فراموش کرده‌اند و بسياری از عناصر سفره نوروزی‌شان در زبان هندی با «سين» آغاز نمی‌شود، اما آنها همچنان سنت ديرينه گذشتگان خود را حفظ کرده‌اند.

ارزان سام واديا از ديگر آداب جشن نورزی می‌گويد: «سفره هفت سين در طول تمام روز اول بهار در خانه پهن می‌ماند. تمام خانواده گرد هم می‌آيند. مادر يا مادر بزرگ خانواده آينه‌ای را بر می‌دارد و روبهروی تک تک اعضای خانواده نگه می‌دارد و همه در آينه لبخند می‌زنند. اين کار نماد اقبال، نماد انديشه نيک، گفتار نيک و کردار نيک يعنی همان اصول دين زرشتی است.»

پارسيان هند صبح نخستين روز فروردين به همراه اقوام و آشنايان شان به آتشکده می‌روند و پس از بازگشت به منزل به جشن و پايکوبی می‌پردازند. اما با گذشت زمان بسياری از آداب ايرانيان قديم در ميان پارسيان هند به فراموشی سپرده شده است. آنگونه که ارزان می‌گويد، پارسيان هند تنها يک روز را به عنوان نوروز جشن می‌گيرند. بدين ترتيب مراسم چهارشنبه سوری و سيزده به در که تا به امروز هم يکی از عناصر مهم جشن سال نو به شمار می‌آيد، در ميان پارسيان هند جايگاهی ندارد.

ارزان سام واديا می‌گويد: «نوروز مدت‌ها در بخش بزرگی از هندوستان يک تعطيل رسمی بود. ولی در دوران معاصر که جمعيت پارسيان هند در حال کاهش است، ديگر چنين چيزی نيست.»

بنابر آمار منتشر شده از سوی يونسکو جمعيت پارسيان هندوستان حدود ۷۰ هزار نفر است. اما پايين بودن نرخ تولد، يعنی تولد يک نفر در قبال مرگ پنج نفر، سبب شده تا خطر انقراض اين گروه را تهديد کند. هم اکنون بحث های فراوانی در جامعه پارسيان هند برای انجام اصلاحات در قوانين دينی در گرفته است، از جمله درباره امکان گرويدن افراد جديد به دين زرتشتی که تا به امروز از نظر پارسيان هندوستان غيرمجاز است و يا زرشتی قلمداد کردن کسانی که از مادر پارسی و پدر غيرپارسی متولد شده‌اند.

در صورت اجرای اين اصلاحات می‌توان اميدوار بود که سنت های ديرين ايرانيان، همچون نوروز تا صدها سال ديگر در هندوستان پابرجا بمانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

هر روزتان نوروز؛ نوروزتان پیروز   گیلانیکا سال خوشی را برای شما آرزومند است. هماره اهورایی باشید و کامیاب

عکس رضا مرادی غیاث آبادی

نوشته ی:  رضا مرادی غیاث آبادی

نگاهبانی و گرامیداشت طبیعت و زیست بوم های بشری و جامعه ای آرام، آزاد و شاد، در گذر هزاران سال همواره برای ایرانیان وظیفه ای بزرگ و مقدس دانسته می شده است. بسیاری از باورها، آیین ها و جشن های ایرانی از پدیده های طبیعت برخاسته و از آن الهام گرفته شده است.

در «اوستا» کتاب مقدس و کهن همه ی ایرانیان با هر گرایش دینی، بیشتر از هر چیز دیگری به ستایش پدیده های طبیعت، همچون آسمان، زمین، خورشید، ماه، آب، باد، ابرها، جویباران، دریاها، گیاهان و جانوران پرداخته شده و گرامی داشته شده اند. در اوستا با رویکردی جهانی و بدور از هرگونه برتری طلبی، همگی زنان و مردان جهان «در هر سرزمینی که زاده شده باشند» ستوده شده اند. مردان و زنانی که «برای پیروزی راستی، کوشیده اند و خواهند کوشید» و نیز «آنان که گیاهان بارور را در پردیس های زیبا بنشاندند». در سرودهای این کتاب، ایزدی بزرگ بنام میترا ستوده شده است که پاسبان مهر و پیمان است و مردمان را «خانمانی پر از آشتی، پر از آرامی و پر از شادی می بخشد».

اما از سوی دیگر در اوستا، رنج دیرین مردمان ایرانی نیز بازگو شده است. رنجیدگی از کسانی که همواره زیستگاه های شاد و آرام آنان را به تباهی می کشیده اند؛ رنج همیشگی از آنانی که «خشم را بزرگ می دارند و مردمان را آزار می رسانند. آنان که ستم می کنند و خوشبختی مردمان را باز می ستانند». همچنین در این سرودها، این نیایش و آرزوی همیشگی ایرانیان فرا آمده است که «ما را از آسیب ستمگران رهایی ده، منش جنگ خواهان را از ما دور ساز».

باورهای ایرانیان به زندگانی صلح آمیز و آشتی جویانه و احترام به پدیده های طبیعت، در سراسر آثار ادبی و هنری و معماری آنان به چشم می خورد و شیوه ی برگزاری جشن های آنان نیز از همین باور دیرین سرچشمه می گیرد. تقریبا همگی جشن های ایرانی برگرفته از رویدادهای کیهانی و طبیعی بوده و دستورهای خاص قومیتی و دینی نیست. آیین های ایرانی با شرکت همه ی مردمان و با شادی و سرور دسته جمعی برگزار می شده و مفهومی به نام «اقلیت» در فرهنگ و ادبیات آنان معنا نشده و بکار نرفته است. در آیین های ایرانی نه تنها اثری از خشونت و بدرفتاری با طبیعت و گیاهان و جانوران دیده نشده، بلکه حتی با آدابی همراه است که به انگیزه ی پاکیزگی و پاسداری از محیط زیست و همزیستی جوامع بشری برگزار می شود.

آنان در سیزدهمین روز بهار، تابستان و پاییز، جشنی همراه با سرکشی به طبیعت در ستایش «تیشتـَر» ایزد بارندگی برگزار می کنند. در دوم اردیبهشت، جشن گردآوری گل ها و گیاهان دارویی؛ در آغاز تابستان، جشن بلندترین روز سال و کمال خورشید؛ در ششم تیر، جشن شکفتن گل «نیلوفر»؛ در پانزدهم تیر، جشن کهن ترین مراسم «خام خواری» شناخته شده در جهان؛ در هجدهم مرداد، جشن نوشیدنی های گوناگون به نام «مَی  خواره»؛ در نخستین و شانزدهمین روز مهر، جشن گرامیداشت «میترا» ایزد راستی و پیمان؛ در دهم آبان، جشن گرامیداشت «آناهید» ستاره ی آب های روان و یکی از گرامی ترین ایزدبانوان اسطوره ای ایران؛ در آغاز زمستان، جشن زایش خورشید؛ در پانزدهم دی، جشن کهن هنرمندان و پیکرتراشان به نام «بَتیکان» همراه با ساخت تندیس های گوناگون؛ در بیست و دوم بهمن، جشن «بادروزی» در ستایش باد و آسمان پاک؛ و همچنین جشن های پرشمار دیگری برای گلاب گیری، برای آغاز فصل کشاورزی، برای بارش نخستین برف سال، برای شکفتن گل سرخ (شقایق)، برای فصل چیدن انگور، انار و فندق. اینها، تنها نمونه هایی اندک از آیین های پرشمار سالانه ی ایرانی است.

اما آیین های نوروزی عملا از اول ماه اسفند آغاز می شود. در اسفندماه، ایرانیان زمین را آماده ی رویش و بارور می دانند و همچون بانویی گرامی از او پاسداری و مراقبت می کنند. حتی نام این ماه در آغاز به معنای زمین بوده است و پنجمین روز این ماه را روز بزرگداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان می دانند.

در سراسر اسفندماه، ایرانیان آیین هایی در پیشواز فرارسیدن نوروز که در واقع هنگامه ی زایش زمین و آغاز فصل بهار دانسته می شده است، برگزار می کرده اند. روز اول این ماه، همزمان با جشنی بنام «آبسالان» است که به مناسبت روان شدن جویباران و آبشارها، و همراه با نمایش هایی شاد و خنده آور بنام «کوسه سواری» انجام می شده است. در دهم اسفند جشنی به نام «وخشَنکام» را بر کنار رودها و در گرامیداشت آنها برگزار می کرده اند. نوزدهم اسفند را «نوروز رودها» می نامیدند و در این هنگام به لایروبی و پاکسازی چشمه ها، نهرها و کاریزها می پرداخته اند و حتی بر آنها عطر و گلاب می پاشیده اند. بیستم اسفند را روز «گلدان» می دانستند و به این مناسبت به کاشت گل ها و گیاهان و درختکاری روی می آورده اند. در بیست و ششم اسفند یاد و نام پیشنیان از دنیا رفته خود را گرامی می داشتند. در شب آخرین چهارشنبه ی سال، همه ی ناپاکی ها را از خانه، باغ و گذرها می زدوده و آنها را آتش می زده اند و حتی خود نیز بگونه ای نمادین و برای پاکیزه شدن از همه ی بدی ها و کدورت ها، از بالای آتش ها می گذشته اند. در آخرین روز زمستان، در جشنی به نام «اوشیدَر»، دختری آراسته را سوار بر شتری زیبا و آذین شده به کنار آب های فرخنده و گرامی دریاچه ی هامون می بردند تا مراسم نمادین باروری و زایش سوشیانت (موعود نجات بخش ایرانی) را با سرود و شادمانی برگزار کنند. و در آخرین شب سال، چراغی به نشانه ی روشنایی و فروغمندی و پایندگی همیشگی خانه و کاشانه و میهن خود، در درون هر خانه، و آتشی نیز بر فراز بام ها برمی افروخته اند.

اینک، بامداد «نوروز خجسته پی» فرا می رسد. نخستین روز بهار و روز زایش زمین؛ روز تولد طبیعت، شکوفایی گل ها و نغمه های پرندگان؛ فرخنده ترین روز و جشن ایرانیان؛ جشنی که همه ی آیین های اسفندی پیش درآمد آن بود. روزی که برگزاری جشن باشکوه آن، دستور و خواست هیچ شخص، حکومت، دین یا قومی نبوده است و تا امروز همه ی کوشش های کسانی که خواسته اند به آن رنگ و بوی مذهب و قومیت خود را بدهند، با شکست روبرو شده است. نوروز، همواره در نبرد با کسانی که قصد نابودی یا تحریفش را داشته اند، پیروز و سرافراز برآمده است.

مهمترین ویژگی نوروز در همبستگی و همزیستی همه ی مردمان است. مردمانی که با گردآمدن بر کنار یکدیگر، شادی خود را با هم تقسیم می کنند. با بوسیدن روی یکدیگر، از کدورت ها دوری می جویند. و با دیدار از بزرگسالان، سپاس و قدرشناسی خود را تقدیم آنان می کنند. بزرگسالانی که به کودکان مشتاق، تخم مرغی ارزانی می دارند که نماد گیتی و زمین است. مادربزرگانی که ظرفی از سبزه های تازه پرورانده خود را به فرزندان پیشکش می کنند و جوانانی که چه دلبستگی ژرفی به سبزه ای دارند که از دستان مادربزرگ خود برگرفته اند. سبزه ای که مادربزرگ در سراسر اسفندماه، همچو فرزندی نازنین پرستاری اش می کرد. بر بالای آن رواندازی می گسترد و چندین بار در روز بر آن آب می پاشید. بارها آن را جابجا می کرد تا همواره در پرتو نور خورشید باشد. هر روز، بارها آن را تماشا می کرد تا سر زدن «نخستین جوانه»های آن را ببیند و به همه خبر بدهد.

بر سفره ی «هفت سین» نوروزی ایرانیان، می توان آب را دید و آینه را، می توان اسپندی را برافروخت و اخگر کوچک «نوکچه ای»(شمعی) را، می توان نانی را خورد و پنیر و سبزی ای را، می توان سیب و سنبلی را بویید و عطر گلاب را، می توان سمنویی را چشید و کتابی را خواند. آیین های کهن ایرانیان و سفره ی هفت سین آنان برای یک زندگانی نیک و خرم، و برای جامعه ای که خواهان احترام متقابل همه ی ملت ها به یکدیگر است، برای ملتی که نیاکان او از دیرباز چنین نیایش می کرده اند که «بادا گفتار آرام بر جهان؛ بادا کامروایی بر جهان، بادا آبادانی بر جهان» چه چیزی کم دارد ؟

ما ایرانیان، ضمن احترام به باورها و آیین های همه ی مردم جهان، از هر نژاد و تبار و دین و ملیت، آرزو داریم در هر کشوری که هستیم، بتوانیم نوروز و آیین های پیوسته به آن را به شادی و خرمی برگزار کنیم و دیگران را نیز در شادی خود سهیم سازیم.

یاری رساندن به ایرانیان برای برگزاری آیین های نوروزی، احترام به یادمانی کهن برای پاسداشت زندگانی نیک و سعادتمندانه ی بشری، و یاری به اندیشه ای است که نگاهبانی از زمین سرسبز و منش توام با همزیستی صلح آمیز بشری را همواره وظیفه ی دیرین و مقدس خود می دانسته است و می داند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

گیلانیکا، سال خوشی را برای شما آرزومند است. هماره پیروز باشید و جاودان

با فرارسیدن فروردین ۱۳۸۸ کاربرد رسمی گاهشماری ایرانی در دوران نوین و به شکل مطابق با معیار های بین المللی تقویم رسمی ۸۴ ساله می شود.

مجلس شورای ملی ایران در فروردین ماه ۱۳۰۴ کاربرد رسمی گاهشماری ایرانی را بر اساس گاهشماری تصویب کرد که تا پیش از آن به عنوان گاهشماری اوستایی جدید محسوب می شد و در میان منجمان و محاسبان دیوان های مالی شناخته شده بود.

بنا بر مصوبه مجلس شمارش ماه ها نه بر اساس ماه های عربی هجری که بر اساس نام ماه ها بر اساس متون اوستا انجام ماه های تصویب شده به ترتیب عبارت بودند از فروردین، اردیبهشت (به فتح الف) خورداد، تیر، امرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، وهمن (بهمن) و سپندار مذ ( اسفند) که تا پیش از آن بنا بر پژوهش حسن تقی زاده (منتشره در ۱۳۱۷) تنها در برخی از قصبات و در میان کشاورزان در برخی نواحی ایران به کار برده می شد و در سال های پیش از مشرطیت در برخی ادارات که به سبک جدید در ایران شکل گرفت به شکل غیر رسمی به کار می رفت.

بنا بر پژوهش آقای تقی زاده ( ۱۳۴۸- ۱۲۹۵ ) " جشن نوروز به عنوان آغاز سال تا این اواخر تنها نشانه ای بود که از بقایای حساب زمان یا سال و ماه شماری ایران قدیم در ایران مانده بود و آن هم در لفظ نوروز ( نه در آن موقع از سال و نه در خصایص قدیم سال ایرانی . . )

از سال ۱۳۰۴ اول بهار به طور رسمی آغاز سال عرفی و مملکتی قرار داده شد اما به جای ماه های سی روزه با ۵ روز جداگانه شش ماه اول سال ۳۱ روزه و ۵ ماه بعد سی روزه و اسفند ماه ۲۹ روزه - مگر در سال های کبیسه - قرار داده شد.

مبنای محاسبه نوروز در قانون سال ۱۳۰۴ همان مبنای تقویم ملکشاه سلجوقی بود که بر پذیرش روز اول بهار به عنوان موعد اعتدال بهاری استوار بود.

عکس سید حسن تقی زاده

 سید حسن تقی زاده از روشنفکران و فعالان جنبش مشروطیت در تبریز

تا پیش از تدوین تقویم ملک شاه سلجوقی که حکیم عمر خیام از تدوین کنندگان آن است تاریخ نوروز سیار بود و تقریبا هر چهار سال یک روز از سال نجومی خورشیدی جلوتر می افتاد و در پاره ای از دوران تاریخی در اول تابستان برگزار می شد.

بنا بر تحقیق آقای تقی زاده نام های ماه های ایرانی در عهد ساسانیان و اشکانیان همین نام های کنونی بوده است و نخستین کاربرد رسمی گاهشماری ایرانی در دوره هخامنشیان و در زمان داریوش اول بوده است.

به گفته این پژوهشگر داریوش اول پس از فتح مصر با استفاده از ماه شماری مصریان گاهشماری ایرانی اوستای قدیم را که تحت تاثیر گاهشماری بابلی بود تکامل بخشید و احتمالا از سال ۴۸۷ پیش از میلاد به طور رسمی به عنوان مبتای سال شماری ایرانی قرار گرفته است.

سال کاربرد رسمی گاهشماری ایرانی در زمان هخامنشیان در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی برای ایجاد نظام سال شماری ایرانی ( شاهنشاهی) مورد استفاده قرار گرفت که  در سال ۱۳۵۷ توسط دولت جعفر شریف امامی به نشانه توجه به خواسته روحانیون، قانون مربوط به آن لغو شد.

واژه گاهشماری ساخته حسن تقی زاده است که در برابر واژه عربی معرفت المواقیت یا دیگر برابر نهاده های لاتین پیشنهاد شده است.

سید حسن تقی زاده از روشنفکران و فعالان جنبش مشروطیت در تبریز بود که به نمایندگی از این شهر به مجلس شورای ملی راه یافت و در زمان مرگ در ۹۶ سالگی رئیس مجلس سنای ایران بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

گیلانیکا، سال خوشی را برای شما آرزومند است. هماره پیروز باشید و جاودان

سال نو خورشیدی در روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجرى خورشیدی (برابر با ۲۰ مارس ۲۰۰۹ ميلادى) به ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت تهران، و ساعت ۱۱ و ۴۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه به وقت گرینویچ حلول می کند.

لحظه حلول سال نو خورشیدی به وقت دیگر شهرهای جهان به شرح زیر است:

۴:۴۳:۳۹ - سان فرانسيسكو، لس آنجلس، ونكوور
۵:۴۳:۳۹ - گواتلاما، مكزيكوسيتى
۶:۴۳:۳۹ - شيكاگو، هوستون، وينپگ
۷:۴۳:۳۹ - آتلانتا، بوستون، تورونتو، ديترويت، فيلادلفيا، مونترئال، ميامى، نيويورک، هاوانا، واشنگتن
۸:۴۳:۳۹ - برازيليا، بوئنوس آيرس، ريو دو ژانيرو، سائوپائولو، هاليفاكس
۱۱:۴۳:۳۹ - ليسبون، دوبلين، لندن
۱۲:۴۳:۳۹ - استكهلم، اسلو، آمستردام، بارسلونا، برلين، بروکسل، بلگراد، بوداپست، پاريس، پراگ، رم، زوريخ، ژنو، كپنهاگ، لاگوس، مادريد، ورشو، وين
۱۳:۴۳:۳۹ - آتن، آنكارا، استانبول، امان، بيت‏المقدس، بخارست، بيروت، ژوهانسبورگ، قاهره، كيپ‏تاون، كى‏يف، مينسک، هلسينكى
۱۴:۴۳:۳۹ - عدن، آديس آبابا، بغداد، خارطوم، رياض، كويت، مسكو، نايروبى
۱۵:۱۳:۳۹ - تهران
۱۵:۴۳:۳۹ - دبى
۱۶:۱۳:۳۹ - كابل
۱۶:۴۳:۳۹ - اسلام آباد، تاشكند، دوشنبه، كراچى، لاهور
۱۷:۱۳:۳۹ - بمبئى، دهلى نو، كلكته
۱۷:۲۸:۳۹ - كاتماندو
۱۷:۴۳:۳۹ - آلماتى، داكا
۱۸:۴۳:۳۹ - بانكوک، جاكارتا، هانوى
۱۹:۴۳:۳۹ - پكن، تايوان، سنگاپور، شانگهاى، كوالالامپور، مانيل، هنگ كنگ
۲۰:۴۳:۳۹ - توكيو، سئول
۲۲:۱۳:۳۹ - آدلايد
۲۲:۴۳:۳۹ - سيدنى، ملبورن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

گیلانیکا، سال خوشی را برای شما آرزومند است. پیروز باشید و جاودان

سال گاو

در سنت های شرقی، از چین و ژاپن تا مصر مردم بر این باورند که سال ها بر مبنای یک دوره دوازده ساله شکل می گیرند و بر هرکدام از سال ها نماد حیوانی متفاوتی حاکم است که بر روند زندگی مردم در آن سال تاثیر می گذارد.

آغاز حلقه با موش است و به ترتیب بعد از او نوبت گاو، ببر، گربه ( به نظر مصری ها خرگوش )، اژدها، مار، بز ( از نظرها ترک ها گوسفند )، اسب( هر ۶۵ سال یکبار سال اسب آتشین است)، میمون، خروس، سگ و خوک می رسد.

سال موش با عمده ترین ویژگی هایش، یعنی سال پول های ناامن ( به بحران مالی جهان نگاه کنید)، ریسک های بزرگ، بی برکتی، اعتراض های سیاسی، وام ها و قرض های پی در پی بالاخره تمام شد و آقا گاوه با یک جفت پای عقب موش بی برکت را به یازده سال دیگر پرتاب کرد.

سال تلاش مستمر

نخستین ویژگی گاو آرامش، صبوری، دقت و هوشیاری است. او موجودی است کمرو، کند و اهل تفکر و از همه مهم تر از هر ناسیونالیستی، ناسیونالیست تر است، اما در نهایت کله شق و دیکتاتور پرتوانی هم هست و واژه قانون و اطاعت از آن یا در واقع اطاعت از او خود قانونی خدشه ناپذیر است.

البته بهتر است فراموش نکنیم گاو وحشی هم وجود دارد که با شاخ هایش نباید درافتاد و یادمان باشد گاو وحشی به هنگام عصبانیت ترسناک و خطرناک و انتقام جو و بی گذشت می شود.

چینی ها معتقدند سال گاو، سال عشق و خیالبافی و وقت گذرانی های عاشقانه نیست. سال گاو، سال کار و تلاش مستمر و خستگی ناپذیر است.

سال گاو، سال اقتدار و اولویت خانواده و وفاداری به آنها است. امسال سال سنت پرست ها و متعصب ها است و با هر نوع نوگرایی و مدرنیسم مخالفت می شود. بنابراین جوانان و هنرمندان نوگرا در این سال مرتب توی ذوقشان خواهد خورد.

گاو حیوان پرکاری است و خانواده او از حاصل این پرکاری بهره مند می شوند. روستائیان ویتنام گاو را علامت ثروت داخل خانواده می دانند.

در سال گاو کشاورزی رونق می یابد و کشاورزان بهترین محصول ها را برداشت می کنند و آسیب هایی مانند خشکسالی، تگرگ، سیل، توفان، و ملخ محصولات آنها را تهدید نمی کند، اما مشاغلی که به ارتباط با مردم ربط پیدا می کند، موفقیت آمیز نخواهد بود.

کودکانی که در سال گاو متولد می شوند، دوران کودکی و نوجوانی آرام و بی دغدغه ای را می گذرانند و کودکان متولد تابستان پرکارتر خواهند بود، در سال گاو بهتر است بچه ها در پاییز و زمستان به دنیا بیایند، چون چینی ها معتقدند گاوهای متولد زمستان خوشبخت تر خواهند بود.

در زیر علامت گاو آنقدر کار برای همه وجود دارد که ممکن است فراتر از توان به نظر برسد. امسال باید بهار را صرف کارهای عقب افتاده و از یاد رفته کرد.

در دنیای سیاست هم سال، سال محافظه کارها است و به احتمال زیاد دیکتاتورها قدرت بیشتری می یابند یا دیکتاتورهای جدیدی قدرت می گیرند. منتقدان و معترضان بهتر است امسال در فعالیت های خود جانب احتیاط را بیشتر رعایت کنند.

متولدان مشهور سال گاو

پائولا دلسول در کتاب طالع بینی چینی ترجمه شهین دخت بهزادی می نویسد: در زیر نفوذ این علامت سیاستمداران، مردان جنگی و رهبرانی به دنیا آمده اند که تواما رهبر و پدر بوده اند، مانند هیتلر، زاپاتا، گرونیمو، کلمانسو، ناپلئون، ایدی امین ، نهرو و مارگارت تاچر.

اما در بین متولدین سال گاو کسانی وجود دارند که می شود آنها را گاوهای فرشته خو نامید، مانند لافایت، نهرو، لویی سیزدهم و ریچارد شیردل.

در این سال افراد غیر محافظه کاری همچون وان گوگ، ژان کوکتو و روبنس هم متولد شده اند. مارکیز دو پمپادور در بین زنان متولد علامت گاو دیده می شود که مقتدرانه دربار فرانسه را اداره کرد.

بقیه متولدین سرشناس سال گاو عبارتند از ارسطو، چارلی چاپلین، آرک بیشاب، اسقف ماکاریوس، دانته، اوگوست رنوار، پیترسلرز، ریچارد برتون، یوهان سباستیان باخ، جک نیکلسون، جیم کری، مریل استریپ، آنتونی هاپکینز، پرنسس دیانا، کلارک گیبل، نیکسون، آرت بوخوالد، جین فاندا، جرج کلونی، نیکلاس کیج و مگ رایان.

حتا اگر به مساله طالع بینی به عنوان یک تفنن و فانتزی نگاه کنیم باز هم می توانیم از صمیم قلب آرزو کنیم سال نو، سالی پربرکت و آرام برای همه باشد و صلحی پایدار بر سراسر جهان حاکم شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکسی از آیین چهارشنبه سوری

زردی من از تو؛ سرخی تو از من

يكي از آيين هاي سالانه ايرانيان، چهارشنبه سوری يا چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گرد.

قاشق زنی، آجيل مشکل گشا، پريدن از روی آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است.

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آيين های کهن ايرانيان است که...

 ادامه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

تصویر حاجی فیروز

حاجی فیروز یا حاجی پیروز منادی سنتی نوروز است که در روزهای نزدیک به نوروز در کوچه‌ها و خیابان‌های ایران ظاهر می‌شود.

حاجی فیروز مردی است با چهره سیاه کرده و لباسی به رنگ قرمز همراه با کلاه دوکی شکل قرمز، دایره و دنبکی به دست می‌گیرد، به خیابان می‌آید و به رقص و شیرین‌کاری و خواندن شعرهای ضربی به رقص می‌پردازد. مردم از هر سنی دور او جمع می‌شوند و همراه با او شادی می‌کنند:

حاجی فیروزه /سالی یه روزه / همه می‌دونن/منم می‌دونم/عید نوروزه...

*

عکسی از یک حاجی فیروز در خیابان های شهر تهران

این روزها با گشتی در شهرهای بزرگ به ویژه شهر تهران مشاهده می نماییم که عده ی "حاجی فیروزها" به سال های گذشته به نحو چشم گیری افزایش پیدا کرده است.
در تهران، هر چه به روزهای آغازین نوروز نزدیک تر می شویم، شاهد حضور پر رنگ " حاجی فیروزها" هستیم . نیمه شمالی خیابان ولی عصر، نیمه شمالی خیابان شریعتی، بلوار میر داماد، بلوار آفریقا و اطراف پارک ملت ، از دیگر مراکز استقرار " حاجی فیروزها" است.

حاجی فیروزها" از شهرهای دور ونزدیک و با هدف امرار معاش به تهران آمده اند، گفت: برخلاف بسیاری از شهروندان که برای سبز شدن چراغ راهنمایی لحظه شماری می کنند، " حاجی فیروزها" آرزو می کنند چراغ راهنمایی قرمز باقی بماند.

"حاجی فیروزها" برای سیاه کردن چهره خود از گرده های جوهر روزنامه ها که حاوی مقادیر سرب است، استفاده می کنند و علاوه بر این فعالیت در آلوده ترین نقاط شهر در ساعات متمادی، سلامت این افراد که اغلب آنها را کودکان و نوجوانان تشکیل می دهند، مورد تهدید جدی قرار داده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

اولین جشن رسمی نوروز به همت شهرداری لندن در چهاردهم مارس در میدان مشهور ترافالگار برگزار شد. بوریس جانسون، شهردار لندن، در پیامی اعلام کرد نوروز فرصتی است تا همه لندنی ها "از جشنواره ای لذت ببرند که از رسیدن بهار استقبال می کند." هرچند اعلام شده بود که کردها، ترکها، ایرانیان و .. در این جشن شرکت می کنند، عمده شرکت کنندگان کردهای مخالف حکومت ترکیه بودند و پرچمهایی در حمایت از عبدالله اوجالان رهبر بازداشتی خود را در دست داشتند.

عکس هایی از نخستین جشن رسمی نوروز در شهر لندن

عکس اولین جشن نوروز در لندن

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

تنگه بهرام چوبین در شهرستان دره شهر استان ایلام

تنگه بهرام چوبین، در نزدیکی12 کیلومتری شرق شهرستان دره شهر به پلدختر و در میان تنگه ای بزرگ و صخره ای منشعب از پا دانه ارتفاعات کبیرکوه قرار گرفته است و در داخل این تنگه مجموعه ای از اماکن مسکونی، بنای شاه نشین، حوضچه های سنگی آب و برج وجود دارد که زیبایی این محیط طبیعی را دوچندان کرده است.

مجموعه مذکور با آثار باقیمانده از دیوار و دژهای نظامی به بهرام چوبین از ژنرال‌های دوره ساسانی منسوب است و مکانی بوده برای پناه گرفتن بهرام چوبین در زمان شورش علیه خسرو پرویز که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است و در حال حاضر تنگه بهرام چوبین از زیباترین مکان های توریستی استان ایلام است که همه ساله تعداد زیادی گردشگر از آن بازدید می کنند.

تنگه بهرام چوبین به زعم عده ای از اهل فن، شکارگاه ییلاقی بهرام چوبین بوده ولی دیوارهای ساروجی و محکم این تنگه و وجود برج های متعدد دیده بانی بیشتر مخفیگاه بودن قلعه را به ذهن متبادر می سازد تا شکارگاه بودن آن را.

این تنگه، تنگه ‌ای کم عرض و مرتفع با موقعیت استراتژیک در دامنه کبیرکوه و در مجاورت روستای شیخمکان در ضلع غربی مسیر جاده دره شهر- پلدختر از توابع شهرستان دره شهر می باشد.

آثار به جا مانده عمدتا شامل قلعه ای از سنگ و گچ و پلکان بر دیواره های سنگی است. همچنین این مجموعه دارای چهار آب انبار سنگی و ناودانک های ارتباطی برای نگه داری آب شرب برای مدت طولانی است. 

آثار قلعه های بزرگ داخل تنگه و وجود چهار آب انبار حجاری شده در دل سنگ های عظیم و نیز آثار پلکانی سنگی و دیوار کشی ارتفاعات ورودی تنگه که هنوز هم برج های دیدبانی مشرف بر آن نسبتا دست نخورده باقی مانده از این اثر تاریخی یک میراث ارزشمند ساخته که متاسفانه بر اثر اهمال مسوولین فرهنگی استان مانند دیگر ابنیه تاریخی شهرستان در حال ویرانی و تاراج است .

گفتنی است، حدود 147 اثر تاریخی شهرستان دره شهر در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

مطلب مرتبط:

آشنایی با سپهبد بهرام مهران، معروف به بهرام چوبین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

در ایران باستان، روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجم اسفندماه، روز زن و روز سپاسگزاری مردان از زنان بود. دویچه‌وله در این رابطه با دکتر شاهین سپنتا، مسئول بخش جشن‌های ملی بنیاد جهانی میراث پاسارگاد، گفت‌و‌گو کرده است.

جشن سپندارمذگان یا اسفندگان روز نکوداشت زن ایران کهن بوده است. سپندارمذ یکی از امشاسپندان جاودانی مؤنث است. او را مظهر پاکی و فروتنی، محبت، خلوص و عشق اهورامزدا می‌دانستند و بر این عقیده بودند که سپندارمذ در عالم مادی نگهبانی زمین و زنان نیک را برعهده دارد.

 

دکتر سپنتا، در فرهنگ ایران باستان هر روز اسمی داشت. روز پنجم هر ماه به نام روز زمین و زن معروف بود. به نظر شما زمین و زن چه وجه مشترکی دارند که هر دو را برای روز پنجم در نظر گرفتند؟

 

پنجمین روز هر ماه و دوازدهمین ماه هر سال به نام یک امشاسپند گرامی نام‌گذاری شده بود که آن را سپنتا آرمئیتی می‌نامند که از دو بخش سپنته و آرمئیتی تشکیل شده که بخش اول یعنی ورجاوند و بخش دوم به معنی فداکاری و سازگاری و بردباری و فروتنی است. این امشاسپندبانو در گات‌ها یا سروده‌های زرتشت از فروزه‌های اهورامزدا به حساب می‌‌آید که زمین را سرسبزی می‌بخشد. اما در اوستای نو این امشاسپندبانو در جهان معنوی نماد دوستداری و فروتنی و بردباری اهورامزدا و در جهان مادی نماد پاسداری از زمین و سرسبزی و باروری آن هست.

 

باز هم در فرهنگ ایران باستان روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجم اسفند به اسفندگان و روز زن معروف بود. ممکن است در مورد پیشینه‌ی تاریخی اسفندگان و روز زن در ایران توضیح بدهید؟

 

در ایران باستان هر گاه که نام روز و نام ماه با هم یکی می‌شد، در آن روز جشنی برگزار می‌شد که به آن جشن‌های ماهیانه می‌گفتند، مثل مهرگان، بهمن‌گان و اسفندگان. در پنجمین روز از دوازدهمین ماه سال جشن اسفندگان برگزار می‌شد که این جشن ویژه‌ی زن و زمین بود. به همان خاطری که عرض کردم نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهورامزدا در این جهان بود و همچنین نماد پاسداری و سرسبزی و باروری زمین و چون این صفات را در زن و همچنین در زمین به عنوان مهد و پرورشگاه همه‌ی هستی و موجودات زنده می‌دیدند این روز و جشن را روز زن و زمین نام‌گذاری کرده بودند.

 

بعضی‌ها ‌۲۹ بهمن‌ماه را برابر با جشن اسفندگان می‌دانند، به چه دلیل؟

 

این انتخاب که روز بیست و نهم بهمن را روز جشن اسفندگان انتخاب کردند به این خاطر هست که از گاه‌شماری استفاده می‌کنند که در آن ۱۲ ماه سی‌روزه داریم. ولی در گاه‌شماری رسمی فعلی ما دارای ماه‌های ۳۱ روزه‌، ۳۰ روزه ‌و ۲۹ روزه هستیم و اگر بخواهیم پنجم اسفند را از تقویم فعلی و آن گاه‌شماری که برخی از هم‌وطنانمان استفاده می‌کنند تطبیق بدهیم جشن اسفندگان بر مبنای آن گاه‌شماری در بیست و نهم بهمن‌ماه و بر مبنای گاه‌شماری رسمی در پنجم اسفند خواهد بود.

 

روز زن ایران باستان بعد از چهاردهم فوریه یعنی روز ولنتاین واقع شده. به نظر شما آیا دلیلی برای نزدیکی این دو روز به یکدیگر وجود دارد؟

 

دکتر شاهین سپنتا، مسئول بخش جشن‌های ملی بنیاد جهانی میراث پاسارگاددکتر شاهین سپنتا، مسئول بخش جشن‌های ملی بنیاد جهانی میراث پاسارگاد

 از دیدگاه من نزدیکی زمانی جشن ولنتاین با اسفندگان نمی‌تواند دلیل کافی برای این باشد که یکی را میراث‌دار دیگری بدانیم یا این تصور را داشته باشیم که هر دو هم‌ریشه هستند.

 

در سال‌های اخیر برخی سعی کردند بگویند که روز ولنتاین در واقع از فرهنگ ایران سرچشمه گرفته و در حقیقت همان اسفندگان ما است. آیا این ادعا پایه‌ی درست و تاریخی دارد؟

 

این دیدگاه بیشتر به خاطر این نگرانی مطرح می‌شود که ولنتاین رفته‌رفته دارد بین جوانان ایرانی به عنوان یک پدیده‌ی غربی رواج پیدا می‌کند و ممکن است، فرهنگ و کیش ما را مورد تهاجم قرار دهد. بر مبنای این تصور دوستانی هستند که پیشنهاد می‌کنند که جشن اسفندگان را به جای پنجم اسفند در ۲۹ بهمن‌‌ماه برگزار بکنیم. به خاطر اینکه فاصله‌ی زمانی کمتری با جشن ولنتاین داشته باشد و در ضمن تبلیغ بکنیم که جشن اسفندگان روز مهر و عشق ایرانی است تا از این تهاجم فرهنگی کم بکنیم. البته در مقابل آن دیدگاه دیگری هم وجود دارد که می‌گوید، همه‌ی جشن‌ها و آیین‌های بزرگ دنیا در هر کجای دنیا که هستند، شایسته‌ی احترامند و ما می‌توانیم ‌آنها را اگر حاوی پیامی انسانی باشند، گرامی بداریم. با این همه اگر قرار باشد، روزی را به عنوان روز مهر‌ورزی در فرهنگ ایرانی انتخاب بکنیم، ‌شایسته‌‌ترین روز، جشن مهرگان یعنی روز مهر از ماه مهر خواهد بود، نه جشن اسفندگان. ولی به هر حال اینها دیدگاه‌های متفاوتی است. هنوز یک اتفاق نظر کلی و همه‌گیر در مورد این دیدگاه‌‌ها وجود ندارد. باید دید در سال‌های آینده مردم و به ویژ‌ه‌جوانان رویکردشان بیشتر به کدام‌یک از این دیدگاه‌ها بیشتر است. البته این دیدگاه‌ها و اختلاف‌‌نظرها طبیعی است و با توجه به اینکه رویکرد مردم هم به جشن‌ها و آیین‌ها یک موج جدیدی را تجربه ‌می‌کند.

 

در روز زن یعنی پنجم اسفند چه مراسمی برگزار می‌شد؟

 

اطلاعات دقیق و کافی از برگزاری چنین جشنی در ایران باستان نداریم. اما ویژگی مشترک بین همه‌ی جشن‌ها شادی، رفتن به دل طبیعت، سپاسگزاری از نزدیکان و گرامی‌داشت آنها بوده. اما در «آثار باقیه» ابوریحان بیرونی ‌ایشان یاد کرده که در چنین روزی مردان به فراخور توانایی‌شان هدایایی به زنان خود می‌دادند. نام برده نشده که این هدایا چه می‌توانست باشد. اما می‌شود حدس زد که احتمالا شاخه‌های گل یا لوازم مورد نیاز آنها بوده باشد. البته اگر در نواحی مختلف ایران بررسی‌های دقیق صورت بگیرد و همچنین در کشورهای همسایه مثل ارمنستان که با ما فرهنگ مشترک دارند، ممکن است بتوانیم برخی ریشه‌های مشترک این آیین‌ها را پیدا بکنیم و طبیعی است که در مناطق مختلف ایران و ارمنستان جشن‌های ویژ‌ه‌ی زنان برگزار می‌شده که در این جشن‌ها زن‌ها و دختران به دامن طبیعت می‌رفتند، گل‌افشانی و پایکوبی داشتند و بعد هم برای نیایش‌کده‌ها می‌رفتند و در آنجا آرزو‌های خود را به زبان می‌‌آوردند. می‌توانیم بگوییم که هنوز هم در برخی از نقاط ایران چنین آیین‌هایی بین زنان و دختران متداول هست و احتمال دارد که اینها یک ریشه‌ی مشترک داشتند و آن ریشه همان جشن اسفندگان بوده.

 

آیا زرتشتیان هنوز این روز را جشن می‌گیرند؟

 

هم‌میهنان زرتشتی ما روز ۲۹ بهمن را ویژ‌ه‌‌ی این جشن کردند و در این روز مراسم بیشتر به صورت عمومی برگزار می‌شود، در نیایش‌گاه‌ها و تالارهای همگانی حضور پیدا می‌کنند. نیایش خوانده می‌شود، در باره‌ی جایگاه زن در فرهنگ ایران صحبت می‌شود. شادمانی و پایکوبی در حد مقدور انجام می‌شود، پذیرایی سنتی صورت می‌گیرد، در خانواده‌ها هم این روز گرامی داشته می‌شود و من فکر می‌کنم بهترین سنتی که وجود دارد رسم سپاسگزاری مردان از زنان هست که در این روز انجام می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

ابراهيم خان ظهير الدوله

ابراهيم خان ظهير الدوله از حاکمان دوره قاجار بود كه از 1218 هجری قمری در عصر فتحعلی شاه قاجار به حكومت كرمان منصوب و تا پايان عمر ( 1240 هجری قمری) به مدت 22 سال حاكم كرمان و بلوچستان بوده است . در اين مدت وي در سركوبي خوانين محلي در بلوچستان و اطراف آن ناحيه كوشش فراوان نمود و بلوچستان را تحت اقتدار حكومت درآورد . در زمان اين حاكم در كرمان آثار و ابنيه زيادي احداث گرديد اين آثار كه امروزه به مجموعه ابراهيم خان معروفند در ضلع شمالي مجموعه گنجعلی خان و با الهام از معماری عصر صفويه بنا شده اند . معمار مجموعه ، با استناد به كتيبه موجود در مدرسه ، استاد اسماعيل قصاع است . اين مجموعه كه شامل حمام ، آب انبار ، قيصريه ( بازار ) و مدرسه مي باشد ، حدود5000 متر مربع مساحت دارد .

حمام ابراهيم خان

اين حمام مانند ساير حمام های سنتی ايران پايين تر از سطح زمين بنا شده است كه اين امر در حفظ گرماي داخل حمام و همچنين آبرساني آن مؤثر بوده است . سر در حمام كه در ضلع جنوبي قيصريه ابراهيم خان واقع شده است ، داراي تزيينات كاشيكاري از نوع خشتي هفت رنگ و طاق آن مقرنس كاري است . از طريق راهروي زاويه دار به بخش رختكن حمام وارد مي شويم . اين فضا داراي گنبد مركزي و ايوان هاي جانبي مي باشد . در مركز آن حوض آبي قرار دارد كه علاوه بر زيبايي فضا در انعكاس نور به داخل رختكن تاثير بسزايي دارد .
تمامي سقف ها بر ستون هايي سنگي استوار شده اند و تزيينات كاربندي زينت بخش آنها مي باشد و پس از گذر از راهروي طولاني و زاويه دار به گرمخانه راه مي يابيم . اصولاً شكل راهروها در محرميت و حفظ فضاي داخلي از ديد مستقيم و جلوگيري از خروج هواي گرم مؤثر بوده است . سقف رختكن نسبتاً كوتاه و بر ستون هاي سنگي استوار شده است . در اين فضا بخشي جهت اعيان و اشراف نيز وجود دارد . خزينه و چال حوض از ديگر عناصر گرمخانه مي باشد . تزيينات گرمخانه حجاري هاي زيبا و كاشي هاي خشتي هفت رنگ مي باشد و نور آن از طريق سقف ها تامين مي شود . استفاده از الگو هاي قرينه و تزيينات منحصر به فرد سقف رختكن از ويژگي هاي اين اثر مي باشد . حمام ابراهيم خان از حمام هاي معتبر شهر محسوب مي شده است . نکته جالب توجه اینکه برخلاف سایر حمام های سنتی کرمان این حمام هنوز هم جهت استحمام مورد استفاده قرار می گیرد و خوشبختانه تا کنون به سفره خانه و یا چایخانه مبدل نگردیده است .

عکس های زیر از رفیع خان خواجه Rafi Khankhajeh  در سایت بین المللی ‌‌بی بی سی استخراج شده است.

حمام ابراهيم خان ظهير الدوله در کرمان

حمام ابراهيم خان ظهير الدوله در کرمان

 

حمام ابراهيم خان ظهير الدوله در کرمان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  |