- آسیا و حاشیه اقیانوس آرام: 61.9 درصد
- خاورمیانه و شمال آفریقا: 20.1 درصد
- آفریقای سیاه: 15.3 درصد
- اروپا: 2.4 درصد
- آمریکا 0.3 درصد
|
محققان دانشگاه تورنتو با انجام آزمایشی به منظور شناسایی صورتهای زیبا توانستند نسبتهایی را برای ویژگی هایی که می توانند زیبایی را به صورت فرد ببخشند ارائه کنند. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان دانشگاه تورنتو نسبتهای یک صورت زیبا و متناسب را محاسبه کرده و اعلام کردند زیبایی صورت ارتباط زیادی با فاصله میان چشمها، بینی و گوشها با یکدیگر دارند. در حالی که حد وسط خوانده شدن در مورد زیبایی یک صورت معمولا یک تعارف به شمار می رود، دانشمندان اعلام کردند اکثر صورتهایی که مردم آنها را حد وسط می دانند از نسبتهای طلایی فرمول آنها برخوردارند. به گفته آنها برخی از خصوصیات در صورت هستند که با زیبا یا نازیبا خوانده شدن آن در ارتباط مستقیم قرار دارند. برای مثال چشمهای بزرگ از نشانه های زیبایی شناخته می شون با این حال محاسبات جدید نشان می دهد ساختار صورت با قوه درک انسان از آن ساختار نیز در ارتباط نزدیکی است. دانشمندان در ابتدا از تعدادی از دانشجویان خواستند از میان تصاویر افرادی که خصوصیات صورت آنها تغییر پیدا کرده بود و تصاویری که صورتهای طبیعی را نشان می دادند، زیباترینها را انتخاب کنند. نتایج نشان داد تمامی دانشجویان تصاویری را انتخاب کردند که با نسبتهای محاسبه شده جدید همخوانی دارند. بر اساس گزارش تلگراف، محاسبات جدید نشان می دهد زمانی که فاصله مردمک چشمهای فرد در حدود 46 درصد از پهنای صورت در میان دو گوش باشد فرد از صورتی جذاب برخوردار است. نسبت دیگر زیبایی فاصله میان چشمها تا لب است که باید یک سوم فاصله طولی صورت، از خط رویش مو تا چانه باشد. |
![]() | |
|
موسسه تحقیقاتی گارتنر در آستانه نزدیکی به سال 2009 گزارش خود را در خصوص فروش 2/1 میلیاردی تلفن همراه در دنیا منتشر کرد. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، تحقیقات گارتنر نشان می دهد که در سال 2009 در مجموع 2/1 میلیارد تلفن همراه در دنیا به فروش رفت که این رقم نسبت به سال گذشته 67/0 درصد کاهش داشت. در سال 2009 تلفنهای همراه هوشمند 14 درصد از فروش این بازار را به خود اختصاص دادند که این رقم با رشد 6/23 درصدی نسبت به سال 2008 روبرو شد. گارتنر همچنین پیش بینی هایی را در خصوص فروش تلفنهای همراه در سال 2010 انجام داده و نشان می دهد که در سال آینده فروش جهانی بازار تلفنهای همراه با رشد 9 درصدی مواجه خواهد شد. این درحالی است که برپایه این پیش بینی ها رشد فروش در سال 2013 به 38 درصد افزایش خواهد یافت. تحلیلگران گارتنر نشان دادند که در سال 2010 قیمت متوسط تلفنهای همراه در سطح جهانی سیر صعودی و قیمت تلفنهای همراه هوشمند کاهش سه درصدی خواهند داشت. براساس گزارش رویترز، افزایش قابل ملاحظه فروش تلفن همراه در سال 2009 در آسیا اقیانوسیه با 480 میلیون و در اروپای غربی با 187میلیون دستگاه به ثبت رسیده است. این در حالی است که فروش در منطقه آمریکای لاتین تنها 120 میلیون دستگاه بوده است که این رقم در سال 2008 برابر با 142 واحد بود. همچنین در منطقه خاورمیانه و آفریقا 129 میلیون دستگاه تلفن همراه به فروش رفت (در مقابل 133 میلیون دستگاه در سال 2008). |
_.jpg)
|
معاون غذا و داروی وزارت بهداشت از قرص استامینوفن کدئین به عنوان پروفروش ترین دارو در کشور نام برد. | |
|
دکتر ابراهیم شیبانی با اشاره به تولید 97 درصد داروهای مصرفی کشور در داخل به خبرنگار مهر گفت: در حال حاضر تنها 3 درصد از داروهای مصرفی وارد کشور می شود. این اظهارات شیبانی در حالی مطرح می شود که پیش از این دکتر زالی قائم مقام سازمان نظام پزشکی ایران عنوان داشته بود که چهار قلم داروی متداول کشور شامل دگزامتازون، آموکسی سیلین، قرص سرماخوردگی و استامینوفن است که نرخ مجموع این چهار قلم دارو بر اساس نسخ سال 57، 257 تومان و 8 ریال بوده که الان این عدد حدود 390 تومان است. معاون غذا و داروی وزارت بهداشت با عنوان این مطلب که قبل از انقلاب سهم داروهای وارداتی مصرفی در کشور 75 درصد بوده است، بر ضرورت استفاده از داروهای طبیعی تاکید کرد و گفت: در حال حاضر 400 قلم داروی طبیعی و گیاهی در لیست دارویی کشور وجود دارد. شیبانی از قرص استامینوفن کدئین به عنوان پرفروش ترین دارو در کشور نام برد و افزود: قرص آدلت کلد و آموکسیسیلین از آنتیبیوتیکها در رده های بعدی از پر فروش ترین داروها در کشور قرار دارند. |

جشن ورود کاین آلدورینو Kaiane Aldorino به جبل الطارق در ۱۷ دسامبر ۲۰۰۹

عکسی دیگر از کاین آلدورینو Kaiane Aldorino


|
رئیس شبکه بهداشت و درمان کرج گفت: قیمت واکسن آنفلوانزای فصلی 9 هزار و 700تومان است و فروشندگان حق ندارند قیمت آن را خودسرانه افزایش دهند. | |
|
دکتر محمد جواد ناصح در گفتگو با خبرنگار مهر در کرج اظهار داشت: قبلا هم گفته شده که این واکسن ربطی به آنفلوانزای نوع آ ندارد و شهروندان نباید با هجوم برای خریدن آن، برای این واکسن که صرفا واکسن آنفلوانزای فصلی است بازار سیاه درست کنند. وی خاطر نشان کرد: البته شهروندان حق دارند نگران سلامتی خود و فرزندانشان باشند اما راههای ارزانتر و بهتری هم وجود دارد که عملکرد مطلوب تری نسبت به واکسن آنفلوانزای فصلی دارند. ناصح در تشریح گزینه های مطلوب تر برای درمان این بیماری اظهار داشت: افراد مخصوصا گروه های آسیب پذیر بعد از مشاهده علائم آنفلوانزا- که با علایم بیماری سرماخوردگی مشترک است- در خود یا اطرافیان، در خانه بمانند و تا کسب بهبودی استراحت نمایند، ضمنا مصرف دارو نیز باید با تجویز پزشک باشد. وی موج این بیماری را حدودا دو سال دانست و ادامه داد: شهروندان در صورت مشاهده هرگونه گران فروشی واکسن آنفلوانزا فصلی می توانند مراتب را به بازرسی شبکه بهداشت و درمان شهرستان کرج اطلاع دهند تا برابر قانون با متخلف برخورد شود. جمعی از شهروندان در تماسهای جداگانه با مهر از فروش این واکسن تا سقف 15 هزار تومان خبر داده بودند. آنفلوانزا یک عفونت ویروسی است که بینی، گلو و ریه را در گیر می کند. علائم این بیماری شامل تب، درد بدن، سردرد، خستگی، بی اشتهایی، سرفه خشک، احساس خشکی یا زخم در گلو است که به صورت ناگهانی ایجاد می شوند. آنفلوانزا با سرماخوردگی متفاوت است و علائم شدید تری دارد. بیشتر افراد مبتلا بدون عارضه خاصی خوب می شوند اما برخی اوقات عفونت باکتریایی هم به آن اضافه می شود مانند عفونت گوش، فونت سینوسها یا التهاب مجاری هوایی که در این صورت باید برای درمان به موقع اقدام کرد. |
![]() | |
|
پس از سال ها بحث و جدل درباره سرنوشت رهبر نازی های آلمان، منابع روسی از سوزانده شدن جسد هیتلر توسط کا. گ. ب و ریختن خاکسترهای آن در رودخانه ای در آلمان خبر داده است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه البیان امارات، جاسوسان کا. گ. ب در اثنای جنگ جهانی دوم (در آلمان) با کشف جسد "آدولف هیتلر" رهبر نازی های آلمان در کنار برخی دیگر از سران این حزب، آنرا سوزانده و خاکسترهای آنرا به رودخانه ریخته اند. بنابر اسناد موثق کشف شده در روسیه، "یوری آندروپوف" رئیس وقت دستگاه جاسوسی شوروی سابق که بعدها ریاست جمهوری اتحادیه جماهیر شوروی را برعهده گرفت، شخصا دستور سوزاندن جسد هیتلر را صادر کرده است. بر اساس این اسناد، وی از این مسئله بیم داشته است که مکان تدفین جسد هیتلر به مکانی برای مراجعه پیروان فاشیسم و ترویج افکار فاشیستی شود. پیش از این ابهامات فراوانی درباره سرنوشت جسد هیتلر پس از مرگ منتشر شده بود، که به نظر می رسد با انتشار این اسناد این شک و تردیدها از بین برود. |
|
تحقیقات جدید محققان دانشگاه کالیفرنیا،سن دیه گو نشان می دهد آمریکایی ها روزانه 11.8 ساعت یا 34 گیگابایت اطلاعات را که از منابع مختلفی مانند تلفنهای هوشمند تامین می کنند، مورد استفاده قرار می دهند. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، بر اساس گزارشی جدید آمریکایی ها روزانه در حدود 34 گیگابایت یا 11.8 ساعت اطلاعات را از طریق ابزارهای متفاوتی مانند تلفنهای همراه، رایانه ها، فیلمها، موسیقی و... رد و بدل می کنند. این میزان از اطلاعات در سال 2008 به حدود 3.6 زتابایت رسیده بود. یک زتا بایت به تنهایی می تواند گنجایش هزار مرکز داده ها را تکمیل کند. محققان دانشگاه کالیفرنیا این نتایج را طی تحقیقی به دست آوردند که اطلاعات آن از منابع صنعتی، آمار گیری و موسسه کنترل مصرف کاربران نیلسن جمع آوری شده است. 11.8 ساعت استفاده از اطلاعات برای یک فرد به نظر رقم بسیار بالایی می آید و این به آن دلیل است که این گزارش استفاده همزمان از دو منبع اطلاعاتی مانند رایانه و تلویزیون را یکسان تلقی نکرده و هر یک را به صورت مجزا مورد محاسبه قرار داده است. بر اساس گزارش پاپ ساینس، محققان اعلام کرده اند مصرف اطلاعات مردم آمریکا از 28 سال پیش تا کنون در حدود 350 درصد افزایش پیدا کرده است. بر این اساس آژانس ملی ایمنی پیش بینی می کند این ولع استفاده از اطلاعات نه تنها در آمریکا، بلکه در سراسر جهان رو به افزایش گذاشته است و به همین دلیل تصمیم دارد تا سال 2015 مرکز ذخیره اطلاعاتی با گنجایش چندین وتابایت راه اندازی کند. این حجم از اطلاعات می تواند گنجایش میلیونها مرکز داده ها را تکمیل کند. |
کارشناسان براین عقیده اند بیش از نیمی ازهفت هزار زبان جهان درمعرض خطر انقراض قراردارند.
با درگذشت آخرین افرادی که به یک زبان خاص سخن می گویند، اطلاعات ارزشمندی که در بطن آن زبان ذخیزه شده اند نیز نابود می شوند.
این یادداشت به ارزش زبان وعلت ضرورت محافظت از زبان های رو به انقراض می پردازد.
چه اتفاقی می افتد اگر شما تنها فردی باشید که به یک زبان سخن می گویید؟ روایت هایتان را چه کسی بازگو خواهد کرد؟ آوازهایتان را برای چه کسی می خوانید؟ لطیفه هایتان را به چه کسی خواهید گفت؟ چه فردی اسامی گیاهان، حیوانات و سنت های بومی شما را بلد خواهد بود؟
این نمونه ای ست که دیوید هریسون و گرگوری اندرسون، مدیران « زبان های جاودان» برای شرح وضعیت تعداد زیادی از مردم سراسر جهان که زبان شان رو به انقراض است، استفاده کرده اند.
زبان های جاودان سازمانی ست که درمورد زبان های درمعرض خطر و درحال انقراض پژوهش می کند و درصدد محافظت از آن هاست.
گاهی اوقات یک زبان با درگذشت آخرین فردی که به آن سخن می گوید، منقرض می شود.
گاه یک زبان محلی با سرعت بیشتری از میان می رود. این پدیده زمانی رخ می دهد که مردم اغلب به یک زبان رسمی سخن می گویند و فرزندان دیگر به زبان محلی والدینشان صحبت نمی کنند. این فرآیند جدیدی نیست.
زبان های رسمی نمایانگر نوعی کنترل برگروهی از مردم هستند.
در طول تاریخ، استفاده زبانی که توسط گروه قدرتمندی صحبت می شود در سراسر یک تمدن رایج می شود. فرهنگ های قوی تر به ندرت به زبان و فرهنگ گروه های قومی و نژادی کوچک تر احترام می گذارند. بنابراین همزمان با گسترش نفوذ و قدرت فرهنگ حاکم، زبان محلی فرهنگ های کوچک تر منقرض می شوند.
در مقام نمونه، بسیاری از زبان های بومی منطقه سیبری روسیه در معرض تهدید انقراض قرار دارند. علت عمده این نابودی، سیاست های خصمانه زبانی ست که اتحادیه شوروی سابق که استفاده اززبان روسی به عنوان زبان رسمی را اجباری کرده بود.
از اینترنت می توان به عنوان شیوه جدیدی از کنترل زبان یاد کرد. بنا به گفته یونسکو، نهاد فرهنگی سازمان ملل، نود درصد زبان های جهان در اینترنت وجود ندارند.
کارشناسان می گویند محافظت از زبان ها به چندین دلیل از اهمیت ویژه ای برخورداراست.
زبان ها گنجینه تاریخ ها، دیدگاه ها و دانش یک فرهنگ را دربطن خود دارند. زبان ها در ضمن حافظ اطلاعات ارزشمندی درمورد گیاهان، حیوانات و طب بومی و سنتی هستند.
دیوید هریسون و گرگوری اندرسون، مدیران سازمان زبان های جاودان می گویند: « بسیاری از زبان هایی که در معرض انقراض قرار دارند، توسط مردمان فرهنگ های بومی که ارتباط نزیدکی با طبیعت دارند، صحبت می شوند. زبان های باستانی آن ها اطلاعات ارزشمندی درمورد سیستم های زیست محیطی و گونه های گیاهی و حیوانی است که برای دانشمندان ناآشنا می باشد.»
هر زبان در ضمن نمایانگر چگونگی انسجام اطلاعات در یک فرهنگ است. در مقام نمونه، یک واژه در زبان « کاریر» که در بریتیش کلمبیا صحبت می شود به معنای « آن مرد شئی را که شبیه میوه بلوبری ست به من می دهد».
در زبان « نیوک » سیبری، هرعدد براساس شی قابل شمارش به 26 شیوه مختلف گفته می شود.
در یک زبان بوتسوانا، سه نوع اصلی گیاه و حیوان وجود دارد: « خوردنی »، « مضر» « بی مصرف » و « گاز زدنی ».
گرگوری اندرسون در مورد علت اهمیت زبان ها می گوید: « زبان از جنبه های متعدد، پنجره ای به سوی ذهن است. این زبان ها دربرگیرنده همه شیوه هایی هستند که ما بر اساس آن ها جهان را شکل می دهیم. زبان راهی برای حفظ گنجینه های تاریخ یک ملت است. زبان ها آینه یک دوره تاریخی متفاوت و ارتباط با گروه های دیگر هستند. در مقام نمونه، زبان ها خود را درقالب واژگانی نمایان می کنند که ما از زبان های دیگر وام می گیریم. برای ملت هایی که تاریخ مکتوب ندارند، زبان می تواند یکی از راه هایی باشد که می توان آن تاریخ را با کنکاش در لایه های مختلف زبان دریافت.»
گروه زبان های جاودان با همکاری نشنال جئوگرافیک، پروژه « صداهای ماندگار» را راه اندازی کرده است. هدف این پروژه افزایش توجه افکار عمومی به زبان های رو به انقراض و پژوهش و مستند کردن آن هاست.
این پروژه در ضمن با شناسایی مناطق حساسی که زبان ها به طور جدی در معرض خطر نابودی قراردارند، از انقراض این زبان ها پیشگیری می کنند. نواحی همچون شمال استرالیا، آمریکای جنوبی و مرکزی، سیبری شرقی و بخش هایی از ایالات متحده و کانادا از جمله این مناطق حساس هستند.
دست اندرکاران پروژه « صداهای ماندگار» اخیرا" به پاراگوئه سفر کرده بود.
پاراگوئه کشوری ست که به جز اسپانیایی که زبان رسمی کشور است، چندین زبان محتلف دیگر نیز دارد. تعداد بسیار اندکی از این زبان ها ثبت و یا به طور قابل توجهی مستند شده اند.
پژوهشگران « صداهای ماندگار» پیرامون ایشیر، تویا قم و ماکا، سه زبان نادر این کشورتحقیق کردند. آن ها صداهای این زبان را ضبط کردند و تعداد زیادی عکس گرفتند. درآینده درصورت لزوم می توان در تداوم تلاش ها به منظور محافظت اززبان ها از مستندات این پژوهشگران به عنوان ابزار تحقیق استفاده کرد.
این گروه در ضمن یکی از اعضای منطقه ایبیتسو ایشیر را آموزش دادند و برای او فن آوری لازم برای ثبت زبان را فراهم کردند. این فعال محافظت از زبان مجهز به کامپیوتر، ضبط صوت و دوربین می تواند درمسیر ایجاد یک فرهنگ لغات زبان ایشیر قدم بردارد.
بسیاری از زبان های بخش شمال غرب ایالات متحده نیز رو به انقراض اند.
همزمان با آموزش و گفتگوی نسل جوان به زبان انگلیسی، زبان هایی که قبایل بومی این منطقه به آن سخن می گفتند به طور فزاینده ای درمعرض خطر انقراض قرار گرفته اند.
« سیلتز دی نی »، یکی از زبان هایی ست که به طورجدی رو به انقراض است.
بومیان سرزمین های محافظت شده سیلتز در ایالت اورگان به این زبان سخن می گویند. این سرزمین های محافظت شده در قرن نوزدهم برای ائتلاف گروه های بومی ٢٧- گانه ایجاد شد.
گروه هایی که به زبان های مختلف سخن می گفتند برای ارتباط با یکدیگرلهجه و اصطلاحات مخصوص چینوک را ابداع کردند. با افزایش استفاده از لهجه چینوک و انگلیسی، تعداد افرادی که به زبان های بومی خود سخن می گفتند، کاهش یافت.
امروزه فقط یک بومی در سرزمین های محافظت شده به زبان سیلتز دی نی صحبت می کتد، اما بقیه افراد بومی نیزدرحال یادگیری آن هستند.
زبان های جاودان به اعضای قبایل کمک کرده است برای حفظ دانش این زبان فرهنگ لغات سیلتز را گردآوری کنند.
کالاوایا، یک زبان مختلط مورد استفاده مردانی ست که به شیوه های سنتی اعضای قبیله کوچکی در جنوب بولیوی را شفا می دادند. این زبان سری باستانی تا حدودی ساختار دستور زبان دارد و واژه های چندین زبان دیگر ناشناخته مانده و یا منقرض شده اند.
شفا دهندگان سنتی حداقل تا اوایل قرن پانزدهم و در اوج تمدن اینکاها به این زبان سخن می گفتند.
به چه دلیل این زبان اسرارآمیز بوده است؟ کالاوایا برای محافظت از دانش ویژه شفا از پدر به پسر و به صورت موروثی سینه به سینه منتقل شده است.
بنا به گفته کارشناسان، احیای زبان هایی که در معرض خطر نابودی قرار دارند کار ساده ای نیست اما تلاش در این زمینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
نمونه ای از این فعالیت ها در هاوایی، ایالت آمریکا در حال انجام است.
ایالات متحده در سال ١٨٩٨ برای اولین بار براین قلمرو ادعای مالکیت کرد.
دو سال پیش، استفاده از زبان مردم هاوایی در مدارس دولتی و خصوصی ممنوع اعلام شد و انگلیسی به زبان رسمی هاوایی بدل گشت. به تدریح تعداد بسیار اندکی از بومیان جوان می توانستند به روانی به این زبان سخن بگویند و در نهایت این زبان در مسیر انقراض قرار گرفت.
ویلیام ویلسون، استاد دانشگاه هاوایی می گوید: « در سال ١٩٨٦، کمتر از ٥٠ کودک در هاوایی می توانستند با فصاحت به زبان بومی خود سخن بگویند. در همان سال اعتراض گروه های بومی هاوایی، قانون منع استفاده از این زبان لغو شد و تدریس زبان هاوایی درمدارس از سر گرفته شد. »
آقای ویلسون می گوید هم اکنون حدود دو هزار کودک به زبان هاوایی مسلط اند و مهم تر این که تعداد بیشتری از خانواده ها در منزل به زبان هاوایی صحبت می کنند.

آلفرد هردلیچکا (Alfred Hrdlicka)، یکی از مهمترین مجسمهسازان عصر حاضر که با مجسمهها، طرحها و گرافیکهایش شهرت یافت، در روز شنبه (۵ دسامبر ۲۰۰۹) در سن ۸۱ سالگی در وین درگذشت.
هنرمندی مبارزهجو
هردلیچکا همواره در بحثهای جاری در جامعه شرکت میکرد و با مجسمههای خود به جدل سیاسی دامن میزند. برای نمونه، اثر وی "مجسمه یادبود برای کارل رنر" که در خیابان رینگ در وین (۱۹۶۷) واقع شده و بنای یادبود علیه جنگ و فاشیسم (۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱) که در میدان آلبرتین وین قرار دارد، در دوره خود آثاری بحثانگیز بودند.
هنر به عنوان رسالت سیاسی
رئیسجمهور اتریش، هاینتس فیشر، از آلفرد هردلیچکا به عنوان شخصیت هنری برجسته و مجسمهسازی فوقالعاده تقدیر کرد. فیشر گفت: «هردلیچکا در سراسر عمر خود در حال مبارزه با فاشیسم و یهودیستیزی بود.»
وزیر فرهنگ اتریش، خانم کلاودیا اشمید، از او به عنوان "قهرمان هنر بینالمللی" نام برد و گفت: «آثار وی همیشه چیزی بیش از یادبود و هشدار نسبت به بیعدالتیهای رویداده در طول تاریخ بودند.» وی افزود: «هردلیچکا به هنر خود به مثابه رسالتی سیاسی مینگریست؛ رسالتی برای بهبود بخشیدن به وضعیت جهان. هنر او همیشه این ضرورت را به ما یادآوری خواهد کرد. اتریش یکی از مهمترین هنرمندان خود را از دست داد.»
هردلیچکا در بسیاری از کارهای خود به جنگ و فاشیسم میپرداخت. وی در شهر ووپرتال در آلمان بنای یادبودی برای فریدریش انگلس آفرید، اندیشمندی که همراه با کارل مارکس "مانیفست کمونیستی" را تالیف کرده بود. از آثار دیگر وی بنای یادبود جنگ برای شهر هامبورگ است. آلفرد هردلیچکا از سال ۱۹۴۷ تا سال ۱۹۵۶ عضو حزب کمونیست اتریش بود و ازین رو مخالفان سیاسیاش به او تهمت طرفداری از "استالینیسم" را زدند.
![]() | |
|
خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی: با وجود آنکه پوشش چادر در ایران سابقه فراوانی دارد و بر اساس باورهای دینی زنان ایرانی مناسک و مراسم مذهبی خود را با چادرهای مشکی و رنگی به جای می آورند، اما کشورمان هنوز که هنوز است توان تکنولوژی ساخت پارچه آن را ندارد. | |
|
"الگانس سرت می کنی یا میتسو بیشی؟ " فروشنده می پرسد و من به این فکر می کنم که چشم بادامیها اینجا راهم تسخیر کرده اند. راسته چادرفروشیهای بازار تهران سرزمین نخ مشکی و چادرهای رنگی است و عجبا که در این راسته رنگارنگ خبری از چادر ساخت وطن نیست. برای وارد شدن به راسته چادرفروشیهای بازار تهران باید وارد سبزه میدان بشوی و سراغ بازار "کیلویی"ها را بگیری. سرزمینی که مملو از پارچه های مشکی و رنگی است و زینت هر مغازه توپهای رنگ به رنگ چادرهای کره ای و ژاپنی است که توصیه اول و آخر فروشندگان این راسته به مشتریان جور و واجور را رقم می زند. حتی اگر برای اولین بار در اینجا پا بگذاری با کمی گشت و گذار و پرس وجو از بزازان به این نتیجه می رسی که چادر خود را از چه جنس و مارکی خریداری کنی چون تمام آنها یک تکیه کلام مشترک دارند. " اگر پول داری ژاپنی بخر وگرنه به کیفیت کره ای شک نکن! " گران ترین ها و ارزان ترین ها اینجا همه رقم چادری را می توانی پیدا کنی. از مدل ملی بگیر تا لبنانی، شالدار، دانشجویی، عربی و بالاخره ساده. مدلهایی که هر کدام مشتریهای خاص خودشان را دارند و جنس و کیفیت و مارک هر کدام هم به تناسب جیب مشتریانشان متفاوت است. مثلاً پولدارترها به مارک Soalon که محصول کارخانه های ژاپن است بیشتر علاقه دارند. مارکی که در مهمانیها و مجامع عمومی می تواند اوضاع خوب اقتصادی و پایگاه بالای اجتماعی دارنده اش را به رخ دیگران بکشد. قیمت هر قواره از این نوع پارچه در راسته چادرفروشیهای بازار تهران از 50 هزار تومان شروع می شود و به 150 هزار تومان هم می رسد. هر چه رنگ پارچه چادری که انتخاب می کنید مشکی تر و مواد به کار رفته در ساخت آن طبیعی تر باشد ( در این نوع چادر مشخصاً درصد بکارگیری از ابریشم در ساخت آن ملاک گرانی چادر است ) قیمت آن نیز گرانتر می شود. البته این نوع چادر را در سطح شهر گاه تا 250 هزار تومان هم قیمتگذاری می کنند. گران بودن چادرهای مارک Soalon آن را به یک کالای لوکس در میان زنان ایرانی تبدیل کرده است. آنچنانکه اگر مادر شوهری بخواهد برای عروسش پیشکشی ببرد خرید این نوع چادر نوعی ابراز قدرت و محبت او به عروسش قلمداد می شود. برای خیلی از زنان چادر پوش ایرانی که توانایی خرید این نوع چادر را ندارند پوشیدن آن گاه به یک آرزو تبدیل می شود. آنقدر که برای تشریفات عروسی اگر دختر خانواده چادر پوش باشد خریدن یک قواره چادر Soalon نشانه اهمیتی است که خانواده عروس به دختر دم بختشان می دهد. چه دخترشان می تواند با به سر کردن این چادر در مجالس و محافل خانوادگی قدرت اقتصادی و اجتماعی خود را به رخ خانواده همسرش بکشاند. الگان" و میتسوبیشی بعد از این نوع چادر از همه پرطرفدارترند. گرچه همانند خودروهای مشهور به این نام این دو مارک هم در کلاسهای مختلفی تولید می شوند. نوع بافت و طرح هر پارچه چادر تعیین کننده قیمت آن است. مثلاً مدل گلدار چادرالگانس با مدل ساده آن متفاوت است. گرانترین نوع پارچه الگانس و میتسوبیشی در این راسته از 100 هزار تومان بیشتر نیست و ارزانترینهایش را هم می توانی از 20 هزار تومان به بالا پیدا کنی و بخری. ارزانترین چادر این مارک در راسته چادرفروشیهای بازار تهران به "حریر اسود" معروف است که عمدتاً به عنوان سوغات مکه توسط حجاج به ایران آورده می شود. گلدار بودن یا ساده بودن چادرها یکی دیگر از ملاکهای نرخگذاری آنهاست. چادرهای مشکی گلدار گرانتر از چادرهای ساده تر هستند. نوع چادری که زنان برای پوشیدن انتخاب می کنند به محیط و اهمیت مجلس و محلی که در آن حضور می یابند بستگی دارد. مثلاً در مجالس رسمی چادرهای گرانقیمت تر برای پوشیدن اولویت دارند. چنانکه در محیطهایی مثل بازار و محل کار زنان ترجیح می دهند از چادرهایی با کیفیت پایین تر استفاده کنند. ارزانترین چادر مشکی موجود در راسته چادر فروشیهای بازار تهران را مارکهایی نظیر "کرپ" تشکیل می دهند که قیمت هر قواره اش از 15 هزار تومان شروع می شود و به 30 هزار تومان می رسد. چادر مشکی ایرانی نداریم با وجود آنکه ایرانیها مدتهاست که چادر را به عنوان پوشش اصلی خود برگزیده اند اما هنوز هم که هنوز است نتوانسته اند در تولید چادر خودکفا بشوند. بنا بر اعلام مراجع رسمی سالانه بیش از 60 میلیون متر مربع چادر مشکی به ایران وارد می شود و ایران بزرگترین وارد کننده چادر مشکی در جهان است. ضمن آنکه آمارهای ستاد مبارزه با قاچاق کالا نشان می دهد که سالانه قریب به 39 میلیون متر مربع چادر مشکی به صورت قاچاق وارد بازارهای ایران می شود. در مسیر گذرم از راسته پارچه فروشها از فروشنده ای تقاضای چادر ایرانی می کنم که با او با پوزخند می گوید: "خانم! ایران مگر چادر هم تولید می کند؟"وقتی می پرسم که چرا چادر ایرانی نداریم؟ می گوید: " فقط ایران نیست که! هیچ کشور اسلامی نمی توونه چادرمشکی بسازه و دلیلش هم یک چیز است: " صنعت تولید نخ مشکی نداریم." این فروشنده می گوید: "چند سال پیش یکی از دوستان ما قصد راه اندازی یک کارخانه چادربافی داشت که او را با کلیه چادرها و نخها آشنا کردیم تا میزانی نیز در کار پیش رفت اما پس از مدتی گفت که تنها توانسته است دو مرحله از تولید نخ از نفت را به نتیجه برسانند و مرحله سوم که اصلی ترین قسمت از تولید بوده را نتوانسته اند به سرانجام برسانند چون با توانایی و صنعت آن را نداشته اند". اما فروشنده مغازه روبرویی عقیده دیگری در این باره دارد، او می گوید که حدود دو سال پیش یک کارخانه پارچه مشکی بافی در خرم آباد احداث شد اما چادرهایی که تولید می کرد بور بود و اصلا مرغوبیت چادرهای خارجی را نداشت که آن را بلافاصله و بدون هیچ تلاشی پس از چند ماه تعطیل کردند. او معتقد است که واردات چادر آنقدر برای عده ای سود دارد که اجازه بروز خلاقیت و تولید بومی در این زمینه به کسی داده نمی شود. این فروشنده در توضیح بیشتر سخنان خود می گوید: برای وارد کردن هر یارت پارچه 400 تا 500 تومان باید به گمرک پرداخت کنیم وگویا سود این بیش از تولید چادر برای عده ای است. اگر چه چادرهای مشکی در ژاپن و کره تولید می شود اما فروشندگان داخلی آن را از امارات وارد می کنند و حتی واردات آن نیز به شکل مستقیم نیست و ما با چندین واسطه می توانیم پارچه چادری را خریداری کنیم. به همین دلیل قیمت پارچه چادری تا به دست خریدار برسد افزایش چشمگیری پیدا می کند. ایران تنها توانایی تولید پارچه ملحفه ای را دارد با وجود آنکه پوشش چادر در ایران سابقه فراوانی دارد و با وجود اینکه چادرهای رنگی و مشکی حتی در خانه ها و اماکن سر بسته هم مورد استفاده زنان ایرانی قرار می گیرد و بر اساس باورهای دینی زنان ایرانی مناسک و مراسم مذهبی خود را با چادرهای مشکی و رنگی به جای می آورند، اما کشورمان هنوز که هنوز است نه تکنولوژی ساخت پارچه آن را دارد و نه اراده ای در میان مسئولان در این باره دیده می شود. به گفته پارچه فروشان بازار بزرگ تهران ایران تمام پارچه های خود را از کشورهایی همچون کره، ترکیه، ژاپن وارد می کند و تنها توانایی تولید چادرهای ملحفه ای و چیت را دارد. این چادر جعلی است یکی از پرطرفدارترین مدلهای چادرهای مشکی که در دو دهه اخیر جای خود را به سرعت میان زنان و دختران جوان ایرانی باز کرده چادر عربی است. فرق این چادر با چادرهای معمولی در آستینها و سربندی است که دارد. برای پوشیدن این چادر دیگر نیازی به انداختن آن بر سر نیست و مهارت پوشیدنش به سختی چادرهای معمولی نیست. طراحی این چادر به گونه ای است که پوشش آن بیشتر به یک مانتو شباهت دارد تا چادرو شاید بتوان گفت که پوششی برگرفته از طرح مانتوهای غربی است. گرچه قدمت این نوع پوشش در کشورهای عربی به قرنها قبل باز می گردد اما از عمر پوشیدن آن توسط زنان ایرانی بیشتر از دو دهه نمی گذرد. چند سالی است که در میان زنان ایرانی پوشیدن نوع جمع و جور تر این چادر که به "چادر ملی" معروف شده است گسترش چشمگیری یافته، شاید یکی از علتهای دوخت اینگونه چادرها کاهش سختی پوشیدن چادر برای خانمهای کارمند و دانش آموزان و دانشجویان بود. خانمهای ایرانی حالا به راحتی می توانند در محل کار خود چادر به سر کنند و نگرانی از جمع کردن دسته های چادر وخاکی شدن آن نداشته باشند. چادرهای اولیه به اصطلاح "ملی" گشاد بوده که در جلوی آن دکمه هایی هم تعبیه شده بود اما پس از گذشت مدتی چادرهایی تنگ تر به سبک مانتو همراه با نوار دوزی بر آستینها و لبه های چادر از سادگی آن کاستند. علت دیگری که طراحان این گونه چادرها عنوان می کردند رواج به سر کردن چادر در جامعه بود، هدفی که به عقیده برخی از مخالفان هیچ وقت محقق نشد و تنها از ارزش و سادگی چادرهای اولیه کاست. در راسته بازار چادر فروشها، انواع دیگری از چادر مشکی با عناوینی همچون دانشجویی، ایرانی، شالی و... می بینی که پوشیدن این چادرها توسط عده ای با آرایش صورت و بیرون گذاشتن مو انتقادهای تندی را نسبت به اینگونه چادرها به وجود آورد. هم اکنون این سبک از چادر بازار خود را در کشور پیدا کرده است و خریداران زیادی را دارد. یکی از فروشندگان چادر در بازار بزرگ تهران میزان فروش خود از چادرهای شالی را هزار قواره در یکماه عنوان کرد و گفت: بسیاری از دختران چادری 15 تا 30 ساله از این نوع چادرها می خرند و مورد مصرفشان هم خیلی فرق نمی کند و این چادرها را برای محل کار، دانشگاه و مهمانی به سر می کنند. قیمت این دسته از چادرها نسبت به چادرهای عادی ارزان تر است. قیمت ها از 16 تا 17 هزار تومان شروع شده و تا 40 هزار تومان نیز در بازار به فروش می رسد. چگونه چادر زن مسلمان ژاپنی و عربی شد وقت رفتن است و با وجود آنکه بارها این راسته را رفتم و آمده ام اما نمی توانم از آن دل بکنم. راستش تمام دغدغه ام به عنوان یک زن ایرانی که چادر را به عنوان پوشش اصلی خود برگزیده است همان سئوال کلیشه ای است. " چرا ایرانیها از تولید پوشش ملی خود هم ناتوان هستند؟ چه کسانی از این ناتوانی سود می برند؟ بازاریان؟ دلالان؟ تجار؟ یا دستهای پنهانی که سودهای کلانی از واردات سالانه میلیونها مترمربع چادر مشکی و رنگی سالهاست که سودهای سرسام آوری به جیب می زنن؟ دکتر غلامعلی حداد عادل عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم در کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی که در سال 1359 برای اولین بار چاپ شده است به این سئوال می پردازد که " لباس ژاپنیها چگونه غربی شد؟ " کسی چه می داند شاید سالها بعد از این درباره ما بپرسند: " چادر ایرانی چگونه ژاپنی شد؟ " مطلب مرتبط: گزارش تصویری/ چادر ژاپنی و کره ای بر سر زنان ایرانی
|

باستان شناسان موفق به کشف یک گور جمعی در جنوب غرب آلمان شده اند که نشان می دهد بشر در هفت هزار سال قبل آدم خوار بوده است.
نویسندگان مقاله ای که در این مورد در نشریه Antiquity چاپ شده معتقدند که یافته های آنان یکی از شواهد نادر اثبات آدمخواری بشر در اوایل دوره نو سنگی Neolithic در اروپاست.
اوایل دوره نو سنگی، دوره ای بود که برای اولین بار مرکز اروپا با کشاورزی آشنا شده بود.
کشف اسکلت حدود 500 نفر در جریان حفاری ها در دهکده Herxheim نشان دهنده احتمال آدمخواری انسان در آن دوره است.
از بقایای اجساد که در میان آنها شماری کودک و حتی جنین دیده می شد چنین نتیجه گیری می شود که قربانیان را عمدا کشته و قطعه قطعه کرده اند.
حفاری برای یافتن این گور جمعی ابتدا در سال 1996 صورت گرفت و سپس در فاصله سال های 2005 و 2008 مجددا توجه باستان شناسان به این محل جلب شد.
دکتر برونو بولستین، رئیس پروژه حفاری که استاد دانشگاه بوردو در فرانسه است به بی بی سی گفت: "بررسی ها نشان می داد که استخوان های بدن انسان را عمدا شکسته و جدا کرده اند که نشانه آدمخواری است. علاوه بر این نشانه های به سیخ کشیدن و کباب شدن در روی استخوان ها دیده می شد."
ولی دکتر بولستین خاطر نشان کرد که اثبات این که این استخوان ها عمدا پخته شده اند مشکل است.
برخی از دانشمندان که فرضیه آدمخوار بودن بشر اولیه را رد می کنند می گویند ممکن است جدا کردن گوشت از این استخوان ها مربوط به آیین به خاک سپاری بشر در دوره نوسنگی باشد.
ولی دکتر بولستین می گوید شواهد نشان می داد که بسیاری از این استخوان ها جویده شده بودند.
نظر دکتر بولستین این است که احتمالا آدمخواری در اروپا امری استثنایی و مربوط به ایام قحطی بوده است.


محافل فرهنگی در فرانسه و سراسر جهان برنامه های گوناگونی برای بزرگداشت اوژن یونسکو اعلام کردهاند. او صد سال پیش در ۲۶ نوامبر ۱۹۰۹ در رومانی به دنیا آمد.
پدر یونسکو کارمندی رومانیایی بود و مادرش زنی فرانسوی و زندگی یونسکو از کودکی با نابسامانیهای دردناک همراه بود: ناسازگاریها و دعواهای پدر و مادر، زورگوییهای پدر، سرگشتگی میان دو فرهنگ و زبان گوناگون و.. .
کودکی و جوانی یونسکو در سایه هول و وحشت دو جنگ جهانی، در سرگردانی میان دو کشور رومانی و فرانسه گذشت. در خلال جنگ جهانی دوم بود که او برای همیشه در فرانسه ماندگار شد
پس از جنگ و به دنبال کارهای گوناگون در عالم نشر و آموزش، یونسکو نمایشنامههای کوچک خود را منتشر کرد. دو کار اول او "آوازهخوان طاس" (۱۹۵۰) و درس (۱۹۵۱) به زودی به روی صحنه رفت و شهرت زیادی برایش به ارمغان آورد.
نماینده تئاتر پوچ
در سالهایی که در جوامع اروپایی هنوز وحشت و جنون جنگ در خاطرهها زنده بود، نمایشنامههای یونسکو در کنار آثار ساموئل بکت و آرتور آداموف نماینده سبکی شد که "تئاتر پوچ" نام گرفت.
در چارچوب تئاتر پوچ، یونسکو با تیزهوشی و شوخطبعی در ارائۀ مضمون، با بیان ساده و روان در پرداخت نمایش، و با زبان زنده و نیشدارش، برجستهترین نمایندهی تئاتر پوچ به شمار رفت.
زحمت های بی حاصل!
یونسکو گفته است به تئاتر روی آورد زیرا در صحنه نمایش بهتر میتوانست پوچی و بیمعنایی زندگی را نشان دهد؛ این تناقض تراژیک در بشر که به هر تلاشی دست میزند تا برای هستی خود دلیل و معنایی بیابد، اما این تلاش محکوم به شکست است و هرگز به جایی نمیرسد، زیرا در اصل (چنانکه شکسپیر چند قرن پیش گفته بود) اساسا هیچ معنایی وجود ندارد. هر معنایی برای زندگی در ژرفنای گنگی مرگ رنگ میبازد.
پوچی و بیمعنایی بنیادین هستی، تنها در تراژدیهای انسانهای بزرگ و خداوار ظاهر نمیشود، بلکه در رفتارها و هنجارهای زندگی روزمره انسانهای عادی هم نمایان است؛ در ابتذال و تکرار صحنههای بیهودهای که بود و نبودشان یکسان است.
این تکاپوی نیرومند، اما بیهوده را در بیشتر تکپردهایهای یونسکو میتوان دید: درس، صندلیها، شاه میمیرد، مستأجر تازه و...
نمایش اوژن یونسکو در سطحی هموار و ملایم حرکت میکند، اما در لایهی زیرین از هول و اضطراب سرشار است؛ از دلهرههای ناشناخته، از خلأ درونی و تنهایی عمیق انسان مدرن؛ اما یونسکو "دلهره وجود" را نه با بغض و غضب بکت، بلکه در لفافی از طنز و شوخی ارائه میدهد: "باید دیوانهوار بخندیم، چون ما بیچارهها کار دیگری از دستمان بر نمیآید!"
راز کرگدنها
اوژن یونسکو از تفسیر آثارش پرهیز داشت، و به ویژه از تعریف آنها، حتی در قالب "تئاتر پوچ" مخالف بود. اما او نتوانست مانع از آن شود که مفسران و منتقدان "هیچ" او را هم تفسیر و تأویل کنند.
کرگدن احتمالا معروفترین کار یونسکو و بیگمان یکی از مهمترین کارهای نمایشی قرن بیستم است. درباره این اثر تفسیرهای سیاسی گوناگونی ارائه شده است. اثر داستان مقاومت شخصیتی را نمایش میدهد که حاضر نیست مانند دیگران، به کرگدن بدل شود.
این اثر را میتوان در برداشتی کلی انتقاد از "همسانسازی" دانست. نظامهای تامگرا یا توتالیتر مایل هستند بر مردمی همسان و یکدست و قابلمحاسبه حکومت کنند. این نظامها میکوشند انسانهای مستقل را از میان بردارند و فردیتهای متمایز آنها را در دیگ "وحدت" ذوب کنند.
یونسکو که خود در جوانی به اردوی چپ گرایش داشت، در کرگدن آشکارا بدبینی خود را نسبت به جنبش توده و "حرکت عوام" ابراز میکند.
ناتوانی زبان گفتاری
نوآوری اوژن یونسکو در عرصۀ گفتار نمایشی، بیگمان پیشرفتی انقلابی در هنر تئاتر پدید آورد. در نمایشهای یونسکو زبان کارکرد سنتی خود را از دست داد و با ابعادی تازه به کار رفت. زبان صرفا برای ادای مقصود و مفهوم نیست، برعکس چه بسا مانعی در ارتباط و تفاهم است.
یونسکو گفتار را به مشتی نمایه و کلیشه قراردادی کاهش داد، که مردم بیتأمل به زبان میآورند. آدمها حرف میزنند چون عادت کردهاند چیزی بگویند، نه برای آنکه مفهومی را بیان کنند. شخصیتهای "آوازهخان طاس" در گفت و گو از هیچ منطقی پیروی نمیکنند و در واقع تنها پرت و پلا به هم میبافند.
نمایشنامهنویس محبوب قرن
اوژن یونسکو از نویسندگانی بود که در زمان حیات به اوج شهرت و افتخار رسید، جوایز بسیاری دریافت کرد و وارد "آکادمی فرهنگ فرانسه" شد.
یونسکو به خاطر بیماری و کهولت پس از ۶۵ سالگی اثر مهمی منتشر نکرد. او در ۲۸ مارس ۱۹۹۴ در پاریس درگذشت.
حدود دو سال پیش روزنامه "لوموند" در گزارشی خبر داد که آثار یونسکو امروزه بیش از هر نویسنده دیگری در صحنههای جهان حضور دارد. او یک بار در دهه 1350 خورشیدی به ایران سفر کرد و بیشتر آثار نمایشی او به زبان فارسی ترجمه شده است؛ از جمله کرگدن و تشنگی و گشنگی که نخستین بار توسط جلال آل احمد و علی اصغر خبره زاده به فارسی برگردانده شد.
سال گذشته کرگدن برای چندمین بار و این بار به کارگردانی فرهاد آئیش و با بازی مهدی هاشمی در ایران به روی صحنه رفت.
حمید سمندریان نیز این نمایشنامه را در سال 1351 با بازی عزت الله انتظامی، پرویز صیاد و مهدی فخیمزاده در تهران کارگردانی کرد.

|
معاون غذا و داروی وزارت بهداشت گفت: پودرهای زعفران عربستان چیزی غیر از ماده رنگین شیمیایی ناخالص نیست و بسیار سرطانزا است. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در گناباد، دکتر احمد شیبانی چهارشنبه شب در نشست خبری با خبرنگاران در حاشیه همایش ملی زعفران افزود: در طرح هدفمند کردن یارانهها حذف یارانه دارو به مجلس ارائه شد که مجلس استقبال نکرد و یارانه داروی خاص همچنان وجود دارد. معاون غذا و داروی وزارت بهداشت گفت: در مورد داروهای خاص داروهایی داریم که مصرف آن بالاست که یارانه میگیرند ولی برخی از داروها که تازه وارد لیست داروهای کشور میشوند قیمت بالایی دارند و یارانه به آنها تعلق نمیگیرد. وی در ادامه به بحث زعفران تقلبی اشاره کرد و گفت: هر چیزی که ارزشی پیدا کند پشت سر آن قاچاق و تقلب وجود دارد و زعفران هم چون خیلی باارزش است به شدت در معرض تقلب قرار دارد. شیبانی هشدار داد: در عربستان پودری به نام صفارالزعفران وجود دارد که از نوع پودرها و مواد زعفراننما است که متاسفانه آسیبهای زیادی را به سلامتی مردم وارد میکند که چیزی غیر از ماده رنگین شیمیایی ناخالص نیست و بسیار سرطانزا بوده و زائران که آن را به عنوان یک ماده متبرک خریداری میکنند باید این امر را مورد توجه قرار دهند. وی افزود: در داخل کشور نیز برخی افراد سودجو مواد مختلفی مثل چوب انار را رنگ میکنند و در اختیار مرم قرار میهند که آسیبهای زیادی را به سلامتی آنها وارد میکند. وی با بیان اینکه داروهای امروز بسیار گران هستند و باید تلاش شود که از منشاء بروز این عوارض جلوگیری شود، گفت: مسئولیت نظارت بر محصولات و فرآوردههایی که از وزارت بهداشت مجوز دارند با وزارت بهداشت است. وی افزود: تنها شرکتهای بستهبندی که از وزارت بهداشت مجوز گرفتهاند مورد تایید وزارت هستند و از آنجا که نشانی به نام نشان کیفیت داریم در صورت تخطی و تقلب شرکتهای بستهبندی که از وزارت مجوز گرفتهاند با آنها برخورد شده و تا لغو پروانه آن شرکتها نیز جلو خواهیم رفت. وی با بیان اینکه باید در مردم مشروعیت کالاهایی که وزارت بهداشت اجازه داده را ایجاد کرد، خاطرنشان ساخت: از جمله کارهای رسانه اطلاعرسانی به مردم برای استفاده از محصولاتی است که روی بستههای آن نشانه و آرم وزارت بهداشت خورده است به طوریکه که وقتی برای مردم این مطلب جا بیفتد که توجه به تایید و آرم وزارتخانه داشته باشند خودبه خود این محصولات تقلبی از چرخه بازار حذف میشوند . |

در سال ۱۸۳۸، سرخپوستان قبیله معروف «چروکی» (Cherokee) مجبور شدند سرزمین مادری خود در شرق آمریکا را ترک کنند و در منطقه ای که امروزه ایالت «اوکلاهما» در آن قرار گرفته مستقرشوند. در راه این سفر پر مخاطره که «مسیر اشک» نیز خوانده شده است، بیش از۴۰۰۰ تن از این بومیان آمریکایی جان خود را از دست دادند. با این وجود برخی از اعضای قبیله چروکی با پنهان شدن در کوه های «آپالاچیا» از شرکت در این مهاجرت دستجمعی خودداری کردند. سوزان لوگ خبرنگارصدای آمریکا ضمن دیدار ازمنطقه سرخپوستان چروکی شرق آمریکا گزارشی از نسل تازه ای از بازماندگان این مردمان بومی آمریکایی تهیه کرده است:
در ماه های تابستان هر سال، هزاران جهانگرد به مناطق کوهستانی «بلو ریج»Blue Ridge چروکی، در ایالت کارولینای شمالی هجوم می آورند، چرا که اگراین افراد دیدار خود را محدود به مناطق تجارتی جلب توریست این منطقه کنند ممکن است اطلاعات انحرافی در مورد بومیان منطقه به دست بیاورند! از جمله بنا بر گفته «هاک کوچک»: «این جهانگردان ممکن است تعجب کنند اگر بدانند که ما دیگر در چادرهای مخصوص سرخپوستی زندگی نمی کنیم!»
لیتل هاک براون (little Hawk brown یا هاک کوچک) معتقد است آموزش جهانگردان از اهمیت ویژه ای برخوردار است: «ما دوست داریم به جهانگردانی که زحمت آمدن به این مناطق را بر خود هموار می کنند فرهنگ واقعی خودمان را بشناسانیم. فکرمی کنم این وظیفه من است که به این افراد اطلاعات لازم وصحیح را بدهم. تنها از این راه است که آن ها می توانند با درک تازه ای از تاریخ و فرهنگ سرخپوستان این منطقه به محل زندگی خودشان بازگردند.»
در این مناطق اصیل و واقعی زندگی بومیان آمریکا، جهانگردان می توانند باشرکت در رویدادهای مختلف با سرخپوستان از نزدیک آشنا شوند. یکی از این برنامه ها، رقص سنتی دستجمعی است که براون به همراه چند تن دیگر از اعضای باند چروکی کارولینای شمالی که «جنگجویان انیکیتوآ» نام دارند آن را اجرا می کنند. این جهانگردان هم چنین می توانند از موزه قبیله ای منطقه دیدن کنند. این موزه علاوه بر نمایش آثار باستانی سرخپوستان، به طور زنده تاریخ و فرهنگ قبیله چروکی را به نمایش می گذارد. بخشی از این موزه به نمایش نوع زندگی، شیوه های شکار و انواع خانه هایی که اعضای قبیله چروکی در نیمه قرن هیجدهم میلادی در آن زندگی می کرده اند، اختصاص داده شده است. عواید گرداندن این موزه تماما با استفاده از وجوهی که جهانگردان برای دیدار از مناطق سرخپوست نشین می پردازند تامین شده است.
مایکل هیکز، رئیس اتحادیه سرخپوستان چروکی ناحیه شرق آمریکا می گوید: «ما سال هاست که از جهانگردان در این مناطق پذیرایی می کنیم. سرخپوستان چروکی بیش از ۱۱ هزار سال است که دراین مناطق سکنی داشته اند. پدران ما در اواسط قرن هجدهم مجبور به ترک منطقه شدند، اما عده ای تصمیم گرفتند خود را در کوهستان ها پنهان کنند وبه این صورت بود توانستند دراین مناطق تا امروز ماندگارشوند.»
امروزه ۸ هزار چروکی در بیش از ۲۲۵ کیلومتر مربع زمین اختصاصی در این منطقه زندگی می کنند. عواید جهانگردی تنها منبع درآمد اعضای این قبیله شمار می رود. هم چنین یک کازینو (تفریحگاه عمومی برای رقص، موزیک و بازی های تفریحی) نیز در سال ۱۹۹۷ در این منطقه گشایش یافت.
هیکزمی گوید: «احداث چنین تفریحگاهی در وحله اول کمی جنجال برانگیز بود. به خصوص از لحاظ رابطه آن با مسائل اخلاقی که وجود دارد. خوب همین باعث شد که مدتی مورد جر و بحث بزرگان قوم قرار بگیرد، اما بالاخره مجوز آن صادرشد. باید بگویم اگر امروز قراربود دوباره برای صدور این مجوز رای گیری کنیم مسلما آرای موافق، چند برابر بیشتر از آن زمان می شد! این کازینو برای ما منابع و امکانات زیادی بوجود آورده است.»
بیش از هشتاد درصد از مدیران و کارکنان کازینوی قبیله چروکی را خود سرخپوستان و اعضای این قبیله تشکیل می دهند. مرتل درایور یکی از کارکنان کازینو، هر سال دو بار مبلغ ۳۸۰۰ دلار به عنوان دستمزد دریافت می کند. اوتوانسته است با این پول، کار تعمیرات اساسی خانه مسکونی خود را به پایان برساند. او امیدواراست که اعضای قبیله چروکی بتوانند بخش های دیگری از تجارت و جهانگردی دراین مناطق را به خود اختصاص دهند و مردم کمتری به تماشای چادرهای تبلیغاتی که به عنوان نشانه ای از سرخپوستان چروکی در زمان های گذشته در مناطق مختلف برای جلب توریست قرارداده شده است بروند.
درایورمی گوید: «بسیاری از افراد غیر سرخپوست به این منطقه می آیند، یک چادر یا خیمه سرخپوستی ساختگی جلوی درب خانه هایشان قرار می دهند و جهانگردان را گول می زنند. به نظر من بهتراست که تمام این تجارت ها و مناطق جلب توریست زیر نظر خود سرخپوستان و با رعایت فرهنگ و سنن آنان عمل کنند.»
درایور معتقد است زمان این امر بالاخره فرارسیده است و امید دارد که در آینده با پیشرفت های تحصیلی که اعضای جوان ترقبیله چروکی هرروزبیش از گذشته به آن دست پیدا می کنند، این امکانات فراهم آید.
هیکز هم معتقد است که در ۵ تا۱۰ سال آینده، قبیله چروکی به مراحل تازه ای از پیشرفت و موفقیت دست خواهد یافت: «این در صورتی میسراست که کسانی که در نظر دارند در این منطقه دست به تجارت بزنند، علاوه بر در نظرگرفتن خواست جهانگردان و عواید مالی حاصله از آن، به «چروکی» هائی که قرن ها در این مناطق زندگی کرده اند نیز فکر کنند.»

پاریس را تنها به شهر عاشقان نمیشناسند، بلکه بدون تردید یکی از به نامترین زادگاههای مد نیز به شمار میرود. دیان یک دختر ۲۱ سالهی فرانسوی است که در شهر پاریس زندگی و تحصیل میکند. با اینکه هوا رفته رفته رو به سرما میرود اما او کفش تابستانی به پا کرده است که با شلوار جین نارنجیرنگش همخوانی دارد. به گفتهی دیان، اگر کسی بخواهد با مد روز پیش برود، باید کمی برای سختی کشیدن هم آمادگی داشته باشد.
مد یکی از موضوعات مورد علاقهی دیان است، برای همین هم او در در دو رشتهی تئوری مد و روزنامهنگاری تحصیل میکند. در اصل دیان قصد دارد که در آینده منتقد مد شود و مطلب بنویسد. به نظر او مد نیز همانند ادبیات، معماری و نقاشی یک هنر است و به این ترتیب ایو سن لوران، طراح نامدار فرانسوی هم هنرمندی که تمام استعدادش را در این نهاد تا به قامت زنان لباسهای زیبا بدوزد: «این که مردی قادر است زنی را زیبا کند، از نظر من فوقالعاده است.»
اما چگونه یک لباس یا یک رنگ مد میشود؟ از کجا یک طراح، به طور خاص طرح یک لباس را ارائه میدهد و نه چندین لباس دیگر را؟ مثلا رنگ بنفش، رنگ سال میشود و مدهای قدیمی بار دیگر جان میگیرند.
بیلبوردهای متحرک
دیان مدتی را در یکی از بوتیکهای لوکس ایو سن لوران کار کرده؛ دورانی که برای او تجربههای ارزشمندی را به همراه داشته است. در همان زمان هم بوده که به نکتهای پی میبرد و اینکه، مهترین دلیل به وجود آمدن یک مد، نه تنها ذهنیات یک طراح، که سلیقهی مردم است، زیرا در نهایت لباسهایی توجه مردم عادی را جلب میکند که در خود چیز تازهای داشته باشند: «مد همیشه از اجتماع جان گرفته است. نکتهی جالب این است که طراحان مد همیشه از مردم عادی در خیابان برای خلق کلکسیون خود الهام میگیرند، مد تازهای را ارائه میدهند و طرحشان دوباره بر تن مردم عادی مینشیند. در اصل این یک چرخه است. یک طراح در وهلهی اول یک شکارکنندهی تصویر است، وقتی که او یک رنگ، گل و یا حتی ردی را بر روی دیوار میبیند، الهام میگیرد و چیزی را خلق میکند. فرمها یا رنگهایی هستند که از برخاسته از خیابان و زندگی روزمره هستند.»
سالنهای مد مقصد بعدی هستند. در اینجاست که فرصتی به وجود میآید تا طراح هر آنچه را که در ذهنش گذشته و در نهایت خلق شده است، نشان دهد. دستاندرکاران صنعت پارچه با دقت تمام به شوهای لباس چشم میدوزند و دست به کار میشوند تا هر آنچه را که به مذاق تماشاگران خوش آمده، روی خط تولید ببرند؛ از رنگ گرفته تا جنس پارچه.
بعد از آن هم مسلما این ستارههای نامدار دنیای موسیقی، مد یا سینما هستند که با پوشیدن یک لباس یا دست گرفتن یک کیف، همانند بیلبوردهای تبلیغاتی متحرک عمل میکنند. البته بدیهی است که برای خرید هر کدام از وسایل یا لباسهایی که به تن این افراد مینشیند، بایستی درآمد مشابهی داشت!
اما به باور دیان، اینکه زنی از سر تا پا به رنگ و مد "دیور" درآمده باشد، نشانهی خوشپوشی نیست. اگر کسی میخواهد آراسته و تک لباس بپوشد، کافی است تا فقط بخش کوچکی را طبق مد بیاراید؛ یک گردنبند تک و زیبا یا کیفی خوشرنگ و خوش ترکیب که از سر سلیقه خریده شده باشد، گاه بسیار چشمنوازتر از چیزی است که تنها از سر مد خریده شده است.
کوین راد، نخست وزیر استرالیا از صدها هزار نفر، از جمله مهاجران بریتانیایی که در کودکی در این کشور مورد سواستفاده و یا بی توجهی قرار گرفتند، عذرخواهی کرد.
آقای راد گفت که برای رنجی که این کودکان و خانواده های شان کشیدند "عمیقا متاسف" است.
او گفت که امیدوار است این عذرخواهی "درد آنها را تکسین دهد" و نقطه عطفی در تاریخ استرالیا باشد.
حدود پانصد هزار کودک در سال های 1930 تا 1970 میلادی در پرورشگاه ها و یتیم خانه های این کشور مورد سواستفاده و بی توجهی قرار گرفتند.
در این مراسم که روز یکشنبه، 15 نوامبر با حضور بیش از هزار نفر در پارلمان استرالیا در کانبرا، پایتخت این کشور برگزار شد، صدها نفر از کسانی حضور داشتند که در کودکی شان به اجبار به استرالیا مهاجرت کرده بودند.
کوین راد همچنین از مهاجران خردسال بریتانیایی که اغلب بدون رضایت والدین شان از بریتانیا به استرالیا برده شدند، عذرخواهی کرد.
روز یکشنبه دولت بریتانیا اعلام کرد که نخست وزیر این کشور سال آینده برای مهاجرت اجباری کودکان عذرخواهی خواهد کرد.
کودکی گمشده:
آقای راد در این مراسم گفت که بابت "تراژدی کودکی گمشده" متاسف است.
او افزود: "ما متاسفیم برای کودکانی که از خانواده شان جدا شدند و به موسسه هایی منتقل شدند که اغلب از آنها سوءاستفاده می شده است. متاسفیم برای رنج های بدنی، کمبودهای احساسی و فقدان سرد عشق، لطافت و مراقبت."
آقای راد گفت که دولت استرالیا تلاش می کند که "چنین تراژدی ای بار دیگر تکرار نشود."
اظهارات کوین راد در این مراسم مکررا با تشویق حضار همراه بود و عده ای نیز به گریه افتاده بودند.
چهل سال پیش دولت بریتانیا در بر اساس "برنامه کودکان مهاجر" کودکان فقیر را به منظور دستیابی به "زندگی بهتر" به استرالیا، کانادا و کشورهای دیگر که عموما مستعمره های سابق بریتانیا بودند، می فرستاد.
به بسیاری از کودکانی که به اجبار به کشورهای دیگر فرستاده می شدند، گفته می شد که پدر و مادرهاشان مرده اند.
بسیاری از پدر و مادر نمی دانستند که فرزندشان که حتی بعضی از آنها سن شان بیشتر از سه سال نبود، به استرالیا فرستاده شدند.
در بسیاری از موارد این کودکان فقط برای کار در مزرعه تعلیم می دیدند و بی رحمانه مورد تنبیه بدنی و روحی و آزار جنسی قرار می گرفتند.
مارگرت همفریز، موسس "بنیاد کودکان مهاجر" که برای حضور در مراسم عذرخواهی کوین راد از بریتانیا به کانبرا سفر کرده است، گفته است: "این بنیاد بیش از 20 سال است تلاش می کند این واقعه در این درجه شناخته شود. البته (این واقعه) برای کودکان مهاجر به معنی از دست دادن زندگی و خانواده شان بوده است."
بنا بر آمار این بنیاد در سالهای پس از جنگ جهانی دوم حدود هفت هزار کودک بریتانیایی به استرالیا و 1300 نفر به نیوزلند، کانادا و رودزیا (زیمبابوه فعلی) فرستاده شدند.
این بنیاد می گوید که در چهارصد سال گذشته در مجموع حدود 130 هزار کودک بریتانیایی بالاجبار از این کشور مهاجرت کرده اند.
باراک اوباما، چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده، به خاطر «تلاش برای تقویت دیپلماسی بینالمللی» از ۲۰۵ نامزد نوبل پیشی گرفت و جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۹ را از آن خود کرد.
در حالی که هنوز حتی یک سال نیز از اولین دور ریاست جمهوری باراک اوبامای ۴۸ ساله نگذشته است، کمیته نوبل در نروژ روز جمعه در خبری غیرمنتظره نام او را به عنوان برنده این جایزه معتبر اعلام کرد.
کمیته نوبل در بیانیهای که به همین مناسبت صادر کرد دلیل انتخاب نخستین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا به عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال جاری را «تلاش عظیم او برای تقویت دیپلماسی بینالمللی و همکاری بین ملل» عنوان کرد.
در این بیانیه اشاره شده است که «بهندرت پیش آمده است که فردی به اندازه اوباما توجه جهان را به خود جلب کرده و در دل ملت خود امید به آیندهای بهتر را زنده کرده باشد».
باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا می گوید اهدای جایزه صلح نوبل به وی «مایه افتخار» اوست و در برابر این تصمیم احساس «کوچکی» می کند.
نام باراک اوباما پیش از اعطای جایزه صلح نوبل در برخی از گمانهزنیها ذکر شده بود، اما به گفته خبرگزاری آسوشیتدپرس بسیاری از کارشناسانی که جوایز نوبل را زیر نظر داشتند عقیده داشتند که هنوز برای اعطای این جایزه به رئیس جمهور آمریکا زود است.
باراک اوباما سومین رئیس جمهور آمریکاست که در زمان تصدی این مقام موفق به کسب جایزه صلح نوبل شده است. پیش از او تئودور روزولت در سال ۱۹۰۶ و وودرو ویلسون در سال ۱۹۱۹ جایزه صلح نوبل را کسب کردند.
پیش از آقای اوباما، دیگر رئیس جمهور آمریکا، جیمی کارتر، نیز به خاطر تلاشهایش در راه صلح جایزه صلح نوبل را تصاحب کرده بود، اما کارتر این جایزه را زمانی برد که دیگر رئیس جمهور آمریکا نبود.
ال گور، معاون سابق ریاست جمهوری در زمان بیل کلینتون، نیز در سال ۲۰۰۷ موفق شد جایزه صلح نوبل را به طور مشترک با گروه تغییرات جوی سازمان ملل تصاحب کند.
سال گذشته، ۲۰۰۸، جایزه صلح نوبل به مارتی آتیساری، رئیس جمهور سابق فنلاند، به خاطر ۳۰ سال تلاش برای حل نزاعهای بینالمللی رسید.
این گزارش توسط مجمع دین و زندگی عمومی پیو (Pew) تهیه شده است و تهیه آن با جمع آوری اطلاعات از 232 کشور و منطقه، سه سال طول کشید.
گزارش موسسه پیو نشان می دهد یک پنجم مسلمانان جهان در خاورمیانه و شمال آفریقا زندگی می کنند.
همچنین بر اساس این گزارش شمار مسلمانان آلمان بیشتر از لبنان است و در روسیه مسلمانان بیشتری از مجموع مسلمانان لیبی و اردن زندگی می کنند.
پژوهشگران برای تهیه این گزارش 1500 منبع، از جمله گزارش های سرشماری، مطالعات جمعیت شناسی و برآورد های عمومی جمعیتی را مورد استناد قرار دادند.
برایان گریم، پژوهشگر ارشد موسسه پیو به شبکه CNN گفت رقم اعلام شده برای خود گروه تحقیقات هم شگفت آور بوده است و آن را "بیش از آنچه انتظار می رفت" توصیف کرد.
بر اساس این گزارش که در روز چهارشنبه هفتم اکتبر منتشر شد اتیوپی تقریبا هم اندازه افغانستان مسلمان دارد.
آمانی جمال، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه پرینستون به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت:"این گزارش فرضیه ای را که می گوید مسلمانان عرب هستند و اعراب مسلمان، رد کرد."
از مجموع شمار مسلمانان جهان رقمی بین 10 تا 13 درصد شیعه، و 87 تا 90 درصد سنی برآورد شده اند، که اکثر شیعیان در ایران، هند، پاکستان، و عراق زندگی می کنند.
38 میلیون مسلمان که حدود دو درصد جمعیت مسلمانان جهان و پنج درصد جمعیت قاره اروپا را تشکیل می دهد، در این قاره زندگی می کنند و بیش از نیمی از 4.6 میلیون مسلمان قاره آمریکا ساکن ایالات متحده آمریکا هستند (0.8 درصد جمعیت آمریکا).
مجمع پیو اعلام کرده است که نتایج این گزارش بنیان پژوهش آتی این موسسه را تشکیل خواهد داد که نحوه رشد جمعیت مسلمانان در نقاط مختلف جهان را بررسی می کند و اینکه در آینده جوامع مسلمان در چه وضعیتی قرار خواهند داشت.
این موسسه قصد دارد تحقیقات مشابهی را درباره دیگر ادیان جهان نیز انجام دهد.
بر اساس تحقیق گروه Adherents که یک گروه پژوهش آماری اینترنتی درباره مسیحیت و دیگر ادیان جهان است، در حال حاضر حدود 2.1 میلیارد نفر از جمعیت جهان را مسیحیان، 900 میلیون نفر را هندو ها و 14 میلیون نفر را یهودیان تشکیل می دهند.

یونسکو، سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل متحد رقص تانگو را به عنوان بخشی از میراث فرهنگی غیرملموس جامعه بشری به ثبت رساند.
این سازمان در تلاش است مجموعه ای از میراث معنوی را که به واسطه تحولات جهانی در معرض تهدید قرار دارند، مورد حفاظت قرار دهد.
درخواست ثبت این رقص به عنوان یک میراث معنوی جامعه بشری، به طور مشترک از سوی آرژانتین و اوروگوئه مطرح شد که ریشه این رقص به این دو کشور بازمی گردد.
یونسکو اعلام کرده میراث ثبت شده یا در نوبت ثبت، مواردی هستند که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شوند و "به جوامع و گروه ها احساس هویت می دهند."
این سازمان در بیانیه خود درباره تانگو آورده است که این رقص "تنوع و گوناگونی، و گفتگوی فرهنگی را در ذات خود دارد و این رفتار را تشویق می کند."
ارنان لومباردی، یکی از مقام های آرژانتینی گفت: "از اینکه اکنون موسیقی و رقص تانگو برای جامعه انسانی حفظ شده بسیار احساس غرور می کنم."
تانگو پس از آن به عنوان میراث فرهنگی ثبت شد که در ماه اوت سال جاری میلادی اعلام شد بحران اقتصادی جهانی و شیوع آنفلوآنزای خوکی به اقتصاد آرژانتین لطمه زده است و بخش عمده ای از این تاثیر متوجه صنعت گردشگری بوده است.
شمار گردشگرانی که به آرژانتین سفر می کنند کاهش یافته است و به گفته لوئیس ویگا، مدیر اتاق اماکن تانگو در آرژانتین، این روند باعث تعطیلی موقت برخی نمایشهای نمایشی تانگو شده است.
یونسکو در سال 2001 اعلام کرد که سنت های منقرض نشده، از رقص و موسیقی گرفته تا تشریفات مذهبی و هنرهای دستی، هم اندازه برخی گنجینه های فرهنگی مانند دیوار بزرگ چین شایسته حفظ و حمایت هستند.
سنت هایی که به عنوان یک میراث فرهنگی غیرملموس جامعه بشری تایید می شوند، به سندی اضافه خواهند شد که "فهرست نمایندگان میراث معنوی جامعه بشری" نام دارد و یونسکو موازینی را برای حفظ و اشاعه این سنت ها به اجرا درخواهد آورد.
جلسه بررسی درخواست آرژانتین و اوروگوئه در ابوظبی برگزار شد که در طی آن نوروز نیز به عنوان بخشی از میراث فرهنگی معنوی جهان به ثبت رسید.