
"یولیا تیموشنکو" نخست وزیر اوکراین در میان 172 سیاستمدار جهان با بالاترین جذابیت ظاهری مکان نخست را به خود اختصاص داد. رده بندی توسط سازمان Hottest Heads of State انجام شده است. "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران نیز در این رده بندی در مکان 48-م قرار گرفته است.
به نوشته روزنامه ایتالیایی "کاریر دلا سرا"، در این لیست 172 رییس جمهور ، نخست وزیر و پادشاه گنجانده شده است. مکان دوم این رده بندی به "ینس استولتنبرگ" نخست وزیر نروژ، سوم- "وانگچوک" پادشاه بوتان" اختصاص یافته است.
مکان های چهارم و پنجم هم به ترتیب به "کریستینا فرناندس دی کریشنر" نخست وزیر آرژانتین و"ژوزف کابیلا" رییس جمهور کنگو داده شده است.
"الکساندر لوکاشنکو" رییس جمهور بلاروس در مکان 12-م، "باراک اوباما" در مکان 15-م، و "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر روسیه در مکان 18-م قرار دارند.
در میان اشخاص مشهور دیگر می توان به "نیکلا سارکوزی" رییس جمهور فرانسه اشاره کرد که در مکان 28 و "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران نیز در این رده بندی در مکان 48-م قرار گرفته اند.
این در حالیست که "هوگو چاوز" رییس جمهور ونزوئلا در مکان 97-م، "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان در مکان 109-م و آخرین سیاستمدار این لیست نیز "کیم چن ایر" رهبر کره شمالی است.
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
عکس خاجندرا تاهاپا ماگار در سن ۱۸ سالگی با ۵۰ سانتی متر قد در کشور نپال
خاجندرا که جشن تولد ۱۸ سالگی اش را با شادی در کنار دوستانش در یک دهکده کوهستانی در نپال برگزار کرده، انتظار دارد به طور رسمی، اسم وی بعنوان کوچک ترین انسان دنیا در کتاب رکورد جهانی گینس به ثبت برسد.
خاجندرا در بدر به دنبال یک دختر به سن و سال خود می باشد.
" حال ۱۸ ساله شده ام و دو چیز می خواهم: نام من بعنوان کوچک ترین انسان دنیا در کتاب رکورد جهانی گینس به ثبت برسد و زنی اختیار نمایم نزدیک به قد خودم. "
رویای دیگر خاجندرا، داشتن چهار فرزند می باشد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
تحقیقات انجام شده بر روی خانواده بانوی اول آمریکا نشان می دهد مادر بزرگ پدربزرگ مادر او در سن شش سالگی به بردگی گرفته شده است.
بر اساس پژوهش های مگن اسمولنیاک کارشناس امور ژنتیک در مدارک بدست آمده از او تنها تحت عنوان "ملوینیا دخترک سیاه" یاد شده است.
او در اوایل نوجوانی هنگامیکه در مرزعه ای در ایالت جورجیا کار می کرد توسط یک مرد گمنام سفید پوست آبستن شد.
پسری که از او متولد شد دولفوس نام داشت که پدر بزرگ پدر بزرگ میشل اوباما بود.
مگن اسمولنیاک که کشفیاتش طی مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسیده می گوید از نتیجه تحقیقاتش شگفت زده نشده است.
او می گوید اما حیرت انگیز این است که تنها 15 سال پس از مرگ دولفوس کودکی در بین نوادگان این خانواده بدنیا می آید که نهایتا به کاخ سفید راه پیدا می کند.
به گفته خانم اسمولنیاک جزئیات آبستنی نخست ملوینیا روشن نیست اما در سرشماری سال 1870 آمده است که او سه کودک دورگه بدنیا آورده که آخرین آنها 4 سال پس از رهایی بردگان متولد شده است.
وی می افزاید اگر شما ریشه آمریکاییان آفریقایی تبار را مورد بررسی قرار دهید می بینید که بسیاری از آنها مخلوطی از نژاد سیاه و سفید هستند.
در گواهی فوت ملوینیا که در سال 1938 صادر شد پدر و مادر او "گمنام" ذکر شده اند.
کاخ سفید هنوز واکنشی به نتایج تحقیقات مگن اسمولنیاک نشان نداده است.
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:0 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا
|
بنا بر گزارش خبرگزاری رویتر، یک زن بیوه اهل لس آنجلس به نام الیس پانچر، آرامگاه شوهرش در گورستان وست وود را که مستقیما بالای مقبره مرلین مونرو، ستاره قدیمی و فقید هالیوود قرار دارد به حراج گذاشته است تا از عواید آن اقساط خانه مسکونی خود را پرداخت کند.
«وست وود مورچوری» یکی از قدیمی ترین و شناخته شده ترین گورستان های کوچک شهر لس آنجلس به شمار می رود که برخی از معروف ترین چهره های هنری چون فنی برایس ستاره تئاتر زیگفیلد، بیلی وایلدر، کارگردان سینما، سیدنی شلدان ، نویسنده ، روی اوربیسون آهنگساز و خواننده ، کارول اوکانر، بازیگرمعروف سریال های تلویزیونی ، رادنی دنجرفیلد، کمدین و بازیگران سینمای هالیوود، ناتالی وود، جیمز کابورن، دین مارتین ومرلین مونرو در آن به خاک سپرده شده اند. این گورستان در سی سال گذشته محل تدفین برخی از چهره های سرشناس ایرانی و هنرمندان مهاجر از جمله نادر نادرپورشاعر، و دو خواننده ایرانی «هایده» و «مهستی» نیز بوده است که پس از وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ به لس آنجلس مهاجرت کردند.
علاوه بر قبوری که در داخل زمین چمن کاری شده قرار گرفته ، بخشی از این گورستان به مقبره های خصوصی که به صورت حفره هایی در دیوار ساخته شده اند اختصاص دارد. در آهنی کوچکی که اغلب مواقع باز است این مقبره های خصوصی را از بقیه محوطه گورستان جدا می سازد.
الیس پانچردر یک آگهی حراج که در سایت اینترنتی « ای بی» برای فروش مقبره شوهرش درج کرده نوشته است:« این نه تنها یک حراج بی سابقه است بلکه یک فرصت طلائی است تا علاقمندان بتوانند از امروز تا ابدیت را مستقیما در طبقه فوقانی مقبره مرلین مونروی فقید بگذرانند!»
نکته جالب اینجاست که بنا مندرجات گنجانده شده دراین آگهی الیس پانچر:« فردی که هم اکنون درحفره مذکور به خواب ابدی فرورفته است، درحال حاضر رودرروی این ستاره زیبا قراردارد!»
فردی که خانم پانچر در آگهی خود از او نام برده کسی جز همسرش، ریچارد پانچر نیست. بنا برگفته الیس پانچر، ریچارد که در زمان حیات یک تاجر معروف بوده است دو قطعه مقبره حفره ای هم جوار مقبره مرلین مونرو را از «جو دیماجیو» ستاره بیس بال آمریکا و شوهر اول این ستاره فقید خریده است. این معامله در سال ۱۹۵۴ و هنگامی انجام می شود که جو دیماجیو و مرلین مونرو مراحل آخر طلاق را می گذراندند.
مرلین مونرو در سال ۱۹۶۲ درسن ۳۶ سالگی به علت مصرف بیش از اندازه قرص های خواب آور درگذشت و ریچارد پانچردرسال ۱۹۸۶ در سن ۸۱ سالگی به علت کهولت سن دارفانی را وداع گفته است.
از آن جایی که ریچارد و الیس پانچر صاحب دو مقبره حفره ای بالای مقبره مرلین مونرو هستند، خانم پانچراعلام کرده است که چنانچه این حراج غیرمتعارف به نتیجه برسد و او بتواند مقبره ریچارد را به فروش برساند، حاضر است بقایای جسد همسرخود را از حفره بالای سر مرلین مونرو، به یک طبقه بالاتر – محلی که برای خود او در نظرگرفته شده است - منتقل کند! خانم پانچردر وصیتنامه خود خواسته است تا جسد او پس از مرگ سوزانده شود.
حراج مقبره بالای سرمرلین مونرو از ۵۰۰ هزار دلار در روز چهارشنبه آغازشد و در مدتی کمتر از ۲۴ ساعت هم اکنون به چهارو نیم میلیون دلار رسیده است.
الیس پانچر در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز گفت که او امیدواراست تا پایان این حراج عجیب و غریب بتواند یک ونیم میلیون دلاری که برای پرداخت اقساط خانه خود در بورلی هیلز نیاز دارد را به دست آورد:« من نمی توانم از این صادقانه تربگویم که می خواهم تمام اقساط خانه ام را تا روزی که زنده هستم پرداخت کنم تا این خانه بدون هرگونه بدهی یا قرضی برای فرزندانم باقی بماند.»
حفره مجاور مقبره مرلین مونرو چندی پیش توسط « هیوهفنر» ناشر معروف مجله پلی بوی خریداری شد و اخیرا فرح فاوست، ستاره سریال های تلویزیونی «فرشتگان چارلی» نیز در گورستان وست وود نه چندان دورتر از مرلین مونروبه خاک سپرده شد.
مطلب مرتبط:
آشنايی با مرلين مونرو Marilyn Monroe
| |
+
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
متن انگلیسی در سایت بی بی سی Last Titanic survivor dies at 97
میلوینا دین به هنگام غرق شدن تایتانیک پس از برخورد به یک کوه یخ در ساعات نخست 15 آوریل 1912، تنها 9 هفته داشت.
آن فاجعه که در جریان اولین سفر تایتانیک از ساتهمپتون به نیویورک روی داد به مرگ 1517 نفر در بخش شمالی اقیانوس اطلس منجر شد که عمدتا ناشی از کمبود قایق های نجات بود. خانم دین چیزی از آن سفر سرنوشت ساز به یاد نمی آورد.
دو نفر از دوستان خانم دین، به بی بی سی گفتند که وی روز یکشنبه در یک مرکز نگهداری افراد سالخورده در شهر همپشر درگذشت.
خانواده دین در سال 1912 به آمریکا مهاجرت می کرد به این امید که زندگی تازه ای را به عنوان فروشنده محصولات تنباکو در کانزاس آغاز کند. آنها با بلیت درجه سه مسافرت می کردند.
جورجتا، مادر خانم دین، و برت برادر دو ساله اش جان به در بردند اما برترام، پدر او، در میان کسانی بود که در اثر غرق کشتی جان باختند.
خانواده او به ساتهمپتون برگشت، شهری که خانم دین بخش اعظم عمر خود را در آن گذراند.
خانم دین حادثه را اصلا به یاد نمی آورد، اما همیشه می گفت که آن رویداد زندگی اش را شکل داده است زیرا در غیرآن صورت باید در آمریکا بزرگ می شد نه اینکه به بریتانیا بازگردد.
او همیشه دوست داشت بگوید: "اگر به خاطر غرق شدن آن کشتی نبود، من یک آمریکایی می بودم."
در سال 1985 بقایای تایتانیک کشف شد و او که در آن زمان بیش از 70 سال داشت در هر دو سوی اقیانوس اطلس در کانون توجه قرار گرفت.
او هرگز از بازگو کردن داستان زندگی اش خسته نمی شد.

وی گفته بود: "نه اصلا خسته نمی شوم. دوستش دارم چون باعث شده همه اینقدر مرا گنده کنند! به علاوه به خاطرش به خیلی جاها سفر کرده ام، با خیلی ها ملاقات کرده ام."
به گفته پل کلیفتون خبرنگار بی بی سی خانم دین از تماشای فیلم تایتانیک، ساخته جیمز کامرون، درباره آن فاجعه امتناع کرد زیرا فکر می کرد ممکن است بیش از حد او را منقلب کند.
وی در سال های پایانی عمرش برای پرداخت سه هزار پوند هزینه ماهانه نگهداری اش در مرکز سالمندان در تقلا بود و در خطر از دست دادن اتاقش قرار داشت.
وی برای تامین این پول شروع به فروش برخی از یادگارهایش از تایتانیک کرد.
کیت وینسلت و لئوناردو دی کاپریو، ستارگان فیلم تایتانیک، و آقای کامرون کارگردان آن در تامین این هزینه به او کمک کردند.
الیزابت گلادیز دین، که عموما میلوینا دین صدایش می کردند، در روز دوم فوریه 1912 به دنیا آمد و جوانترین سرنشین تایتانیک بود.
یک کودک دیگر به نام باربارا جویس وست، در زمان غرق کشتی تقریبا 11 ماه داشت. او نیز از حادثه جان به در برد.
خانم جویس در اکتبر سال 2007 درگذشت. پس از آن خانم دین تنها بازمانده تایتانیک بود.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|

اینترنت مادربزرگش را از دست داد؛ ماریا آملیا لوپز، پیرزنی ساله و وبلاگنویس که طرفداران فراوانی داشت. او در کشور زادگاهش، اسپانیا، به چهرهای مشهور بدل شده بود. ماریا در روز جمعه (۲۲ مه) در سن ۹۷ سالگی درگذشت
کلیک ورود به دنیای اینترنت برای ماریا آملیا لوپز خیلی دیر زده شد. او به مناسبت تولد ۹۵ سالگیاش هدیهای کاملا مدرن و امروزی از نوهاش دریافت کرد؛ یک وبلاگ که باعث شد عنوان لقب "پیرترین وبلاگنویس دنیا" را از آن ماریا کند. ماریا اهل شمال غرب اسپانیا بود و از دسامبر سال ۲۰۰۶ نوشتن خاطرات خود را در وبلاگش شروع کرد.
هنوز مدت زمان زیادی نگذشته بود که نوشتههای ماریا طرفداران زیادی را از پنج قاره جذب کرد و وبلاگ او به یکی از پر مخاطبترین وبلاگهای اسپانیایی زبان تبدیل شد. البته از همان ابتدا نوه، مادربزرگ را دستتنها نگذاشته بود. او پس از ضبط صدای ماریا و تایپ تمام گفتههای او، آنها را به وبلاگ ماریا که "A mis 95 anos" نام داشت، منتقل میکرد.
خاطرات و تجربیات جوانی، جنگ داخلی اسپانیا و همینطور سیاست روز دستمایهی پستهای وبلاگی مادربزرگ اینترنتی بود. او حتی یک بار گزارشی از سفرش به برزیل را هم در وبلاگش نوشت که عکسهای آن نشانی برای اثبات سرزندگی او به شمار میرفتند. گواه این ادعا هم عکسی بود که او را در حال رقص سامبا با یک جوان برزیلی نشان میداد.
خوانندگان زیادی در کامنتهای متعددی برای ماریا از وبلاگنویسی او استقبال کردند و تا به امروز بیشتر از یک و نیم میلیون نفر از وبلاگش بازدید کردهاند. در این میان وبلاگ ماریا نیز برندهی جوایز متعددی از جمله، جایزهی مسابقات وبلاگنویسی دویچه وله (The BOBs) در سال ۲۰۰۷ شد. او یک بار گفته بود، اینترنت دنیای جدیدی پیش روی او گشوده و ۲۰ سال او را جوانتر کرده است. ماریا همچنین به پیرمردان و پیرزنان توصیه میکرد که ترسی از تکنولوژی به خود راه ندهند.
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 7:47 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
|
|
|
پسرک 11ساله ساندیاگویی توانست حرکت رقص مانند 38حلزون را به مدت یک دقیقه بر روی صورتش کنترل کند و رکورد سابق کتاب جهانی گینس را بشکند. |
|
به گزارش پایگاه خبری کیاسال، روز گذشته فاین کلهر در مراسم تولد 11سالگیاش در حضور مهمانها توانست 38حلزون را روی صورتش گذاشته و برای یک دقیقه همگی آنها را نگه دارد.
این پسربچه از 8 سالگی تلاش کرده است تا این رکورد ثبت شده را تغییر دهد و در روز تولد 11 سالگی به آرزویش رسیده است.
فیان درباره این رکوردشکنی عجیب میگوید: والدینم در 8 سالگی برایم کتاب گینس خریدند و من با مطالعه رکوردهای ثبت شده در این کتاب جهانی، تصمیم گرفتم رکورد حلزونها را از آن خودم کنم.
این پسربچه در تلاش است تا رکورد ثبت شدهاش را در سال های آینده ارتقا دهد. |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا
|
|

|
|
پژوهش گران اروپایی شیوه جدیدی از تمرینات یوگا را طراحی کردهاند که ورزشکاران به واسطه آن میتوانند حس پرواز و بیوزنی را تجربه کنند. |
|
به گزارش سیانان، این شیوه جدید بر خلاف گذشته تنها با حرکتهای ورزشی انجام نمیشود بلکه یوگا کاران با استفاده از برخی وسایل ورزشی به نوعی حس بیوزنی و پرواز دست پیدا میکنند.
این شیوه جدید بدین صورت است که یوگا کاران میبایست دو سر یک کش ورزشی را به سقف ببندند و سپس با قرار دادن لبه کش بر روی سینه و شکم، پاها را از زمین جدا کنند تا به حالت معلق از زمین درآیند و سپس با تمرکز کردن، دستها را از کنار سینه مانند یک پرنده باز کنند.
محققان اروپایی بر این باورند که با طراحی این شیوه جدید تعداد علاقهمندان به ورزش یوگا بیش از گذشته خواهد شد.
علاقهمندان به تجربه این حس جدید در ورزش یوگا برای هر نوبت استفاده از این امکانات ورزشی میبایست 20دلار معادل 23 هزار تومان هزینه کنند. |
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا
|
|

یک کارشناس هنری پزشکی قانونی چهره قدیمی ترین انسان اروپایی را که در 35 هزار سال قبل می زیسته است بازسازی کرد. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، ریچارد نیو کارشناس هنری پزشکی قانونی از دانشگاه منچستر با استفاده از خاک رس و برپایه یک جمجمه ناقض و استخوان آرواره انسانی که در یک غار واقع در جنوب غربی کوههای کارپاتین در رومانی کشف شده بود اقدام به بازسازی چهره اولین اروپایی کرد.
این بازسازی نشان می دهد که اروپاییهای 35 هزار سال قبل از نظر ظاهری هیچ شباهتی به اروپاییهای امروزی نداشته اند. |
جمعیتهای اولیه ساکن اروپا چشمهای بسیار بزرگ، لبهایی گوشتی و گونه هایی کشیده داشته اند. با وجود این، جمجمه این اروپایی 35 هزار ساله با تمام تفاوتهای که برای مثال از نظر فاصله دندان آسیاب دارد شباهت زیادی به جمجمه اروپاییهای امروزی دارد.
براساس گزارش روزنامه تلگراف، بقایای این جمجمه که هنوز جنسیت آن مشخص نشده است بین سالهای 2002 و 2003 کشف شده است.
اولین انسانهای مدرن از آفریقا به اروپا مهاجرت کردند و به همین علت این هنرمند رنگ تیره را برای این بازسازی چهره انتخاب کرده است.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
|
|
بزرگ ترین موتور جستجوی دنیا در یک اقدام زیست محیطی 200 راس بز به منظور کوتاه کردن علفهای محوطه مقر اصلی خود در مانتین ویوو خریداری کرد. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، این اقدام عجیب گوگل در راستای کاهش مصرف انرژی الکتریکی و کمک به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای انجام شده است. این 200 بز برخلاف ماشینهای چمن زنی برقی هیچ انرژی مصرف نمی کنند و با کمترین هزینه در کوتاه کردن علفهای محوطه شرکت گوگل در کالیفرنیا کمک می کنند.
رئیس این بزها یک سگ گله است که برای این کار متخصص شده است.
براساس گزارش رویترز، بزهای استخدام شده از سوی گوگل علاوه بر حفظ چمنزار در شرایط خوب، خطر آتش سوزی را کاهش می دهند.
در حقیقت آب و هوای خشک کالیفرنیا همه ساله منجر به آتش سوزیهای وسیعی در علفزارهای این ایالت می شود و مشکلاتی جدی را برای ساکنان این منطقه ایجاد می کنند. استخدام این بزها اولین اقدام زیست محیطی گوگل در ایالت کالیفرنیا نیست به طوری که ماه مارس گذشته شرکت مانتین ویوو اعلام کرد که به زودی رایانه رایگانی با عنوان "پاور متر" را عرضه خواهد کرد. این رایانه توانایی بررسی مصرف انرژی الکتریکی ساکنان منطقه را دارد. |
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
|

|
|
برای چندمین بار یک جوان چینی توانست گوی سبقت را از بلندترین مردان جهان برباید. |
|
به گزارش سایت خبری لسآنجلس تایمز، ژائو لیانگ 27ساله با داشتن 242 سانتیمتر قد، بلندترین مرد روی کره زمین است.
این پسر جوان از آخرین رکوردار چینی بلندترین مردان جهان، 4 اینچ قد بلندتر است.
مادر وی در مصاحبه با سایت خبری لسآنجلس تایمز گفته: هربار که لیانگ مریض میشود و به بیمارستان مراجعه میکند، پزشکان دو تخت را در امتداد هم قرار میدهند تا بتوانند وی را معاینه کنند.
این پسر قد بلند 170 کیلوگرم وزن دارد. |
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:7 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|

جوزف فریتزل هنگام ورود به دادگاه صورت خود را پشت یک پرونده آبی رنگ پنهان کرده بود.
محاکمه جوزف فریتزل، مردی که متهم به زندانی کردن دختر خود در یک زیرزمین به مدت 24 سال است در شهر سن پوئلتن در غرب وین شروع شده است.
جوزف فریتزل همچنین متهم است که در این مدت با دختر خود رابطه جنسی داشته و از او صاحب 7 فرزند شده است.
جوزف فریتزل هنگام ورود به دادگاه صورت خود را پشت پرونده آبی رنگی مخفی کرده بود.
متهم، در آغاز جلسه دادگاه، به تجاوز جنسی به دختر خود و زنای با محارم اعتراف کرد ولی اسارت دخترش و کشتن یکی از کودکان وی را که اندکی پس از تولد مرده بود، انکار کرد.
دادستان دادگاه نیز در متن اتهامات به شرح وضعیت زیرزمین مرطوب و تاریکی که دختر متهم 24 سال را در آن گذرانده و به دفعات و اغلب در برابر چشمان فرزندانش مورد تجاوز جنسی پدرش قرار گرفته بود پرداخت.
گفته می شود جوزف فریتزل در سال 1984 دختر خود را به زیرزمین کشانده و تا آوریل سال گذشته وی را به اتفاق سه تن از کودکانش زندانی کرده بود.
ماجرا هنگامی برملا شد که یکی از این کودکان به شدت بیمار شد و به بیمارستان برده شد.
دادستان دادگاه تصمیم گرفته است به دلیل حساس بودن ماهیت شواهدی که ارائه می شود، جلسات دادگاه در پشت درهای بسته برگزار شود.
انتظار می رود این محاکمه یک هفته طول بکشد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
یک گالری هنری در شهر لوسرن سوییس اعلام کرد که مدرک دکترای آلبرت اینشتین، فیزیکدان آلمانی، را به حراج خواهد گذاشت.
این مدرک را دانشکده ریاضیات و علوم طبیعی زوریخ صادر کرده است.
مسئولان این گالری گفتهاند در ماه ژوئن (حدود سه ماه دیگر) مدرک اینشتین را از طرف یک مجموعهدار خصوصی، با قیمت پایه 17 هزار دلار به فروش خواهند گذاشت.
آلبرت اینشتین در سال 1906 میلادی، در 26 سالگی، با پایان نامهای زیر عنوان "اندازهگیری جدید ابعاد مولکولی" موفق به دریافت درجه دکترا شد.
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|

هنگامی که میشائل تونت،
نجار، طراح و کارخانهدار آلمانی در سال ۱۸۵۹، "صندلی مصرفی شمارهی
۱۴" خود را عرضه کرد، حتی ذرهای
هم در تصورش نمیگنجید که این محصول او، زمانی به پرتولیدترین و پرفروشترین
صندلی دنیا تبدل شود.

عکس میشائل تونت، نجار، طراح و کارخانهدار
آلمانی، سازنده پرفروشترین صندلی دنیا
میشائل تونت را میتوان بدون شک، پیشگام
بزرگ طراحی صنعتی دانست. اگر چه تونت پیش از عرضهی "صندلی شمارهی ۱۴"، میز و صندلیهای متفاوتی ساخته و به
ثبت رسانده بود، اما این اثر او بود که به سراسر جهان راه یافت و پای خود را به
همان اندازه در خاور دور باز کرد که در قارهی آمریکا.
نخستین ایستگاه موفقیت این صندلی سبک و ساده اما قارهی اروپا
بود. تونت "صندلی شمارهی ۱۴" را که امروزه به "شمارهی ۲۱۴" تغییر نام یافته، برای قشر وسیع مردم
و به ویژه برای کافهها، رستورانها و هتلها طراحی کرد.
این صندلی مجموعا از شش قطعه و چند پیچ و مهره تشکیل شده و به
راحتی و به سرعت میتوان آن را مونتاژ کرد، حتی سادهتر از محصولات امروزی شرکت
معروف IKEA.
نوآوری بزرگ میشائل تونت، استفاده از چوبهای خمکاریشده بود.
او برای خم کردن چوبهای خراطی شده، روشی ویژه ابداع کرد و به ثبت رساند که در طی
آن چوب در دیگهای بخار آب با دمای ۱۰۶ درجه سانتیگراد نرم شده و سپس در
قالبهای آلومینیومی، به شکل دلخواه درآمده و بعد از خشک شدن در ساخت مبلمان مورد
استفاده قرار میگیرند.
"موتسارت" صندلیهای دنیا
"صندلی شمارهی ۱۴" که بیش از همه به رنگ سیاه تولید شده،
از تکیهگاه خم کاریشده برخوردار است و نشیمنگاه آن حصیری است. این صندلی که هنوز
هم ذرهای از جذابیت خود را از دست نداده و از آثار کلاسیک طراحی صنعتی محسوب میشود،
ویژگیهای متفاوتی دارد که او را بهگونهای جاودانه ساختهاند تا آن حد که از آن
به عنوان "موتسارت" صندلیها یاد میکنند:
نخست باید از وزن سبک این صندلی یاد کرد که از بهکارگیری چوب
سبک و در عین حال محکم و طبیعتا حصیری بودن نشیمنگاه سرچشمه میگیرد. آلوارو سیزا،
مهندس معماری و طراح معروف پرتغالی، در این باره میگوید: «یک پیرمرد یا یک کودک
میتواند بدون هیچ زحمتی این صندلی را حمل کند. مهندسهای معماری معروف پیشنهادهای
مختلفی برای بهبود طرح این صندلی به ظاهر "گمنام" ارائه کردهاند. صندلی
شمارهی ۱۴ یک صندلی است و ظاهر یک صندلی را هم دارد، اما باید گفت که در
واقع "مادر" صندلیها است.»
دومین ویژگی مهم، ظاهر شکیل این صندلی
است؛ به ویژه آنکه تکیهگاه آن از خمیدگیهای لطیفی برخوردار است. "صندلی
شمارهی ۱۴" علیرغم استحکام فوقالعادهاش زیبایی و ظرافتی خاص دارد که به
دوره و زمان مشخصی محدود نمیشود و هنوز هم پایدار است. کیفیت "شمارهی ۱۴" نیز چنان بالاست که نمونههایی از این
صندلی میتوان یافت که در قرن نوزدهم ساختهشده و علیرغم پشت سرگذاشتن چند نسل
هنوز هم از آنها استفاده میشود.
در بارهی استحکام این صندلی هم حکایتهای فراوانی وجود دارد،
از جمله این حکایت افسانهای که در زمانی که برج ایفل در پاریس احداث شده و قرار
بوده که رستوران آن مبلمان شود، برای آزمایش، یک "صندلی شمارهی ۱۴" از ارتفاع ۵۷ متری این برج به پایین پرتاب شده،
اما پس از برخورد با زمین صدمهای ندیده است.
از دیگر ویژگیهای مهم این صندلی، میتوان به اندازه و جمعوجور
بودن آن اشاره کرد. همانگونه که گفته شد، شش قطعه و چند پیچی که در ساخت
"صندلی شمارهی ۱۴" به کار رفتهاند، به راحتی در داخل کارتنی مقوایی جا میشوند و
این امر خود، نقش مهمی در ارسال آن به نقاط مختلف جهان بازی میکرده است، تا آنجا
که برای ایرانیان هم چهرهای آشناست، هر چند که به اشتباه آن را "صندلی
لهستانی" مینامند.
شاید جالب باشد که بدانید، که در کنکور کارشناسی ارشد رشتهی
طراحی صنعتی در سال ۱۳۸۵، یکی از ده پرسش بخش تئوری به "صندلی شمارهی ۱۴" مربوط میشد و شرکتکنندگان باید میگفتند
که طراح آن چه کسی بوده و نکتهی قابل توجه در طراحی آن چه بوده است.
"شمارهی ۱۴"، رکورددار فروش
میشائل تونت "صندلی شمارهی ۱۴" را در سال ۱۸۵۹ روانهی بازار کرد و شرکت او، یعنی
برادران تونت، تا سال ۱۹۳۰ توانست ۵۰ میلیون عدد از این صندلی را در سراسر
دنیا به فروش برساند. بعد از آن نیز ۱۰ میلیون عدد دیگر فروخته شده است.
البته این رقم ۶۰ میلیونی تنها صندلیهای اصل شمارهی ۱۴ (بعدها ۲۱۴) تونت را در برمیگیرد. علاوه بر این
تعداد، شمار زیادی نمونههای مشابه چوبی، فلزی و پلاستیکی با الهام از این طرح
ساخته و عرضه شد که رقم مشخصی از آنها در دست نیست.
در این میان نباید جنبهی مالی و اقتصادی "صندلی شمارهی ۱۴" را از یاد برد. میشائل تونت با ارائهی
این صندلی قصد داشت که محصولی برای قشر وسیع مردم تولید کند و از این رو نیز قیمت
این صندلی در آن زمان بسیار پایین بود، به طوری که مدت زیادی به "صندلی ۳ گیلدری (گیلدر: واحد پول هلند)"
معروف شده بود.
ناگفته نماند که میشائل تونت، برای حفظ جایگاهش در بازار، مدتهای
مدیدی قیمت این صندلی را ثابت نگاه داشته بود. "صندلی شمارهی ۱۴" هنوز از محبوبیت خاصی برخوردار است،
اما قیمت آن امروزه دیگر با گذشته فاصلهی زیادی دارد و دوستداران این کالای جذاب
باید برای به دست آوردن آن ۵۰۰ یوروی ناقابل بپردازند.
تاریخ مبل سازی مدرن با "صندلی شمارهی ۱۴" شروع میشود و با توجه به ویژگیها و
رکوردهای آن، جای تعجب نیست که لوکور بوزیه، مهندس معماری، طراح و هنرمند برجستهی
سوئیسی قرن بیستم از "بزرگمنشی و وقار" این صندلی سخن گفته است.
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا
|
|
کارشناس ارشد توریسم گفت: تبلیغاتی که هم اکنون برای ترویج سفر و گردش مردم و جذب توریست صورت می گیرد حتی در حد تبلیغ پفک نمکی هم نیست. |
|
حسین ذوالفقاری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب در رابطه با ورود توریستها به کشور افزود: با توجه به اینکه امکانات و زیرساختهای مورد نیاز توریستها هنوز درکشور فراهم نشده است و جامعه نیز از آموزشهای لازم برای برخورد با گردشگران برخوردار نشده نباید انتظار رشد و توسعه صنعت توریسم را داشته باشیم.
کارشناسان معتقدند یکی از دلایلی مهمی که باعث کاهش ورود توریستها به کشور می شود تبلیغات منفی است که علیه ایران در کشورهای دیگر صورت می گیرد.
این کارشناس ارشد توریسم تاکید کرد: افزایش هزینه های سفر و گردش باعث شده که مردم نسبت به قبل کمتر می توانند سفر کنند در حالی که باید شرایطی برای مردم فراهم شود و تسهیلاتی برای آنان در نظر گرفته شود تا بتوانند به راحتی از آثار و جاذبه ها دیدن کنند. اما گویا در کشور ما با زیاد کردن هزینه می خواهند که کسی سفر نکند.
به گفته کارشناسان گردشگری نصب هر یک از آثار تمدنی ایران در رستورانها، موسسات، بیمارستانها، مدارس، کارخانجات، وسایل حمل و نقل عمومی و حتی در سالنهای همایش برنامه های داخلی و خارجی اقدامی است که با هزینه کم موجب معرفی این آثار می شود.
همچنین برگزاری مراسم و جشنهای محلی و معررفی آداب و رسوم مناطق مختلف، برگزاری اردوهای مختلف برای دانش آموزان و دانشجویان سبب آشنا شدن آنان با آثار و فرهنگ نقاط مختلف کشور خواهد شد.
ذوالفقاری با اشاره به اینکه با اقدامات صورت گرفته به جای اینکه شرایط ورود توریست را به کشور فراهم کنیم شرایط سفر مردم به کشورهای دیگر ایجاد شده است گفت: مشاهدات نشان می دهد که مدتی است انگیزه مردم برای سفر به کشورهای دیگر زیاد شده است در حالی که شاید برخی از آنها حتی چند شهر کشور خودمان را نیز ندیده باشند.
این کارشناس ارشد گردشگری تاکید کرد: در صورت تغییر نگاه و رفتار مسئولان، گسترش تبلیغات آثار و جاذبه های ایران در کشورهای دیگر، توسعه زیر ساختها و... از جمله اقداماتی است که در رشد صنعت توریسم تاثیرگذار است. |
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا
|

برنادت شیراک» همسر «ژاک شیراک»، رییس جمهور سابق فرانسه در مصاحبه با مجله VSD گفت: «سگ خانگیشان ژاک شیراک را گاز گرفته است».
به گزارش سرویس بینالملل آفتاب، همسر ژاک شیراک به خبرنگار این مجله گفت: «اگر بدانید دیروز روز خوشایندی برای ما نبود. «سومو» سگ خانگیمان همسرم را گاز گرفت».
برنادت شیراک گفت: «چند وقتی است که به سگشان حالت جنون دست داده است و بی جهت ناگهان به هوا میپرد. به رغم درمان ضد افسردگی این حیوان شدیداً همسرم را گاز گرفت».
همسر رییس جمهور سابق فرانسه گفت: «به رغم گاز گرفتی حال همسرم خوب است».
نام این سگ «سومو» است و برگرفته از نام یک ورزش هزار ساله در ژاپن است که ژاک شیراک رییس جمهور سابق فرانسه به آن علاقه بسیار دارد.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
به گزارش سرویس بینالملل آفتاب، برای حفظ سلامت افراد مسن و رفع استرسهای روزانه باشگاه خنده در بلژیک آغاز به کار کرد.
کودکان روزانه دست کم 400 بار میخندند اما در سنین بالاتر افراد گاهی تنها یک بار در روز می خندند.
مدیر این باشگاه می گوید ما سعی میکنیم این خنده فراموششده دوران کودکی را بار دیگر به یاد بزرگسالان بیاوریم.
اعضای این باشگاه سه بار در هفته در جلسات نیمساعته خنده شرکت میکنند.
تحقیقات نشان داده است 15 دقیقه خنده در روز برای بدن بسیار مفید است. خنده ظرفیت ششها و اکسیژنرسانی به اعضای حیاتی بدن مانند قلب و مغز را افزایش میدهد.
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا
|
روز سه شنبه، اول بهمن ماه سال جاری، باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمين رييس جمهور امريکا سوگند خواهد خورد. به خاطر این واقعه ی تاريخی، مجله PARADE از رييس جمهور منتخب که مردی خانواده دوست است خواست تا آن چه را برای دخترانش می خواهد در نامه ای بنويسد. در اينجا اين نامه را می خوانيد:
ماليا و ساشا ی عزيز!
می دانم که در دو سال گذشته روزهای خوشی را در کمپين تبليغاتی پشت سر گذاشته ايد، به پيک نيک و اجتماعات مردمی رفته ايد، و هر نوع خوراکی ای که شايد من و مادرتان نبايد اجازه می داده ايم خورده ايد. اما می دانم که هميشه هم برای شما و مادرتان آسان نبوده است، و هرچه قدر هم که برای سگ جديدتان هيجان زده هستيد، جبران تمام زمانی که از هم جدا بوده ايم را نخواهد کرد. می دانم که در اين دو سال چيزهای بسياری را از دست داده ام، و امروز می خواهم به شما کمی بيشتر در اين باره بگويم که چرا تصميم گرفتم خانواده مان را راهی اين سفر کنم.
وقتی مرد جوانی بودم، فکر می کردم تمام زندگی درباره ی من است – اين که چطور راهم را در دنيا پيدا خواهم کرد، موفق خواهم شد، و چيزهايی را که می خواهم به دست خواهم آورد. اما پس از آن شما دو نفر با تمام کنجکاويها و شيطنت هايتان پا به دنيای من گذاشتيد. با آن لبخندهايی که هميشه قلبم را گرم و روزم را روشن کرده اند. و ناگهان، تمام نقشه های بزرگی که برای خودم داشتم ديگر چندان مهم نبودند. به زودی دريافتم که بزرگ ترين لذت زندگيم، لذتی بود که در زندگی شما می ديدم. و فهميدم که زندگی ام ارزش چندانی نخواهد داشت مگر اين که بتوانم مطمئن باشم که شما تمام فرصت های خوشحالی و خرسندی را در زندگی تان داشته ايد. دخترانم، در نهايت اين چيزی بود که به خاطرش نامزد رياست جمهوری شدم: به خاطر چيزهايی که برای شما و تمام کودکان اين ملت می خواهم.
می خواهم تمام کودکانمان به مدرسه هايی بروند که توانايی آموزشی آن ها را داشته باشد- مدارسی که آن ها را به چالش بخواهد، به آن ها الهام دهد، و حسی از شگفتی درباره ی دنيای اطرافشان به آن ها تزريق کند. می خواهم شانس اين را داشته باشند که به دانشگاه بروند- حتی اگر پدر و مادرشان ثروتمند نيستند. و می خواهم که شغل های خوبی داشته باشند: شغل هايی که درآمد خوبی دارند و مزايايی مانند بيمه به آن ها می دهند، شغل هايی که به آن ها اين اجازه را می دهند که با کودکانشان وقت بگذرانند و با وقار بازنشسته شوند.
می خواهم مرزهای اکتشافات را گسترش دهيم تا شما بتوانيد تکنولوژی و اختراعات جديدی را ببينيد که زندگی مان را بهتر و سياره مان را پاکيزه تر و امن تر می کنند. و می خواهم مرزهای انسانيت را گسترش دهيم تا به چيزی فراتر از مرزبندی های نژادی، منطقه ای، جنسی و مذهبی برسيم که ما را از شناخت بهتر يکديگر باز می دارد.
گاهی بايد مردان و زنان جوانمان را به جنگ و موقعيت های خطرناک بفرستيم تا از سرزمينمان محافظت کنيم- اما وقتی چنين کاری کرديم، می خواهم مطمئن باشم که تنها به دليل خيلی موجهی بوده است، اين که تلاش کنيم تا اختلاف هايمان با ديگران را با آرامش و صلح حل کنيم، و هر آنچه از دستمان بر می آيد انجام دهيم تا از زنان و مردان ارتش مان محافظت کنيم. می خواهم تمام کودکان بدانند که نعمت هايی که اين امريکايی های شجاع برای آن می جنگند ارزان به دست نيامده است- که امتياز ويژه ی شهروندی اين سرزمين مسئوليت فراوانی با خود به همراه دارد.
اين درسی بود که وقتی هم سن و سال شما بودم مادربزرگتان به من آموخت، سطرهای آغازين بيانيه ی استقلال را برايم خواند و از مردان و زنانی گفت که برای برابری راهپيمايی کردند زيرا باور داشتند که کلماتی که دو قرن پيش در آن بيانيه آمده بايد معنايی داشته باشد.
او به من کمک کرد تا بفهمم که امريکا کشور بزرگی ست نه به خاطر بی عيب بودنش بلکه به اين خاطر که هميشه می تواند بهتر شود- و اين که کامل کردن کار ناتمام بی نقص کردن اجتماع مان به عهده ی تک تک ماست. اين مسئوليتی است که به فرزندانمان منتقل می کنيم، با هر نسل جديد به امريکايی که می خواهيم نزديک تر می شويم.
اميدوارم هر دوی شما اين کار را در دست بگيريد، غلط هايی که می بينيد را درست کنيد و تلاش کنيد فرصت هايی که خود داشته ايد را به ديگران بدهيد. نه فقط به خاطر اين که مجبور هستيد تا چيزی به کشوری برگردانيد که چيزهای فراوانی به خانواده ی ما داده است- هرچند چنين تعهدی داريد. اما به خاطر اين که به خودتان تعهد داريد. زيرا تنها زمانی که خود را به چيزی بزرگتر از خودتان متصل می کنيد، پتانسيل واقعی خود را در می يابيد.
اين چيزهايی ست که برای شما می خواهم- اين که در جهاتی رشد کنيد که هيچ محدوديتی برای روياهايتان وجود ندارد و چيزی نيست که نتوانيد به آن دست پيدا کنيد، اين که زنانی دلسوز و متعهد باشيد که به ساختن چنين دنيايی کمک می کنند. و می خواهم تمام کودکان تمام فرصت هايی که شما برای يادگيری، روياپردازی و رشد کردن در اختيار داشته ايد، داشته باشند. به اين دليل است که خانواده مان را راهی چنين ماجراجويی بزرگی کردم.
به هر دوی شما افتخار می کنم. بيش از آن چه که بدانيد دوستتان دارم. و هر روز به خاطر صبر، وقار، مهربانی و شوخ طبعی تان متشکرم و اين در حاليست که خود را برای شروع زندگی جديدمان در کاخ سفيد آماده می کنيم.
با عشق، پدر
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|

گیلانیکا: یکی از ناب ترین و جذاب ترین خبرهایی که تاکنون خوانده ام. درود بر نیک اوت؛ پاینده کیم فوک
نیک اوت، عکاس حرفه ای، شاهد بعضی از مهمترین خبرها در طی ۴۰ سال گذشته بوده است. خبرهایی مانند جنگ ویتنام و یا محاکمه چهره های سرشناس هالیوود که به دردسر افتاده اند.
نیک اوت، برای گرفتن عکسی از کیم فوک، دختر بچه هراسانی که پس از انفجار بمب های ناپالم، دچار سوختگی شده و در حال فرار از روستایش است، شهرت جهانی پیدا کرد.
این عکس که در سال ۱۹۷۲ گرفته شد، جایزه پولیتزر را برای اوت به ارمغان آورد.
عکاس در زمان گرفتن آن عکس فقط ۲۱ سال سن داشت، ولی در همان زمان، یک خبرنگار با تجربه مناطق جنگی بود.
او آرمان های برادرش، خبرنگار آسوشیتد پرس که در سال ۱۹۶۵ در دلتای مکونگ کشته شده بود را دنبال می کرد.
اوت در سن ۱۵ سالگی موفق شد شغلی در تاریکخانه خبرگزاری آسوشیتد پرس بیابد. او به عکاسان منطقه برای ظهور عکس هایشان کمک می کرد.
در سن ۱۶سالگی، او دوربین به دست برای ثبت تصاویر پا به خطر می گذاشت.
اوت می گوید : « هر بار که من عکسی می گرفتم، خبرنگار آسوشیتد پرس می گفت این عکس خیلی خوب است، اجازه می دهی از آن استفاده کنیم؟ و من می گفتم بله، البته.»
تصاویر او از زندگی در سایگون در دوران جنگ، بر روی خط خبرگزاری آسوشیتد پرس قرار می گرفت و به سرعت در روزنامه ها منتشر می شد.
ظرف مدت کوتاهی، اوت به عنوان یک عکاس تمام عیار مناطق جنگی، از ویتنام جنوبی به سوی کامبوج در لائوس سفر می کرد.
در هشتم ژوئن سال ۱۹۷۲، در یکی از سفرهایش به روستای ترانگ بانگ، نزدیک منطقه ای که توسط چریک های ویت کنگ تسخیر شده بود، او از بمباران یک هواپیما، عکس گرفت.
عکاسان تصور می کردند این روستا که در آتش شعله ور شده بود، خالی از سکنه است.
ولی به زودی شاهد فرار روستاییان وحشت زده بودند که هراسان در جاده می دویدند.
یک زن، کودک بی جانی را در آغوش گرفته بود و کیم فوک، دختر بچه ۹ ساله، در حالی که لباس های غرق در آتش را از تن به در می آورد، هراسان در کنار برادرش می دوید و فریاد می کشید.
اوت از این صحنه عکس گرفت، دوربین خود را به زمین گذاشت و به نجات دخترک شتافت. او دختربچه را به بیمارستان رساند و جان او را نجات داد.
آن عکس به نمادی از جنگ ویتنام تبدیل شد که یادآور تاثیرات دردناک جنگ بر مردم غیر نظامی بود.
آن دختر جوان در کوبا مشغول تحصیل شد و همان جا با یک مرد ویتنامی ازدواج کرد.
در سال ۱۹۹۲، این زوج به کانادا مهاجرت کردند. فوک هم اکنون همراه شوهر و دو فرزند خود در تورنتو سکونت دارد.
کیم، اوت را « عمو نیک » می نامد و هنوز دوستی بسیار نزدیکی با هم دارند.
پس از سقوط سایگون در سال ۱۹۷۵، نیک اوت درخبرگزاری آسوشیتد پرس در توکیو مشغول به کار شد و بعد از آن در سال ۱۹۷۷ برای کار در دفتر خبرگزاری وارد لس آنجلس شد.
در طی ۳ دهه گذشته، اوت از آتش سوزی ها، زمین لرزه ها، حوادث ورزشی و چهره های سرشناس هالیوود عکس گرفته است.
او می گوید در این حرفه، هر روز با روز دیگر متفاوت است و او این تنوع را دوست دارد.
در سال گذشته، عکس دیگری از نیک اوت در سراسر جهان به معرض نمایش گذاشته شد.
این عکس، پاریس هیلتون، چهره سرشناس هالیوود را نشان می داد که در حالیکه دست بند بر دست دارد روانه زندان است.
پاریس هیلتون که یک بار به دلیل رانندگی در حین مستی بازداشت و به قید ضمانت آزاد شده بود، بار دیگر به دلیل شکستن تعهد خود دستگیر و به زندان محکوم شد.
اوت این عکس را در هشتم ژوئن گرفت.
۳۵ سال پیش دقیقا در چنین روزی او مشهورترین عکس خود از جنگ ویتنام را گرفت.
هم اکنون در سن ۵۷ سالگی، می توان اوت را در گوشه کنار شهر لس آنجلس، در حال عکاسی یافت.
یک روز او از آرنولد شوارتزنگر، فرماندار کالیفرنیا عکس می گیرد و روز دیگر، او در حال عکاسی از حیوانات باغ وحش لس آنجلس است.
اوت می گوید عاشق کارش است ولی با این وجود برای گزارش های مناطق جنگی ابراز دلتنگی می کند و امیدوار است که روزی دوباره از مناطق جنگی گزارش تهیه کند.
نیک اوت، روزانه بیش از ۱۰۰ عکس می گیرد که بسیاری از آنها طی چند دقیقه بر روی اینترنت قرار می گیرند و ظرف چند ساعت در روزنامه های سراسر جهان به چاپ می رسند.
بنا به گفته اوت، راز گرفتن تصاویر خوب، داشتن حسن انتخاب است.
او این درس را در دوران جنگ ویتنام، از دوست نزدیک و عکاس مشهور، ادی آدامز آموخت.
آدامز در سال ۱۹۶۸، برای عکسی که نشان می داد یک مقام پلیس، شخصی را به اتهام ویت کنگ بودن اعدام می کند، جایزه پولیتزر را دریافت کرد.
اوت می گوید در جایی که سایر عکاسان چندین حلقه فیلم مصرف می کنند، او تنها از یک حلقه فیلم استفاده می کند.
او سال ۱۹۷۲، روزی که روستای ترانگ بانگ بمباران شد را به خاطر می آورد.
در آن روز عکاسان بسیاری در صحنه حضور داشتند ولی اکثر آنها تمام فیلم های خود را مصرف کرده بودند و به همین دلیل فرصت عکاسی از بهترین صحنه را از دست دادند.
این امر به نیک اوت فرصت داد که جالب ترین تصاویر را برای آیندگان ثبت کند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|
تصویر دختربچه عربستانی با پدرش در راه به مدرسه
مرجع : AFP
آفتاب: دادگاهی در عربستان سعودی از صدور حکم طلاق برای یک دختربچه 8 ساله که از سوی پدرش به عقد مردی 58 ساله درآورده شده بود، خودداری کرد.
به گزارش سرویس بینالملل آفتاب، «عبدالله جتیلی»، وکیل مدافع این پرونده، روز یکشنبه ضمن اعلام این مطلب گفت: «دادگاه نرسیدن این دختربچه به سن قانونی را علت خودداری از صدور این حکم اعلام کرده است».
این وکیل که در تماسی تلفنی از شهر «عنیزه» محل برگزاری جلسه دادگاه در 220 کیلومتری شمال ریاض سخن می گفت خاطرنشان کرد «قاضی دادگاه ضمن خودداری از صدور حکم برای پرونده شکایت مادر این دختر اعلام کرده است وی حق شکایتکردن درباره این موضوع را نداشته و خود دختر پس از رسیدن به سن قانونی باید به دادگاه شکایت کند».
جتیلی افزود این دختربچه که زودی به کلاس چهارم ابتدایی میرود حتی نمیداند که به ازدواج کسی درآمده است.
مادر این دختربچه بلافاصله پس از امضای سند ازدواج توسط پدر با ارائه شکایت به دادگاه درخواست طلاق کرد.
بستگان این خانواده که نمی خواستند نامشان فاش شود با اشاره به این که پدر دختر خواسته است وی پس از رسیدن به سن 18 سالگی به خانه بخت برود گفتهاند این دختربچه همچنان با مادرش زندگی میکند و هنوز برای زندگی زناشویی به خانه شوهر 58 ساله فرستاده نشده است.
همین منابع افزودند پدر دختر که به نظر میرسد مشکلات مالی داشته و در دادگاه خود را به خواستار ازدواج دخترش اعلام کرده است 30 هزار راله سعودی (معادل 8 هزار دلار) برای تهیه جهیزیه از مرد 58 ساله پول دریافت کرده است.
چند ماه پیش پدر بیکار یك دختر 8 ساله یمنی نیز او را مجبور به ازدواج با مردی 28 ساله كرده بود که خوشبختانه حکم طلاق برای او صادر شد.
+
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا
|