
کرنا زنی در روز عاشورای حسینی- کرنا زنان بالامحله شلمان
"کرنا"
آلتی است بادی و بلند با صدای بم و رسا، چون سوراخ ندارد با انگشتان نواخته نمیشود
از این رو فقط با دم نوازنده از آن صدا حاصل میشود.
جنس بدنه کرنا از نی
است که برای استحکام بیشتر پوششی از بریدههای نی روی بدنه آن بسته میشود طول آن
متفاوت بین دو تا چهار متر و گاهی بیشتر است "سر عصایی شکل کرنا" محل
خروج و تشدید صدا از جنس کدو است.
کرنا، سازی قدیمی و تاریخی است که در استان های مخـتـلف ایران به
شکـل های متـفاوت ساخـته و اجرا میشود مهـم ترین کرناهـا، کرنای شمال، گـیلان و
کرنای مشهـد است و این ساز بـیـشتر در کردستان و آذربایجان مورد استـفاده قرار میگـیرد.
"کرنی" یا "کرنا" مرکب از دو لغت کر و نای است "کر" به
معنی جنگ و در فارسی به صورت کارزار آمده است و نای همان "نی" است که
در گیلان از نی ساخته میشود.
با سری به شکل دایره "ن" یا "ل" و به طول 2.5 متر است که به
وسیله هیئت های سه یا چهار نفری در نمایش وقایع جنگلی نظیر واقعه کربلا نواخته میشود.
کرنای شمال را "درازنای"
نیز مینامند چون لوله فاقد سوراخ تغییر دهنده صوت است لذا اصوات با تغییر فشار دم
در لوله ایجاد میشود و فاقد تنوع صوتی است.
استفاده از کرنا در گیلان، خراسان و فارس مرسوم است، کرنا در گیلان بدون زبانه و
سوراخ بوده از سه قسمت تشکیل میشود قسمتی که در دهان قرار میگیرد، قسمت بدنه که
در ازای آن گاه به بیش از 3.60 متر میرسد و قسمت سر آن که خمیده و به شکل عصا
است.
*
" كرنا زنی " ويژه عزاي امام حسين (ع) بوده و امروز در معدود شماري از روستاهاي شرق گیلان و غرب مازندران انجام ميگيرد كه متاسفانه روز به روز اين آيين كم رنگ تر ميشود.
معمولا " كرنازنی " به صورت دسته جمعی و در محوطه مساجد در شب ها انجام می گیرد و در روزهای تاسوعا و عاشورا و سوم و هفتم شهادت امامحسين (ع) نيز كرنا نواخته می شود هيات كرناچی متشكل از دو سر كرناچی و حدود پنج تا هفت نفر كرناچی است و گاهی سر كرناچی كه رهبری كرناچيان را بر عهده دارد، نوايي را شروع به نواختن مينمايد و با هر بار دميدن او كرناچيان از وي پيروي كرده و آهنگ را تكرار ميكنند كه غالب كرناچيان آهنگ يا امام حسين را می نوازند. نواختن تا زماني كه خستگي بر كرنا چيان غلبه كند ادامه مي يابد.

بوتیمار، پرنده ای است آبچر و از جمله مرغان افسانهای ادبیات پارسی است که او را غم خورک نيز گويند و او پيوسته در کنار آب نشيند و از غم آنکه مبادا آب کم شود با وجود تشنگي آب نخورد و او را بعربی، يمام و بيونانی شفنين خوانند. گوشتش بيخوابي آورد و مقوي حافظه باشد و ذهن را تند و تيز کند.
از بوتیمار به نام هایی دیگر چون کیلان، مرغ غصه و به گویش گیلکی لوله گورک= گرگ نیزار ( چون بدنش شبیه رنگ گرگ است و در نیزار نیز زندگی کند ) نیز یاد میکنند .
بوتیمار گونهای از بلند پایان است و زیر گونه خانواده حواصیلها شمرده میشود که بیش از پانزده گونه از آنان تا به امروز شناخته شده و دو زیر گونه از انان نیز در ایران به همین در سیستان و سواحل خزر به میان نیزارها و باتلاق ها به فصول پر باران میزیند که بوتیمار و بوتیمار کوچک نامیده میشوند .

بوتیمار آهسته و به دشواری و در ارتفاعی کم پرواز میکند و گردن خود را در هنگام پرواز جمع میکند و به هنگامه خطر بی حرکت میایستد و منقار خویش را به شکلی خاص عمودی نگاه میدارد و به شکلی گوژ پشتانه حرکت میکند.

وی تک زی است و رابطه نا مانوسی با انسان دارد و غالبا از انسان دوری میجوید
و بیشتر به صبح زود یا به هنگام غروب از مخفی گاه خود بیرون میآید
آواز بوتیمار هم یکی از بلندترین آوازهاست. علاوه بر این صدای بوتیمار تا فاصله زیادی از محل سکونت او شنیده میشود. بوتیمار شب و روز آواز می خواند به این امید که یک ماده به قلمرو او بیاید.
مشخصات:
75 سانتس متر. یک پرنده باتلاقی بزرگ و قهوه ای رنگ و حواصیل شکل با بدنی پر خط و خال که پاهای بزرگ سبز رنگ و صدای مشخصی دارد. آهسته و به دشواری پرواز می کند و پس از اوج گرفتن، گردنش را جمع می کند. بال های گردن و پهن آن دارای راهراه سیاه و قهوه ای است که در پرواز به خوبی مشخص است. تک زی است.
زیستگاه:
نیزارهای انبوه و باتلاق ها و آبگیرها
بوتیمار معمولی برخلاف بوتیمار کوچک ( با نام علمی Ixobrychus minutes که اغلب به بلندای 35 سانتی متر بوده و در تابستان ها بیشتر مشاهده می شود، در زمستان ها به فراوانی دیده می شوند.

با اجرای 7 کیلومتر خط انتقال، آب تصفیه خانه بزرگ گیلان به شهر شلمان در بخش مركزی شهرستان لنگرود، خواهد رسيد.
به گزارش روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب شهری استان گیلان ، مهندس صانع دوست مدیر آبفای لنگرود گفت: مردم شهر شلمان با اجرای 7 کیلومتر خط انتقال و ساخت تاسیسات چند منظوره اي چون مخزن دو هزار متر مكعبی، ایستگاه پمپاژ از آب تصفیه خانه بزرگ گیلان بهره مند خواهد شد.
صانع دوست افزود: شلمان يكی از شهرهای زير مجموعه شهرستان لنگرود است كه با توجه به عبور رودخانه شلمان رود در امتداد جنوب تا شمال مرکز این شهر تغییرات قابل توجه و نامطلوبی در سفره های زیر زمینی آب صورت مي گيرد.
وی علت اين تغييرات را نزدیکی رودخانه مورد اشاره به اين شهر و تاثير آن بر کیفیت آب چاه های موجود دانست و خاطرنشان ساخت: طرح انتقال آب از تصفيه خانه بزرگ گيلان به شهر شلمان با توجه نبود امكان افزایش تعداد حلقه های چاه در اين شهر به اجرا در آمده است.
صانع دوست تصريح كرد: خوشبختانه در مدت کمتر از 3 سال 7 کیلومتر خط انتقال با قطر 400 میلیمتر اجرا شده است .
مطالب مرتبط:
یک کلبه چوبی در شالیزارهای شلمان
عکس هایی از درخت تنومند اوکالیپتوس باغ کشاورزی شلمان
بررسي هيدوکليمای حوضه آبريز رودخانه شلمان رود
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هشتم گفت: آمار سرطان به ویژه سرطان دستگاه گوارش و خونی در استان گیلان بیش از سایر استان های کشور است.
حسن تامینی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این که هنوز علل و عوامل افزایش سرطان در گیلان به خوبی مشخص نیست، افزود: با توجه به این که دانشگاه علوم پزشکی گیلان جزو معدود مراکزی است که مرکز تحقیقات گوارش دارد و فعالیتهای تحقیقاتی موثری در این خصوص صورت گرفته، اما متاسفانه تاکنون ریشه بروز سرطان ها در استان هنوز مشخص نیست.
نماینده رشت در پاسخ به سئوالی مبنی براین که آیا سبک غذایی در افزایش سرطان موثر است، افزود: در گذشتههای دور که نگهداری مواد غذایی در یخچال برای همه امکان پذیر نبود، مردم برای اینکه بتوانند غذایی را طولانی مدت نگه دارند اقدام به خشک کردن، نمک سود کردن، دودی کردن، نگهداری مواد غذایی در سرکه (بهصورت انواع ترشی) می کردند.
وی با اشاره به این که متاسفانه انجام این کارها هنوز نیز در برخی از مناطق ایران مانند گیلان و مازندران شایع است، یاد آورشد: این گونه مواد غذایی شمار سرطان معده و گوارش را افزایش می دهند.

اوزون برون ( تریج )، با نام علمی Acipenser stellatus این ماهی خاویاری که طول متوسط آن 140 سانتی متر است، برای تخم ریزی به رودخانه ها مهاجرت می کند.
اوزون برون یک واژه ترکی به معنی " بینی دراز " است و واژه اصیل گیلکی آن " تریج " است که امروزه به فراموشی سپرده شده است.
خاویار اوزون برون دریای خزر، شهرت جهانی دارد.
فراوانی اوزون برون در گذشته های نه چندان دور به حدی بود که برای تخم ریزی در بهاران به رودخانه های متصل به دریای خزر، منجمله شلمان رود مهاجرت می کردند.
گلابی وحشی یا خُج، درخت یا درختچه ای است خاردار به بلندی 5 تا 6 متر با شاخه های فراوان بدون کرک با تنه یی شیاردار، به رنگ خاکستری تیره.
خج، برگ های تخم مرغی تا تخم مرغی- دایره ای دارد با گل هایی سفید رنگ در گل آذین دیهیم انتهایی و پرگل و دارای میوه یی عموماً کروی.
در استان های گیلان و مازندران، گونه های دیگری از گلابی وحشی به نام های علمی Pyrus hyrcanica و Pyrus grossheimii در مناطق مختلف رشد می کنند.

نام انگلیسی: Cuckoo
نام علمی: Cuculus Canorus
مشخصات کوکو
اندازه پرنده کوکو تقریبا 32 سانتی متر است و در ناحیه خزری این پرندگان پانزده تا شصت سانتی متر طول دارند.
کوکو، بدن ظریفی و دم دراز و بال های نسبتا نوک تیزی دارد و در پرواز گاهی با قرقی ( که بال های پهن و گرد دارد) اشتباه می شود .
سطح پشتی و گلویش خاکستری مایل به آبی ست و سطح شکمی آن راهراه عرضی خاکستری پررنگ دارد . دمش دراز ، خاکستری رنگ و در انتها گرد است . روی دم خال های سفید دارد و حاشیه انتهایی آن نیز سفید است . پاهایش زردرنگ می باشد . پرنده نابالغ دارای پر و بالی متغیر است ، سطح پشتی آن یا قهوه ای مایل به قرمز با راهراه عرضی فراوان ( تا حدی شبیه دلیجه ماده ) ، یا قهوه ای خاکستری با راهراه عرضی کمرنگ . هر دو شکل مزبور سطح شکمی سفید نخودی راهراه و در پس گردن یک لکه سفید دارند . بعضی از کوکوهای ماده گاهی خرمایی رنگ بوده ، به نابالغ های قهوه ای مایل به قرمز شباهت دارند .
صدای کوکو:
نام کوکو از صدایش گرفته شده است کوکو، صدای زیبا و سوزناک و خیلی مشخصی دارد.
پرواز این پرنده مستقیم است و قبل از فرود آمدن بال بازروی می کند . این پرنده در خارج از فصل زاد و ولد تک زی ست .!
از حشرات تغذیه می کند و کرم های پشمالو Caterpillar از غذاهای مورد علاقه اش است، که هر پرنده ای آن را نمی خورد.
کوکو، پرنده مهاجری است که در تابستان به اروپا و آسیا مهاجرت می کند و در زمستان به آفریقا.
زیستگاه کوکو:
در حاشیه جنگل ها ، بوته زارهای غیر محصور و همچنین مناطق بی درخت و گاهی در زمین های باز مرتفع دیده می شود .
رفتار کوکو:
معمولا چند نر با یک ماده جفت گیری می کنند . در لانه پرندگان دیگر تخمگذاری می کند و غالبا هر پرنده فقط انگل یک گونه می شود و در هر لانه تنها یک تخم می گذارد. معمولا منطقه تحت تسلط یک کوکو ماده شاید نزدیک به 20 لانه وجود داشته باشد که کوکو در آن تخمگذاری می کند.
آشیانه های سسک تالابی معمولی از آشیانه های مورد هدف کوکو می باشد. جالب اینجاست که این پرنده وقت زیادی را صرف تماشا و انتخاب آشیانه سسک تالابی مورد نظر خود صرف می کند تا از زمان روی تخم خوابیدن پرنده آن آشیانه مطمئن شود، البته پیدا کردن این زمان توسط کوکوها هنوز جزو معماهای زیست محیطی است. در زمان مناسب کوکو وارد آشیانه سسک تالابی می شود و یکی از تخم های آن را به طرز ماهرانه ای بیرون می اندازد و تخم خود را جایگزین آن می کند. نکته جالب این است این عملیات در عرض 10 ثانیه توسط کوکو اجرا می شود!
بعد از 14 روز جوجه کوکوها سر از تخم بیرون می آورند که اندازه آنها 3 برابر سسک تالابی بالغ است.

غذا دادن جوجه کوکو توسط سسک تالابی

سرو صدای زیاد و دهان باز جوجه کوکو در آشیانه سسک تالابی آن را ترقیب می کند که غذای بیشتری برایش بیاورد و سسک تالابی نیز رسم میهمان نوازی را بجا می آورد. جوجه کوکو بعد از 20-21 روز میهمانی در آشیانه سسک تالابی آماده پرواز می شود.
افسانه های کوکو
در اروپا شنیدن صدای کوکو به عنوان قاصد فصل بهار شناخته می شود.
تقریبا در 14 آوریل هر سال روزنامه های انگلیسی از ضرب المثل های که کوکو در آن به عنوان قاصد بهار شناخته می شود استفاده می کنند.
در روسیه مردم زیادی به این اعتقاد دارند که صدای کوکو به معنی طول عمر شماست به این معنی اگر صدای کوکو را شنیدید و کوکو هر چندبار کوکو صدا کرد شما به همان تعداد سال عمر می کنید.
در اتریش هم عقیده مشابه ای وجود دارد که مردم صدای کوکو ها را به منزله تعداد روزهای مراسم ازدواج می دانند و همینطور به این اعتقاد دارند تعداد صدای کوکو به معنی تعداد سالهایی است که دو زوج با هم زندگی می کنند.
در فرانسه و رومانی نیز شنیدن تعداد کوکو به معنی اینکه شما چقدر پول گیرتون میاد پس هرچه بیشتر کوکو بشنوید سال پر پولی آغاز می کنید.
به باور مردمان شرق استان گیلان، کوکو، مظهر درد و تنهایی است و ترانه های چندی در این مورد بر سر زبان هاست و آوای حزینش در غروب و شامگاهان در بهاران و تابستان از دل جنگل های گیلان به گوش می رسد.
ترانه گیلکی از داوود خانی خلیفه محله، اشاره به درد و تنهایی این پرنده در ادبیات گیلکی:
سیه چوشمی دَئنی، آهو نَدئنه / غمی دَئنَم تی جـی، " کوکو" نَدئنه
بومابُم یِسکاله تَه گریـــــه بَوئنَم / بئدِم می چوشمه مئن اَرسو نَدئنه
*
( سیه چشمی داری که آهو ندارد / غمی از تو دارم که " کوکو " ندارد
آمدم تا دمی گریه نمایم / بدیدم که دو چشمم اشکی (ارسو) ندارد. )
|
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان گیلان از ورود بیش از400 هزار پرنده مهاجر به تالاب ها و آبگیرهای استان از اواخر شهریور تا کنون خبر داد. | |
|
کامران زلفی نژاد در گفت و گو با خبرنگار مهر افزود: این تعداد پرندگان مهاجر شامل 240 گونه پرند گان آبزی و کنارآبزی اند که برای زمستان گذرانی وارد هفت تالاب و 300 آبگیر استان گیلان شده اند. |

تعیین نقشه ماهواره ای زمین در تولم شهر رشت در مسیر ماسوله
یک قطعه زمین مسکونی به مساحت تقریبی ۲۰۰ متر مربع واقع در تولم شهر رشت ( ۲۰ کیلومتری غرب شهر رشت ) و در مسیر ماسوله ( ۳۶ کیلومتری ماسوله) و ۳۰ کیلومتری شهر بندر انزلی و ۵ کیلومتری شهر صومعه سرا و ۶ کیلومتری شهر فومن و در یک کلام در قلب استان گیلان به قیمت مناسب و بسیار استثنایی به فروش می رسد.
شماره تماس: ۰۹۳۶۵۱۳۲۲۵۹ و ۰۱۴۲۷۲۲۸۸۲۴

گزارش تصویری: داوود خانی خلیفه محله
زمان: پنجشنبه، ۱۹ آذر ماه ۱۳۸۸ خورشیدی
درختان اوکالیپتوس ( شناسایی 700 گونه از آن در جهان و عمدتاً بومی کشور استرالیا ) از درختان عظیم و سریع الرشد اقیانوسیه است ولی به نقاط مختلف جهان انتشار یافته است. نام علمی جنس آنها از دو واژه یونانی eu به معنای خوب و kalypto به معنای پنهان مشتق شده است.
در حدود سال های 1310 گونه های مختلفی از اوکالیپتوس به ایران وارد شده و در شمال کشور کشت گردید.
زمان: جمعه، ۱۳ آذر ماه ۱۳۸۸ خورشیدی / هوای آفتابی و درخشان
عکاس: داوود خانی خلیفه محله

عکس شماره یک جاده کوهستانی رامسر به جواهر ده
عکس شماره دو جاده کوهستانی رامسر به جواهر ده
عکس شماره سه جاده کوهستانی رامسر به جواهر ده
عکس شماره چهار جاده کوهستانی رامسر به جواهر ده
عکس شماره پنج جاده کوهستانی رامسر به جواهر ده
زمان: سوم آذر ماه ۱۳۸۸ خورشیدی
عکاس: داوود خانی خلیفه محله
اشاره: استفاده از عکس زیر با ذکر نام عکاس در وب سایت های دیگر، بلامانع می باشد.

Langerood's brick bridge is an old bridge on the Langerood River with Two arches
مطلب مرتبط:
نگاهی به پل خشتی بلور دکان ( بَلار دکان ) شهرستان لنگرود
آشنایی با عمارت عارفی سيگارودی در روستای سيگارود شهرستان لنگرود
محمد شهدی نژاد لنگرودی ( شهدی لنگرودی )
مهدی اخوان لنگرودی؛ ارباب پسر لنگرود
در لنگرود، خانه و آذوقه فداي گنجشك شد!

نوشته ی: دکتر سيد علی موسوی گرمارودی
الموت، منطقهاي است بسيار زيبا و يگانه و در همان حال ناشناخته، ميان کوههاي باختري البرز مرکزي، حدّ فاصل کوههای طالقان (درسمت جنوب) و کوههای تنکابن(در سمت شمال) و علمکوه و کلاردشت (در سمت شرق) و ديلم (در سمت غرب) و شامل دو بخش: الموت شرقي به مرکزيِّت معلم کلايه و بخش الموت غربي (رودبار الموت سابق) به مرکزيّت رازميان و جمعاً با بيش از 200روستا و بيش از2000 کيلومتر مربّع وسعت.
مجموعهاي گسترده از رود و باغ و سنگستان و چشمه و کوچه باغها و خانههاي روستاييِ محصور در کوهسارها با آبشار و چشمهسارانِ فراوان و مراتعي تا دامن پوشيده از سبزه و گلهاي وحشي و شقايقزارها و تمشکزارها و بوتهوارههاي گَوَن و دامنههايي با گردوبُنهاي با وقار و باغسارهايي از سيب و آلبالو و مزارع سيبزميني و ذرّت و گاوَرس و...
و هوايي که در گردنههاي مُشرف به روستاها، از خيال سبکتراست و بالاتر، قلّههاي همين دامنهها، هماره با تاجبرفي سيمين، بر اَبرهاي سپيدِ مخملي، بوسه ميزند آن هم در زمينة کبودرنگِ آسماني که از صافي گويي ژرفاي آن پيداست...
در ميان اين مجموعه که همه در دو سوي يک درّة اصلي فراهم آمده است و به قول فروغ فرخزاد «روز را بر سينه ميفشارد و خاموش ميکند»1، يک رود خروشان و جوشان دردرّة اصلي و دَهها رودبارک در درّههاي فرعي ميگذردکه آب آنها، دستکم در تابستانها، از آيينه، صافتر است و سنگها و حتّي ريگهاي بستر آنها را ميتوان از بالاي پلهاي معلّق چوبي زيباي روستاها، برشمرد.
بيسبب نيست که تنها در الموت شرقي، هفت روستا (از جمله گرمارود ما) محور گردشگري در استان شده است.
وجه تسمية الموت
« اَلَموت» مرکّب از دو کلمة «آل» و «آموت» است.
آل و آله، کلمهاي ايراني و فارسي است به معناي شاهين و عقاب و هنوز در برخي گويشهاي ايراني چون کردي، رايج است.
همين کلمه با معنيِ «سرخفام» در کلمات آلاله، لاله و حتّي در لعل که معرّب «لال» است (به معني ِسرخ رنگ) ديده ميشود.
«آموت» را هم منابع قديمي، در گويش ديلمي، سراغ دادهاند.
دهخدا از قول مؤلّفِ نزهة القلوب» (چاپ ليدن ص61) مينويسد: «...و آن قلعه را اله اموت گفتهاند يعني آشيانة عقاب که بچگان را بر آن آموزش کردي به مرور الموت شد...»
امّا سالها پيش از نزهة القلوب، «آموت» به معناي آشيانه در شعر فارسي به کار رفته است. قديمترين متني که در آن «آموت» به معناي ِآشيانه به کار رفته، در شعر ابوالحسن عليّ بن محمّد مشهور به مُنجيک تِرمِذي است2، شاعر نامدار اواخر قرن چهارم.
محمود مدبّري مؤلّف کتاب «شاعران بيديوان» دربارة زمان زندگي او مينويسد:
از شعراي دربار چَغانيان است و با انقراض چغانيان در 377 به غزنويان پيوسته است.3 اما دکتر معين وفات اورا بين377 تا 380 ميداند.4
محقق دانشمند و لغوي بزرگ قزويني استاد دکتر دبيرسياقي مُنجيک را هم عصر امير طاهربن فضل چغاني (مقتول به سال 381) ميدانند5.
پس بنابر نظر محققان، مُنجيک حتي اندکي از فردوسي، قديميتر است و حدود هزار و صد سال پيش در بيتي از شعر خود، آموت را به معني آشيانه، بکار برده وآن بيت اين است:
بر قلّة قافِ بخت و اقبال
آموتِ عقابِ دولتِ توست6
که در آن به ممدوح خود ميگويد: آشيانة عقاب اقبال و دولتِ تو را بر قلّة قاف نهادهاند.
***
در جامع التواريخ رشيدي آمده است که لفظ آله آموت برابر با عدد 483، سال استقرار و استيلاء حسن صبّاح در قلعة الموت، است.
اهميت اين سخن در اين است که ما تا قبل از اسماعيليان سندي نداريم که در آن به اطلاق لفظ الموت بر اين ناحيه دلالت کند و قبل از اواخر قرن پنجم که اسماعيليان نزاري آن را بکار بردند، به اين ناحيه کُلّاً (يعني ازطالقان و الموت امروز و بخشي از جنوب مازندران تا حدود چالوس و حتي قسمتي از جـنوب شـرقـي استان گيلان) ديلمان و ديلم گفته ميشده است.
چنانکه فخرالدين اسعد گرگاني در« ويس و رامين »بارها لفظ ديلمان و ديلم را براي همين ناحيه و مردم آن به کار برده است، از جمله در اين ابيات:
زمين ديلمان جايي ست محکم
بدو در، لشکري از گيل وديلم
يا:
درآمد لشکري از کوه ديلم
گرفته از سپاهش دشت طارَم
اسماعيليان الموت، روي هم 171سال حکومت کردند و آخرين آنان رکنالدين خورشاه در654 هجري قمري به دست هلاکوخان به قتل رسيد.
اسماعيلية الموت که شاخة نزاري از اين فرقه و مؤسس آن حسن صبّاح است، از 483 و در ايران بنا نهاده شد.
حسن صبّاح اعتقاد داشت که المستنصر، خليفة فاطميِ اسماعيليه، در زمان حيات خود، فرزند خويش نزار را جانشين خويش ميدانست و پس از وي، مستعلي، فرزند ديگرش با کمک وزيرِ وقت (که پدر زن وي بود) نزار را از ميان برداشت و شاخة مستعليه (يا مستعلوي) را بنا نهاد.
مذهب اسماعيلي، پيش از آن که به دو شاخة نزاري و مستعلوي، تقسيم شود، حتّي پيش از ناصرِخسرو علوي قبادياني، حجّتِ جزيرة خراسان، در خراسان بزرگ، پاگرفته بود.
ابوعبدالله محمّدبن حسن معروفي بلخي در بيتي، به فاطمي بودن رودکي، تصريح ميکند:
از رودکي شنيدم، سلطان شاعران
کاندر جهان به کس مَگِرو جز به فاطمي7
استاد سعيد نفِيسي سبب کوري رودکي را واقعة آزار ديدنِ اسماعيليان در بخارا ميداند.
گرويدن پادشاه ساماني نصربن احمدو برخي از بزرگان دربار او چون رودکي و بلعمي به فرقة اسماعيليه سبب شد که سپهسالاران غير اسماعيليِ دربار، پنهاني بر کشتن شاه، همداستان شوند.
فرزند شاه، نوح، براي خواباندن فتنه، پدر را از سلطنت خلع کرد و برخي هم مسلکان وي را کشت وخود به جاي پدر نشست.
استاد سعيد نفيسي سپس مينويسد: «...اينکه رودکي با آن همه حشمت و پايگاه بلندي که در دربار نصربن احمد داشته، در پايان زندگي از بخارايِ پايتخت سامانيان به زادگاه خود دهِ پنج رودک باز گشته و در آنجا از جهان رفته و در گورستان آن ده مدفون شده است، خود ميرساند که از دربار، وي را طرد کردهاند يا آنکه وي هم کشته شده است و پيکرش را به زادگاه او برده وبه خاک سپردهاند...»8
صاحب اين قلم، خود در شمال تاجيکستان و به هنگام زيارت آرامگاه رودکي،در «پنجرود»، ودر موزة همين آرامگاه، تصويرهايي را ديدم که يک محقق چهره شناسِ دورة سلطة شوروي، به نام گراسيموف، پس از نبش قبر رودکي، از استخوانهاي جمجمة او برداشته بود.اين محقق با نشان دادن جاي ميل کشيدنِ چشم در جمجمة وي، ميکوشد کوريِ مادرزادي ِ رودکي را رَد و شکنجه ديدن وي را اثبات کند.
ابياتي ازاشعار رودکي نيز، نظر گراسيموف را تأييد ميکند:
پوپک9 ديدم به حوالي سرخس
بانگک بر بُرده به چرخاندرا
چـادرکـي ديـدم بــر او
رنگ بسي گونه بر اين چادرا. 10
بررسي زندگي و عقايد شعرايي که در ايران به گروه اسماعيليان فاطمي يا بعدها با پيداييِ شاخههاي نَزاري و مُستعلوي به اين فرقه گرويدند، خود ميتوانَد موضوع مقالهاي ديگر باشد.
اجمالاً پس از رودکي، شعرايي چون داعي الدُّعات مؤيَّد في الدّين شيرازي (متوفايِ 470)، همدورة ناصرِخسرو و خود ناصرِخسرو (هردو از شعراي اسماعيليِ فاطمي) را ميتوان نام برد و سپس «نزاري قهستاني» را که متولد 645 در بيرجند و متوفاي 720 هجري قمري به حال تبعيد در روستاست.11 (امروزه آرامگاه او در داخل شهر بيرجند قرار گرفته است و صاحب اين قلم پارسال آن را زيارت کردم). نزاري قهستاني حدود150 سال پس ازآغازِ فرقة اسماعيلي نزاري به دست حسن صبّاح و در قلعة الموت در گازرخان به اين مذهب گراييده.
بنابر اين اجازه بدهيد که بر گرديم به امروزِ الموت و ويژگيهاي آن و از بناهاي تاريخي شروع کنيم تا از بحثي هم که در آن بوديم ناگهان دور و به قول ما الموتيها آب به آب نشويم!
بناهاي تاريخي:
1- قلاع اسماعيليان
قِلاعي که170 سال در برابر سلجوقيان وخلفاي عبّاسي مقاومت کردند و در ادبيات فارسي به نماد مقاومت، تبديل گشتند چنانکه مثلاً عبدالقادر نائيني ميگويد:
کِراست قدرتِ آن، کاين حصارِ گُردان را
به جاي خويش بدارد، چو قلعة الموت
باري، مهمترين اين قلعهها عبارتند از:
- قلعة الموت (معروف به قلعة حسن صبّاح) واقع در روستاي گازرخان ( فريا استارک در «سفرنامة الموت» خود مينويسد که گازرخان، تغيير يافته کلمة «قيصرخان» است).
- قلعة لَمبِسرَ: قلعهاي که کيا بزرگ اميد (جانشين حسن صبّاح) 20سال قبل از جانشينيِ حسن، در آن ساکن بود.
- قلعة ميمون دز: قلعهاي که به دست هلاکوخان فروريخت و خواجه نصير طوسي هنگام فتح آن، در قلعه حضور داشت واو خورشاه آخرين حاکم اسماعيلي قلعه را متقاعد کرد که تسليم مغول شود.
ـ قلاع ديگر
- قلعة شيرکوه
- قلعة باستاني نَويذَر (با تلفظّ محلّي و احتمالاً در اصل قلعة نوذر) درست بالاي صخرههاي مشرف به گرمارود.
- وچندين قلعة ديگر...
2- اکوتوريسم
- پوشش جانوري متنوّع و غني الموت، هر ساله شکارچيان داخلي و خارجي را مجذوب خود ميکند.
[جک اوکانر Jack Okaner شکارچي مشهور بينالمللي، براي شکار «کَل» (= بزکوهي) به اين منطقه آمده بوده است.]12
- قلل بالاي4000 (چهارهزار) مترِ شاه البرز، سيالان، نرگس، خَشِچال (قُلّة مشرفِ به گرمارودِ ما) و... که کوهنوردانِ بسياري را هر ساله پذيراست.
- مسير بسيار زيباي پيادهروي الموت به تنکابن
- درياچة اِوان براي شکار اردک ماهي و تفرّج
- و...
3- زيارتگاه ها
- درختِ خونبار در روستاي زرآباد
- امامزادة «رويِ ده» از فرزندان امام موسي کاظم(ع) در گرمارود
- امام زاده اسماعيل در ميلَک در الموت غربي (رودبارِ الموت سابق)
- و امامزاده کنعان و امامزاده شاه رشيد و امام زاده موسي و امامزادههاي مختلف ديگر در نقاط مختلف الموت که در گذشتههاي دور بهترين پناهگاه علويان در برابر تهديد دشمنانشان بوده است.
4- جادّة زيباي در دست احداثِ تنکابن- قزوين که تماماً از دست نخوردهترين نقطههاي الموت ميگذرد و روانشاد زندهياد مهندس امامي استاندار فقيد استان قزوين اهتمام خاص به اتمام آن داشت و 15 کيلومتر از اتّصالِ آن به بخشي که از طرف تنکابن آغاز شده بود، نمانده بود (البته به صورت شوسه) که آن زنده ياد در حادثة برخورد بالگرد به کوه، هنگام بازديد از نواحي زلزله زدة الموت به ديدار دوست اعلي شتافت.
پس از او، استاندار بعدي جناب آقاي مهندس نصري با دلسوزي و پيگيري بسيار و توجه وعنايتي ستودني، به مسائل الموت و به ويژه به همين جادة مهم و استراتژيک بخشي از کار را پيش برد.
خوشبختانه استاندار سختکوش وپيگير بعدي يعني جناب مهندس طاهايي که از مديران برجستة کشور و داراي سوابق اجرايي درخشان است , علاوه بر آنکه آن 15 کيلومتر را ساخته و جادة مزبور را در شکل قديمي آن به تنکابن بسيار نزديک ساخته است؛ مشغول بازسازي همين جاده از قزوين به سوي تنکابن است آن هم به صورت بسيار مناسب و وسيع و اصولي و از نزديکترين مسير ممکن و با هندسهاي فنّي و در چهار چوب قواعد علمي راه سازي. والحق اهتمام در ساخت هرچه سريعتر اين جاده ارزش زحمت آن را خواهد داشت زيراکه دو استان قزوين و مازندران را با کوتاهترين و زيباترين مسير به هم ميپيوندد و فوائد اقتصادي و گردشگري و ايجاد اشتغال و دسترسي سريع محصولات کشاورزي به بازار و تأثيرآن در رشد و توسعة هردو استان بر کسي پوشيده نيست.
5- معادن بسيار و مختلف
6- گياهان دارويي با گنجينهاي پايانناپذير از انواع گياهان...
7- چشمههاي آب گرم و سرد:
- آبگرم «سه هزار»
- آبگرم «گَر آب» در «اِواتِر»
- و صدها چشمههاي آب معدني در جاي جاي الموت...
8- زمينههاي ورزشي
چون اسب سواري، راهپيمايي، کوهنوردي، دوچرخهسواري در کوهستان، اسکي و...
روانشاد مهندس امامي استاندار اسبق، درتلاش بودکه دانشکدة رها شدة انرژي اتمي و تأسيسات آن را از سازمان انرژي اتمي بگيرد و به تربيت بدني تفويض کند تا براي ورزشهاي زمستاني از تأسيسات آن، استفاده شود. کمتر از يکماه پيش از فاجعة درگذشت او، به اتّفاقِ اينجانب، از آن تأسيسات، ديدار کرديم و آن زندهياد ميگفت، طرفين به وساطتِ او و موافقتِ دولت، به اين نقل و انتقال رضايت دادهاند. اما با وفات او، اين امر معلق ماند وتاکنون هم چنين انتقالي صورت نپذيرفته است.
استاندار فعلي به من ميگفت که اين مهم را با هماهنگي و توجه دکترصالحي رئيس جديدسازمان انرژي اتمي که از چهرههاي علمي اهل قزوين است پيگيري خواهدکرد، و قرار است سازمان انرژي اتمي با گرفتن زمينِ مُعوًض، در راه قزوين (براي ايجاد بناهايي با مقاصد علمي)، آن تأسيسات را به گردشگري يا تربيت بدني استان قزوين، تفويض کند، انشاءالله.
9- آداب و رسوم (فولکلور) مردم الموت
گويش فارسي سرهاي که در روستاهاي الموت رايج است (و من اشتراکات آن را طي چهار سال اقامت در تاجيکستان با شگفتي تمام با گويش مردم تاجيک خاصّه در نواحي دست نخوردة تاجيکستان مثل استان غَرم و استان خَتلان به گوش شنيدم) و نيز عادات، آداب، رقصها، و...
هر يک زمينة تحقيق و توليد آثار علمي و هنري و فيلم مستند و غير آن براي پژوهشگران و ديدار و تفرّج براي گردشگران ميتواند بود. (رجوع فرماييد به مردم نگاري الموت تحقيق: علي اکبر حميدي و بهروز رستمي (در دست چاپ زير نظر خانم چوبک)
10- بزرگان الموت
الموت مهد فرهيختگان يا به قول سعدي «روستا زادگان دانشمند» است:
- روحانيان بزرگ در گذشته مانند : مرحوم آيت الله حاج سِيد موسي زرآبادي و پدرم آيت الله سيد محمد علي موسوي گرمارودي ,و مرحوم حجّت الاسلام والمسلمين متولي خشکچالي و مرحوم حجّت الاسلام والمسلمين دقيقي بالاروچي ومرحوم حجّت الاسلام والمسلمين جعفر صفي خاني و...
- از روحانيان و فضلاي معاصر الموتي، چون: حجتالاسلام دکتر عبدالکريم عابديني و حجت الاسلام والمسلمين علايي ويکاني قاضي وحقوقدان وحجت الاسلام والمسلمين حسيني امام جمعة محترم معلّم کلايه که سالهاست در خدمات ديني به منطقه اهتمام دارد و مورد علاقة عموم مردم است.
- افراد اهل سياست چون:
- ثابت الموتي
- دکتر الموتي که در کابينة مصدق به وزارت رسيدو...
- شاعران چون:
- شاعر آييني صاحبِ ديوان، بيدل باغدشتي الموتي که ديوانش حدود صد و اندي سال پيش در هند چاپ شده است.
- علي کوچناني
- شاعر مشهور، عارف قزويني را، پژوهندةجوان يوسف عليخاني، الموتي ميداند ومي گويد که اصلا اهل روستاي موشَقين درالموت غربي(رودبارالموت سابق)- کنار رازميان- است و اسناد آن را به زودي منتشر خواهد کرد.
- نيز رجوع فرماييد به سه جلد ديوان اشعار پرهيزگاران جمع آوردة صفرعلي پرهيزگاري ديکيني
- محققان دانشمند چون:
- استاد دکتر محمد اسدي گرمارودي، استاد فاضل دانشگاه شريف و محقق و خطيب دانشمند و مؤلف چندين اثر عالمانه در حوزة معارف شيعي.
- استادعنايت الله مجيدي مصحح کتاب مجمل رشوند(همراه با استاد دکتر ستوده) و مولف قلعة ميمون دژ و مدخلي بر الموت.
- ضياء الموتي نويسندة قيام دهقانان الموت
- و داستان نويسان چون:
- داستان نويس و پژوهشگربا استعداد و نام آشنا يوسف عليخاني نويسندة داستان اژدهاکشان که پارسال برندة جايزة جلال آل احمد شد و نامزد جايزة گلشيري هم بود و مولف قصههاي مردم رودبار والموت (همراه با افشين نادري) ومصحح منظومة مردمي عزيز ونگار و...
- ضيا(علي)رشوند هرانکي نويسندة قصههاي دره سبز الموت و چنار خونبار وسيالان
- دکتر سيد علي شهروزي پزشک و نويسندة داستانهاي دره الموت و تاريخ الموت
- فرشتة بهرامي نويسندة امام زادههاي الموت
- ايرج کاظمي وِرکي نويسندة عقاب آشيان و جغرافياي طبيعي و تاريخي الموت
- حقوق دان چون:
- استاد دکتر نجفي توانا، استاد فاضل دانشگاه تهران و محقق وپژوهشگر حوزة حقوق و صاحب مقالات عالمانه وکتاب در اين حوزه، اهل روستاي توان
- آقاي شاعري وکيل دادگستري و...
- پزشک: چون منوچهر صائب متخصص برجستة بيماريهاي دستگاه گوارش و دهها پزشک ديگر...
- تدوينگر مثل: مجيد عاشقي اصاله از ورک الموت
- عکاس مانند: جعفر نصيري شهرکي
- رجل اجتماعي چون روانشاد ولي خان خواجوي(همرزم ميرزا کوچک خان جنگلي) و روانشاد بالاخان عزيزي.
و از معاصران آقايان اندجي گرمارودي، شعباني الموتي و نوري الموتي و عدهاي ديگر که اکنون نام عزيزشان را در خاطر ندارم وعمر را در ادارات مختلف تهران و قزوين صرف پيشرفتهاي عمراني سراسر الموت کردهاند.
و سر انجام: الموت هزاران مهندس و دکتر و استاد و طبيب و تکنوکرات و مدير اجرايي و...داردکه اگر بخواهم همه را نام ببرم، خود کتابي قطور خواهد شد.
* * *
در پايان چند تقاضاي مردم الموت از مسئولان را واگويه ميکنم و اصرار هم نميورزم که نه وکيلم ونه دستم جز به همين خودکار، به هيچ چيز و هيچ کس بند است ونه مطلقاً دوست دارم که در اين ورطهها بيفتم وبرآنم که من و امثال من، که نه در بالا باغ داريم ونه در پايين آسيا، بهترين خدمتي که ميتوانيم کرد، همان خدمتِ به کلمه وکلام و عشق ورزي به زبان فارسي است.
اما چه کنم که هر بار به ولايت سري ميزنم، مردم زحمتکش و بزرگوار منطقه گله ميکنند که: فلاني! اگر در رفع مشکلات ما قدمي بر نميداري، قلمي بردار و قدمي نميزني، قلمي بزن!
و اين مقاله محصول آن گلايههاست.
و اينک سه تقاضاي مهم مردم الموت:
1- سرماي زمستانهاي الموت استخوان سوز است. گازرساني اصولي به سراسر منطقه و خاصه دورترين روستاها،آرزويي ديرينه است.
2- جادّة اکبرآباد - تنکابن را که به طور فني واصولي آغاز کردهاند و کند پيش ميرود، با سرعت ادامه دهند و تمام کنند.
3- الموت، ميان کوههاي باختري البرز مرکزي، شامل دو بخش است: بخش الموت شرقي به مرکزيِّت معلم کلايه و بخش الموت غربي(رودبار الموت سابق) به مرکزيّت رازميان و جمعاً با بيش از دويست روستا و بيش از دوهزارکيلومتر مربّع وسعت، هم به لحاظ قانوني و معيارهاي وزارت کشور و هم به لحاظ معنا و شايستگيِ فرهنگيِ مردمِ خود، کاملاً سزاوار داشتن فرماندارِي است.
وزير کشور جديد جناب نجّارکه صاحب اين قلم، او را تنها يک بار پنج ماه پيش تصادفاَ و در مراسم رونماييِ از کتاب ارزشمند «اطلس شيعه» تأليف مورخ دانشمند استاد دکتر رسول جعفريان در نمايشگاه کتاب (در مصلّي) ديدم و ازسخنان کوتاه اما سنجيدة وي، اورا بيشتر دوستدارفرهنگ واهل فرهنگ يافتم، اميدوارم اين تقاضاي قانوني و برحق مردم الموت يعني ايجاد فرمانداري را سريعاَ و بدون گيرودارهاي معمول ادارات برآورده سازند.
* * *
تقاضا که بسيار است، زيرا نيازها و اميدها و آرزوهاي مردم دور ماندة الموت، بسيار است اما اگر همين سه تقاضا و سه اميد و آرزو را سريعاً برآورند و به فردا و فرداهاي بعد نيفکنند از زبان خيل عظيم شهداي سراسر الموت، سپاسگزار خواهيم بود.
هرچند وَلوالَجي هزار سال پيش گفته است:
چندين هزار اميد بني آدم
طوقي شده به گردنِ فردا بر
هفتم مهرماه 1388
سيد علي موسوي گرمارودي
بعدالتحرير:
الموت،
دژ تاريخ
المــوت بـزرگ در دل ماست
آشيــان عُقــاب و بيهمتـاسـت
اي که زين بوم و بر گذر داري
از رهِ رفتـهاش، خبــرداري؟
پاي اين قلعه رخ نهاد به خاک
شـاهِ سلجوق برزمين چون تاک
هيچ داني که زير هر سنـگي
خفتــه درخون دلاوري جنگي
چون دل از ديده گرچه پنهان است
ليک مهد اميد و ايمان است
هيـچ داني که ايـن دژ پولاد
بهر آيندگان چهچيز نهاد
قلب ايـران و پايگاه صفاست
دژ تاريخ و خانقاه وفاست
* * *
سرزمين دلير مردان است
خانـة سادة بزرگان است
شــاهبــازان، به قلّه ميتازند
اهل اوج و بلند پروازند
بـاز و شاهين کز آسمان گذرند
با کلاغِ سيه چرا بپـرند؟
سالـها مردم اندرين دژ- شهر
بردهاند از حيات و شادي، بهر
اينک اين يادگار پاک تو راست
تو به حفظش بکوش بيکم وکاست
پينويسها:
1ـ فروغ در بيتي از يک غزل بسيار زيبا ميگويد:
تو درّة بنفش غروبــي کـه روز را
برسينه ميفشاري و خاموش ميکني
2ـ رجوع فرماييد به حاشية دکتر معين بر برهان قاطع، چاپ اميرکبير، تهران، 1357، ج1، ص61، ذيل کلمة آموت و نيز بنگريد به همين کتاب و همين جلد، ص159 ذيل کلمة الموت
3ـ محمود مدبّري، شرح احوال وآثار شاعران بيديوان، نشر پانوس، تهران، 1370، ص216
4ـ دکتر محمد معين، برگزيدة شعر فارسي، نشر زوّار، چاپ دوم، تهران،1334،ص30
5 ـ دکتر محمد دبير سياقي، پيشاهنگان شعر فارسي، نشر علمي ـ فرهنگي، چاپ سوم، 1370ّ ص 148
6 ـ محمود مدبّري، شرح احوال وآثار شاعران بيديوان، نشر پانوس، تهران، 1370،ص220 و حاشية دکتر معين بر برهان قاطع، چاپ اميرکبير، تهران، 1357، ج1، ص61،
7ـ ژيلبر لازار، اشعار پراکندة قديمترين شعراي فارسي زبان، انجمن ايرانشناسي فرانسه در تهران، 1361، ص136/ نيز: محمود مدبّري، شرح احوال وآثار شاعران بيديوان، نشر پانوس،تهران، 1370، ص139
8 ـ استاد سعيد نفيسيّ محيط زندگي واحوال واشعار رودکي، نشر ابن سينا، تهران 1341، ص404
9ـ پوپک: هدهد، شانه به سر
10- ضمناً از مصراع سوم اين شعر ميتوان دريافت که حدود هزارو دويِست سال پيش خانمها در ايران بزرگ آن روزگار، چادر ميپوشيدهاند. زيرا رودکي با صنعت «تشخيص» و انسان انگاري personification پوپک را به زن تشبيه کرده و برتن او چادر پوشانده است و اگر چادر را، در اين شعر خيمه بدانيم، مطلقاً بيمعناست.
11ـ رجوع فرماييد به کتاب «بقاي بعد از مغول، نزاري قهستاني و تداوم سنّت اسماعيلي» نوشتة ناديه.ا.جمال، ترجمة فريدون بدرهاي، نشر فرزان، تهران،1383، ص65/ نيز به: مقدمة عالمانة استاد دکتر مظاهر مصفّا در آغاز ديوان نزاري، تصحيح خود ايشان، ج1، انتشارات علمي، تهران، 1371
12. رجوع فرماييد به كتاب نخجيران، چاپ موزه دارآباد
زمان: عصر سه شنبه، سوم آذر ماه ۱۳۸۸ خورشیدی


در پايان رقابتهاي شطرنج قهرماني رده های سنی جهان، آرين غلامی از استان گيلان موفق شد عنوان قهرمانی رقابت هاي رده سني زير هشت سال جهان را کسب کند.
اين شطرنجباز پرافتخار گيلانی با برتري برابر رقباي خود در جهان، با کسب بيشترين امتياز عنوان نخست جهان را کسب کند.
آرين غلامي در دور يازدهم و پاياني اين رقابتها موفق شد مقابل شي ژائو از چين به برتري برسد و بالاتر از شطرنجبازان استراليايي و آمريکايي در مکان اول جهان قرار گيرد.
رقابت های شطرنج قهرماني رده هاي سني جهان با حضور يکهزار و 375 شطرنجباز از سراسر جهان در آنتالياي ترکيه برگزار شد.
گفتنی است، استان گیلان قطب برتر شطرنج کشوری می باشد.

نمایی از کاخ سردار امجد (ضرغام السلطنه ) در شهر هشتپر تالش
زمان: تیرماه ۱۳۸۴ خورشیدی
از: داوود خانی خلیفه محله
مصالح ساختمان کاخ قشلاقی سردار امجد از سنگ، آجر و عاروج تشکيل شده است تصريح کرد: سقف اين بنا نيز از لت پوش تشکيل شده است.
اين بنا داراي قوسهاي معروف به طاق رومي است که در دو طبقه ساخته شده است.
در دوره مظفرالدين شاه سردار امجد در اين کاخ حکمرانی میکرد. این عمارت تاریخی را می توان امروزه به عنوان نماد شهر تالش یاد کرد.

در حال حاضر سالانه افزون بر 22 میلیون مترمکعب فاضلاب صنعتی در گیلان تولید می شود که مهمترین آنها آلودگیهای نفتی، فلزات سنگین و شیرابه های زباله حاصل از فرآیند تولید کمپوست است.
| ورود مستقیم فاضلاب پنج شهر شهرستان رودبار و روستاهای این محور تهدیدی جدی بر حیات رودخانه سپیدرود است که باید مسئولان به این مهم نگاه ویژه ای داشته باشند. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، رودخانه سپیدرود اصلی، منبع تامین کننده آب آشامیدنی استان گیلان است و آلودگی این رودخانه اثرات مخربی در سلامت شهروندان دارد که مسئولان باید هرچه سریعتر نسبت به ساماندهی فاضلاب صنعتی، بیمارستانی، خانگی و کشاورزی شهرستان رودبار اقدام کنند. بررسی ها نشان می دهد از 160 رودخانه مهم کشور، میزان آلودگی ۷۰ رودخانه بسیار زیاد بوده که رودخانه سپید رود از جمله این رودخانه هاست. جمعی از کارشناسان و صاحبنظران بر این باورند که افزایش آلاینده های میکروبی و کشاورزی، تعادل زیستی رودخانه سپیدرود را که یکی از مهمترین آثار طبیعی ایران است به مخاطره انداخته است. آنان تاکید می کنند که رودخانه ها دارای ظرفیت خود پالایی معینی هستند و چنانچه آلودگی ورودی به رودخانه بیشتر از حد پذیرش آن باشد، مشکلات زیست محیطی در آن پایدار می شود. سپیدرود گسترده ترین حوزه آبریز شمال کشور و یکی از گنجینه های میراث طبیعی است که هر روز به نابودی بیشتر نزدیک می شود. اکوسیستم طبیعی رودخانه سپیدرود دچار تغییرات زیادی شده است در حال حاضر اکوسیستم طبیعی سپیدرود دچار تغییرات زیادی شده که علاوه بر خطر نابودی کامل رودخانه و گونه های متنوع آبزیان موجود در آن، اقتصاد و معیشت هزاران انسانی را که در حاشیه رودخانه سپیدرود زندگی میکنند نیز به خطر انداخته است. آلاینده هایی که وارد آب رودخانه سپید رود میشوند سرشار از مواد آلی و غیرآلی هستند که معمولا باعث افزایش جمعیت باکتریها و جلبکهای مزاحم می شوند که می توانند تعادل زیستی را در اکوسیستمهای رودخانه ای با خطر مواجه کنند. افزایش جمعیت باکتریها و جلبکها باعث افت شدید اکسیژن محلول در آب رودخانه سپیدرود شده و زمینه رشد موجودات بی هوازی را که گازهای سمی متان و هیدروژن سولفید تولید میکنند فراهم کرده که علاوه بر بوی تعفن شدید، مرگ این رودخانه را به همراه دارد. به دلیل پرجمعیت بودن جلگه مرکزی گیلان و عبور سپیدرود از این منطقه، سپیدرود حامل آلودگیهای شدید صنعتی و شهری است که متاسفانه بی توجهی به این اکوسیستم بی نظیر باعث نابودی بخش عظیمی از سپیدرود شده به طوریکه هماکنون سپیدرود از یک اکوسیستم فعال به یک اکوسیستم غیرفعال تبدیل شده است. نماینده مردم رودباردر مجلس هشتم در این باره گفت: به رغم پیگیری های انجام شده تاکنون حرکت مثبتی از سوی سازمان آب و فاضلاب شهری استان گیلان برای ساماندهی فاضلاب شهرستان رودبار انجام نشده است. صمد مرعشی افزود: ورود فاضلابهای صنعتی، خانگی، بیمارستانی و کشاورزی پنج شهر شهرستان رودبار به رودخانه سپیدرود که تامین کننده اصلی آب آشامیدنی استان گیلان است، ریخته می شود. وی ادامه داد: مشکل اساسی که مردم استان گیلان با آن دست و پنجه نرم می کنند معضل و مشکل بی رویه ورود فاضلاب به این رودخانه حیاتی استان است که باید توجهی ویژه شود. مسئولان کشوری و استانی به امر ساماندهی فاضلاب شهرستان رودبار توجهی ندارند مرعشی بیان داشت: بارها طی تذکرات کتبی به رئیس جمهور و وزیر نیرو در مجلس خواستار رفع این مشکل و معضل شده اما نتیجه ای در بر نداشته است. نماینده مردم رودبار یادآور شد: اختصاص اعتبار برای ساماندهی معضل فاضلاب حق مسلم مردم شهرستان رودبار و شهروندان گیلانی است. به هرحال فاضلاب و پسابهای مراکز صنعتی، کشاورزی و همینطور محلهای مسکونی از آلوده کننده های عمده آبهای زیرزمینی و آبهای سطحی به ویژه آبهای رودخانه ها، دریاها و دریاچه ها هستند. پتانسیل و ظرفیت اکسیداسیون آبها، یکی از معیارهای مهم آلودگی آنهاست. بطوریکه می دانیم اکسیژن محلول در آب، عامل اساسی زندگی و رشد حیوانات و گیاهان است. زندگی این موجودات بستگی به حداقل اکسیژن محلول در آب دارد. ماهی بیش از سایر جانداران و بی مهرگان در درجه دوم و باکتریها کمتر از تمام موجودات آبزی به اکسیژن محلول در آب نیاز دارند. در صورتی که مقدار اکسیژن محلول در آب کمتر از حداقل مجاز برای زندگی جانداران آبزی باشد، آن آب آلوده تلقی می شود. وجود مواد آلی در آب، موجب مصرف و تقلیل مقدار اکسیژن محلول می شود. غالب ترکیبات آلی موجود در آب دارای کربن هستند و فعل و انفعال مهمی در محیط آبی به کمک باکتریهای خاصی انجام می گیرد. فاضلابها و پسابها حاوی مقدار بسیار زیادی مواد آلی است. تقریبا آثار کلیه مواد مصرفی در زندگی اجتماعی و همینطور صنایع، در فاضلابها وجود دارد. تخلیه فاضلابها و پسابها در آبهای معمولی آنها را به سرعت آلوده می کند و این در واقع زاییده وجود مقادیر بسیار زیاد مواد آلی در فاضلابها و پسابهاست. تخلیه بی رویه پسابها در آبهای سطحی موجب مرگ حیوانات آبزی می شود تخلیه بی رویه و پسابهای صنعتی و همینطور غیرصنعتی و کشاورزی در آبهای سطحی، موجب مرگ و میر حیوانات آبزی به خصوص ماهیها می شود. از دیگر اثرات مهم این فاجعه تبدیل فعالیت باکتریهای آب از حالت هوازی یعنی توأم با مصرف اکسیژن به حالت بی هوازی و بدون نیاز به اکسیژن است. فعالیت باکتریهای بی هوازی، بوی زننده ای ایجاد می کند و قابل اشتعال و سمی خطرناک است. بطور کلی غالب محصولات از فعالیت باکتریهای بی هوازی برای زندگی دیگر موجودات به خصوص موجودات آبزی، مضر است. شوینده ها از مهمترین و شناخته شده ترین مواد شیمیایی هستند که در ابعاد وسیعی مصرف عمومی دارند و به علل مختلف ایجاد آلودگی می کند. مهمترین عوامل ضرورت عدم تخلیه فاضلابهای صنعتی به آبهای جاری و زیرزمینی اسید یته آزاد، مواد قلیایی قوی، غلظت زیاد مواد محلول، چربی و روغن، فلزات سنگن و مواد سمی، گازهای بدبو و سمی، مواد رادیو اکتیو، مواد معلق، رنگ، بو، ازدیاد د ما، وجود میکرو ارگانیسمهای بیماری زاست. راه اندازی سیستمهای تصفیه فاضلاب تنها راه رهایی از بحرانهای آلودگی محیط زیست است مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان نیز راه اندازی سیستمهای تصفیه فاضلاب در مرکز استان و شهرستانها را تنها راه رهایی از بحرانهای آلودگی محیط زیست و مانع از ورود مستقیم فاضلابهای انسانی به رودخانه ها و سایر اکوسیستمهای آبی دانست. کامران زلفی نژاد افزود: میزان بالای بارشها و بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی در این استان موجب نشر و پایداری انواع آلودگی ها در سطح منطقه می شود. وی اظهار داشت: متاسفانه به دلیل ورود سالانه 75 میلیون مترمکعب فاضلاب شهری و 60 میلیون مترمکعب فاضلاب روستایی به رودخانه ها میزان این مواد تاثیر منفی بر روی آب می گذارد. همچنین گاهی میزان آلایندگی پسابهای حاصل از فعالیت صنایع به 10 تا 100 برابر حد استاندارد می رسد. مدیرکل محیط زیست گیلان از ساخت و تکمیل سیستمهای تصفیه فاضلاب در مرکز استان و شهرستانها به عنوان اولویت طرحهای عمرانی منطقه نام برد و تاکید کرد: شتاب بخشیدن در اجرای این طرحها به عزم ملی نیاز دارد. وی ادامه داد: در حال حاضر سالانه افزون بر 22 میلیون مترمکعب فاضلاب صنعتی در گیلان تولید می شود که مهمترین آنها آلودگیهای نفتی، فلزات سنگین و شیرابه های زباله حاصل از فرآیند تولید کمپوست است. سامانه جمع آوری فاضلاب واحدهای صنعتی در شهرک صنعتی لوشان ایجاد شد فرماندار شهرستان رودباردر ادامه با اعلام اینکه ساماندهی فاضلاب شهرهای شهرستان رودبار امری حیاتی است و باید در اولویت اجرای برنامه ها قرار گیرد، گفت: تمامی پسابهای صنعتی، منازل شخصی و بازار به رودخانه سپیدرود که تامین کننده اصلی آب آشامیدنی استان گیلان است ریخته و باعث آلودگی آب می شود. ناصر مردانپورهمچنین از ایجاد سامانه جمع آوری فاضلاب واحدهای صنعتی مستقر در شهرک صنعتی لوشان خبر داد و اظهار داشت: بخش مهمی از فاضلاب واحدهای صنعتی مستقر در شهرک صنعتی لوشان از این طریق جمع آوری می شود ولی در خارج از شهرک صنعتی هرچند پیگیرهای محیط زیست انجام می گیرد اما این مشکل همچنان وجود دارد. وی ادامه داد: متاسفانه پسابها و فاضلابها تمام شهرهای رودبار، منجیل، رستم آباد، توتکابن و روستاهای محور به رودخانه سپیدرود ریخته می شود که از دغدغه های بزرگ و مهم مسئولان استانی و محلی است. فرماندار رودبار با بیان اینکه طرح فاضلاب شهرهای رودبار، منجیل و لوشان آماده شده است، اظهار امیدواری کرد با تامین اعتبار بتوان این مشکل اساسی را رفع کرد. به هرحال رودخانه سپیدرود بزرگترین رودخانه سواحل جنوبی دریای خزر است که از کوه های چهل چشمه کردستان و آذربایجان سرچشمه گرفته و در تامین آب آشامیدنی و مشروب کردن زمینهای کشاورزی استان گیلان نقش بسزایی دارد از اینرو مسئولان باید با اجرای طرحهای اصولی مانع ورود بی رویه انواع فاضلاب به این بستر آبی مهم باشند. |
|
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان گفت: استان گیلان با 60 هزار هکتار باغ صنوبر بیشترین صنوبر کاری کشور را دارد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در رشت، رسول محمدی ظهر پنجشنبه در جمع مسئولان افزود: در هر دوره پنج تا هفت ساله تولید می توان از هر هکتار باغ صنوبر بطور میانگین 140 متر مکعب چوب به ارزش 200 میلیون ریال برداشت کرد. وی با اعلام اینکه شهرستان صومعه سرا با 17 هزار و 750 هکتار صنوبر کاری بیشترین سطح زیر کشت صنوبر کشور را دارد، ادامه داد: مازندران و گلستان پس از گیلان در رتبه های بعدی تولید صنوبر قرار دارند. عضو کمیسیون مجمع ملی صنوبر کشور و صنوبر کار نمونه کشوری نیز گفت: از مجموع 60 هزار هکتار باغ های صنوبر گیلان، 40هزار هکتار مربوط به بخش خصوصی و بقیه مربوط به منابع طبیعی و آبخیزداری این استان است. احمد مولایی سطح زیر کشت صنوبر در 11 استان کشور را 150 هزار هکتار عنوان و افزود: خاستگاه صنوبر مناطق شمالی کشور است ولی از یک دهه گذشته در مناطق غربی و مرکزی کشور نیز صنوبر کاشته می شود. وی همچنین کاهش قطع درختان جنگلی، تامین چوب مورد نیاز صنایع چوب و محصولات چوبی و ایجاد اشتغال از مهمترین مزیتهای زراعت صنوبر است. |

از: داوود خانی خلیفه محله
لنگرود، صبح روز دوشنبه 18 آبان ماه 1388 خورشیدی
امروز صبح، برای انجام کاری به شهر لنگرود رفته بودم و جایی که کار داشتم، هنوز باز نشده و این بهانه یی بود برم کنار پل خشتی لنگرود و چند قطعه عکس یادگاری ازش بندازم.
عکسی را که در زیر مشاهده می کنید، دقیقاً ساعت 8 و 18 دقیقه صبح رو نشون می ده که پیرزنی در حال نفس چاق کردن و به اصطلاح قدیمی های محلی ( چُـم زئن ) بر روی حفاظ آجری ضلع جنوب غربی پل خشتی می باشه.
خودِ پل، تاریخی؛ خانه های ضلع غربی یل نیز قدیمی و پیرزن در تصویر نیز کهنسال و البته عمر عکس گرفته شده و در وبلاگ گیلانیکا جدید و کمتر از چهار ساعتشه.
یاد روزگاران پر نشاط لنگرود گرامی بادا!