تبليغاتX
گیلانیکا
گیلان شناسی، ایران شناسی، روانشناسی، اجتماعی، فرهنگ و ادب و هنر، تاریخی، دانستنی ها و...

گریه کودک

شرکتی در اسپانیا ابزاری را مخصوص گوشی آی فن ارائه کرده است که می تواند گریه کودکان را ترجمه کرده و احساس نهفته در پس آن را آشکار سازد.

به گزارش خبرگزاری مهر، زمانی که کودکی می گرید، حتی حساس ترین پدر و مادرها نیز در یافتن دلیل گریه او دچار مشکل می شوند، مشکلی که به تازگی در صورت به همراه داشتن یک گوشی اپل می توان آن را رفع کرد.

این ابزار جدید گوشی آی فن که متناسب با شرایط پدرها و مادرهای جوان ساخته شده است می تواند رازهای نهفته در صدای گریه و فریاد نوزادان را رمزگشایی کند.

"مترجم گریه" نام ابزاری است که توسط شرکتی به نام Biloop در بارسلونا ارائه شده و می تواند با کمک گرفتن از فناوری آنالیز صدا یکی از حالتهای احساسی کودکان را از قبیل گرسنگی، خستگی، آزردگی، استرس و یا غمگینی تشخیص دهد.

به گفته خالق این ابزار تحقیقات متعدد در رابطه با کودکان نشان داده است کودکانی که به نیازها و درخواستهای آنها توجه به موقع شده کمتر گریسته و در این صورت می توانند مهارتهای شناختی و اجتماعی مستحکم تری را پرورش دهند.

مترجم گریه با صرف 10 ثانیه می تواند صدای کودک را ترجمه کرده و احساسی که در پس آن نهفته است را فاش کند و در عین حال برای آرام کردن کودک راهنمایی هایی را به پدر و مادر ارائه کند.

بر اساس گزارش ای بی سی، به گفته شرکت تولید کننده این ابزار، مترجم گریه در ترجمه خود از دقتی 96 درصدی برخوردار است و قادر است گریه هر کودکی را با هر نوع فرهنگ و زبانی ترجمه کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 1:29 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نتایج تحقیقات دانشمندان آلمانی نشان می دهد نوزادان از زمانی که هنوز به دنیا نیامده اند زبان مادری خود را یاد می گیرند و به زبان والدین خود گریه می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه وورزبورگ در آلمان در این خصوص اظهار داشتند: "این کشف بسیار مهم است نه تنها برای اینکه نشان می دهد نوزادان توانایی بازتولید ملودیهای متفاوت را در گریه کردن دارند بلکه به این دلیل که تایید می کند نوزادان ملودیهایی را برای گریه کردن ترجیح می دهند که با زبانی که در مدت زندگی جنینی به خصوص در سه ماهه سوم بارداری شنیده اند مطابقت دارد."

مختصصان در این تحقیقات گریه 60 نوزاد چند روزه را شامل 30 نوزاد فرانسوی و 30 نوزاد آلمانی مورد مطالعه قرار دادند.

نتایج این بررسیها نشان داد که ملودیهای گریه این نوزادان تصادفی نبود بلکه با لحن آوایی زبان مادری آنها انطباق داشت. به طوریکه آهنگ ملودی گریه نوزادان فرانسوی سیر صعودی و آهنگ نوزادان آلمانی سیر نزولی داشت این دو آهنگ کاملا با خصوصیات پایه این دو زبان هماهنگی دارد.

براساس گزارش National Geographic، تاکنون دانشمندان می دانستند که جنین در سه ماهه سوم بارداری صداهای خارج را می شنود و از بین تمام این اصوات، صدای مادر خود را ترجیح می دهد، اما این تحقیقات جدید نشان می دهد که کودکان اولین تمرینات خود را در یادگیری زبان، پیش از تولد آغاز می کنند سپس به محض آنکه متولد شدند برای گریه کردن از همان زبانی استفاده می کنند که در دوران جنینی آموخته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 1:28 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

عینک  تله سکوتر

تله سکوتر با نرم افزار ترجمه سال 2011 به بازار می آید

بیشتر عینک ها برای این ساخته می شوند که بینایی را بهتر کنند یا مانع از این بشوند که چشم از تابش مستقیم نور آفتاب آسیب ببیند اما شرکت ژاپنی ان ایی سی (NEC)، اعلام کرده است عینکی ساخته که ممکن است مهارت های زبانی مردم را بهتر کند.

این شرکت، که در حوزه ساخت و ارائه خدمات ارتباطی، رایانه و تجهیزات الکترونیکی فعالیت دارد، می گوید این عینک به کاربران آن کمک خواهد کرد سد زبان های خارجی را بشکنند و با افراد از ملیت های مختلف ارتباط کلامی برقرار کنند.

گرچه که این وسیله جدید ظاهری شبیه عینک دارد اما از لنز خبری نیست. تصویر کلمات تقریبا به طور همزمان ترجمه شده و توسط یک پروژکتور کوچک به قرنیه چشم منعکس می شود. بنا به گفته ان ایی سی دو نفر که با دو زبان مختلف حرف می زنند، می توانند با استفاده از این "عینک هوشمند" به راحتی با یکدیگر گفتگو کنند.

ان ایی سی می گوید هنگام طراحی این وسیله، که "تله اسکوتر" (Tele Scouter)، نام دارد، فروشندگان کالا یا کارمندانی را مد نظر داشته است که وظیفه جوابگویی به سوالات مشتریان را دارند.

این شرکت می گوید تله اسکوتر در واقع یک وسیله تجاری است و با تاباندن اطلاعات مشتری به قرنیه چشم به فروشندگان کالا کمک می کند که همزمان با صحبت با مشتری، از مراودات قبلی او مطلع باشند.

اما ان ایی سی می گوید از این وسیله همچنین ممکن است برای کارهایی جذاب تر مانند ترجمه همزمان استفاده کرد. در چنین حالتی میکروفونی که در قاب "عینک" جاسازی شده است صدای دو نفری را که در حال گفتگو هستند ضبط می کند، آن را به نرم افزار ترجمه و سیستم برگردان صدا به متن منتقل می کند و بعد ترجمه را به "قاب عینک" پس می فرستد.

در حالی که کاربر، ترجمه آن چه به او گفته شده است را می شنود، متن گفته ها را نیز مانند زیر نویس فیلم روی قرنیه چشمش دریافت می کند.

تاکایوکی اومینو، سخنگوی ان ایی سی به خبرگزاری فرانسه گفت که از این سیستم ممکن است برای گفتگوهای محرمانه که حضور مترجم به لحاظ امنیتی صلاح نیست، نیز کاربرد دارد.

او گفت تله اسکوتر در ماه نوامبر 2010 در ژاپن به بازار خواهد آمد اما در ابتدا شامل مشخصه ترجمه نخواهد بود؛ مدلی که ترجمه نیز می کند یک سال بعدتر به بازار خواهد آمد.

وقتی "عینک هوشمند" به بازار بیاید هر 30 جفت آن حدود پنجاه هزار پوند خواهد بود.

این رقم شامل قیمت نرم افزار و ادوات ترجمه نخواهد بود.

متن انگلیسی در سایت تلگراف

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 12:27 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهش گران استرالیایی دریافتند که بیدار شدن با خلق و خوی بد و غمگین به تقویت حافظه کمک کرده، توجه را افزایش داده و خطر فریب دادن دیگران را کاهش می دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، گروهی از دانشمندان دانشگاه نیوولز جنوبی در تحقیقات خود نشان دادند افرادی که در آنها حالت روحی منفی به صورت بحرانی وجود دارد توجه و دقت نسبت به دنیا پیرامون افزایش می یابد، درحالی که کسانی که خوشحال هستند و حالت روحی خوبی دارند به سادگی چیزی را که به آنها گفته می شود باور می کنند.

همچنین این تحقیقات نشان می دهد در روزهایی که فرد غمگین از خواب بیدار می شود و همه چیز را سیاه می بیند کمتر زود باور و ساده لوح می شود و به طور همزمان تواناییهای قضاوت و حافظه خود را بهبود می بخشد.

به منظور دستیابی به این نتایج، این دانشمندان با نشان دادن فیلمها و یا یاد آوری خاطرات خاصی، حالت خوشحالی و غمگینی یک سری از داوطلبان را برانگیختند و سپس از شرکت کنندگان خواستند که یک سری از شایعات و داستانهای غیرواقعی شهری را ارزیابی کنند.

نتایج این بررسیها نشان داد کسانی که غمگین بودند به سختی این داستانها را باور می کردند و به علاوه در به یادآوری حادثه ای که شاهد آن بودند کمتر دچار اشتباه می شدند و در اتخاذ تصمیمات سریع احتیاط بیشتری کرده و کمتر در مورد وقایع غیر واقعی پیشداوری می کردند.

براساس گزارش یو. اس. ای. تودی، این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: "درحالی که حالت روحی مثبت برای خلاقیت، انعطاف پذیری، همکاری و توانایی استفاده از راههای میان بر ذهنی بسیار مطلوب است، خلق و خوی منفی منجر به ایجاد افکاری می شوند که این افکار توجه به دنیای خارج را در افراد غمگین افزایش می دهند. به طوری که غمگینی استراتژیهای جدیدی را برای پردازش اطلاعات سازگار با موقعیت  های مخاطره آمیز ارائه می کند."

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 10:37 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

 بوسه

دانشمندان بر این باورند که دلیل به وجود آمدن بوسه، انتقال و گسترش نوعی میکروب میان افراد بوده است. این میکروب سبب می‌شده است که نوعی ایمنی در بدن زن در برابر یک بیماری خاص به وجود آید.

آن‌ها در طول تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که بوسه باعث می‌شود نوعی ویروس با نام Cytomegalovirus که برای بارداری زنان بسیار خطرناک است ؛ از مرد به زن انتقال داده شود. انتقال این ویروس سبب می‌شود که در طول زمان نوعی ایمنی در بدن زن در برابر این بیماری ایجاد شود.

ویروس مورد نظر اغلب در بزاق دهان (مرد) یافت می‌شود و به طور معمول خطری در بر ندارد؛ اما در صورتی که شخصی در هنگام بارداری به آن دچار شود می‌تواند خطرناک باشد و سبب مرگ نوزادان در شکم مادر یا بروز نقص عضو در این نوزادان شود.

دکتر «کالین هندری» از دانشگاه لیدز در مجله Medical Hypotheses می‌گوید: «ایجاد مصونیت در بدن زنان زمانی به صورت کاملاً موثر انجام می‌شود که ارتباط دهان به دهان و تبادل بزاق میان افراد صورت پذیرد؛ به خصوص جایی که جریان بزاق از طرف مرد به سمت زن – که معمولاً کوتاه‌تر است – باشد».

وی همچنین می‌افزاید بوس کردن یک شخص یکسان در مدت زمان حدوداً 6 ماه می‌تواند بهترین مصونیت را ایجاد کند.

دانشمندان همچنین می‌گویند با پیشرفت روابط میان افراد، ایمنی در بدن زن ایجاد می‌شود و بدین ترتیب احتمال ابتلای او به بیماری کاهش می‌یابد.

منبع: سایت هندونه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

تصویر  ساخت رباتی به نام ابن سینا در امارات متحده عربی

در امارات متحده عربی نخستین روباتی که به زبان عربی سخن می گوید ساخته شده است، سازندگان این روبات نام ابن سینا، دانشمند ایرانی را بر آن نهاده اند.

این روبات در دانشگاه امارات متحده عربی در شهر العین، واقع در شیخ نشین ابوظبی، به دست تیمی به سرپرستی نیکولائوس ماوریدیس، استادیار یونانی این دانشگاه ساخته شده و سازندگانش امیدوارند ظرف شش ماه آینده آن را آماده عرضه در بازار کنند.

حدود سی دانشجوی دانشگاه امارات که بیشترشان اماراتی و ده نفرشان از کشورهای پاکستان، استرالیا، آمریکا و ایران هستند در ساخت روبات سهم داشته اند.

برای ساخت روبات پنجاه هزار درهم (حدود چهارده هزار دلار آمریکا) هزینه شده و سازندگانش می گویند در صورت تولید انبوه هر نمونه بیش از پنج هزار درهم هزینه برنخواهد داشت.

روبات ابن سینا به گونه ای طراحی شده که بتواند به عنوان راهنمای مشتریان در مراکز خرید به کار گرفته شود؛ این روبات می تواند به پرسش های مشتریان به عربی فصیح پاسخ بگوید، به اینترنت وصل شود و اطلاعاتی را که مشتریان لازم دارند در اختیار آنان قرار دهد، این روبات یک روز کامل توانسته در یکی از مراکز خرید شهر العین این خدمات را به صورت آزمایشی عرضه کند.

روبات به شکلی ساخته و آراسته شده که به گفته سازندگانش، تا آنجا که ممکن است شبیه ابن سینا، دانشمند هزار سال پیش به نظر برسد، برای چهره اش هم شرکت آمریکایی هانسون روباتیکس در شیکاگو نرم افزارهایی طراحی کرده و موتورهایی ساخته که بتواند حالات چهره انسان را هنگام سخن گفتن به خود بگیرد، نرم افزار مخصوص سخن گفتن به عربی را هم شرکت فرانسوی آکاپلا طراحی کرده و حاصل تحقیقات نه ساله این شرکت روی ساخت نرم افزار سخنگو به زبان عربی است.

در دانشگاه امارات، بیش از یک سال روی این روبات کار شده تا بتواند ببیند، چهره ها و اشیا را تشخیص دهد، گفتگو کند، گفتار را به نوشتار تبدیل کند و کلمات و جملات را بفهمد و پاسخ گوید، سازندگانش می گویند این روبات در حد یک کودک سه ساله توانایی ارتباط برقرار کردن با انسانها را دارد.

این روبات صفحه ای هم در فیس بوک دارد که از طریق آن با کاربران این شبکه مرتبط شده است.

روبات ابن سینا هفته گذشته در نمایشگاه بین المللی محصولات نرم افزاری (جی تکس) در دوبی به نمایش گذاشته شد و نیکولائوس ماوریدیس، سرپرست تیم سازنده روبات به خبرنگاران گفته که شرکتهای مختلفی برای خرید روبات و به کارگیری آن در مراکز خرید علاقه نشان داده اند.

آقای ماوریدیس در مورد نامگذاری این روبات گفته: "نام ابن سینا را به این دلیل انتخاب کردیم که می خواستیم ارزشهای او را برای دانشجویانمان احیا کنیم و فرهنگها و سنتهای مختلف را، از گذشته و حال یکجا جمع کنیم".

با این که به نظر می رسد این نامگذاری با نگاهی مثبت به شخصیت ابن سینا صورت گرفته، اما با توجه به حساسیت هایی که به این شخصیت نامدار علمی و تاریخی وجود دارد انتظار می رود سلیقه سازندگان روبات ابن سینا در نامگذاری، اعتراضاتی به همراه بیاورد.

ابن سینا برای مردم گستره ای جغرافیایی که تمامی خاورمیانه و آسیای میانه را در بر می گیرد، شخصیتی بزرگ و میراث تمدنی تاریخی است که به باور مورخان، از لحاظ علمی و فرهنگی بسیار پویا و پیشرو بوده است.

برای مردم ایران و دیگر فارسی زبانان، ابن سینا یکی از بزرگ ترین مفاخر فرهنگی است، این شخصیت علمی از دوران دبستان به عنوان بزرگترین دانشمند تاریخ ایران و نابغه ای سترگ به ایرانیان شناخته می شود که آثارش تا صدها سال در دانشگاههای ایران و جهان تدریس می شده است.

ابن سینا در فرهنگ ملت های پارسی زبان حضور چشمگیری دارد و کمتر پارسی زبانی هست که او را نشناسد، شخصیت تاریخی او حتی با مبالغه های فراوان مورد توجه قرار دارد.

با در نظر گرفتن ویژگی های فرهنگی پارسی زبانان، بعید به نظر می رسد که دیدن روباتی با نام و شمایل ابن سینا در حال کار در مرکز خرید برای این مردم خوشایند باشد.

از سوی دیگر، ملیت ابن سینا نیز همچون بسیاری از دیگر شخصیتهای علمی، فرهنگی و تاریخی سرزمین های این خطه، مورد ادعای ملتهای مختلف وجود دارد.

بیشتر آثار ابن سینا به رسم روزگار وی که زبان عربی زبان انتقال علم و دانش بوده، به عربی نوشته شده و باعث شده که بسیاری از محققان غربی او را عرب بدانند، حتی در برخی فرهنگنامه های معتبر غربی از ابن سینا به عنوان دانشمندی عرب یاد شده است.

بسیاری از اعراب هم ابن سینا را عرب می دانند و حتی در گزارشهایی که در مورد روبات ابن سینا در رسانه های عربی زبان و انگلیسی زبان منطقه منتشر شده، از ابن سینا به عنوان دانشمندی عرب یاد شده، رسانه های غربی نیز با احتیاط، او را دانشمندی مسلمان بدون قید ملت وی ذکر کرده اند.

از سوی دیگر، بسیاری از ملتهای ترک زبان نیز به صرف اینکه زادگاه او، بخارا، هم اکنون در کشور ترک زبان ازبکستان قرار دارد، ابن سینا را از ترکان آسیای میانه می دانند، در منابع ترکیه، جمهوری آذربایجان و ملتهای ترک آسیای میانه از ابن سینا به عنوان دانشمندی ترک تبار یاد شده و دولت ازبکستان نیز رسماً نام ابن سینا را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ازبک ثبت کرده است.

این در حالی است که هیچ گزارش و سند تاریخی که حاکی از ترک تبار یا عرب تبار بودن ابن سینا باشد تاکنون منتشر نشده و زادگاه او، بخارا نیز هنوز زیستگاه اکثریتی تاجیک است که به پارسی تاجیکی سخن می گویند، ابن سینا در خانواد ه ای از شیعیان اسماعیلیه به دنیا آمد و بیشتر عمر خود را در سرزمینهایی گذراند که در خاک ایران کنونی قرار دارند. او وزیر خاندان دیلمی (آل بویه) بود که از شیعیان زیدی بودند و بر بخش بزرگی از مناطق مرکزی و غربی ایران و همچنین عراق کنونی حکم می راندند.

در این میان، با توجه به حساسیت هایی که در ایران نسبت به مطرح شدن میراث و مفاخر ملی این کشور به نام دیگر ملتها وجود دارد، دور از انتظار نیست که انتشار گزارشهای مربوط به روبات ابن سینا هم به این حساسیتها دامن بزند و موجی از اعتراضات را برانگیزد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهش گران می گویند کسانی که بیماری های جدی قلبی و عروقی ندارند، نباید برای جلوگیری از حمله قلبی و سکته مغزی آسپرین مصرف کنند.

از مطالعه ای که در این باره صورت گرفته، چنین نتیجه گیری می شود که مصرف آسپرین می تواند موجب خونریزی جدی داخلی شود و همچنین مانع مرگ های ناشی از بیماری های قلبی و عروقی نیز نمی شود.

پژوهشگرانی که در این بررسی شرکت داشته اند توصیه می کنند که پزشکان باید وضع تمام بیمارانی را که در حال حاضر برای جلوگیری از ناراحتی های قلبی آسپرین مصرف می کنند، بررسی کنند.

کالج سلطنتی پزشکان خانواده، در بریتانیا این توصیه را تایید کرده است.

استفاده از آسپرین با دوز پایین در کسانی که دارای بیماری های قلبی و عروقی هستند و دچار سکته قلبی یا مغزی شده اند برای جلوگیری از تشدید این بیماری ها توصیه می شود.

ولی در بریتانیا هزاران نفر معتقدند که مصرف آسپرین برای جلوگیری از دچار شدن به این بیماری ها موثر است.

در فاصله سال های 2005 و 2008 استفاده از آسپرین به منظور جلوگیری از بیماری های قلبی در چند گروه از بیمارانی که سابقه بیماری های قلبی نداشتند توصیه شده بود.

اشخاص 50 سال به بالایی که دچار دیابت نوع 2 بودند و نیز کسانی که فشار خونشان بالا بود، از افرادی بودند که استفاده از آسپرین به آنان توصیه می شد.

ولی نتیجه مطالعاتی که بر روی 95 هزار بیمار صورت گرفته و اکنون در نشریه پزشکی لانست، چاپ شده از این توصیه به دلیل عارضه جدی خونریزی معده برای این گروه از مصرف کنندگان آسپرین، حمایت نمی کند.

به خصوص که تاثیر مصرف آن در جلوگیری از مرگ بیماران چندان قابل توجه نیست.

پرفسور استیو فیلد، رئیس کالج سلطنتی پزشکان خانواده در بریتانیا این یافته ها را تایید کرده و درخواست کرده دستورالعمل موجود در باره مصرف آسپرین اصلاح شود.

بنیاد قلب بریتانیا می گوید: "ما به مردم توصیه می کنیم که قبل از مشورت با پزشک خود، آسپرین را به طور روزانه مصرف نکنند. بهترین راه برای کاهش خطر بیماری قلبی سیگار نکشیدن، مصرف غذاهایی که چربی اشباع شده اش کم است، خوردن میوه و سبزیجات و نیز فعالیت های منظم بدنی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهشگران آمریکایی با بررسی وضعیت سلامت هزار داوطلب دریافتند که بدن از سن 45 سالگی به تدریج روبه زوال می رود و پیش از همه قلب پیر می شود.

تمام انسان ها زمانی که سی سالگی را پشت سر می گذارند به تدریج احساس افزایش سن و در چهل سالگی احساس پیری می کنند. اکنون محققان دانشگاه هاستون در تحقیقات خود نشان دادند که پیری فیزیکی تنها از 45 سالگی آغاز می شود و به خصوص پس از این سن سیستم قلبی عروقی رو به زوال می رود.

این محققان بین سالهای 1974 تا 2006 حالت سلامت و شکل فیزیکی هزار داوطلب بین 20 تا 96 سال را تحت کنترل قرار دادند.

برای شرکت کنندگان در این تحقیق معاینه کامل وضعیت سلامت به خصوص سلامت سیستم قلبی عروقی، کنترل عادات غذایی و تمرینات ورزشی تجویز شد.

براساس گزارش مدرن مدیسین، اطلاعات جمع آوری شده به همراه مدلهای آماری نشان دادند که سطح آمادگی جسمانی با گذشت زمان کاهش می یابد اما نه به روش خطی بلکه تنها پس از 45 سالگی زوال دستگاه قلبی عروقی شتاب می گیرد و این شتاب به خصوص در مردان شدت بیشتری دارد.

به گفته این محققان زوال قلب و پیری می تواند به سبک زندگی نیز وابسته باشد به طوری که نتایج این تحقیق نشان می دهد افراد غیر سیگاری و با وزن متعادل می توانند با انجام تمرینات ورزشی در گذر زمان شکل فیزیکی خود را بهتر حفظ کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

مارک وارد

خبرنگار تکنولوژی، بی بی سی نیوز

همیشه گفته شده سفر چند هزار مایلی با یک قدم شروع می شود. اما برای اینترنت گام اول بیشتر شبیه یک لغزش بود.

در ساعت 9 شب 29 اکتبر 1969 مهندسین دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس و موسسه تحقیقاتی استنفورد که 400 مایل با یکدیگر فاصله داشتند آماده مبادله اطلاعات بین نودهایی (node) که آرپانت نام داشت شدند.

آرپانت مخفف یک پروژه تحقیقاتی بود که کارفرمای آن "آرپا"، آژانس پروژه های تحقیقات پیشرفته وزارت دفاع آمریکا، بود.

یک کارشناس کامپیوتر بنام چارلی کلاین تلاش می کرد از راه دور وارد "سیستم داده های علمی" واقع در موسسه تحقیقاتی استنفورد شود تا این شبکه نوپا را آزمایش کند.

کلاین حرف ال را تایپ کرد و سپس تلفنی از همکارش بیل دووال که در استنفورد بود پرسید آیا حرف ال وارد سیستم شده است.

پاسخ مثبت بود.

کلاین سپس حرف او را تایپ کرد. پاسخ دووال باز هم مثبت بود.

کلاین حرف جی را تایپ کرد. دووال تنها توانست بگوید سیستم قفل کرده است.

آنها ساعت ده و نیم شب بار دیگر آن را به راه انداختند و همه چیز خوب پیش رفت. پس از این نخستین گام اشتباهی، این شبکه تقریبا دیگر هرگز گامی اشتباه برنداشت و بعدها هم تاریخ ساز شد.

تغییرات بزرگ

دکتر لری رابرتز دانشمند دانشگاه ام آی تی چهل سال پیش از واشنگتن ناظر این پروژه بود. مهندسینی که آرپانت را راه انداختند، در واقع طرح او را عملیاتی کردند.

اما او به بی بی سی نیوز می گوید واکنش اولیه به آرپانت به هیچ وجه مثبت نبود.

"آن ها فکر می کردند که این ایده بسیار بدی است."

باب تیلور رئیس بخش "تکنیک های پردازش اطلاعات" آرپا امیدوار بود با ساخت آرپانت وضعیتی سرسام آور که در آن هر موسسه ای که او با آنها کار می کرد خواستار قدرت کامپیوتری بیشتر بودند پایان یابد.

او می گوید: "در آن زمان کامپیوترها اصلا با هم قابل تطبیق نبوده و انتقال اطلاعات دردسر زیادی داشت."

این موسسات نخست با آرپانت مخالف بودند زیرا نمی خواستند کنترل منابع کامپیوتری خود را از دست بدهند.

اما به گفته دکتر رابرتز آنها زود فهمیدند آرپانت توانایی کامپیوترهای آنها را به میزان قابل توجهی تقویت می کند.

دکتر رابرتز می گوید "آنها سریع متوجه شدند که این سیستم نفع زیادی دارد."

این سیستم هدف باب تایلور برای کاهش هزینه های مصرفی کامپیوترها را نیز محقق می کرد.

در آن روزها خیلی پیش از آنکه مزایای شبکه اینترنت روشن شود، دکتر رابرتز و همکارانش احساس می کردند شبکه اینترنت آبستن اتفاقات خارق العاده ای است.

او می گوید: "ما می دانستیم که اگر بتوانیم همه اطلاعاتی که جمع آوری می کردیم را به هم متصل کنیم تحقیق و توسعه و تجارت شکل و ماهیت دیگری پیدا خواهد کرد."

تقسیم اطلاعات

آرپانت در دهه 70 به اینترنت تبدیل شد اما تغییرات بیشتر ظاهری بود. تحول اساسی تکنولوژیک که اینترنت را به راه انداخت عصر یکی از روزهای اکتبر رخ داد.

آرپانت هزینه زیادی داشت و بسیاری از آن استفاده نمی کردند.

دکتر رابرتز می گوید: "چون ما شیوه بکارگیری بهینه از آن را نمی دانستیم هزینه زیادی برایمان داشت."

"ما می دانستیم باید به جای ایجاد یک کانال ارتباطی جدید، از سیستم های موجود استفاده کنیم."

تحلیلهای دکتر رابرتز نشان داد که تنها یک پانزدهم از ظرفیت خط تلفن استفاده می شد.

او نتیجه گرفت که بهتر است راهی برای استفاده از خطوط تلفن برای انتقال اطلاعات کامپیوتری پیدا شود.

البته دکتر رابرتز تنها کسی نبود که این شبکه را براه انداخت. دانلد دیویس دانشمند بریتانیایی نیز در لابراتوار ملی ان پی ال از این تکنیک استفاده کرده بود.

راجر اسکتنلبری یکی از همکاران دکتر دیویس می گوید: "ما متوجه شدیم اگر اطلاعات بطور تدریجی و در حجم های کوچک وارد شوند، سریع می توان آنها را طبقه بندی کرد. اما اگر پیام بزرگی در راه باشد، قبل از هر چیز باید صبر کرد تا به انتها برسد."

دکتر دیویس و همکارانش به جای تئوری پردازی وارد عمل شدند.

"ما می خواستیم نشان دهیم که این سیستم قابل اجرا است. اما دانلد به سرعت متوجه شد برای آنکه تاثیر گذار باشد باید سیستم عملیاتی مناسبی داشته باشد. به این ترتیب ما شبکه ای ساختیم که در ابتدای 1970 وارد عمل شد."

او به بی بی سی نیوز گفت: "اول که شبکه را در لابراتوار درست کردیم خود را به خطوط تلفن محدود نکردیم. ما خطوطی قوی درست کردیم و هر کدام یک و نیم مگابایت ظرفیت داشتیم که در آن موقع همه فکر می کردند دیوانه کننده است."

آرپانت از آن دو نود به سرعت گسترش پیدا کرد و تا دسامبر 1969 به 4 نود رسید. در سال 1972 شد 37 نود و به تدریج شبکه ها به یکدیگر وصل شدند و اینترنت یعنی شبکه ای از شبکه ها خلق شد.

اما دکتر رابرتز هنوز ماموریتش تمام نشده است.

او اکنون مشغول طراحی پروژه ای برای چهل سال بعدی اینترنت است.

این پروژه شامل امنیت، عدالت و سرعت بیشتر اینترنت و توانایی بکارگیری در امور حساسی همچون جراحی از راه دور است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

عکس یک زن باردار

وزیران بهداشت کشورهای سراسر جهان در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی، گرد آمده اند تا معضل شمار فزاینده مرگ زنان در دوره بارداری و در حین زایمان را بررسی کنند.

سازمان جهانی بهداشت رسیدگی به این مشکل را یک ضرورت عاجل خوانده است.

در اجلاس آدیس آبابا که برگزار کننده آن صندوق جمعیت سازمان ملل متحد است، هدف های توسعه سومین هزاره میلادی تا سال 2015، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

یکی از این اهداف، کاهش تعداد مرگ و میر زنان در جریان بارداری و زایمان به نسبت دو سو م بود.

هدف دیگر، امکان دسترسی تمام زنان به خدمات بهداشتی در جریان بارداری است.

در میان اهداف سومین هزاره میلادی، کاهش مرگ های ناشی از زایمان کمترین پیشرفت را کرده است.

تعداد زنانی که در حال حاضر در حین وضع حمل می میرند از شمار زنانی که در جنگ ها کشته می شوند بیشتر است.

مطابق آمار در هر دقیقه یک زن در حین وضع حمل جان خود را از دست می دهد و 90 درصد این گونه مرگ ها در کشورهای در حال توسعه اتفاق می افتد.

در میان کشورهای توسعه یافته، بریتانیا و آمریکا دارای بالاترین نرخ مرگ و میر ناشی از بارداری هستند.

سازمان ملل متحد می گوید در کشورهای در حال رشد، هنوز بزرگترین عامل مرگ زنان مشکل های پزشکی مرتبط با بارداری است.

در این کشورها زایمان زنان در بیشتر مواقع بدون دسترسی به امکانات پزشکی لازم صورت می گیرد در حالی که در اکثر موارد دسترسی به سزارین برای نجات جان مادر و نوزاد کافی است.

دکتر ایوز برگوین، هم آهنگ کننده صندوق بهداشت بارداری، در سازمان ملل متحد معتقد است نابرابری جنسیتی از ریشه های این مشکلات است.

دکتر برگوین می گوید: " اگر سلامت بارداری و زایمان، یک مشکل مردان بود در آنصورت ما در کشورهای مختلف دارای یک وزارتخانه "مرگ و میر ناشی از بارداری" بودیم که با شدت و حدت تمام به این مشکل رسیدگی می کرد. بنا بر این، جنسیت یک از ریشه های این مشکل است.".

و این مسئله ای است که سازمان ملل متحد می خواهد در کنفرانس آدیس آبابا به آن پرداخته شود چون این که زنان بدون جهت در حین زایمان جان خود را از دست می دهند نشان دهنده این است که سیستم مراقبت های بهداشتی اساسی، در یک کشور به خوبی کار نمی کند.

این امیدواری وجود دارد که نتیجه کنفرانس آدیس آبابا تعهد جدی سیاسی و نیز مالی کشورهای شرکت کننده برای حل این مشکل باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 8:10 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 گیاهان

پژوهش گران آمریکایی می‌گویند، گیاهان خواهر و برادرشان را می‌شناسند و زمانی که کنار یکدیگر رشد می‌کنند، رفتار دوستانه‌تری دارند. در این شرایط گیاهان به جای رقابت‌، سود طرف مقابل را در نظر می‌گیرند.

گروه تحقیقاتی دانشگاه دلاور در نوارک، چندین هفته متوالی رشد ۳ هزار گیاه آرابیدوبسیس را در آزمایشگاه زیر نظر گرفته است. آرابیدوبسیس یکی از معروف‌تر‌ین گیاهانی است که در تحقیقات علمی از آن استفاده می‌شود. پژوهشگران آمریکایی تایید می‌کنند که گیاهان خواهر و برادر خود را از گیاهان غریبه تشخیص می‌دهند.

گیاهان مواد و ترکیبات گیاهان مجاور را بررسی می‌کنند. گیرنده‌های ریشه گیاه با بررسی این مواد تشخیص می‌دهد که آیا گیاهی که در مجاورت او رشد می‌کند، غریبه است یا از مادر مشترکی پدید آمده است! اگر گیاه همسایه غربیه باشد، رقابت تا جایی که ممکن باشد بالا می‌گیرد. هر گیاه تلاش می‌کند با دواندن ریشه، تا آخرین ذره آب را به خود جذب کند و فرصتی برای رقیب نمی‌گذارد. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند، در این حالت، گیاه با تغییر سیستم رشد خود انرژی زیادی صرف گسترش ریشه‌هایش می‌کند، در حالی که اگر دا‌نه‌های هر دو گیاه از یک مادر باشند این رقابت به نحو محسوسی کاهش پیدا می‌کند.

علاقمندی به نزدیکی میان خواهر وبرادرها

گیاهانی که مادر مشترک دارند رفتار دوستانه‌تری از خود نشان می‌دهند و ذخایر موجود را عادلانه ‌تقسیم می‌کنند. جالب اینجاست که در سطح خاک هم داستان تغییر می‌کند. در حالی که در شرایط معمولی، گیاهان از تماس با گیاه مجاور پرهیز می‌کنند، خواهر و برادر از نزدیک‌شدن به هم ابایی ندارند.

نتیجه این پژوهش نه تنها برای علاقمندان به گل و گیاه کاری جالب است، که می‌تواند در موارد دیگری هم کاربرد داشته باشد. مثلا این پژوهش تا حدی روشن می‌کنند که چه زمانی دو گیاه در کنار یکدیگر رشد بهتری دارند. البته سوال‌های زیادی هم هنوز بی‌پاسخ‌اند.

مثلأ اینکه: در شرایطی که تمامی دانه‌ها از یک مادرند، با توجه به احترام فامیلی پروسه رشد چطور تنظیم می‌شود؟ یا اینکه: آیا به دلیل عشق خواهر و برادری و علاقمندی به نزدیکی است که چنین کشتزارهایی در برابر عوامل بیماری‌زا آسیب‌پذیرترند؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهشگران می گویند نیمی از نوزادانی که اکنون در بریتانیا و سایر کشورهای ثروتمند متولد می شوند، تا صد سال زندگی خواهند کرد.

از بررسی هایی که در باره پیش بینی طول عمر صورت گرفته و نتیجه آن در مجله علمی Lancet انتشار یافته همچنین چنین نتیجه گیری شده که این گروه از افراد در سال های آخر عمر خود کمتر دچار معلولیت جدی خواهند شد.

اطلاعات به دست آمده از بیش از 30 کشور توسعه یافته، نشان می دهد که از سال 1950 تا کنون، شانس این که شخصی بیش از 80 سال عمر کند دو برابر شده است.

یکی از کارشناسان می گوید زندگی سالم تر تمام گروه های سنی، رمز زندگی طولانی تر است.

پرفسور کار کریستنسن، که سرپرستی این تحقیقات را به عهده داشته می گوید حد متوسط طول عمر از سال 1840 تا کنون افزایش یافته و دلیلی برای کند تر شدن این روند دیده نمی شود.

در سال 1950، احتمال زنده ماندن پس از 80 و 90 سال حدود 15 در صد برای زنان و 12 درصد برای مردان بود.

در سال 2002، این احتمال به 37 درصد برای زنان و 25 درصد برای مردان افزایش یافت.

در این مطالعات خاطر نشان شده که تا دهه 1920، افزایش شانس زنده ماندن نوزادان و نیز کودکان مهمترین عامل در افزایش حد متوسط طول عمر بوده است.

ولی از آن تاریخ به بعد، به خصوص از دهه 1970، افزایش طول عمر افراد سالخورده، عامل مهم در افزایش حد متوسط طول عمر بود.

در نتیجه گیری بررسی، همچنین به این موضوع اشاره شده که شواهدی در دست نیست که نشان دهد گروه مردان بسیار سالخورده، در مقایسه با گروه جوان تر، کمتر از سلامت برخوردارند.

تحقیقات نشان می دهد که 30 تا 40 درصد اشخاص 90 تا 100 ساله به طور مستقل زندگی می کنند.

بررسی بر روی زندگی افراد 110 تا 119 ساله در آمریکا نیز نشان می دهد که حتی با وجود یک چنین سن بالایی، 40 درصد این گروه به کمک کمی نیاز داشته و یا مستقل هستند.

بعضی از پژوهشگران می گویند نرخ فزاینده چاقی بیش از حد، سبب محدودیت طول عمر خواهد شد ولی پرفسور کریستنسن، می گوید این پیش بینی بیش از حد ساده انگارانه است.

او می افزاید که زندگی، یک بلیط قرعه کشی است. بعضی از چاق ها تا 100 سال عمر خواهند کرد و بعضی از لاغرها در جوانی خواهند مرد.

وزارت بهداشت بریتانیا می گوید افزایش طول عمر در تامین بودجه خدمات به سالمندان در این کشور، تاثیر خواهد گذاشت.

یک مقام این وزارت گفت: " ما می دانیم که شکل جامعه ما در حال تغییر است. ما می خواهیم مطمئن شویم که کسانی که عمر طولانی تر خواهند داشت، از زندگی با کیفیت خوب بهره مند خواهند شد. تا سال 2040، تعداد افراد بالغی که به مراقبت احتیاج دارند، یک میلیون و 700 هزار نفر افزایش خواهد یافت. به همین جهت ما باید نحوه تامین بودجه این خدمات را کاملا تغییر دهیم."

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 2:3 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهشگران مشخصات یک موجود کهن شبیه انسان که می تواند از اجداد مستقیم ما باشد را تشریح کرده اند.

ارزیابی این موجود 4/4 میلیون ساله به نام آردیپیتکوس رامیدوس طی مقاله ای توسط دانشمندان در نشریه "ساینس" انجام شده است.

تیم محققان می گویند حتی اگر این موجود از اجداد مستقیم انسان نباشد، چگونگی تکامل انسان از جد مشترکش با شامپانزه را روشن تر می کند.

فسیل های آردیپیتکوس رامیدوس ابتدا در سال 1992 در اتیوپی پیدا شد اما ارزیابی اهمیت آن 17 سال طول کشید.

مهم ترین نمونه این فسیل ها اسکلت ناقص یک موجود ماده است که بر آن نام "آردی" نهاده اند.

تیم بین المللی محققان استخوان های مهمی از جمله جمجمه با استخوان فک و دندان، بازوها، دست ها، خاصره، لنگ و پاها را پیدا کردند.

اما پژوهشگران همچنین قطعاتی را یافته اند که می تواند به حداقل 36 موجود منفرد آردیپیتکوس تعلق داشته باشد.

پروفسور تیم وایت از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی که از محققان ارشد این پروژه است گفت که تحقیقات گروه موشکافانه بوده است.

او به نشریه ساینس گفت که تمیز کردن استخوان ها و بعد مطالعه و مقایسه آن با سایر فسیل های شناخته شده آفریقا و سایر نقاط سال های سال وقت گرفت.

پروفسور وایت گفت: "این یک فسیل معمولی نیست. یک شامپانزه نیست. انسان نیست. این به ما نشان می دهد که زمانی در گذشته چه بوده ایم."

زندگی روی درخت

این فسیل در حدود 230 کیلومتری شمال شرقی آدیس آبابا پایتخت اتیوپی کشف شد.

گفته می شود برخی از مشخصات اسکلت این موجود منعکس کننده مشخصات قابل مشاهده در گوریل های بسیار کهن است؛ همچنین آثاری از گونه های انسان نما که بعدا ظاهر شدند در آن دیده می شود.

دانشمندان می گویند که آردی با قدی 120 سانتیمتری در بالا رفتن از درختان مهارت داشته است، اما همچنین روی دو پا راه می رفته است. با این حال کف پاهایش مثل انسان امروزی قوسدار نبوده، که نشان می دهد نمی توانسته در فواصل طولانی راه برود یا بدود.

پروفسور اوئن لاوجوی از دانشگاه کنت در اوهایو به بی بی سی گفت: "نصف زندگی اش روی درختان می گذشته است؛ در درختان لانه می کرده و گهگاهی هم آنجا غذایش را می خورده است، اما وقتی پایین می آمده صاف راه می رفته تقریبا همانطور که من و شما قدم برمی داریم."

محققان می گویند اینکه این موجود 4/4 میلیون سال قبل در ناحیه ای که جنگلی بوده زندگی می کرده است تا حدودی مشکل زاست. تصور می شد که تکامل اولیه انسان حداقل تا حدودی ناشی از ناپدید شدن درختان و تشویق آنها به راه رفتن بر زمین بوده است.

پروفسور وایت گفت: "این موجودات در زیستگاهی جنگلی زندگی می کرده و می مرده اند، نه در یک دشت باز (ساوانا)."

و چون بسیاری از مشخصه های آردیپیتکوس رامیدوس در میمون های امروزی در آفریقا دیده نمی شود، احتمال دارد که این جد مشترک، از لحاظ زمانی خیلی عقبتر از آنچه تاکنون تصور می شد می زیسته است - شاید هفت یا نه میلیون سال پیش.

تکامل سریع

این تیم در پاسخ به اینکه آیا آردیپیتکوس رامیدوس جد مستقیم ما بوده است یا نه، گفت برای پاسخگویی به این سوال باید فسیل های بیشتری از نقاط مختلف و متعلق به دوره های زمانی مختلف جمع آوری و بررسی شود.

دانشمندان در سندی که به مقاله آنها در نشریه ساینس ضمیمه شده نوشته اند: "ما برای دادن پاسخی مطمئن به این سوال در آینده نیازمند کشف فسیل های بسیار بیشتری از دوران 3-5 میلیون سال قبل هستیم."

"اما اگر آردیپیتکوس رامیدوس عملا گونه ای نباشد که جد انسان مستقیما به آن برسد، باید ارتباط نزدیکی با آن داشته باشد، و در ظاهر و تطبیق پذیری شبیه آن بوده باشد."

بدوی بودن ظاهر آردیپیتکوس رامیدوس در مقایسه با آسترالوپیتسین ها - گروهی از هومینیدها در آفریقا که از لحاظ زمانی کمی به ما نزدیک تر بوده اند - کارشناسان را شگفت زده کرده است.

به خصوص فسیل یک آسترالوپیتکوس آفرنسیس موسوم به "لوسی" که در سال 1974 پیدا شد به علت توانایی آن در راه رفتن ارتباط نزدیکی با انسان دارد.

پروفسور کریس استرینگر از موزه تاریخ طبیعی لندن اظهار نظر کرد که برای آنکه آردیپیتکوس رامیدوس روی خط مستقیمی از دودمان انسان بنشیند همچنین لازم است که تغییرات تکاملی سریعی روی داده باشد.

او به بی بی سی گفت: "آسترالوپیتکوس چهار میلیون سال قبل ظاهر شد بنابراین تصور این است که پیشرفت تکامی در 4/4 میلیون سال قبل باید بیشتر (از آردیپیتکوس رامیدوس) می بوده باشد."

او افزود: "خوب باید گفت که شاید تغییرات خیلی سریع هم ممکن باشد یا اینکه آردیپیتکوس ممکن است نوعی بازمانده تاریخی از یک مرحله قدیمی تر تکامل باشد. شاید هم چیزی شبیه به آسترالوپیتکوس در 4/4 میلیون سال قبل در جای دیگری در آفریقا پیدا کنیم."

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

 

بر اساس یک نظریه پزشکی، یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش‌های مغز، نه ساختار فیزیکی آن، بلکه الگوریتم‌هایی هستند که بر اساس ساختار فیزیکی کار می‌کنند. اگر بتوان یک کپی از مغز ساخت که بر پایه آن الگوریتم​های مغز طبیعی نیز شکل بگیرند، می‌توان امیدوار بود که در این "جسم بی‌جان" یک "روح" دمیده شود. در صورتی​که این امر تحقق یابد، چندان دور نیست زمانی​که یک کپی کارآمد از مغز طبیعی ساخته شود که نمی‌میرد و به انسان جاودانگی می‌بخشد.

 

آدمی،  در تکاپوی جاودانگی و فرار از " مرگ " می باشد. یافتن درمان بیماری ها، شبیه سازی اعضای بدن و نگه داری مردگان به امید تولدی دیگر، دلیلی بر این ادعاست. به اعتقاد گروهی از دانشمندان مغز و اعصاب، " جاودانگی چندان هم دور نیست.

جسم با گذشت عمر، فرتوت و فرسوده می‌شود. اما به اعتقاد دانشمندان، دور نیست زمانی که بتوان عملکرد مغز را در ابررایانه‌ها شبیه‌سازی کرد و بدین ترتیب به انسان عمر جاودانه بخشید. مهم‌ترین گام در این راه، جمع‌آوری و ثبت خاطرات بر روی پردازنده‌های رایانه‌ای​است، در غیر این صورت دنیای ما ثابت می‌ماند.

با وجود این​که علم پزشکی در نیم​قرن آینده پیشرفت‌های شگرفی خواهد کرد و درمان بسیاری از دردها را خواهد یافت، جاودانه​زیستن اما به معنای یافتن درمان دردها نیست.

هر روز پیشرفت‌های مهمی در فن آوری سخت‌افزاری صورت می‌گیرد که به انسان امکان می‌دهد، مقادیر نامحدودی اطلاعات بر روی ابررایانه‌ها ذخیره و نگهداری کند. بدین ترتیب پیش از رمزگشایی کامل عملکرد مغز انسان، نمونه دیجیتالی آن قابل طراحی​است. پس این امکان هم به​وجود می‌آید تا دنیای اطراف خود را بر روی رایانه ذخیره کنیم.

اگر این نظریه درست باشد که مغز همانند یک رایانه عمل می​کند، باید کپی دیجیتالی آن (یک ابررایانه) بتواند خاطرات ما را نیز در خود نگاه دارد و همان‌گونه‌ای عمل، فکر و احساس کند و دنیای اطراف را دریابد که مغز واقعی انجام می‌دهد. به زبان ساده‌تر، صرف نظر از این​که سلول‌های مغز دنیای اطراف را درک می​کنند یا مشتی قطعات بی‌جان و مرده و ترکیبی از صفر و یک​ها، نتیجه نهایی باید یکسان باشد.

اما بر اساس یک نظریه پزشکی، یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش‌های مغز، نه ساختار فیزیکی آن، بلکه الگوریتم‌هایی هستند که بر اساس ساختار فیزیکی کار می‌کنند. اگر بتوان یک کپی از مغز ساخت که بر پایه آن الگوریتم​های مغز طبیعی نیز شکل بگیرند، می‌توان امیدوار بود که در این "جسم بی‌جان" یک "روح" دمیده شود. در صورتی​که این امر تحقق یابد، چندان دور نیست زمانی​که یک کپی کارآمد از مغز طبیعی ساخته شود که نمی‌میرد و به انسان جاودانگی می‌بخشد.

تنها تفاوت این است که در دنیایی مجازی مانند دنیای "ماتریکس" زندگی خواهیم کرد. به اعتقاد برخی دانشمندان خوش‌بین‌تر، در آینده بازارهایی وجود خواهند داشت که در آن بتوان "زندگی پس از مرگ" خرید. در چنین بازاری می‌توان زندگی مورد علاقه را خرید و حتی دنیای جدید را با انسان‌های دیگر تقسیم کرد. به گفته این گروه از دانشمندان، این زندگی اجتماعی آینده خواهد بود.

می‌توان نظاره‌گر مرگ خود بود

در چنین شرایطی اگر انسان یک بار "مغز" خود را خاموش کند (مانند رایانه shut down کند) می‌تواند مرگ بدن خود را در دنیای خارجی ببیند. البته این نظریه در مورد آینده، به بسیاری اما و اگرها بستگی دارد. اگر تنها یکی از این شرط​ها اشتباه از آب درآیند، تمام نظریه فرو می‌ریزد.

اولین مشکل اساسی این است که دانشمندان - با توجه به شناخت ناقصی که از مغز دارند - نمی‌دانند کدام کارکرد مغز یا اجزای آن از همه مهم‌تر است و حتما باید در ساخت مغز به آن پرداخته شود.

برخی گمان‌ها بر این است که "جزئیات و چگونگی" ارتباط میلیاردها سلول عصبی با هم، مهم‌ترین بخش باشد. با این حساب شناخت دقیق "سیم‌کشی" مغز کافی نیست و تا زمانی​که "نحوه تبادل اطلاعات" در سلول‌ها شناخته نشود، مشکلی حل نشده است.

ترکیب سه​بعدی سلول‌های عصبی، انتشار سه​بعدی سیگنال‌های مغزی در خارج از سلول‌ها و ساختار و کارکرد هرکدام از صدها میلیارد سیناپس نیز باید رمزگشایی شوند. در سیناپس‌ها سلول‌های عصبی به هم متصل نیستند، بلکه در مجاورت هم قرار دارند و با ترشح ترکیبات شیمیایی با هم ارتباط برقرار می‌کنند.

در سناریویی از این هم پیچیده‌تر، باید وضعیت تک​تک پروتئین‌های مغزی و داد و ستد آنها با پروتئین‌های کناری‌شان رمزگشایی و ثبت شود.

دیگر بخش‌های بدن انسان نیز باید مورد بررسی قرار گیرند، که از آن جمله می‌توان به هورمون‌هایی اشاره کرد که سیگنال‌ها را از اندام‌ها به مغز و پاسخ سیگنال‌ها را از مغز به اندام‌ها انتقال می‌دهند. در چنین شرایطی میلیاردها میلیارد متغیر وجود خواهند داشت که باید ذخیره و شبیه‌سازی شوند.

بدین ترتیب، تنها یک شبیه‌سازی خشک​و خالی که محدود به بخش مرکزی دستگاه عصبی (مغز و نخاع) باشد، کمکی به محققان نخواهد کرد تا با آن بتوانند تجربه از دنیای بیرونی را، آن‌گونه که ما می‌شناسیم، شبیه‌سازی کنند.

شبیه‌سازی مغز نباید لزوما در بستر زمان واقعی باشد

مانع بزرگ فنی دیگری نیز وجود دارد: مغز شبیه‌سازی‌شده باید امکان تولید داشته باشد، باید "فعال" و "زنده" باشد و فعل​وانفعالات دنیای بیرون را ثبت کند. به عبارت دیگر، باید بتواند خاطرات جدید ثبت کند. (مغز) انسان اگر خاطرات جدید نسازد، متوجه گذر زمان نمی‌شود. اکنون پرسش اینجاست: اگر قرار باشد "در جا بزنیم" و زمان نگذرد، اصلا "جاودانگی" چه فایده‌ای دارد؟

در این شکی وجود ندارد که ساخت یک کپی از مغز طبیعی کاری به غایت پیچیده است. علاوه بر این در حال حاضر دانش عصب‌شناسی آن‌قدر پیشرفته نیست که مشکلات یادشده را مرتفع کند. حتی اگر این دانش هم وجود داشت، باید تعداد بسیاری از بهترین ابررایانه‌های جهان را به کار می‌گرفتیم تا بتوانیم چند میلی‌متر مربع از بافت مغز را در دنیای واقعی شبیه‌سازی کنیم.

البته همه خبرها هم نومیدکننده نیستند. به​عنوان مثال، قابلیت محاسبه ابررایانه‌ها به سرعت در حال افزایش است. در ۵۰ سال آینده، محدودیتی درسرعت محاسبه وجود نخواهد داشت. علاوه بر این شبیه‌سازی مغز نباید لزوما در بستر دنیای واقعی و بر اساس خاطره‌های جدید شکل گیرد تا مغز شبیه‌سازی‌شده باور کند در دنیای واقعی است؛ می‌توان دنیایی "ماتریکسی" ایجاد کرد.

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

چشم انسان

پژوهش گران انگلیسی در تحقیقات خود دریافتند که چشم انسان قادر است پیامهای نیمه خودآگاه منفی را به سرعت درک کرده و از بروز خطرات احتمالی که در پشت این کلمات پنهان شده اند جلوگیری کند.

محققان دانشگاه کالج امپریال لندن در بررسیهای خود نشان دادند هنگامی که چشم تنها به مدت چند دهم ثانیه به موضوعات منفی نگاه کند می تواند به سرعت پیامهای نیمه خودآگاه آنها را درک کند.

این دانشمندان برای دستیابی به این نتایج سه آزمایش را برای 50 داوطلب تجویز کردند. به تمام این افراد در مدت زمان کوتاهی کلمات چندپهلو نشان داده شد. داوطلبان باید این کلمات را در گروههای خنثی و احساسی طبقه بندی می کردند.

این تحقیقات نشان داد که چشم به نشانه های کوچک منفی واکنش نشان می دهد و می تواند از خطرات بزرگ پیشگیری کند و همچنین می تواند در زندگی روزانه و در بازاریابی مفید باشد.

این تیم تحقیقاتی به داوطلبان گروهی از کلمات را به مدت کسری از ثانیه روی صفحه نمایشگر رایانه نشان دادند سپس از آنها خواستند که واژه را بخوانند و در سطح آگاهانه معنی هر کلمه را درک کنند.

این کلمات به سه گروه مثبت (صلح، گل، زیبایی)، منفی (قاتل، جان کندن، نا امیدی) و خنثی (گوش، کتری) دسته بندی شدند. پس از هر واژه، شرکت کنندگان باید می گفتند که یک اصطلاح خنثی و دیگری احساسی است و باید می گفتند که چقدر از اظهارات خود مطمئن هستند.

به این ترتیب مشاهده شد که افراد به روشی دقیق به واژگان منفی واکنش نشان می دهند حتی اگر پاسخهایی که می دادند با واکنش آنها همسان نبود.

به خصوص داوطلبان توانستند با دقت 66 درصد اصطلاحات منفی را طبقه بندی کنند در حالی که دقت آنها در طبقه بندی کلمات مثبت 50 درصد بود.

این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند: "ما مشاهده کردیم که افراد می توانند ارزش احساسی پیامهای نیمه خودآگاه را درک کنند و به خصوص توانایی ویژه ای در درک کلمات منفی دارند."

براساس گزارش تلگراف، این یکی از امتیازات تکاملی انسان در پاسخ سریع به اطلاعات احساسی است. در حقیقت افراد نمی توانند منتظر بمانند که خرد آگاهانه آنها در مورد پیامهای منفی که می توانند نشانه ای برای یک خطر قریب الوقوع باشند تصمیم گیری کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

نشریه لایو ساینس در گزارشی به بررسی افسانه هایی که در رابطه با تاثیر ماه کامل بر انسان پرداخته است و با ارائه نتایج مطالعات متعدد، وجود چنین تاثیری بر انسان را رد می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، ماه در تاریخ فرهنگ بشر همیشه به عنوان مکانی مرموز به شمار می رفته است، بنابراین تعجبی ندارد که بسیاری از افسانه ها از جمله تبدیل شدن به گرگ، جنون، ابتلا به صرع و تشنج تحت تاثیر القا اثرات ماه بر تصور انسان ساخته شده است. از نمونه های بارز این القا عبارت "ماه باید کامل شده باشد" است که معمولا در زمان روی دادن واقعه ای ناشناخته گفته می شود.

در واقع از سالها پیش مطالعات فراوانی به منظور بررسی ارتباط میان ماه کامل و رفتارها و بیولوژی انسانی انجام گرفته است که اکثر این مطالعات موفق به اثبات هیچ ارتباطی نشده است و برخی از آنها نیز روابط کوچکی را کشف کرده اند که اثبات آنها نیازمند پشتیبانی و مطالعات بیشتر است.

مطالعات قابل استناد بر روی رابطه فازهای قمری و تولد، حمله قلبی، مرگ، خودکشی، خشونت، بستری شدن در بیمارستان روانی و صرع انجام گرفته و تا کنون کوچکترین ارتباطی میان این پدیده ها کشف نشده است. تنها نظریه قابل بررسی ارائه شده احتمال تاثیر نور ماه کامل در شب بر روی بی خوابی مردمان عصر قبل از دوره مدرن و تاثیر این بی خوابی بر روی پدیده های جانبی روانی است که این نظریه نیز نیازمند ایده های پشتیبانی کننده است. در ادامه به بررسی برخی از مطالعاتی که در مورد ارتباط ماه کامل و پدیده های انسانی انجام گرفته است پرداخته می شود.

ماه، جزر و مد و انسان: 75 درصد بدن انسان از آب تشکیل شده است و به همین دلیل این سئوال معمولا پیش می آید که آیا پدیده جزر و مد بر روی بدن انسان تاثیری دارد یا خیر؟ ماه به همراه خورشید عامل شکل گیری جزر و مد در اقیانوسها به شمار می روند و تاثیر این پدیده بر روی زمین به حدی است که پوسته زمین تحت تاثیر آن روزانه دچار کشش می شود.

اما جزر و مد پدیده ای است که در مقیاسی بسیار بزرگ و به دلیل تفاوت گرانشی دو جرم در کنار یکدیگر صورت می گیرد و ماه تفاوت گرانشی قابل اندازه گیری نسبت به بدن انسان ندارد. حتی تاثیر جزر و مد بر روی بزرگترین دریاچه های زمین نیز بسیار کوچک اندازه گیری شده است. بنابراین پدیده جزر و مد نمی تواند کوچکترین تاثیری در مقیاسهای کوچکی مانند بدن انسان داشته باشد.

محققان محاسبه کرده اند زمانی که مادری فرزندش را در آغوش می گیرد، فشاری که به بدن کودک وارد می شود 12 میلیون بار از فشاری که ماه برای ایجاد جزر و مد می تواند به بدن کودک وارد کند بیشتر است. همچنین در صورتی که ماه کوچکترین تاثیر گرانشی بر روی بدن انسان داشت یکی از نتایج عینی آن از دست رفتن تعادل انسانها بر روی زمین برای دوبار در روز بود.

مطالعه بر روی تاثیرات ماه کامل:  در این بخش به برخی از مطالعات مشهور که در رسانه ها منتشر شده اند و یافتن ارتباط میان ماه و پدیده های انسانی را رد کرده اند اشاره می شود.

صرع: گزارش سال 2004 نشریه Epilepsy & Behavior نشان می دهد با وجود اینکه برخی از بیماران معتقدند صرع تحت تاثیر طلوع ماه کامل به وجود می آید، هیچ ارتباطی میان حملات صرعی و ماه کامل وجود ندارد. محققان اعلام کردند صرع از بیماری هایی است که ابتلا به آن به جادوگران و شیاطین نسبت داده می شود که این ساختار فکری با گرایش دیرین انسان برای یافتن دلایل افسانه ای به جای یافتن توضیحات علمی برای توضیح پدیده ها در ارتباط است.

ملاقات با روانپزشک: مطالعه ای که در سال 2005 توسط محققان کلینیک مایو صورت گرفت تعداد بیمارانی را که طی چندین سال در محدوده زمانی 6 عصر تا 6 بامداد به روانپزشک مراجعه می کنند را تعیین کرده و تفاوت میان مراجعه افراد در شبهای مهتابی نسبت به شبهای عادی را آشکار کرد.

نتیجه جراحی: برخی معتقدند جراحان و پرستاران در شبهایی که ماه کامل است تسلط خود را در هنگام جراحی از دست می دهند که این نظریه بر اساس مطالعه ای که در سال جاری منتشر شده است به کلی غیر قابل پذیرش است. در واقع نتیجه این مطالعه نشان می دهد ریسک انجام جراحی در هر زمانی از روز، فصل سال یا ماه برای بیمار برابر است.

وحشی شدن حیوانات: مطالعاتی دوگانه در سال 2001 نشان می دهد حمله جانوران به انسانها در شبهایی که قرص کامل ماه در آسمان قرار دارد بیشتر از شبهای دیگر است که این نتیجه فضای بیشتری را برای مطالعات تکمیلی باز کرد. اما مطالعه ای دیگر توسط محققان استرالیایی نشان داد میزان حمله سگها به انسان در تمامی شبها با یکدیگر برابر است.

بی خوابی: محققان در سال 1999 اعلام کردند قبل از آغاز نورپردازی های شهری مدرن نور ماه یکی از موثرترین منابع نور بوده است که چرخه خواب و بیداری انسانها را تحت تاثیر قرار می داده است. به این شکل در شبهایی که ماه کامل بوده و نور آن شدت بیشتری داشته است، می توانسته مانع از خواب برخی از افراد شود که این بی خوابی نیز در ادامه تاثیراتی بر روان انسانها داشته است. با این حال این ایده تا به حال مورد مطالعه بیشتر قرار نگرفته است.

به گزارش مهر، با وجود تمامی مطالعاتی که در رد کردن تاثیرات افسانه ای ماه بر روی انسان صورت گرفته است اعتقاد به این افسانه ها در نقاط مختلف زمین همچنان وجود دارد. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان دلیل وجود این دیدگاه می تواند به همزمانی وقوع پدیده ای عجیب با حضور ماه کامل در آسمان ارتباط داشته باشد.

زمانی که در حضور ماه کامل حادثه ای عجیب رخ می دهد از نظر شاهدان واقعه، ماه بزرگتر و مرموزتر از همیشه درخشیده و ارتباطی میان حادثه و ماه به وجود می آید. اما در صورتی که همان حادثه در شبی بدون ماه رخ دهد تنها حادثه ای مرموز رخ داده است و دلیل فراطبیعی برای آن در نظر گرفته نمی شود.

به گفته بنجامین رادفورد نویسنده ستون "علوم بد" در نشریه لایو ساینس "انتظارات ما بر روی ادراک ما تاثیر می گذارد و ما برای تایید باورهایمان به دنبال شواهدی قابل قبول می گردیم."

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

مطالعات جدید محققان نشان می دهد دلیل بالاتر بودن آمار مرگ و میر مردان در اثر برخورد صاعقه عاملی فیزیکی نبوده و مردان تنها به دلیل نمایش دادن میزان شجاعت خود جانشان را در معرض خطر قرار می دهند.

به گزارش خبرگزاری مهر، از میان 648 انسانی که از سال 1995 تا سال 2008 در اثر اصابت رعد و برق در ایالات متحده جان خود را از دست داده اند 82 درصد مرد بوده اند. پدیده ای که توجه دانشمندان را برای یافتن دلیل بیولوژیکی آن جلب کرد. بر این اساس نظریه های جالب توجهی از جمله وجود میزان اضافی از مواد آهنی در کاسه سر مردها و یا خواص رسانایی در بدن آنها ارائه شد که در نهایت تمامی این نظریات با ارائه دلیل جالب تری رد شدند.

جان جنسنیوس متخصص ایمنی صاعقه در مرکز ملی خدمات آب و هوایی اعلام کرد دلیل بیشتر بودن تعداد مرگ مردها در اثر صاعقه زدگی ریسک پذیری بالای آنها به منظور جلب توجه در شرایطی است که طوفان های شدید به همراه رعد و برقه ای قدرتمند آغاز شده اند.

وی می گوید کمتر پیش می آید که مردها در اثر آغاز شرایط نامساعد جوی از کار خود دست بکشند و تحت هوای طوفانی نیز به فعالیت هایی نظیر ماهیگیری و گلف ادامه می دهند و به این شکل خود را در معرض اصابت رعد قرار می دهند. آمار نشان می دهد فعالیتهای سرگرم کننده و تمرینات ورزشی نیمی از حادثه های منجر به مرگ ناشی از اصابت رصد و برق را به خود اختصاص داده است.

محققان دانشگاه ایندیانا معتقدند تفاوت میان دو جنس باعث اختلاف در سیستم ریسک در برابر پاداش می شود، سیستمی که برای هزاران سال بخشی مهم از شبکه بیولوژیکی انسان بوده است. ارجحیت زنان در این سیستم تحت حمایت قرار گرفتن و محافظت از کودکان است اما مردان در مقابل برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران ترجیح می دهند خود را در برابر پدیده هایی خطرناک از قبیل رعد و برق شجاع و قدرتمند نشان دهند.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، این خصوصیت به ویژه در میان مردان جوان صدق می کند زیرا بیشتر این افراد تلاش می کنند با نشان دادن خصوصیاتی مانند جذابیت، قدرتمندی و سلامتی دیگران را تحت تاثیر قرار دهند که این تلاش گاهی اوقات می تواند آماری 82 درصدی از مرگ و میر ناشی از برخورد رعد و برق در ایالات متحده را به ثبت برساند!

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

پژوهش گران آمریکایی دریافتند که استفاده از دستها هنگام سخن گفتن، افکار و حافظه را تقویت کرده و به کودکان در یادگیری کمک می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاههای پیستبورگ و شیکاگو با بررسی 50 خانواده ای که کودکان کمتر از یکسال داشتند کشف کردند کودکانی که برای برقراری ارتباط با اعضای خانواده از دستها استفاده می کنند شاداب تر از سایر کودکان هستند.

در این بررسی مشخص شد که در مدت یک ساعت و نیم این کودکان توانستند از طریق حرکات دست 24 کلمه را بیان کنند درحالی که در همین مدت زمان، کودکانی که از حرکات دست استفاده نمی کردند تنها موفق شدند 13 واژه را بیان کنند.

به گفته این محققان، استفاده از دستها نه تنها برای بیان بهتر کلمات مفید است بلکه می تواند به یادگیری نیز کمک کند. همچنین فضای بیشتری را در اختیار حافظه قرار دهد و به کودک برای کسب تواناییهای جدید یاری رساند.

براساس گزارش ساینس، این دانشمندان برای کسب این نتایج در آزمایش دیگری برای دو گروه از کودکان دبستانی یک سری تمرینات ریاضی را تجویز کردند.

کودکان گروه اول می توانستند برای انجام محاسبات آزادانه از حرکات دست استفاده کنند اما از گروه دوم خواسته شد که از دستها استفاده نکنند. نتایج این آزمایش نشان داد که گروه اول موفق شدند در مدت چند ثانیه تمام مسائل خود را حل کنند.

"حرف زدن با دستها" در بسیاری از جوامع و فرهنگها یک عادت بد به شمار می رود درحالی که نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که 70 تا 80 درصد از اطلاعات از طریق چشمها و بر پایه آنچه که فرد می بیند و شکل آن را تائید می کند به مغز می رسند. بنابراین دیدن حرکات دست می تواند به یادگیری کمک کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

سرخی و زردی برگهای درختان در فصل پاییز علاوه بر زیبایی شگفت انگیزی که دارند نشانه ای از تکامل گیاهان هستند که 35 میلیون سال قبل آغاز شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، یک ماه تا فرا رسیدن فصل پاییز باقی است. از گذشته های دور رنگهای زرد و سرخ برگهای درختان در سومین فصل سال مورد توجه هنرمندان بوده است. جالب است که رنگهای درختان براساس نوع منطقه ای که در آن قرار گرفته اند با یکدیگر متفاوت هستند. به طوری که لباس پاییزی درختان در آمریکا و آسیای شرقی به رنگ سرخ و اروپای مرکزی و جنوبی به رنگ زرد است.

در حقیقت درختان براساس قاره و عرض جغرافیایی که در آن قرار گرفته اند رفتار ویژه ای را در پوشیدن لباس پاییزی بروز می دهند.

منشاء تفاوت رنگ برگ درختان در پاییز

"یارمو هولوپانین" از دانشگاه کوپیو در فنلاند تئوری جدیدی را در مجله علمی "نیو فیتولوژیست" منتشر کرده است که نشان می دهد تغییرات آب و هوایی و مهاجرتهای بزرگی که میلیونها سال قبل زمین را دگرگون کرده اند علت اصلی رنگهای متفاوت برگهای درختان در مناطق مختلف دنیا است.

زرد

رنگدانه های زرد در برگها حضور دارند و زمانی که رنگ سبز کلروفیل کاهش می یابد در برگ درخت قدرت می گیرند. برای رنگ سرخ شرایط کمی پیچیده تر است. به طوری که رنگدانه های قرمز رنگ آنتوسیانین در برگها وجود ندارند اما با فرارسیدن پاییز تولید می شوند. این رقابت به تازگی کشف شده است و بعضی تحقیقات نشان می دهند که چرا درختان برای ایجاد رنگدانه های سرخ در برگها از منابع مختلفی بهره می گیرند. 

سرخ

توضیحات متفاوتی برای قرمز شدن برگهای درختان ارائه شده است. از پخش دوباره آمینو اسیدها به بخشهای دیگر درخت تا استراتژی دفاعی گیاه در مبارزه با حشرات از جمله این توضیحات هستند. در حقیقت شته ها که مولکولهای آلی را می مکند جذب رنگ زرد درختان می شوند درحالی که به شدت از رنگ قرمز واهمه دارند. بنابراین رنگ سرخ برگهای بعضی از درختان ثمره یک مبارزه طولانی تکامل میان گیاهان و حشرات است. 

تئوری

پروفسور یارمو هولوپانین در این خصوص توضیح داده است که تفاوتهای رنگهای برگ درختان در پاییز از 35 میلیون سال قبل آغاز شده است. در آن زمان مناطق وسیعی از زمین پوشیده از جنگهای همیشه سبز یا درختان حاره ای بودند. در هزاره های یخبندان و دوره های خشک بسیاری از درختان دستخوش تکامل شده و به درختان برگ ریز تبدیل شدند.

در ادامه، درختان فرایند تولید رنگدانه های سرخ را برای مبارزه با حشرات توسعه دادند. در آمریکای شمالی و آسیای شرقی، سلسله جبالی که در جهت شمال به جنوب امتداد می یافتند این امکان را فراهم می کردند که گیاهان و حیوانات از عرضهای جغرافیایی پایین تر به عرضهای جغرافیایی بالاتر مهاجرت کنند و به این ترتیب توانستند از مناطق پوشیده از یخ عصرهای یخبندان خارج شوند. همراه با این گیاهان حشرات دشمن نیز مهاجرت خود را آغاز کردند. به این ترتیب جنگ برای بقا بدون وقفه ادامه یافت.

این درحالی است که در قاره اروپا، کوهها به خصوص سلسله جبال آلپ در جهت شرق به غرب امتداد یافته اند و همین مسئله مانعی بر سر راه مهاجرت بود. به طوری که بسیاری از گونه های درختان در دوره های مختلف سرد عصر یخبندان امکان ادامه بقا را از دست دادند و به این ترتیب حشراتی که به این گیاهان وابسته بودند نیز مردند. اما گیاهانی که موفق شدند از این نبرد پیروز بیرون بیایند مزیتهایی پیدا کردند. این مبارزه با انقراض بسیاری از حشرات پایان یافت و بنابراین دیگر نیازی به تولید رنگدانه های سرخ نبود. 

استثناء

به گفته دانشمندان، یکی از شواهد حمایت از این تئوری در بوته های کوچک و درخچه هایی است که در اسکاندیناوی رشد می کنند. برگهای این بوته ها در پاییز به رنگ سرخ در می آیند. در حقیقت در تفاوت با درختان، این گیاهان کوچک در عصر یخبندان زیر لایه ای از برف که از آنها در برابر دماهای سردتر محافظت می کرد به حیات خود ادامه می دادند. به علاوه، این پوشش سفید از آنها در برابر حشرات دشمن نیز محافظت می کرد و به این ترتیب در پایان عصر یخبندان، مبارزه این گیاهان با حشرات ادامه یافت. نتیجه این مبارزه در لباس پاییزی سرخ رنگ این بوته ها جلوه می یابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  | 

عکس استفان هاوکینگ Stephen Hawking

استنفان هاوکینگ فیزیکدان و استاد دانشگاه کمبریج بالاترین جایزه مدنی ایالات متحده یعنی مدال آزادی ریاست جمهوری را از باراک اوباما دریافت کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، باراک اوباما در مراسمی که مدال آزادی را به گردن هاوکینگ آویخت به شوخی بیان کرد حتی به صورت آزمایشی هیچ تلاشی برای شرح تحقیقات این دانشمند بزرگ و کیهان شناس انگلیسی نخواهد کرد.

پروفسور هاوکینگ که به دلیل اختلالات نرونی از فلج کامل بدن رنج می برد در کنار افرادی از قبیل بیلی ژان کینگ تنیسور سابق، دزموند توتو برنده نوبل صلح در سال 84، سیدنی پواتیه هنرپیشه و مری رابینسون رئیس جمهور سابق ایرلند و نماینده حقوق بشر سازمان ملل مدال آزادی را از باراک اوباما دریافت کرد.

اوباما طی سخنرانی در این مراسم هاوکینگ و دیگر افراد دریافت کننده مدال را مردان و زنان شگفت انگیز و عاملان تغییرات خواند که به انسانها یادآوری کرده اند دستیابی به بهترینها فرای توانایی های بشر نبوده و امید و عدالت را می توان در گوشه های فراموش شده ای از جهان به دست آورد.

همچنین اوباما درباره شخص هاوکینگ که پس از انتشار کتاب "تاریخچه ای کوتاه از زمان" به شهرت جهانی رسید گفت: "این مرد از روی ویلچر خود ما را به دورترین و شگفت انگیزترین نقاط کائنات هدایت کرده و با تشویق تصورات انسان، نیروی روح بشر را نمایان ساخته است."

بر اساس گزارش تلگراف، اهدای مدال آزادی رئیس جمهوری در سال 1945 توسط هری ترومن رئیس جمهور وقت آن زمان به منظور شناسایی و تقدیر تلاشهای مدنی در طول جنگ جهانی دوم پایه گذاری شد و در سال 1963 توسط جان کندی احیا شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط گيلانيكا  |