هرتا مولر، نویسنده و شاعر آلمانی - رومانیایی تبار، برنده جایزه ادبی نوبل سال 2009 اعلام شده است.
خانم مولر که در سال 1953 در رومانی به دنیا آمد به دلیل توصیف های خود از شرایط سخت دوران حکومت نیکلای چائوشسکو شهرت یافته است.
آکادمی سوئد که جایزه را به او اعطا کرد از نظم و نثر وی تجلیل کرده است.
خانم مولر در یک خانواده آلمانی تبار در رومانی رشد یافت و مادرش پس از جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نظامی شوروی به یک اردوگاه کار اجباری اعزام شد.
خانم مولر به دلیل عدم همکاری با پلیس مخفی حکومت چائوشسکو در در دهه 1970 شغل دولتی (معلمی) خود را از دست داد و سپس در سال 1987 به آلمان مهاجرت کرد.
اولین مجموعه داستان کوتاه او که در سال 1982 به زبان آلمانی انتشار یافت در رومانی سانسور شد.
آثار اولیه خانم مولر برای انتشار به خارج از رومانی قاچاق می شدند، اما او بعدا چندین جایزه ادبی از کشورهای مختلف در اروپا دریافت کرد.
هرتا مولر در سال 2005 کتاب "شاه تعظیم میکند و میکشد" را درباره اختناق موجود در رومانی منتشر کرد. این کتاب شامل نه مقاله انتقادی علیه حکومت چائوشسکو و تجربیات فردی وی است. این کتاب به بیست زبان دنیا ترجمه شده است.
خانم مولر در آلمان به تدریس در دانشگاه پرداخت و از سال 1997 عضو آکادمی زبان آلمان بوده است.
کتاب "سرزمین گوجههای سبز" از دیگر آثار خانم مولر، توسط غلامحسین میرزا صالح به فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات مازیار در ایران منتشر شده است.
پتر انگلوند، سخنگوی آکادمی نوبل هنگام اعلام خبر برنده جایزه نوبل ادبی 2009 گفت "مطالعه آثار هرتا مولر نیاز به توجه و دقت دارد. او آدمی است که از واژههای سخت استفاده میکند."
این عضو آکادمی نوبل ضمن اینکه در سخنان خود، هرتا مولر را یک نویسنده قدرتمند با سبکی عجیب اعلام کرد، پیشنهاد داد خبرنگاران حاضر در جمع، کتاب "امروز میخواهم خودم را ملاقات کنم" را بخوانند و ادامه داد "هرتا مولر با نثری شاعرانه و بی غرض، فضای بیخانمانی را به تصویر میکشد."
به برندگان جایزه ادبی نوبل مبلغ ده میلیون کرون سوئد نیز اهدا می شود. قرار است مراسم اعطا جایزه در استکهلم، پایتخت سوئد، انجام شود.
.jpg)
۱۸ مرداد ماه سال جاری دهمین سال مرگ پرویز شاپور بنیانگذار "کاریکلماتور" در ایران بود. او بخش بزرگی از زندگی 75 سالۀ خود را به نوشتن در حال و هوای طنز و کشیدن طرح و کاریکاتور گذراند.
فکاهی نویسی را از صفحات "دارالمجانین" و "سبدیات" در مجله توفیق آغاز کرد. در حین همکاری با مجلۀ خوشه بود که احمد شاملو، شاعر بلند آوازه و سر دبیر خوشه، واژۀ کاریکلماتور را برای نوع آثار او ابداع کرد که ترکیبی است از کاریکاتور و کلمه. این سبک که به نظر برخی منتقدین به یک ژانر ادبی تبدیل شد، جملات کوتاه طنز آمیزی است،گاه با معنایی فشرده، که با کاریکاتور همراهی می شود.
پرویز شاپور با طنزی پر معنا در بارۀ کوتاه نویسی اش می گوید " هر وقت چیزی می دیدم که جلب نظرم را می کرد ، می آمدم در باره اش با پدر و مادرم صحبت می کردم، حرفم را نمی فهمیدند. حتی چند بار سر این موضوع کتک خوردم. حرفم را می خوردم و جویده جویده صحبت می کردم. خلاصه از همان اول عامل کوتاه نویسی و کوتاه گویی با من بود".
بخشی از زندگی پرویز شاپور با فروغ فرخزاد ، شاعر بزرگ معاصر، گره خورده است. این دو هنرمند زندگی عاشقانۀ خود را از سال 1329 آغاز کردند. گوشه هایی از این عشق در شعر های فروغ و نیز در نامه هایش به پرویز شاپور نمایان است.
از همین رو خوانندگان آثار فروغ در شناخت و اعجاب این عشق تا حدی سهیم شده اند. اما رشتۀ این زندگی مشترک با ناکامی گسسته شد و پرویز شاپور از سال 1343 تا هنگام مرگش، در 15 مرداد 1378 بدون ازدواج دوباره با پسرش کامیار و برادرش زندگی کرد.
از آثار او می توان از پنج جلد "کاریکلماتور" یاد کرد و همچنین از "موش وگربه" اثر عبید زاکانی با طرح هایی از پرویز شاپور، "فانتزی سنجاق قفلی" و "تفریحنامه" که کار مشترک بیژن اسدی پور و پرویز شاپور است.
چند نمونه از جملات کوتاه او از این قرارند:
با افكارم, خودم را باد مي زنم.
به عقيده ي گيوتين, سرِ آدم, زيادي است.
مطلب مرتبط:
آلیس مونرو، نویسنده نامدار کانادایی در میان ۱۴ نویسندهای بود که آثارشان امسال نامزد دریافت جایزهی بینالمللی "منبوکر" شده بودند. در میان این نویسندگان، چهرههایی همچون ال. دکتروف و ماریو وارگاس یوسا نیز دیده میشدند. با این همه، هیئت داوران من بوکر، آلیس مونرو را به خاطر آفرینشهایش در عرصهی داستان کوتاه شایستهی دریافت جایزه این دورهی خود اعلام کرد.
جایزهی بینالمللی بوکر ۶۰ هزار پوند انگلیس است که مونرو روز ۲۵ ژوئن آن را در دوبلین تحویل خواهد گرفت.
جایزهٔ ادبی مَن بوکر، که به نام جایزهٔ بوکر هم شناخته میشود، یکی از مهمترین جوایز ادبی دنیاست که هر سال به بهترین رمان جدید در حوزهی انگلیسیزبان اعطا میشود.
در سال ۲۰۰۵، جایزهٔ دیگری با نام جایزه بینالمللی بوکر معرفی شد که هر نویسندهٔ زندهای از هر جای دنیا میتواند واجد دریافت آن شود. این جایزه هر دو سال یک بار اعطا میشود.
آلیس مونرو، نویسنده 76 ساله «فرار»، تاکنون ضمن انتشار ۱۵ مجموعه داستان کوتاه و رمان، به بیش از ده جایزه ادبی دست پیدا کرده است که از میان آنها میتوان به جوایز گیلر، هنری اوارد و جایزه داستان کوتاه رئا، اشاره کرد.
سر داور جایزهی بینالمللی من بوکر گفته است آلیس مونرو توانسته منظور خود را تنها در ۳۰ صفحه برساند در حالی که بسیاری از نویسندگان نمیتوانند این کار را در یک رمان هم انجام دهند. مونرو در اغلب داستانهایش تلاش کرده به فضاهای شهرهای کوچک بپردازد. وی، روز چهارشنبه ۲۷ مه، پس از دریافت خبر جایزهی بوکر گفت که از این خبر بسیار خوشحال است و کاملاَ به هیجان آمده است. مونر افزود: « صرف بودن اسم من در میان نامزدها، خودش ارج و احترامی برایم بود. این بسیار زیباست که کسی در سن و سال من این امکان را پیدا کند که مجموعهی آثارش قابل ستایش و احترام تشخیص داده شود.»
آلیس مونرو در ایران نیز نام ناآشنایی نیست و کتابهایی همچون «عشق یک زن خوب»، «گریزپا» ، «فرار» و «بعدها» از جمله آثار مونرو هستند که به زبان فارسی ترجمه شدهاند. نشریات و سایتها و وبلاگها ادبی و فرهنگی ایران نیز گهگاه به معرفی و نقد آثار مونرو یا انتشار داستانهای او میپردازند.

جیمز گراهام (جی جی) بالارد، نویسنده انگلیسی رمانهای بزرگی چون تصادف و امپراتوری خورشید، که خود را «معمار رویا و گاه کابوس» توصیف میکرد روز یکشنبه صبح در ۷۸ سالگی درگذشت.
جی جی بالارد که پس از چند سال تحمل بیماری سرطان جان خود را از دست داد غالبا به عنوان نویسنده آثار علمیخیالی شناخته میشود، اما خود کتابهایش را «تصویرگر روانشناسی آینده» معرفی میکرد.
معروفترین رمان بالارد «امپراتوری خورشید» بود که آن را بر اساس تجربههای کودکی خود و زندگیاش در یک اردوگاه ژاپنی در چین نوشته بود؛
این همان رمانی است که استیون اسپیلبرگ بر اساس آن فیلمی بسیار پرفروش با بازی کریستین بیل ساخت و راه را برای معروفیت بالارد در میان عامه مردم هموار ساخت.
جی جی بالارد، نویسنده ۱۵ رمان و چندین مجموعه داستان کوتاه، در ۱۵ نوامبر سال ۱۹۳۰ به دنیا آمد و پیش از آغاز جنگ جهانی دوم در میان انگلیسیهای مقیم شانگهای بزرگ شد.
او در خلال جنگ جهانی دوم و در ۱۲ سالگی سه سالی را به اتفاق پدرومادر و خواهر کوچکش در اردوگاهی زیر نظر ارتش ژاپن گذراند، بعدا به بریتانیا مهاجرت کرد و از آغاز دهه ۱۹۶۰ تمام وقت خود را وقف نویسندگی کرد.
بالارد نخستین رمان خود را با عنوان «جهان مغروق» در سال ۱۹۶۲ به چاپ رساند. جهان مغروق داستان جنون گروهی دانشمند است که آبگرفتگی شهر لندن در اثر آب شدن یخهای قطبی را بررسی میکنند.
او به دنبال این رمان دو رمان «باد ناکجا» و «خشکسالی» را منتشر کرد که هر دو به فجایع زیستی میپردازند. به این ترتیب بالارد نخستین نویسندهای بود که در آثار خود به محیط زیست توجهی ویژه نشان داد و در واقع وضعیت زندگی بشر در سالهای آغازین قرن بیست و یکم و مسائلی را پیشبینی کرد که اکنون بشر با آنها دست و پنجه نرم میکند.
اما بحثانگیزترین اثر بالارد رمان «تصادف» بود که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد و در سال ۱۹۹۶ با کارگردانی فیلمساز کانادایی، دیوید کراننبرگ، به روی پرده سینماها رفت. برخی از منتقدان آن را همچون شعر دانستند و برخی دیگر به عنوان «پورنوگرافی تکنولوژیکی» به آن تاختند.
گرچه وسواس فکری جی جی بالارد نسبت به تکنولوژی، فاجعه، سکس و خشونت به مذاق همه خوش نمیآمد ولی او نه تنها بر ادبیات معاصر، بلکه بر سینما، نقاشی و معماری هم اثر گذاشت.
آخرین اثر جی جی بالارد «معجزههای زندگی: از شانگهای تا شپرتون» بود که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و شرح زندگی او را از چین تا محل زندگیاش در انگلیس، شپرتون، میگفت. مقصود او از «معجزههای زندگی» سه فرزندش، دو دختر و یک پسر، بود که پس از مرگ همسرش، هلن، خود به تنهایی بزرگشان کرد.
از جی جی بالارد سه رمان «برج»، «منطقه مصیبتزده» و «امپراتوری خورشید» به فارسی ترجمه و چاپ شده است.

در شرایط کنونی بسیاری از روزنامههای سراسری در آمریکا با بحرانهای مختلف اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند و خوانندگان بیشتر از آنکه لابهلای صفحات روزنامهبه دنبال کسب خبر باشند، به سایتهای اینترنتی رجوع میکنند. با این همه، مراسم اهدای جایزهی پولیتزر امسال تبدیل به صحنهی درخشش رسانههای چاپی شد و تحقیقات ارزشمند بسیاری از آنها از سوی هیأت داوران مورد تقدیر قرار گرفت.
در این میان سهم روزنامهی "نیویورک تایمز" از همه بیشتر بود و در پنج رشتهی "خبرهای فوری"، "روزنامه نگاری حقیقتجویانه"، "گزارشهای بینالمللی"، "نقد" و "عکاسی گزارشی" جوایز را از آن خود کرد.
یکی از نکات برجسته و مهمی که این روزنامهی پرآوازهی آمریکایی را شایستهی تقدیر داوران پولیتزر ساخت، تحقیقات در مورد رسوایی جنسی فرماندار ایالت نیویورک، الیوت اسپیتزر بود که سرانجام نیز به قیمت استعفای او از سمتش تمام شد.
در کنار نیویورک تایمز، روزنامهی "سنت پترزبورگ تایمز" تنها رسانهای بود که بیش از یک جایزه دریافت کرد. در میان برگزیدگان، سه جایزه نیز نصیب سه خبرنگاری شد که انتخاب باراک اوباما به عنوان رییسجمهور آمریکا را پوشش داده بودند.
در بین اتفاقات جالب توجه اهدای جوایز پولیتزر میتوان به جایزهی پولیتزر یکی از خبرنگاران روزنامهی "ایست ولی تریبیون" در ایالت آریزونا اشاره کرد. پاول گیبلین در حالی برندهی جایزه شناخته شد که پیش از این در ماه ژانویه از سوی این روزنامه اخراج شده بود.
پولیتزر ادبی در دستان نویسندگان زن
در بخش ادبیات، زنان برندگان اصلی پولیتزر بودند:
"الیزابت استراوت" نویسندهی آمریکایی برای اثر خود (Olive Kitteridge) در بخش رمان و داستان، "لین ناتج" برای کتاب (Ruined) در بخش درام و "آنت گوردون رید" برای کتاب (The Hemingses of Monticello: An American Family) در بخش تاریخ شایستهی دریافت این جایزه شناخته شدند.
جایزهی پولیتزر نام خود را از یکی از ناشران روزنامه به نام "جوزف پولیتزر" وام گرفته است که در سال ۱۹۱۱ درگذشت.
این جایزه از سال ۱۹۱۷ تاکنون هر ساله به بهترینهای ادبیات و خبرنگاری اهدا میشود و یکی از مهمترین و معتبرترین جوایز این رشته به شمار میآید. امسال رسانههای تماما اینترنتی نیز برای نخستین بار در این رقابت شرکت داشتند که از میان ۶۵ مطلب ارائهشدهاشان، هیأت داوران هیچکدام را واجد دریاف پولیتزر نشناخت.
کارگزار گابریل گارسیا مارکز، نویسنده شهیر کلمبیایی، میگوید مارکز که دوستانش «گابو» صدایش میزنند پس از ۵۰ سال قلم زدن «بعید است دیگر چیزی بنویسد.»
مارکز ۸۰ ساله، از غولهای ادبیات آمریکای لاتین که سبک رئالیسم جادویی را به دنیا معرفی کرد و خالق رمان عظیم «صد سال تنهایی»، از پنج سال پیش که آخرین رمان خود با عنوان «خاطراتی از روسپیهای غمگین من» را منتشر ساخت بهندرت چیزی نوشته و منتشر کرده است.
کارمن بالخلز، کارگزار مارکز، به روزنامه شیلیایی «لا ترخرا» گفته است: «فکر نمیکنم که گارسیا مارکز دیگر چیزی بنویسد.»
این ادعایی است که جرالد مارتین، زندگینامهنویس گارسیا مارکز، هم آن را تایید کرده و به همین روزنامه شیلیایی گفته است که او هم شک دارد «مارکز دیگر چیز تازهای منتشر کند».
جرالد مارتین با این حال میگوید که این مساله تاسفآوری نیست، چرا که «او به عنوان نویسنده این شانس بزرگ را داشت که پیش از رسیدن مرگ طبیعیاش سالهای بسیار به حرفه ادبیاش بپردازد و آن را به کمال برساند.»
شایعه دور شدن گارسیا مارکز از نوشتن سالهاست که بر سر زبانهاست، اما سال گذشته یکی از نویسندگان کلمبیا که از دوستان اوست با این خبر که او در حال نوشتن رمان تازهای است بار دیگر این امید را به وجود آورد که طرفداران او اثر دیگری نیز از او خواهد خواند، خبری که هنوز به واقعیت نپیوسته است.
خود گابریل گارسیا مارکز نیز در دسامبر سال گذشته میلادی در نمایشگاه کتاب گوآدالاخارا در مکزیک به طرفداران خود گفت که نوشتن فرسودهاش کرده است.
او در این نمایشگاه گفت: «کتاب نوشتن برایم خیلی زحمت دارد.»
گارسیا مارکز پیشتر در گفتوگویی دیگر هم گفته بود که سال ۲۰۰۵ «اولین سال عمرم بود که در آن حتی یک خط هم ننوشتم.»
با این حال شایعهای بر سر زبانهاست که او چند کتاب کامل و قدیمیتر هم دارد، اما هنوز تصمیمی در مورد این که آیا این آثار در زمان حیاتش به چاپ خواهد رسید اعلام نشده است.
گابریل گارسیا مارکز که در سال ۱۹۸۲ جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد در ایران نویسنده بسیار محبوبی است و اغلب آثارش نیز به فارسی ترجمه شده است، از جمله صد سال تنهایی، عشق زمانه وبا و گزارش آدمربایی.

از تصویری از چهره ویلیام شکسپیر که گمان می رود تنها پرتره ای است که از این نمایشنامه نویس در هنگام حیاتش کشیده شده، در لندن پرده برداری شده است.
گفته می شود که تاریخ ترسیم اين پرتره به سال 1610 یعنی 6 سال پیش از مرگ شکسپیر در 52 سالگی، باز می گردد.
اين تابلو که به الک کوب، مرمتگر آثار هنری به ارث رسیده است، از روز 23 آوریل، سالروز تولد شکسپیر در "بنیاد زادگاه شکسپیر" در شهر استرتفورد به نمایش گذاشته خواهد شد.
اين نقاشی چندین قرن است در خانواده کوب بوده است که خویشاوندی سببی با هنری وایزلی، ارل سوم ساوتمپتون و تنها حامی مالی و خریدار آثار شکسپیر داشته اند.
آقای کوب سه سال پیش هنگام بازدید از نمایشگاهی در نشنال پرتره گالری در لندن با دیدن پرتره ای که تا 70 سال پیش گمان می رفت تنها تصویر نقاشی شده از شکسپیر در زمان حیاتش بوده، به اهمیت تاریخی و اصالت تابلوی خودش پی برد.
شباهتهای فراوان بین اين دو تابلو آقای کوب را مطمئن ساخت، اين پرتره به نمایش گذاشته شده نسخه ای است که از روی تابلوی متعلق به خانواده او رسم شده است.
پروفسور استنلی ولز، رئیس بنیاد زادگاه شکسپیر گفت: "شناسایی اين پرتره نقطه عطفی در تاریخ چهره نگاری از شکسپیر است."
همواره تشخیص صحت و اصالت پرتره هایی که شباهت به چهره شکسپیر دارد، بحث برانگیز بوده است.
کارشناسان عموما دو پرتره ای را یکی که در کلسیای تثلیث در استرتفورد نگهداری می شود و دیگری بر روی نخستین مجلدهای مجموعه آثار شکسپیر چاپ شده بود، شبیه ترین تصاویر به چهره این نمایشنامه نویس می دانند.
گمان می رود که این دو نقاشی احتمالا هر دو پس از مرگ شکسپیر در سال 1616 توسط کسانی که واقعا او را دیده بودند، کشیده شده اند.

سيد علي اصغر خبره زاده 12 اسفند 1302 در تزرجاني از توابع شهرستان يزد متولد شد.
پدرش حسن خبره زاده مردي متدين بود و از خانوادهاي متوسط و علي اصغر نخستين فرزند خانوادهاي پنج نفره.
دريافت ديپلم از دانشسراي مقدماتي در سال ۱۳۲۰ دريافت ليسانس در رشته ادبيات فارسي از دانشسراي عالي تهران با نمره عالي در سال ۱۳۲۴ و دريافت دكترا در رشته ادبيات فارسي از دانشسراي عالي تهران در سال ۱۳۲۸ از جمله تلاشهاي آكادميك وي در رشته ادبيات به شمار ميرود.
استادان دكتر سيد علي اصغر خبرهزاده، اديب و مترجم نامدار و صاحب سبك، در اين دورهها ملك الشعراي بهار، بديع الزمان فروزانفر ، علي اكبر سياسي و علي اصغر خان حكمت بودند كه توانستند تاثيري جدي در آينده كاري و فكري وي برجاي بگذارند.
خبره زاده در سال 1320 ازدواج ميكند كه حاصل آن دختري است كه هم اكنون از جمله نقاشان به نام در آمريكا است.
بعد از اين مراحل وي استاد رشته ادبيات فارسي در دانشكدههاي علم و صنعت، مدرسه عالي پارس، دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران شد و همزمان در دانشگاه هاي شهرهاي قزوين، بابل و بابلسر به تدريس ادبيات پرداخت.
خبره زاده از جمله همكاران و دوستان جلالآل احمد بود كه اين دوستي از سال 1320 آغاز و تا مرگ جلال ادامه داشت. برخي از نامههاي جلال به وي منتشر شده است و ترجمه بيگانه آلبر كامو حاصل همكاري وي و جلال است.
خبرهزاده در سال 1349 از طرف یونسکو ماموريت يافت براي مدت يك سال به ماداگاسکار برود و به مردم آن ديار سواد بياموزد.
خبره زاده به دو زبان عربي و فرانسه مسلط بود، از جمله ترجمههاي معروف وي ميتوان به كتابهاي دكتر ژيواگو (بوريس پاسترناك)، جن زدگان(داستايوفسكي)، زن سيساله (انوره دو بالزاك)، ناپلئون (هنري استاندال)، جان آزاد (رومن رولان)، ظلمت در نيمروز آرتور كاستلر ميتوان اشاره كرد.
خبرهزاده چند كتاب تاليفي نيز دارد كه از جمله آنها ميتوان نثر فارسي در آيينه تاريخ در سه جلد، برگزيده ادب فارسي، ادب و انديشه، سخن و انديشه را نام برد.
علي اصغر خبرهزاده 28 بهمن 1387 در تهران درگذشت و در قطعه نام آوران بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

خانه ویکتور هوگو، نویسندۀ شهیر فرانسوی، موزه ای است که این روزها نمایشگاهی از معروف ترین اثر وی، بینوایان در آن در جریان است.
در فرانسه رسم است که محل سکونت و منازل افراد نامدار فرهنگ و هنر این دیار در صورت امکان تبدیل به موزه می شود و به جمع بناهای تاریخی سازمان میراث فرهنگی می پیوندد.
در این میان، در پاریس، خانۀ "ویکتور هوگو"، نویسندۀ صاحب نام فرانسوی تبدیل به یکی از همین موزه ها شده است. موزه ای که در حالت عادی قابل بازدید است و علاقمندان می توانند در آن با حال و هوای زندگی نویسنده و بسیاری از آثارش آشنا شوند.
و اما در حال حاضر نمایشگاهی استثنایی در این موزه تدارک دیده شده است، نمایشگاهی غیر متعارف که تنها به یک اثر و آن هم معروفترین اثر ویکتورهوگو یعنی "بینوایان" اختصاص دارد. شایان ذکر است که چهل سال پیش، به مناسبت صدمین سالگرد انتشار این رمان، نمایشگاه کوچکی برای گرامیداشت آن برگزار شده بود، ولی این بار مسئولین خانۀ "ویکتور هوگو" پس از ماه ها تلاش موفق شدند رویدادی را تدارک ببینند که به گفتۀ کارشناسان، یکی از کاملترین فعالیت های ممکنه پیرامون یک رمان است که تا به حال انجام پذیرفته است.
بینوایان" رمانی است که بنا به نتایج یک نظر سنجی که در سال 2006 در فرانسه انجام گرفته بود، پس از انجیل، پر خواننده ترین کتاب این کشور به حساب می آید.

کوزت، یکی از شخصیت های رمان بینوایان
رمان بینوایان به حدی در ادبیات و فرهنگ فرانسه تأثیر گذار بوده که نام بسیاری از شخصیت های این رمان به اصطلاحاتی در زبان فرانسه تبدیل شده است، به طور مثال افرادی را که مظلوم واقع می شوند و یا مظلوم گرایان را به یاد دختر بچۀ داستان بینوایان، "کوزت" می نامند.

آقای احترامی روز ۲۲ بهمن در اثر عارضه قلبی در سن ۶۷ سالگی در تهران درگذشت.
از مشهورترین آثار آقای احترامی داستان های "حسنی" است که در میان آن داستان "حسنی نگو یه دسته گل" یکی از مشهورترین آثار او و یکی از محبوب ترین داستان ها نزد کودکان ایرانی است.
سوژه این داستان که زبانی شعر گونه دارد، پسر بچه نامرتبی است که می خواهد باحیوانات مختلف دوست شود اما حیوانات به علت نامرتبی اش با او صحبت نمیکنند، اما سرانجام این پسر بچه به حمام میرود و تمیز میشود و حیوانات هم با او دوست می شوند.
آقای احترامی در مصاحبه ای تیراژ این کتاب را بیش از ۵ میلیون نسخه عنوان کرده بود.
او متولد سال ۱۳۲۰ در تهران بود. آقای احترامی در مدرسه دارالفنون در رشته ادبی تحصیل کرده بود و از دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس حقوق داشت.
او از طنزنویسان مجله فکاهی "توفیق" بود که همکاری اش را با این مجله از سن ۱۷ سالگی آغاز کرد. او پس از انقلاب نیز با انتشار مجله طنز گل آقا از نویسندگان ثابت آن بود.
آقای احترامی سابقه فعالیت در مجله تهران مصور و فردوسی را هم در کارنامه خود داشت و مدتی هم در برنامه "صبح جمعه با شما" که از برنامه های تفریحی رادیو ایران بود فعالیت کرد.

«آيا اگر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا [سیا] دخالت نمیکرد، بوريس پاسترناک به نوبل ادبیات دست مییافت؟» اين سؤال تازهای است که اين روزها در محافل ادبی اروپا از آن سخن میرود.
روزنامه «زود دويچه تسايتونگ» چاپ آلمان در مقالهای به این موضوع پرداخته است.
به نوشته این مقاله، اسناد آکادمی سوئد طی پنجاه سال محفوظ نگاه داشته شدند؛ اما از چند روز پيش اسناد مربوط به سال ۱۹۵۸، سالی که در آن بوريس پاسترناک، نويسنده روس، جايزه ادبی نوبل را برای رمان «دکتر ژيواگو» دريافت کرد، رؤيت شد.
کای شولر، یکی از اعضای سرویس فرهنگی روزنامه «سونسکا داگبلادت» چاپ سوئد، به اين اسناد دست يافت و به موضوعی پی برد که خود ماجرايی تاريخی دارد.
چگونه نظر آکادمی نسبت به پاسترناک عوض شد
کای شولر مینویسد که بر پایه اسنادی، جلسه تعيين کننده به شکل رسمی در ۲۵ سپتامبر برگزار شد.
کميته انتخاب نوبل در آن جلسه تصميم خود را به دیگر اعضای آکادمی سوئد اطلاع داد و اعلام کرد که اين کميته کارن بليکسن، نويسنده دانمارکی، و آلبرتو موراويا، نويسنده ايتاليايی، را پيشنهاد نمیکند. پیشنهاد کمیته انتخاب بوريس پاسترناک روس بود.
بليکسن و موراويا پس از آن هرگز نتوانستند جايزه نوبل را دريافت کنند.
آندرس اوسترلينگ، روزنامهنگار و نويسنده که در آن زمان منشی دائمی آکادمی بود، در يادداشتهای خود نوشته است: «بررسی رمان پاسترناک، با وجودی که غیراصیل بود، اطمينان مرا دو چندان کرد که وی يکی از مهمترين نويسندگان کنونی است. قدرت جسارت پرجوش وی و خلوص هنرمندانه او اين يقين را در من به وجود آورد.»
اما همین آندرس اوسترلينگ يک سال پيشتر نوشته بود آثار بوریس باسترناک در اتحاد جماهیر شوروی اجازه نشر ندارد و نمیتوان پاسترناک را جزو نویسندگانی به شمار آورد که «طنين صدای مردم» هستند.
چنین قضاوتی البته تاییدکننده نظر قديمیتر آکادمی بود. آکادمی سوئد در سال ۱۹۴۶ چنین باور داشت که: نويسندگان کمی هستند که مانند بوریس پاسترناک «چنين زياد مینويسند اما چنين کم میفهمند».
انتشار رمان «دکتر ژيواگو» این باور را تغيير داد.
«دکتر ژیواگو» روایت رنجهای پزشکی به نام ژيواگو و همسرش لارا در دوران انقلاب روسيه در سال ۱۹۱۷ تا وقوع جنگهای داخلی است.
آندرس اوسترلينگ در اظهارات خود گفته بود اين رمان را به نوعی «غیراصیل» يافته است؛ چرا که «دکتر ژيواگو» نخستين بار در سال ۱۹۵۷ به زبان ايتاليايی توسط انتشارات «فلترينلی» در ميلان منتشر شد.
سیا و انتشار «دکتر ژيواگو»
بتازگی در مسکو کتابی به بازار آمده است که به جریانهای پشت پرده انتخاب آکادمی سوئد میپردازد.
این کتاب «رمان شسته شده» نام دارد و به قلم ايوان تولستوی است که پیش از اين روزنامهنگار راديو اروپای آزاد / رادیو آزادی در پراگ بوده است.
او در کتاب خود شرح میدهد که چگونه نسخه دستنویس و روسی رمان «دکتر ژيواگو» نشر يافت و چگونه آکادمی سوئد برای تصميمگيری خود از آن نسخه استفاده کرد.
به نوشته ايوان تولستوی، سیا به طور مخفیانه از نسخه دستنويس رمان عکسبرداری کرد و آن را در اختيار مهاجران روس در پاريس قرار داد. اين مهاجران نیز آن نسخه را با کمک انتشارات «فلترينلی» منتشر کردند؛ بدون آن که آن مؤسسه انتشاراتی چيزی از ماجرا بداند.
این که در این داستان چه اندازه حدس و گمان دخيل است را میبايد از طريق سنجش منابع آن دريافت.
احتمال اين که سیا دستی در ماجرای انتشار «دکتر ژيواگو» در پاييز ۱۹۵۷ داشته است را پيش از اين نیز در زندگینامه جيانکومو فلترينلی، مدير انتشارات «فلترينلی» مطرح شده بود. اين زندگینامه را کارلو فلترينلی، پسر جيانکومو، به پدرش تقديم کرده است.
بوریس پاسترناک هنگامی که خبر جايزه ادبی نوبل را دريافت کرد نخستين واکنشی که ابراز کرد شوريدگی بود. او در تلگرامی به استکهلم نوشت که «بی اندازه سپاسگزار، منقلب، پرغرور، پروجد و دستپاچه» است.
اما پاسترناک چند روز بعد جايزه را رد کرد. او از اتحاديه نويسندگان شوروی نيز اخراج شد.
تاگه ارلندر، نخست وزير وقت سوئد، پیامدهای این انتخاب آکادمی را پيشبينی میکرد. وی همان زمان نوشت: «اگر آکادمی به عنوان محکمه سياسی ظهور کند نمايش رقتانگيزی را ثبت خواهد کرد.»
بوریس پاسترناک دو سال بعد درگذشت. نسخه کامل و قانونی «دکتر ژيواگو» نیز تا سالها در کشورش منتشر نشد و در سال ۱۹۸۸ بود که این رمان در روسيه چاپ شد.
۲۹ سال پس از مرگ بوری پاسترناک، در سال ۱۹۸۹، نوبل ادبیات وی به پسر او اهدا شد.

روز دوشنبه دولت کوبا اولين بخش از اسناد، عکسها و کتابهای متعلق به ارنست همينگوی را که چندين دهه در زيرزمين منزل شخصی وی در حومه شهر هاوانا به فراموشی سپرده شده بود در اختيار پژوهشگران قرار داد.
به گزارش رویترز، آدا رزا آلفونسو، مدير موزه ارنست همينگوی در کوبا، گفته است که «بخش اعظم اين اسناد و نوشتهها هيچگاه چاپ نشدهاند و بررسی آنها شناخت تازهای به دست خواهد داد از دوران زندگی اين نويسنده سرشناس در کوبا. ارنست همينگوی ۲۱ سال در خانهای در شهر سانفرانسيسکو د پائولا در کوبا زندگی میکرد و بسياری از کتابهای مهم خود را در اين دوران نوشت.»
آدا رزا آلفونسو مدير موزه ارنست همينگوی در کوبا
خانم آلفونسو میافزايد: «اين اسناد و نوشتهها دوران زندگی همينگوی در کوبا را روشن خواهد کرد، دورانی که در زندگی ادبی اين نويسنده بسيار مهم است و تاکنون اطلاعات چندانی در مورد آن در دسترس نبوده است.»
اين مجموعه با بيش از دو هزار سند شامل دستنوشتههای کتابهای او، نامههای شخصی و حرفهای وی و قبضهای خريد وی از فروشگاهها است و همين طور ۳۵۰۰ قطعه عکس و ۹ هزار کتاب که از اين تعداد مشخص است که ارنست همينگوی دو هزار مورد را مطالعه کرده است، چون در حاشيه صفحات اين کتابها يادداشتهایش را میتوان ديد.
از جمله موارد جالب در ميان اين اسناد يادداشتهای ارنست همينگوی در مورد جستوجوی وی برای پيدا کردن يک زيردريايی آلمان نازی در آبهای حاشيه کوبا است که به رمز نوشته شدهاند و همين طور نامههای عاشقانه وی به کنتس ايتاليايی آدريانا ايوانيچ که حدس زده میشود الگوی شخصيت قهرمان زن در داستانی است به قلم همينگوی به نام «آن سوی رودخانه و در ميان درختان».
تاکنون حدود نيمی از دو هزار سند مربوط به ارنست همينگوی به نسخههای ديجيتالی برگردانده شده و در اختيار پژوهشگرانی قرار داده خواهد شد که برای مشاهده آنها به مقامات مسئول در کوبا تقاضای رسمی ارائه کنند.
در حال حاضر برای ديدن اين اسناد علاقهمندان بايد به محل سکونت ارنست همينگوی در کوبا بروند و اين نوشتهها و اسناد را در آرشيو آن محل ببينند، ولی به گفته مسئول موزه همينگوی در کوبا به زودی اين اسناد در کتابخانه جان اف کندی شهر بوستون آمريکا نيز قابل دسترس خواهد بود.
به گفته اين مقام، اسناد مربوط به دوران زندگی همينگوی در کوبا فعلا روی شبکه اينترنت قابل دسترسی نيست، ولی شايد روزی در آينده اين کار نيز انجام شود.
اين پروژه بخشی از همکاری بين شورای ميراث ملی کوبا و شورای تحقيقات اجتماعی آمريکاست که از سال ۲۰۰۲ فعاليت برای احيای اسناد مربوط به ارنست همينگوی را آغاز کردند.
ارنست همينگوی در سال ۱۹۳۹ درست يک سال قبل از انتشار کتاب «زنگها برای که به صدا درمیآيند» در کوبا سکونت گزيد و سه کتاب ديگر خود یعنی «پیرمرد و دريا»، «جزاير رودخانه» و
«جشن بیکران» را در کوبا نوشت.
او در سال ۱۹۵۴ برنده جايزه نوبل ادبيات شد و در سال۱۹۶۰ به آمريکا بازگشت و يک سال بعد در ۶۱ سالگی خودکشی کرد.
مطلب مرتبط:

«گيندلدال»، ناشر آثار اينگر کريستنسن، روز دوشنبه اعلام کرد اين شاعر نامی زن که مدت ها يکی از نامزدهای دريافت جايزه نوبل ادبی بود روز جمعه در سن ۷۳ سالگی ديده از جهان فروبست.
بنا بر گزارش خبرگزاری آلمان، کريستنسن در کنار مجموعه اشعارش، پژوهش ها، نمايشنامه ها، رمان ها و داستان های شنيداری از خود به جای گذاشته است.
از ميان آثار وی می توان به رمان های «آزورنو» و «اتاق رنگ خورده» نيز اشاره کرد.
او با انتشار مجموعه اشعاری در کشور خود دانمارک، با عنوان های مانند «الفبا» (۱۹۸۱) و «دره پروانه» (۱۹۹۱) به عنوان يکی از مهم ترين شاعران معاصراروپا مطرح گرديد.
توماس اشپار، يکی از مديران انتشارات «زورکامپ» فرانکفورت که دو کتاب «اتاق رنگ خورده» و «دره پروانه» را به زبان آلمانی منتشر کرده معتقد است: «از طريق آثار کريستنسن، زبان دانمارکی، زبانی جهانی شد.»
به گفته توماس اشپار، اينگر کريستنسن برای دانمارک قرن بيستم همان نقش هانس کريستيان آندرسن، را در قرن نوزدهم برای اين کشور داشت.
وی اشعار کريستنسن را آثار بی بديلی دانست که درخشش خود را از طبيعت، رياضيات و زندگی روزانه گرفته اند.
اينگر کريستنسن جوايز جهانی متعددی را نيز دريافت کرده است؛ از جمله جايزه آکادمی ادبی سوئد، جايزه دولتی اتريش برای ادبيات اروپايی و همچنين جايزه پنجاه هزار يورويی «زيگفريد اونزلد» موسسه انتشاراتی «زورکامپ».
اشعار وی را از زمره اشعار تجربی می دانند که در آن ها بيان شاعرانه با قوانين رياضی يا آهنگين زبانی آميخته اند.
به گفته صاحب نظران، اوج هنر او در شعر «دره پروانه؛ يک مرثيه» جلوه کرده است.
در اين شعر کريستنسن پروانه ها را، هم به عنوان رمز زيبايی و هم نمادی از شکنندگی و فناپذيری به کار می گيرد تا موضوع هستی را که همانا مرگ و زندگی است نشان دهد.
او در اين شعر به منظور تاکيد بر تکرار «شدن»، «پشت سر گذاشتن» و دگرديسی زندگی، از فرم آوايی کلمات بهره می برد و هر بار پايان ابيات را به آوای ابتدای ابيات بعدی پيوند می زند.
منتقدين همواره از بديع بودن فرم منطقی و همچنين دنيای تصاوير اشعار وی تمجيد کرده اند.
جروم ديويد سلينجر ۹۰ ساله شد؛ اما کسی برای او جشن تولدی نگرفت يا اگر هم گرفت خبری از آن منتشر نشد.
سلينجر بيش از ۵۰ سال است که در شهر کوچک «کورنيش»، در ايالت نيوهمپشر آمريکا، در انزوا زندگی میکند. دهها سال است که از وی عکسی منتشر نشده است و همسايگان وی نيز کلامی در مورد او به زبان نمیآورند.
نشریه نیویورک تایمز در شماره روز چهارشنبه (۳۰ دسامبر) با انتشار مطلبی به گمانزنی در باره روزهای سکوت سلینجر پرداخته است.
رمان «ناتوردشت»، که در سال ۱۹۵۱ منتشر شد، نويد ظهور نويسندهای نابغه را در ادبيات آمريکا داد و بسرعت به کتاب محبوب روشنفکران و ناراضيان سياسی آن دوران بدل شد.
کتاب بعدی او با نام «۹ داستان» دو سال بعد به چاپ رسيد و علاوه بر طرفدارانش منتقدان را نيز خوشحال کرد؛ چرا که اين مجموعه ساختار سنتی داستانهای کوتاه را ناديده میگرفت و به جای آن ساختاری را پيشنهاد میکرد که در آن داستان به تغيير در لحن و حال و هوای شخصیتها وابسته است.
با اين حال، سلینجر در دهه ۱۹۶۰ که در اوج شهرت بود ناگهان به محاق سکوت رفت.
کتاب «فرنی و زویی»، که شامل دو داستان درباره شخصيتهای خيالیِ خانواده گلس بود، در ۱۹۶۱ به چاپ رسيد. دو داستان بلند ديگر نیز در مورد خانواده گلس با عنوان «تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران» و «سیمور: پیشگفتار» به طور همزمان و در یک مجلد در ۱۹۶۳ منتشر شدند.
به نوشته نیویورک تایمز، پس از اينها آخرين کار چاپی سلينجر یک داستان کوتاه بلند با نام «هپورث ۱۶، سال ۱۹۲۴» بود که در مجله نيويورکر به سال ۱۹۶۵ انتشار يافت.
سلینجر در دهه ۱۹۷۰ ميلادی مصاحبه با رسانهها را نيز تحريم کرد.
اما براستی سلينجر نويسنده طی ۴۰ سال گذشته به چه کاری مشغول بوده است؟ طرفداران او، که هنوز هم تعدادشان بسيار قابل توجه است، نظرات مختلفی را بيان میکنند.
به نوشته نیویورک تایمز، برخی میگويند که او ديگر حتی يک کلمه هم ننوشته است. بعضی ديگر میگويند که او پيوسته در حال نوشتن است و در آخر عمر خود، مانند گوگول، همه نوشتههای خود را خواهد سوزاند.
گروهی هم معتقدند چندين کتاب از وی آماده چاپ است و تنها پس از مرگش اجازه انتشار آنها داده خواهد شد.
جويس مِینارد، که در ابتدای دهه ۱۹۷۰ یک سالی با سلينجر زندگی کرده است، در خاطرات خود که در سال ۱۹۸۸ به چاپ رسيد مینويسد که در خانه این نويسنده قفسههايی را ديده است که چندين دفترچه حاوی داستانهای خانواده گلس در آنها نوشته شده بود.
به باور خانم مِینارد، دستکم دو کتاب جديد آماده چاپ در گاوصندوق خانه آقای سلينجر نگهداری میشود.
نیویورک تایمز مینویسد که علیرغم سعی و تلاش سلينجر در خاموش ماندن و سکوت اختيار کردن، از او همچنان به عنوان نويسندهای صاحبسبک و تأثيرگذار ياد میشود.
تمام کتابهای ج. د. سلینجر در ایران ترجمه شده و به چاپهای متعدد رسیده است.
هارولد پینتر، نمایشنامهنویس معاصر بریتانیا و برنده نوبل ادبیات، روز چهارشنبه در ۷۸ سالگی بر اثر سرطان درگذشت.
پینتر در دوران طولانی فعالیت خود به عنوان نمایشنامهنویس جوایز متعددی را از آن خود کرد، از جمله جایزه معتبر نوبل ادبیات در سال ۲۰۰۵. آکادمی نوبل در بیانیه خود برای اعلام جایزه پینتر از او به عنوان «نماینده اصلی نمایشنامهنویسی بریتانیا در نیمه دوم قرن بیستم» و همین طور نویسندهای یاد کرد که «در آثار خود مشکلات و مسائل پشت پرده زندگی روزمره را افشا میکند».
پینتر گرچه بیشتر به خاطر نمایشنامههایش از جمله «پیشخدمت» و «جشن تولد» معروف است، فیلمنامهنویس، بازیگر و کارگردان هم بود. او از جمله فیلمنامه فیلم «پیشخدمت» را بر اساس رمانی به همین نام نوشته است که در سال ۱۹۶۳ با کارگردانی جوزف لوزی و بازی درک بوگارد در انگلیس ساخته شد.
هارولد پینتر در سالهای اخیر با پشتکار فراوان به تبلیغ علیه نقض حقوق بشر پرداخت و در میان هنرمندانی چون کن لوچ در سال ۲۰۰۳ نامهای در اعتراض به حمله بریتانیا و آمریکا به عراق به دولت تونی بلر نوشت.
هارولد پینتر در سالهای اخیر با پشتکار فراوان به تبلیغ علیه نقض حقوق بشر پرداخت و در میان هنرمندانی چون کن لوچ در سال ۲۰۰۳ نامهای در اعتراض به حمله بریتانیا و آمریکا به عراق به دولت تونی بلر نوشت.
او همچنین در سال ۲۰۰۴ جایزه شعر ویلفرد اوون را به خاطر مجموعهای از اشعارش دریافت کرد که در نقد جنگ عراق نوشته بود.
پینتر در سال ۱۹۳۰ در خانوادهای یهودی که از لهستان و روسیه به انگلیس گریخته بودند در لندن به دنیا آمد. او در نوجوانی به بازیگری در تئاتر علاقهمند شد و فعالیت سیاسی خود را هم در سال ۱۹۴۸ که از انجام خدمت سربازی سر باز زد آغاز کرد.
از دیگر فیلمنامههای مهم او میتوان به «زن ستوان فرانسوی» بر اساس رمانی به همین نام اثر جان فالز اشاره کرد که در سال ۱۹۸۱ به روی پرده رفت. او همچنین بسیاری از نمایشنامههای خود را هم برای رادیو و تلویزیون کارگردانی کرد.
هارولد پینتر در ایران نویسنده شناختهشدهای است و سالهاست که آثار اصلی او به فارسی ترجمه و چاپ میشود. از جمله این آثار میتوان به «بازگشت به خانه»، «خیانت»، «پیشخدمت»، «وقت ضیافت» و «جشن تولد» اشاره کرد.
هیتلر کنار موسیلینی (دیکتاتور ایتالیا)، ژوئن سال ۱۹۴۰ در مونیخ (عکس از AFP)
ژان ماری گوستاو لو کلوزيو، برنده جايزه نوبل ادبی ۲۰۰۸ در سخنرانی خود در استهکلم سوئد گفت: «اگر در زمان هيتلر اينترنت بود، احتمال داشت جنگ جهانی دوم اتفاق نيفتد.»
اين نويسنده ۶۸ ساله فرانسوی که در مراسم اهدای جايزه نوبل ادبی خود، روز يکشنبه در استهکلم، پايتخت سوئد، سخنرانی می کرد، اينترنت را وسيله ای ناميد که «امکان پيش بينی جنگ ها» را به بشرمی دهد.
لو کلوزيو در نطق نوبلی خود در آکادمی سوئد، با بيان اين مطلب که تکنولوژی اطلاعاتی، می توانست حتی از جنگ جهانی دوم جلوگيری کند، گفت:« کسی چه می داند، اگر اينترنت در زمان هيتلر وجود داشت، شايد نقشه جنايت آميز او به حقيقت نمی پيوست.»
اين نويسنده معروف که هم اکنون در نيومکزيکوی آمريکا زندگی می کند، با اشاره به اين مطلب که کامپيوتر، هنوز برای بسياری از کشورهای در حال توسعه، چيزی تجملی و گرانقيمت محسوب می شود، گفت:«فقر و بی سوادی هم چنان دو مشکل اساسی بشريت است.» او با بيان اين که اين دو مشکل به هم مربوطند و هر کدام ديگری را سبب می شوند، خواستار اقدام جهان در مبارزه با اين دو مشکل اساسی شد.
«اگر اينترنت در زمان هيتلر وجود داشت، شايد نقشه جنايت آميز او به حقيقت نمی پيوست.»
لو کلوزیو گوستاو لوکلوزيو، نويسنده رمان هايی چون «صحرا»، «ترا آماتا»، «کتاب پروازها»، «آفريقايی» و«غول» در سال ۲۰۰۸ از سوی آکادمی سلطنتی سوئد، به خاطر آنچه که «ماجراجويی شاعرانه و شعف زمينی» آثاراش خوانده شد، موفق به دريافت جايزه نوبل ادبيات شد.
او که از پدری بريتانيايی و مادری اهل موريتانی ( کشوری در آفريقا)متولد شده ، بخشی از زندگی خود را در موريتانی سپری کرده است.
گوستاو لوکلوزيو در ادامه نطق خود که به زبان فرانسه قرائت می شد، گفت:نويسندگی را با خواندن کتاب هايی در مورد سفر و به خصوص کتابی در مورد «مارکو پولو» (جهانگرد معروف ونيزی) اغاز کرده است.
او در پايان نطق خود با اشاره به اينکه «کتاب هنوز در کشورهای در حال توسعه مانند کشورهای آفريقايی، جنوب شرقی آسيا و مکزيک، يک چيز اشرافی و دور از دسترس» است، از ناشران خواست تا کتاب ها را در« کشورهای غيرپيشرفته و به زبان هايی که کمتر شناخته شده اند، نيز چاپ کنند.»
جايزه نوبل شامل يک نشان طلا و چکی به مبلغ يک ميليون و چهارصد هزار دلار است.
ژان ماری گوستاو کلوزيو در سال ۱۹۴۰ در شهر نيس فرانسه به دنيا آمد و در کودکی همراه خانواده خود به نيجريه مهاجرت کرد. او که تا مقطع دکترا در رشته ادبيات انگليسی تحصيل کرده است، در طول زندگی خود در کشور های مختلفی زندگی کرده و دارای تابعيت کشور موريتانی نيز هست. کلوزيو که همسری مراکش دارد، تا کنون بيش از ۴۰ کتاب منتشر کرده است.

آکادمی سوئد که هر سال برنده این جایزه یک و نیم میلیون دلاری را تعیین می کند، گوستاو لوکلزیو Jean-Marie Gustave Le Clézio را به دلیل رمان ها، مقالات و داستان هایش برای کودکان ستود.
از سال ۱۹۸۵ که کلود سیمون، رمان نویس فرانسوی، نوبل ادبیات را دریافت کرد، این نخستین بار است که یک فرانسوی این افتخار را کسب می کند.
در بیانیه آکادمی سلطنتی سوئد، ژان ماری گوستاو لوکلزیو به عنوان «نویسنده راه های نو، ماجراهای شاعرانه و شور و احساس، و کاشف انسانیت در فراسو و بطن تمدن حاکم» ستوده شده است.
ژان ماری گوستاو لوکلزیو که در سال ۱۹۴۰ در نیس فرانسه متولد شد، از کودکی به نوشتن روی آورد و تاکنون حدود ۳۰ کتاب از جمله مجموعه داستان کوتاه، رمان و مجموعه مقالات منتشر کرده است.
در سال ۱۹۹۴ یک بررسی که توسط مجله ادبی «لیر» فرانسه انجام شد، نشان داد که ۱۳ درصد خوانندگان فرانسوی، او را بزرگ ترین نویسنده زنده فرانسوی زبان می دانند.
آقای لوکلزیو در سال ۱۹۶۳ به خاطر رمان «صورت جلسه» که اولین اثرش بود، جایزه ادبی معتبر «رنودو» را از آن خود کرد، اما بخش اعظم شهرت خود را مدیون سه رمان «بیابان»، «تب» و «دادخواست» است.
در سال ۱۹۶۴ نیز ژان پل سارتر فرانسوی که از سوی آکادمی سلطنتی سوئد انتخاب شده بود، جایزه معتبر نوبل ادبیات را رد کرد.
از آنجا که فهرست نامزدهای جایزه نوبل در هیچ رشته ای هرگز اعلام نمی شود، همیشه تا لحظه ای که منشی دائمی آکادمی، هاريس انگدال، نام برنده را بخواند، گمانه زنی ها ادامه پیدا می کند.
روزنامه سوئدی زبان «اسونسکا داگ بلادت» پیشتر اشاره کرده بود که جایزه ادبیات امسال احتمالا به یک شاعر یا یک نویسنده آمریکایی اهدا خواهد شد و از فیلیپ راث، رمان نویس شهیر آمریکایی، و آدونیس، شاعر سوری نام برده بود.
پس از اینکه هاریس انگدال هفته گذشته در مصاحبه با خبرگزاری « آسوشیتدپرس» گفت که ایالات متحده بیش از آن جداافتاده و از همه جا بی خبر است که بتواند با اروپا به عنوان مرکز ادبی جهان رقابت کند، عده ای به وجود تعصب ضدآمریکایی در آکادمی نوبل اشاره کردند.
این افراد معتقد بودند وجود این جهت گیری از شانس نویسندگان آمریکایی چون فیلیپ راث، جویس کرول اوتس، و دان دلیلو می کاهد.
از سال ۱۹۹۴ که کنزابورو اوئه، نویسنده ژاپنی، نوبل ادبیات را از آن خود کرد، نوبل ادبیات بیشتر به سوی اروپا گرایش داشته و ۹ نویسنده اروپایی برنده این جایزه شده اند، از جمله دوریس لسینگ انگلیسی که سال گذشته برنده جایزه شد.
از میان آثار ژان ماری گوستاو لوکلزیو در ایران، رمان «بیابان» در سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات کاروان منتشر شده است.
از آثار اخیر لوکلزیو می توان به "بالاسینر" در سال 2007 اشاره کرد که آکادمی نوبل آن را "مقاله ای عمیقا شخصی درباره تاریخ هنر فیلم سازی" خوانده است.
این نویسنده همچنین چندین کتاب برای کودکان نوشته که در میان آنها می توان به "لالایی" (سال 1980) و "بلابیلو" (سال 1985)اشاره کرد.
این نویسنده همچنین در کشور خود برنده جایزه بزرگ ژان ژیونو در 1997 شد.
لوکلزیو که در 1940 در شهر نیس فرانسه متولد شده، در کودکی دوسال در نیجریه زندگی کرد. او در دانشگاههای بانکوک، بوستون، و مکزیکوسیتی هم تدریس کرده است.
ژان ماری گوستاو لوکلزو سفرهای زیادی به سراسر جهان کرده و تاثیر این سفرها در آثار او دیده می شود.
او مدال نوبل خود را روز 10 دسامبر در کنار برندگان دیگر جایزه نوبل امسال دریافت خواهد کرد.
رمان "بیابان"، اثری که گفته می شود لوکلزیو را به شهرت رسانده در ایران هم ترجمه و منتشر شده است.
همچنین، رمان های "آفریقایی" و "موندو" هم از جمله آثار او هستند که به فارسی ترجمه شده اند.
گفتنی است، اولین نوبل در رشته ادبیات را سالی پرودوم، شاعر و فیلسوف فرانسوی در سال 1901 از آن خود کرده بود.
بر اساس گزارش مجله اقتصادی فوربس، جی کی رولینگ، نویسنده بریتانیایی مجموعه داستا نهای هری پاتر، با درآمد ثانیه ای پنج پوند (حدود 8800 تومان)، پردرآمدترین نویسنده دنیا در سال گذشته بوده است.
خالق هری پاتر که سال گذشته 300 میلیون دلار درآمد داشت، اولین کتاب پرفروشش را درباره پسرک جادوگری به نام هری در سال 1997 منتشر کرد.
در آمد خانم رولینگ شش برابر نفر بعدی او در فهرست پر در آمدترین ها، یعنی جیمز پترسون، نویسنده داستانهای پلیس است.
یکی از سخنگویان مجله فوربس می گوید: "جادوگری، جی کی رولینگ را از مادری تنها و فقیر که با کمک هزینه دولتی زندگی می کرد، تبدیل به نویسنده میلیاردر کتابهای پر فروش کرد."
|
10 نویسنده پرفروش دنیا 1. جی کی رولینگ - 300 میلیون دلار 2. جیمز پترسون - 50 میلیون دلار 3. استفن کینگ - 45 میلیون دلار 4. تام کلنسی - 35 میلیون دلار 5. دنیل استیل - 30 میلیون دلار 6. جان گریشام - 25 میلیون دلار 6. دین کونتز - 25 میلیون دلار 8. کن فولت - 20 میلیون دلار 9. جنت ایوانوویچ - 17 میلیون دلار 10. نیکولاس اسپارکس - 16 میلیون دلار
|
پس از انتشار اولین کتاب خانم رولینگ یعنی "هری پاتر و سنگ جادو"، این سری کتاب دنیا را مسحور خود کرد.
سری کتابهای هری پاتر بیش از 400 میلیون نسخه فروش داشت و به 67 زبان ترجمه شد.
در مجله فوربس آمده که آخرین کتاب از سری هری پاتر یعنی "هری پاتر و قدیسان مرگ" 44 میلیون نسخه فروش داشته است . این کتاب ظرف 24 ساعت اول توزیعش، 15 میلیون نسخه فروخت.
از نویسندگان دیگر این فهرست استفن کینگ، نویسنده کتابهای ژانر وحشت، در رده سوم قرار دارد و به دنبال او هم تام کلنسی، نویسنده کتاب "شکار اکتبر سرخ" آمده است.
دانیل استیل هم نفر پنجم این فهرست است و جان گریشام و دین کونتز هم به طور مشترک مقام ششم را از آن خود کردند.
کن فولت، نویسنده کتاب پر فروش "ستونها ی زمین" و جنت ایوانوویچ، نویسنده پشت پرده رمان هایی که به نام استفانی پلام منتشر می شد، نفرات هشتم و نهم شدند.
نیکولاس اسپارک، نویسنده آمریکایی هم نفر آخر این فهرست بود.
آسترید لیندگرن، نویسنده سوئدی ادبیات کودک در 14 نوامبر 1907 در ویمربی به دنیا آمد. او در طول حیات نسبتا طولانی و پربارش انبوهی از آثار ادبیات کودکان را برای بچه های تمام جهان نوشت و جوایز و افتخارات فراوانی را هم کسب کرد. آثار او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شده اند و در کشورهای انگلیسی زبان سومین نویسنده پرفروش ادبیات کودک است. لیندگرن در سال 2002 در سن 94 سالگی و در اوج شهرت و محبوبیت در استکهلم درگذشت.
هدف اصلی بنیاد جایزه یادبود آسترید لیندگرن، بزرگداشت و تقدیس مقام کتاب در تربیت کودکان و ارزش دادن به اطلاعات نوشتاری است که در بطن قصه ها به کودکان منتقل می شوند.
موریس سنداک و کریستوفر نوستلینگر از کشورهای آمریکا و اتریش در سال 2003، لیژیا بوجوندا نونز برزیلی در سال 2004، فیلیپ پولمن و ریوجی آرایی از بریتانیا و ژاپن در سال 2005، کاترین پترسن از آمریکا در سال 2006، بانکو دل لیبرو از ونزوئلا در سال 2007 و سونیا هارتنت استرالیایی در سال جاری میلادی برنده این جایزه شده اند و هیئت داوران در ماه مارس سال آینده میلادی (اواخر زمستان سال جاری) نام برنده آسترید لیندگرن 2009 را اعلام خواهد کرد.
گفتنی است، بنیاد جایزه یادبود آسترید لیندگرن نام 120 نامزد دریافت این جایزه را که هوشنگ مرادی کرمانی نیز در آن حضور دارد اعلام کرد.